
فرهاد سلمانپور ظهیر در حد فاصل سالهای ۱۳۷۶ الی ۱۳۸۸ یکی از نیروهای فعال و ویژه سپاه شمال غرب تهران (ناحیه مقاومت بسیج قدس) بوده است به نحوی که طبق اسناد و مدارک موجود با وجود سن و سال کم مسئولیت های مهمی در رابطه با نهاد انقلابی بسیج داشته است، که از جمله آن مسئولیت ها می توان به معاونت اطلاعات ستاد فرماندهی حوزه ۱۰۳ جماران، مسئول عملیات گردان ۱۲۳ عاشورا، رئیس دفتر فرمانده حوزه مقاومت ۱۰۳ جماران، مربی آموزش های نظامی و نماینده حفاظت اطلاعات سپاه شمالغرب تهران در ستاد فرماندهی ۱۰۳ جماران و چندین مسئولیت دیگر اشاره کرد.
فرهاد ظهیر زمانیکه بعنوان نماینده حفاظت اطلاعات سپاه شمالغرب تهران در ستاد ۱۰۳ جماران که حدود ۳۰ پایگاه بسیج را تحت کنترل و فرماندهی خود داشت، معرفی می گردد و طبق اختیارات محوله یکی از وظایف کاری اش در کسوت نماینده حفاظت اطلاعات سپاه، پیشگیری و رسیدگی به تخلفات بسیجیان حوزه استحفاظی ستاد ۱۰۳ جماران بود و در آن مقطع بود که جرقه های اختلاف نظر و بدبینی اش نسبت به برخی از نیروها و حتی مسئولین رده های مختلف سپاه و بسیج در ذهنش نقش می بندد که بر طبق اسناد آرشیوی خودش، در طول مدت مسئولیت نمایندگی حفاظت اطلاعات، در رابطه با تخلفات متعدد و مکرر عده ای از بسیجیان به فرمانده وقت حفاظت و اطلاعات سپاه شمالغرب تهران (سرتیپ ۲ پاسدار حسین رستگار) گزارش های مکرر می دهد و در خصوص تخلفاتی همچون حمل سلاح گرم کمری و تجهیزات نظامی غیر مجاز و همچنین ایجاد مزاحمت های مکرر برای مردم بعنوان مامور و ده ها مورد رفتار خارج از ظوابط آنان اطلاع رسانی می کرد، اما همواره با نبود اراده برای مبارزه با آنگونه تخلفات از سوی مسئولین ذیربط مواجه می شد.
فرهاد ظهیر از نظر شغلی و جدای از فعالیت های مرتبط با بسیج در سال ۱۳۸۰ در نمایندگی ولی فقیه مستقر در منطقه مقاومت کل بسیج استان تهران و در نزد حجت الاسلام حیدر مصلحی (که بعدها در کابینه دوم محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر اطلاعات منصوب می شود) بصورت قراردادی مشغول بکار می شود و سپس در سال ۱۳۸۳ به سفارش داوود احمدی نژاد (برادر محمود احمدی نژاد) به نزد آقای غرقی رئیس وقت سازمان بازرسی شهرداری تهران، جهت فعالیت در آن حوزه می رود و با حکم وی بعنوان بازرس ویژه کل مناطق شهرداری تهران منصوب می شود که بعدها نیز با انتخاب محمود احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور، غرقی و داوود احمدی نژاد به ترتیب بعنوان رئیس مرکز رسیدگی به شکایات مردمی نهاد ریاست جمهوری و بازرس ویژه رئیس جمهور منصوب می گردند.
سلمان پور نیز از لحاظ شغلی از شهرداری تهران به نهاد ریاست جمهوری وبه نزد داوود احمدی نژاد منتقل می شود و سال ها در ریاست جمهوری مشغول به کار بود تا اینکه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که با حکمی از طرف شورای نگهبان بعنوان ناظر انتخابات در حوزه انتخابی تهران، منصوب می گردد. در جریان اعلام نتایج آرا و در خصوص مهندسی آرا و تقلب های گسترده مشکوک می شود و بهمین دلیل با اتمام انتخابات و ملتهب شدن وضعیت عمومی جامعه نه تنها که به فراخوان نیروهای بسیجی در غالب گردان های عاشورا به جهت سرکوب معترضین بی اعتنایی می کند و در آن روزها از غایبان بزرگ نیروهای گردان ۱۲۳عاشورا به شمار می رود.
در بحث های سیاسی رایج در جمع برخی از دولتمردان و سیاسیون، بارها به حقانیت مردم معترض به نتایج انتخابات تاکید و اظهار نظرهایی برخلاف انتظار ارائه می کند، به نحوی که بعدها پس از بازداشت فرهاد بسیاری از همکارانش با ابراز خوشحالی از وی بعنوان شخصی که نمک خورده و نمکدان را شکسته بود یاد می کنند.
فرهاد ظهیر در یک عملیات غافلگیرانه در نیاوران، مقابل منزلش دستگیر و پس از حمله وحشیانه به داخل خانه جهت بازرسی منزل به بند ۲۰۹ و ۲۴۰وزارت اطلاعات در بازداشتگاه اوین منتقل و در آنجا ماه ها بصورت ممنوع الملاقات و ممنوع التماس مورد شدیدترین بازجویی های فنی و شکنجه های فجیه جسمی قرار می گیرد، بطوریکه یکبار نیز کتف راست او در اثر شکنجه شکسته و در بیمارستان قمر بنی هاشم وزارت اطلاعات و بهداری بند ۲۰۹ امنیتی بستری و مداوا می شود.
بازجوی فرهاد حتی یکبار نیز برای اعتراف گرفتن متوصل به یکی از غیر انسانی ترین روش های شکنجه، تحت عنوان شکنجه های سفید می شود و با سوء استفاده از ممنوع بودن ملاقات و تماس فرهاد که کوچکترین خبری از خانواده خود نداشت با اعلام خبر دروغین که مادر فرهاد فوت شده است و تنها در صورت همکاری و اعتراف امکان حضور تحت الحفظی در مراسم خاکسپاری را خواهد داشت، از او می خواهند تا در مقابل دوربین بر طبق دلخواه آنها پاسخ دهد. آنها حتی خواهر فرهاد (افروز ظهیر) را که کارمند صدا و سیمای جمهوری اسلامی با بیش از ۱۷ سال سابقه کار در امور دبیر خبر و مدیر دوبلاژ بوده است، به بهانه ارتباط داشتن با فعالان حقوق بشری در راستای پیگیری پرونده برادرش از کار اخراج می کنند و از همین مقطع بود که بعلت رسانه ای شدن موضوع حتی خانواده فرهاد نیز متحمل هزینه های گزافی می شوند و لذا بنابه درخواست فرهاد ظهیر از داخل زندان امر خبر رسانی توسط فعالان حقوق بشری در باره وضعیتش متوقف و در سکوت خبری کامل فرو می رود.
مدتی پس از آن پرونده اش با صدور کیفر خواست از دادسرای ویژه جرایم امنیتی شهید مقدس به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارسال می شود و جلسه دادگاه به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار می گردد. در آن جلسه نیز زمانیکه فرهاد ظهیر در حال دفاع از اتهامات خود بوده متوجه می شود که قاضی صلواتی بدون آنکه به دفاعیاتش گوش کند و قبل از آنکه صحبت هایش تمام شود، شروع به نوشتن حکم کرده است که در آن لحظه به این عمل قاضی معترض شده و با اخراج قاضی صلواتی از اتاق دادگاه مواجه می گردد.
فرهاد سلمانپور با اتهامات«اقدام علیه امنیت ملی به ۱۲ سال حبس و ۲۰ سال تبعید به چرداول و شیروان، افشای اسناد محرمانه امنیتی(اسناد دارای ارزش طبقه بندی مربوط به سپاه پاسداران) ۱۰ سال حبس و انفصال دائم از خدمات و مشاغل دولتی و محرومیت دائمی از حق عضویت در نهاد های انقلابی، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ۳ سال و چهار ماه حبس و محرومیت از حق استفاده از مرخصی در طول کل ایام حبس و توهین به رهبری یکسال حبس» محکوم گردید.
فرهاد سلمانپور روز شنبه ۹ مرداد ماه ۱۳۹۵ پس از گذراندن دوران مرخصی و بازگشت به زندان بدون اعلام هرگونه دلیلی از بند هشت به بند هفت زندان اوین منتقل شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر