۱۳۹۶ مهر ۲۸, جمعه

عفو بین الملل خواستار اقدام فوری برای نجات جان محمد نظری ، زندانی اعتصابی شد



 سازمان عفو بین الملل که مقر آن در لندن است امروز با انتشار بیانیه ای خواستار اقدام فوری برای نجات جان محمد نظری ، زندانی اعتصابی که بیش از ۸۰ روز است در اعتصاب غذا به سر می برد شد. این سازمان محمد نظری را زندانی توصیف کرد که به خاطر فعالیت سیاسی به صورت غیر عادلانه ای از ۲۴ سال پیش در زندان به سر می برد.
به گزارش هرانا، عفو بین الملل در این بیانیه گفته است “ زندانی عقیدتی ، محمد نظری که بیش از دو دهه است به طور غیر قانونی در زندان به سر می برد به شدت بیمار است و به درمان خارج از زندان نیاز دارد. او از ۳۰ ژوئیه (۹ تیرماه ۹۶) با درخواست آزادی از زندان دست به اعتصاب غذا زده است. محمد نظری باید بلافاصله و بدون قید و شرط آزاد شود.”
به گفته این نهاد سلامت زندانی عقیدتی ، محمد نظری ۴۶ ساله که نیمی از عمر خود را در زندان سپری کرده است به علت اعتصاب غذای طولانی مدت به طور جدی به وخامت گذاشته است.
سازمان عفو بین الملل می گوید محمد نظری از ۹ تیرماه در اعتراض به وضعیت حقوقی خود و حبس ناعادلانه ای که در یک روند قضایی عاری از عدالت به او صرفا به دلیل فعالیت های صلح آمیز در چارچوب اهداف سیاسی حزب دموکرات کردستان ایران تحمیل شده دست به اعتصاب غذا زده.
بیانیه مذکور می افزاید “آقای محمد نظری در مدت اعتصاب ۲۵ کیلوگرم از وزن خود را از دست داد، فشار خون او بارها افت کرده و از لحاظ فیزیکی بسیار ضعیف شده است به طوریکه حتی نمیتواند راه برود یا صحبت کند. او همچنین از بیماری قلبی رنج می برد بطوریکه پزشکان زندان از مدتها قبل تاکید کرده اند این زندانی نیاز به رسیدگی پزشکی در مراکز تخصصی خارج از زندان دارد با اینحال مسئولان این توصیه ها را عموما نادیده گرفته اند. روز ۲۷ مهرماه (۱۹ اکتبر) این زندانی به دلیل شرایط وخیم پزشکی به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شد اما بعد از گذشت یک شب بدون دریافت درمان مناسب به زندان بازگردانده شد.
محمد نظری گفته است تا زمان مرگ به اعتصاب خود ادامه خواهد داد مگر اینکه مقامات به درخواست های مکرر او برای بررسی منصفانه پرونده ترتیب اثر بدهند.”
در توضیح سوابق و زمینه های محکومیت محمد نظری، عفو بین الملل در بیانیه ای که امروز نسخه ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفت آورده که محمد نظری در ۲۳ سالگی در اردیبهشت ماه ۱۳۷۳ توسط ماموران سپاه پاسداران در بوکان از توابع استان آذربایجان غربی دستگیر شد. او برای بیش از یک ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه سپاه پاسداران و سپس وزارت اطلاعات نگهداری شد. آقای نظری می گوید در این دوره مورد شکنجه قرار گرفته است از جمله تهدیدات علیه خواهر او. او برای اعتراف به دخالت در ترور عناصر نزدیک به سپاه پاسداران تحت فشار بود در حالی که هیچ سندی علیه او وجود نداشت.
سازمان عفو بین الملل باور دارد این اتهامات ساختگی بوده و دلیل اصلی بازداشت محمدنظری فعالیت ها و باورهای سیاسی او بوده.
چند ماه پس از بازداشت، آقای نظری بدون داشتن وکیل در دادگاهی به مدت ۳۰ دقیقه محاکمه و نهایتا بر اساس اعترافات اجباری اخذ شده، به اتهام “محاربه” به اعدام محکوم شد. در سال ۷۸ حکم اعدام نظری به حبس ابد تبدیل شد.

لطفا به فارسی یا انگلیسی یا زبان های دیگر برای مقامات ایرانی نامه ای بنویسید و درخواست کنید:

*بلافاصله و بدون فید و شرط محمد نظری را آزاد کنید زیرا او یک زندانی عقیدتی است که صرفا برای فعالیت های غیرخشونت آمیز خود بر اساس اصل آزادی بیان و سمپاتی حزب دموکرات کردستان ایران محکوم شده است.
*اطمینان حاصل کنید از اینکه محمدنظری دسترسی فوری و منظم به مراقبت های تخصصی پزشکی در خارج از زندان دارد.
لطفا درخواست های خود را تا قبل از ۱ دسامبر ۲۰۱۷ به این گیرندگان بفرستید:
رئیس قوه قضاییه
آیت الله صادق لاریجانی
دفتر روابط عمومی
ساختمان شماره ۴، ۲ تقاطع خیابان عزیزی
تهران، جمهوری اسلامی ایران
دادستان کل تهران
عباس جعفری دول آبادی
دفتر دادستان
نبش میدان ۱۵ خرداد
تهران، جمهوری اسلامی ایران
و کپی به:
معاون حقوق بشر و امور بین الملل، وزارت دادگستری
محمود عباسی، شماره ۱۶۳۸، خیابان ولی عصر، تهران
جمهوری اسلامی ایران
ایمیل: dr.abbasi@sbmu.ac.ir
همچنین کپی ها را به نمایندگان دیپلماتیک معتبر به کشور خود ارسال کنید.

خودکشی یک پزشک زن در سنندج



روز پنجشنبه ۲۶ مهرماه یک پزشک در سنندج با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، یک زن ۳۵ ساله روز پنجشنبه ۲۶ مهرماه با خوردن قرص یه زندگی خود پایان داد.
هویت این زن از سوی شبکه حقوق بشر کردستان «آروز قبادی» احراز شده است.
وی مادر سه کودک و پزشک بوده است.
تا کنون از دلایل دقیق خودکشی وی اطلاعی به دست نیامده است.
به گفته کارشناسان و فعالان در زمینه زنان، نبود قوانین روشن و صریح و نیز کمبود مراکز ویژه برای پشتیبانی از زنان و دختران آسیب دیده از عوامل افزایش خودکشی و خودسوزی در میان زنان می‌باشد.

تداوم بی‌ خبری از وضعیت نوکیش مسیحی محمدعلی ترابی در دزفول



در حالی نزدیک به دو هفته از بازداشت این نوکیش مسیحی می گذرد که ماموران امنیتی پیشتر به وی گفته بودند که پس از پنج روز آزاد خواهد شد .اما تاکنون اطلاع دقیقی از وضعیت و محل نگهداری وی در دسترس نیست. همچنین خانواده ترابی علیرغم تلاشها و بنا به دلایل امنیتی نتوانستند در شهر زادگاهش وکیلی برایش پیدا کنند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از محبت نیوز، با گذشت نزدیک به دو هفته از بازداشت « محمدعلی ترابی » از نوکیشان مسیحی شهر دزفول ، خانواده و بستگان او هنوز از محل بازداشت وی و اتهاماتش بی‎خبرند و پیگیری‌های آنها از مراجع قضایی بی‎نتیجه مانده است.
محمدعلی ترابی نوکیش مسیحی ۳۹ ساله ظهر سه‏ شنبه ۱۸ مهر ماه ۱۳۹۶ در محل کارش در منطقه «قلعه سید» دزفول توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد که پیش‏‌بینی می‎شود اداره اطلاعات شهر اهواز باشد.
گرچه محل دقیق این مرکز مشخص نیست، اما گفته می‎شود، پادگانی دور افتاده حوالی منطقه‎ی «چهار شیر» اهواز در جاده‌‏ی منتهی به فرودگاه باشد. این مرکز متعلق به اطلاعات سپاه است و گفته می‏شود که چندین سلول انفرادی دارد و بازداشت ‏شدگان پیش از این به این محل منتقل می‌شدند.
منابع آگاه گزارش دادند که چند روز پیش به ترابی گفته‎اند که بعد از پنج روز آزاد می‌شود، اما با پایان یافتن این مدت به دستور بازجو بازداشت وی بدون هیچ دلیلی تمدید شده است.
در حال حاضر نزدیک به دو هفته از بازداشت او گذشته و تنها یک بار اجازه تماس با خانواده خود را پیدا کرده است.
خانواده آقای ترابی در دزفول نتوانستند برای او وکیل پیدا کنند و هیچ شخصی وکالت او را قبول نکرده، بنابراین مجبور شدند به اهواز بروند و از آنجا برای گرفتن وکیل اقدام کنند!
خانواده این نوکیش مسیحی روز پنجشنبه برگه وکالت را به ستاد خبری اطلاعات اهواز برده‌اند، ولی به آنها گفته شده که روز شنبه مراجعه کنند.
منابع نزدیک به خانواده ترابی می‌گویند وی به اتهام تبلیغ و ترویج مسیحیت بازداشت شده است.
حکومت مذهبی جمهوری اسلامی حضور فارسی زبانان در “کلیساهای رسمی” را از سال ۲۰۱۲ ممنوع اعلام کرد. از این‌ رو نوکیشان مسیحی مجبور به تجمع در گروه‌های غیر رسمی مانند “کلیسای خانگی” می باشند.
از دیدگاه حکومت و مقامات امنیتی این تجمع‌ها غیرقانونی محسوب می‌شوند و غالبن مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار می‌گیرند. مسئولان و اعضای کلیساهای خانگی عمدتن پس از بازداشت با اتهاماتی چون “اقدام علیه امنیت ملی از طریق راه‌اندازی کلیساهای خانگی و تبلیغ و ترویج مسیحیت” مواجه می‌شوند.

علیرضا گلی‌ پور از ۸ روز پیش در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می برد



 وکیل علیرضا گلی پور ، زندانی امنیتی با تایید اعتصاب غذای موکل خود گفت این زندانی از ۸ روز پیش در اعتصاب غذا به سر می برد. آقای گلی پور به عدم اعمال نظر پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل کیفر معترض است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، آزیتا قره‌بیگلو وکیل علیرضا گلی‌ پور امروز جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، با تائید خبر اعتصاب غذای موکل خود به گزارشگر هرانا گفت: “علیرضا امروز هشتمین روز است که در حال اعتصاب غذا است”.
خانم قره‌بیگلو افزود “علیرضا گلی‌پور از مشکلات جسمانی زیادی رنج می برند، از جمله مشکل قلب، کبد و درحال حاضر خونریزی داخلی دارند”.
این وکیل دادگستری آخرین وضعیت موکل خود را بدین شرح توصیف کرد: “٧ کیلو وزن کم کرده است و ۵ درجه هم افت فشاره دارد”.

به گفته وکیل آقای گلی‌پور، این زندانی طبق قوانین و آنچه که پزشک قانونی گفته است مشمول حکم عدم تحمل کیفر می شود اما چون این امر محیا نشده است این زندانی اقدام به اعتصاب غذای اعتراضی کرده است.

پیشتر آزیتا قره‌بیگلو در گفتگوییگفته بود که عدم تحمل کیفر گلی‌پور توسط پزشکی قانونی تایید و به دادستانی ارسال شده است.
علیرضا گلی‌پور، عضو بنیاد ملی نخبگان کشور و دانشجوی دکتری رشته مهندسی برق در آلمان، از سال ۹۱ به خاطر جرائم امنیتی در زندان اوین بوده است.

گزارشی از آخرین وضعیت محمد نظری ؛ وخامت حال و انتقال به بیمارستان



طی روزهای گذشته محمد نظری که بیش از هشتاد روز است در اعتصاب غذا به سر می‌برد، به دلیل وخامت حال با برانکارد از رجایی شهر به بیمارستان منتقل شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۲۶ مهرماه محمد نظری در پی کاهش شدید دمای بدن به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شده اما بهداری به دلیل وخامت حال این زندانی عقیدتی از پذیرش او خودداری کرده و مسئولان زندان وی را به بیمارستان انتقال داده‌اند.
پیش از این نیز بهداری زندان خواستار انتقال آقای نظری به بیمارستان شده بود اما مسئولان اعزام وی را ملزم به استفاده از دستبند و پابند کرده بودند؛ این زندانی عقیدتی در پاسخ عنوان کرده بود: «من اصلاً نمی‌خواهم به بیمارستان بروم برای اینکه من الان حتی توانایی تحمل وزن بدن خودم را ندارم و شما می‌خواهید دستبند و پابند هم به من بزنید؟»
گفتنی است که روز سه‌شنبه ۲۵ مهرماه یکی از بازجویان وزارت اطلاعات در ملاقات با محمد نظری گفته است: «آیا کسی را به عنوان ضامن تنی (خانوادگی) دارد که ضمانتش را بکند تا آزادش کنند؟» محمد نظری به او گفته است: «من کسی را ندارم و اعضای خانواده‌ام فوت کرده‌اند.» بازجوی اطلاعات هم در پاسخ داده که «اگر کسی را نداری، ما نمی‌توانیم آزادت کنیم.»
بازجو همچنین از محمد نظری خواسته است که اعتصاب غذایش را بشکند و گفته است که «اعتصاب غذای تو هیچ تأثیری در وضعیت تو ندارد. تو می‌میری و دو سه روز سایت‌ها و رسانه‌ها درباره‌ات حرف می‌زنند و بعد هم تمام می‌شود. پس بهتر است اعتصابت را بشکنی. اما اگر اعتصابت را ادامه بدهی، می‌میری و آخرش هم هیچ!»
محمد نظری، زندانی سیاسی، ۲۴ سال است که بدون یک روز مرخصی در زندان نگهداری می‌شود و با درخواست اعمال ماده ۱۰ آیین دادرسی در پرونده‌اش در مردادماه به اعتصاب غذای اعتراضی زندانیان سیاسی رجایی شهر پیوست؛ اعتصاب وی تا به امروز به اعتصاب خود ادامه داده است.
محمد نظری، متولد ۱۳۵۰، در سال ۱۳۷۳ در بوکان به اتهام همکاری احزاب کرد بازداشت و در دادگاه ارومیه توسط قاضی جلیل زاده محکوم به اعدام شد. این حکم در سال ۷۸ به حبس ابد تقلیل یافت. وی محکومیت خود را بر اساس اعترافات دروغین اخذشده تحت شکنجه دانسته و اعلام داشته در هیچ تروری نقش نداشته است.
محمد نظری در مدت ۲۴ حبس خود، طی نامه‌های متعددی به سه رییس قوه قضاییه ایران، خواهان اعاده دادرسی شده اما تاکنون هیچ پاسخی نگرفته است.

بازداشت نه شهروند بهایی در کرمانشاه از سوی نیروهای امنیتی


عکس ‏‎Bahainews‎‏

دستکم ۹ شهروند بهایی ساکن کرمانشاه صبح روز چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ از سوی مأمورین امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، پیمان قیامی ، عزت‌الله شهیدی ، فروزان امینی ، کامبیز مرادی پور ، سپیده احراری ، امرالله اسلامی ، نعمت‌الله شادابی ، سینو رسولی و امیر کدیور روز چهارشنبه ۲۶ مهر از سوی مأمورین امنیتی در منزلشان بازداشت شدند.
نیروهای امنیتی ضمن بازداشت این شهروندان محل زندگی آنان مورد تفتیش کامل قرار داده‌اند.
یک منبع مطلع به پیام نیوز گفته است: «هنوز از دلایل بازداشت این نه شهروند بهایی اطلاعی در دست نیست و همچنین احتمال می‌رود این افراد را به بازداشتگاه وزارت اطلاعات کرمانشاه منتقل کرده باشند.»
لازم به ذکر است که سپیده احراری در حالی بازداشت شده که وی در دوران بارداری است و شرایط بازداشت و استرس برای وی بسیار مشکل‌زا می‌باشد.
عزت‌الله شهیدی و فرزوان شهیدی پدر و مادر ایقان شهیدی یکی از زندانیان عقیدتی سابق هستند که فرزند آنان به مدت پنج سال در زندان رجایی شهر محبوس بوده است.
همچنین تعدادی دیگر از بازداشت‌شدگان اخیر پیشتر نیز بازداشت شده بودند.
هزاران نفر از پیروان آیین بهایی پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی زندانی، شکنجه یا اعدام شده‌اند. بسیاری دیگر از پیروان این آئین نیز از سایر حقوق اجتماعی و اقتصادی خود همچون حق تحصیل یا کار محروم شده‌اند.

آبادان ؛ بازداشت یک دختر پانزده ساله از سوی وزارت اطلاعات



طی روز های گذشته یک دختر ۱۵ ساله اهل آبادان در دبیرستان محل تحصیل خود از سوی نیروهای اطلاعات بازداشت شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۲۶ مهرماه نیروهای امنیتی مائده شعبانى نژاد (عمورى) را بازداشت و به اداره اطلاعات شهر آبادان منتقل کردند.
مائده متولد سال ۱۳۸۱ است و تا کنون از وضعیت وی و اتهام او اطلاعی به دست نیامده است.
گفته می شود پدر این شهروند ۱۵ ساله از فعالین سیاسی شهر آبادان است.

۱۳۹۶ مهر ۲۷, پنجشنبه

نامه محمد نظری پس از ۸۱ روز اعتصاب غذا « بی‌ کس‌ ترین زندانی این شهرم!.»



محمد نظری ، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر که با درخواست اعمال ماده ۱۰ آیین دادرسی در پرونده‌اش دست به اعتصاب غذا زده ، در هشتاد و یکمین روز از اعتصاب خود از همگان درخواست کمک کرده و گفته است « کمک کنید صدایم شنیده شود که اکنون چیزی جز مرگ برای رها شدن از این عذاب زندان و اعتصاب برایم نمانده است.»
متن نامه این زندانی سیاسی که برای انتشار در اختیار تارنگار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، در پی می‌آید:
«آهای مردم
بی‌کس‌ترین زندانی این شهرم! شهری که با نام زندانش عجین شده است، با عجایب، شهری که ۸۱ روز از اعتصابم می‌گذرد اما هیچ گوش شنوا و دست یاری‌دهنده‌ای از آن برای من نمانده است.
محمد نظری هستم، ۲۴ سال است که در پشت میله‌های زندان از مهاباد و ارومیه تا همین زندان رجایی شهر و هر روزبی‌کس‌تر از روز پیشش و تنهاتر شده‌ام. پدر و مادر و برادرم رهسپار گورستان بوکان شده‌اند و جز شما مردم کسی را ندارم. ۸۱ روز از اعتصابم می‌گذرد. اعتصابی برای خواسته‌ای ساده. خواسته‌ام نه آزادی و نه مرخصی بلکه اجرای قانون است. قانونی که با اجرای آن ۴ سال و نیم پیش باید آزاد می‌شدم ولی دست‌های نامریی قدرت و امنیت از اجرای این قانون (مواد ۱۰ و ۹۹ و ۱۲۰ و ۷۲۸ از قانون مجازات اسلامی جدید) درباره من جلوگیری می‌کنند. حال پس از ۲۴سال زندان و در عین تنهایی و بی‌کسی هیچ راه دیگری جز اعتصاب برایم نمانده است.
کجایید مردم؟
مرا به خاطر بی‌کسی‌ام به حال خود مگذارید. فرق من با آرش صادقی که بیش از ۷۰ روز گرسنگی کشید در چیست جز این‌که که او پدر و همسری داشت و شما مردم را، اما من هیچ‌کسی ندارم. پدر، مادر و برادرم که سال‌هاست در گورستان بوکان خوابیده‌اند و مرا اگر دست یاری گری باشد شمایید که تنها تکیه‌گاه و امیدم هستید.
مرا کمک کنید، کمک کنید صدایم شنیده شود که اکنون چیزی جز مرگ برای رها شدن از این عذاب زندان و اعتصاب برایم نمانده است.
کمکم کنید برای رسیدن به حق قانونی آزادی که از من دریغ کرده‌اند. جز این اگر باشد بر اعتصابم می‌مانم تا با مرگ رهسپار گورستان بوکان شوم که جز آنجا هیچ جایی و هیچ کسی برایم نمانده است.
محمد نظری
چهارشنبه ۲۶ مهر
زندان رجایی شهر»
محمد نظری، زندانی سیاسی، ۲۴ سال است که بدون یک روز مرخصی در زندان نگهداری می‌شود و با درخواست اعمال ماده ۱۰ آیین دادرسی در پرونده‌اش در مردادماه به اعتصاب غذای اعتراضی زندانیان سیاسی رجایی شهر پیوست؛ اعتصاب وی تا به امروز به اعتصاب خود ادامه داده است.
محمد نظری، متولد ۱۳۵۰، در سال ۱۳۷۳ در بوکان به اتهام همکاری احزاب کرد بازداشت و در دادگاه ارومیه توسط قاضی جلیل زاده محکوم به اعدام شد. این حکم در سال ۷۸ به حبس ابد تقلیل یافت. وی محکومیت خود را بر اساس اعترافات دروغین اخذشده تحت شکنجه دانسته و اعلام داشته در هیچ تروری نقش نداشته است.
محمد نظری در مدت ۲۴ حبس خود، طی نامه‌های متعددی به سه رییس قوه قضاییه ایران، خواهان اعاده دادرسی شده اما تاکنون هیچ پاسخی نگرفته است.

رئیس زندان رجایی شهر « ممنوعیت‌ها و محرومیت‌هایی که در زندان به وجود می‌آید از طرف وزارت اطلاعات است.»



زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر همچنان از بسیاری از حقوق خود محروم‌اند و علیرغم تغییر مدیریت زندان تا کنون اقدامی برای بهبود وضعیت آنان صورت نگرفته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران ، غلامرضا ضیایی ، سرپرست جدید زندان رجایی شهر ، به زندانیان سیاسی اعلام داشته که « بسیاری ممنوعیت ها و محرومیت هایی که در زندان به وجود می‌آید از طرف وزارت اطلاعات است و در این زمینه کاری از دست سازمان زندان‌ها برنمی آید.»
این درحالی است که زندانیان سیاسی این زندان علاوه بر محدودیت های موجود، در شرایط نامساعد و غیربهداشتی نیز به سر می‌برند؛ این زندانیان به دلیل کمبود جا، نامناسب بودن هوای سلول‌ها و عدم  وجود امکانات در راهرو بند اسکان‌یافته‌اند و مدیریت جدید زندان تا کنون اقدامی برای بهبود وضعیت موجود انجام نداده است.
از سویی دیگر مدیریت جدید زندان رجایی شهر زندانیان بهائی را به قسمتی انتقال داده که در زندان به «فرعی» معروف است و عموماً برای تنبیه و مجازات زندانیان خاطی، ساخته شده است اما سرپرست جدید این انتقال به عنوان امتیاز برای زندانیان بهایی معرفی کرده است.
همچنین، امکان خرید از فروشگاه زندان از زندانیان سلب شده؛ این در حالی است که کیفت غذای زندان نامرغوب گزارش شده است.
آب آلوده عدم، وجود تهویه و عدم دسترسی به روزنامه و نشریه از دیگر مواردی است که شرایط زندانیان سیاسی رجایی شهر را دشوارتر کرده است.
شایان ذکر است که در هفته جاری حکم انتصاب غلامرضا ضیایی سرپرست جدید زندان را ابلاغ شد و محمد مردانی از این سمت عزل شد.
هشتم مردادماه، پس از یورش گارد ویژه زندان رجایی‌شهر به زندانیان عقیدتی و سیاسی محبوس در سالن ۱۲ اندرزگاه ۴ این زندان و انتقال آنان به سالن ۱۰، تمام ۵۳ زندانی منتقل‌شده نسبت این عمل اعتراض کردند. در پی این اعتراض شماری از آنان به سلول انفرادی منتقل و دست به اعتصاب غذا زدند؛ اعتراض این زندانیان برای مدت ۴۰ روز ادامه پیدا کرد و با واکنش های بین المللی گسترده ای رو به رو شد.
گفتنی است که سالن ده اندرزگاه چهار زندان رجایی‌شهر برخلاف آئین‌نامه زندان‌ها، مجهز به چهل دوربین مداربسته و شصت و چهار سیستم شنود است.

نامه ماهر کعبی ؛ تهدیدات اخیر نیروهای امنیتی موجب سکته قلبی مادرم شده



ماهر کعبی ، زندانی سیاسی عرب ساکن شوش که ایام محکومیت خود را بصورت تبعیدی در زندان اردبیل سپری می کند با نگارش نامه ای خطاب به گزارشگر ویژه سازمان ملل از افزایش فشار بر خانواده خود خبر داده است. این زندانی می گوید تماس های تهدید آمیز نیروهای امنیتی باعث سکته قلبی مادرش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ماهر کعبی، زندانی عرب تبعید شده به اردبیل که ایام حبس ۱۰ ساله خود را در زندان مرکزی این شهر سپری می کند با نگارش نامه ای خطاب به اسما جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر بشر در امور ایران سازمان ملل خبر از افزایش آزار و اذیت خانواده خود داده است. این زندانی در نامه ای که در اختیار هرانا قرار گرفته است فشارهای وارده را منتهی به سکته قلبی مادرش دانسته و خواستار توقف این روند شده است. متن کامل این نامه در پی می آید:
با عرض سلام و احترام خدمت خانم دکتر اسما جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران

اینجانب زندانی سیاسی ماهر کعبی ۱۹ ساله، دانشجوی رشته عمران و از اقلیت عرب ایرانی می باشم.

سال ۱۳۹۰ بود که مرا بخاطر فعالیت های حقوق بشری توسط وزارت اطلاعات دستگیر و بعد از طی فرآیند بازجویی همراه با شکنجه (شکستن دندان های جلو و تهدید که ارمغان آن را در مصاحبه اجباری که مشمول اعترافات دروغین اینجانب با شبکه خبری پرس تی وی است می توان مشاهده کرد)، بعد از آن محکوم به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان مرکزی اردبیل شدم.
طی این ۶ سال حبس همیشه مورد آزار و اذیت شدید از سوی مقامات و مسولین زندان قرار گرفته ام.
تصویر برداشت شده از ویدیوی اعترافات وی که توسط تلویزیون پرس تی وی پخش شد
اینجانب موقع دستگیری ۱۹ سال سن داشته و هم اکنون که از مرز ۲۵ سال گذشته ام تاکنون بیرون از چهاردیواری زندان را ندیده ام. ماندن در حبس و در تبعید و دوری از خانواده و دیار خود شیوه ی دردناکی است که در این زمان نیز توسط همین رژیم برای زندانیان سیاسی اعمال می شود.
این سختی ها جدای از من گریبان گیر خانواده ام نیز شده، به غیر از من برادر بزرگترم نیز بخاطر “فعالیت های تبلیغی علیه نظام” محکوم به ۱۵ سال تبعید در زندان مرکزی کرمان شده. احمد کعبی، ۲۷ ساله، از بیماری در ستون فقرات رنج می برد که متاسفانه به وضعیت اسف بارش اصلآ رسیدگی نمی شود. احمد هم اکنون همانند من ۶ سال می باشد که در تبعید است.
الان موضوعی را خدمت شما شرح می دهم که چند روزی است قلبم را به درد آورده و روحم را آزرده و ناراحت کرده، مادرم ۴۸ سال سن دارد، “شریفه فرج الله کعبی” که چندمین باری است که توسط ماموران وزارت اطلاعات با تماس تلفنی موردتهدید قرار می گیرد، در روز سه شنبه مورخ ۱۳۹۶/۷/۲۵، آخرین مورد این تهدیدات بود که تماسی از سوی مامورین اطلاعات به منزل شخصی ما صورت گرفت و خانواده ام و خود ما دو برادر را تهدید کردند در این حین بود که مادرم مورد حمله قلبی قرار گرفت. خدا را شکر می کنم که رسیدگی به موقع پدرم، مادرم را از مرگ حتمی نجات داد. دو روز در بیمارستان بستری شد و هم اکنون اوضاع اش رو به سامان می باشد.
آیا این عدالت است؟
انسانیت کجا رفته که حتی مادرم که کوچکترین فعالیت های سیاسی ندارد، نیز مورد آزار و اذیت قرار می گیرد.
مطالبه اینجانب از شما خانم دکتر جهانگیر این است که به این موضوع رسیدگی فوری به عمل آورید و با فشار آوردن به این رژیم و در احقاق حقوقمان ما را یاری بفرمایید.
باتشکر فراوان
ماهر کعبی، زندانی سیاسی
۲۶/مهرماه /۱۳۹۶
زندان مرکزی اردبیل، بند ۷

هرانا لازم به توضیح می داند این زندانی سیاسی مدعی است پس از انتشار فایل صوتی از وی که در آن به حمایت از زندانیان اعتصابی زندان رجایی شهر کرج می پرداخت تماس هایی با خانواده او گرفته میشود که در آن به تهدید وی منجمله امکان افزایش سنگین محکومیت پرداخته اند.

ماهر کعبی فرزند رحیم دانشجوی کاردانی رشته عمران، ساکن شهرستان شوش در استان خوزستان با اتهام “عضویت در سازمان آزادیبخش اهواز، تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با شبکه های معاند و ارسال اخبار دروغین به منظور سیاه نمایی وجه جمهوری اسلامی در سطح بین الملل و نیز تحریک شهروندان جهت اقدام علیه نظام (ایفای نقش در رابطه با اعتراضات و تظاهرات های شهروندان عرب به “تغییر بافت جمعیتی استان خوزستان” در سال ۹۰)”  در دادگاهی ۲۰ دقیقه ای و بدون داشتن وکیل، به ۱۰ سال حبس تعزیری در تبعید به زندان مرکزی اردبیل محکوم شد.، احمد کعبی، برادر وی نیز که مشغول تحمل محکومیت است متهم به فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در سازمان آزادی بخش اهواز است.
در دوره بازداشت از طریق بسته شدن به تخت و تحمل ضربات شلاق شکنجه شد و نهایتا مجبور شد تا اعترافات تلویزیونی غیرواقعی برعلیه خود انجام دهد. هرانا پیشتر شرح اجمالی سرگذشت وی و جلوه هایی از نقض حقوق انسانی این زندانی تبعیدی را گزارش کرده است.
احمد کعبی محبوس در زندان کرمان و دچار مشکلاتی اعم از -در رفتگی دو یا سه عدد از مهره های ستون فقرات- است. علیرغم مشکلات پزشکی، با مرخصی (استعلاجی) احمد کعبی مخالفت شده است.
ماهر کعبی هم اکنون در بند زندانیان سیاسی زندان مرکزی اردبیل به سر می برد.

یک فعال کارگری « دادستان برای توجیه اقدامات غیرقانونی درباره رضا شهابی ، دروغ می‌گوید.»

در پی اتهامات جدید دادستانی تهران علیه رضا شهابی مبنی بر «ارتباط با گروهک‌های معاند و اخذ وجه از آنان»، یک فعال کارگری سندیکای شرکت واحد گفت چنین اتهاماتی در پرونده رضا شهابی، حتی در مرحله بازجویی، مطرح نشده و دادستان تهران برای توجیه اقدامات غیرقانونی قوه قضائیه به دروغگویی متوسل شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین بین المللی ، عباس جعفری دولت‌ آبادی ، دادستان تهران روز بیست و سوم مهر ماه ، در نشست شورای معاونان دادستانی تهران ، اتهامات رضا شهابی را « همکاری با یکی از گروهک‌های معاند نظام از طریق جمع‌ آوری اطلاعات و اخبار امنیتی و  ارسال آن برای گروهک معاند و اخذ وجه از آنان » اعلام کرد.
یکی از همکاران رضا شهابی و از فعالان سندیکا که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، روز بیست و پنجم مهر ماه با کذب خواندن اتهامات تازه دادستان تهران علیه رضا شهابی، گفت موضوع ارتباط با گروه یا اخذ وجه، حتی به عنوان اتهام و در مراحل بازجویی در پرونده این زندانی سیاسی مطرح نشده است: «اظهارات دادستان دروغ عجیبی است و کاش دادستان تهران مدرکی هم نشان می‌دادند، اتهام رضا شهابی از زمان بازداشت تا الان، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دلیل فعالیتش در سندیکا بوده و موضوعی مثل ارتباط با گروه‌های دیگر یا پول گرفتن حتی در بازجویی و کیفرخواست هم مطرح نشده است.»
این فعال کارگری هدف دادستان تهران از این اتهامات را توجیه نگهداری غیرقانونی رضا شهابی در زندان خواند و از دادستان تهران خواست برای اثبات این اتهامات و اطلاع افکار عمومی، کیفرخواست و دادنامه این فعال کارگری را منتشر کند: «این حرف‌ها را دادستان برای توجیه زندان غیرقانونی گفته و گرنه پرونده رضا شهابی هست و می‌توانند منتشر کنند نه این که بدون سند و مدرک حرف از اتهام جدیدی بزنند که از زمان بازداشت رضا شهابی در سال ۱۳۸۹ تا الان هیچ حرفی از آن زده نشده است.»
رضا شهابی راننده اتوبوس ۴۵ ساله، به دلیل فعالیت‌های کارگری در قالب «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه» در خرداد سال ۱۳۸۹ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان و ۵ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد. او پس از  اعتصاب غذاهای مکرر در زندان‌های اوین و رجایی شهر، در چهاردهم مهر ۱۳۹۳ آزاد شد اما با وجود قول شفاهی به خانواده و گزارش رسمی به سازمان جهانی کار مبنی بر آزادی مشروط، قوه قضائیه در سال ۱۳۹۶ او را مجددا به زندان فراخواند.
این منبع مطلع گفت رضا شهابی پس از آزادی اولیه‌اش در سال ۱۳۹۳، از کار اخراج شده و به همراه همسرش یک تولید و توزیع مواد غذایی خانگی راه انداخته‌اند، که پس از زندانی شدن دوباره، همسرش به تنهایی آن را اداره می‌کند: «شهابی تا قبل از بازداشت که راننده شرکت واحد بود و بعد از آزادی هم با همسرش مغازه مواد غذایی خانگی راه انداخته‌اند و همین تنها منبع درآمدشان است، ممکن است گاهی همکاران سندیکا کمکی به اعضای خانواده فعالان زندانی‌اش بکند ولی ارتباط با گروه‌های دیگر و دریافت پول کذب محض است.»
رضا شهابی روز هیجدهم مرداد و پس از معرفی خود به زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به زندانی شدن دوباره‌اش دست به اعتصاب غذا زد و روز پنجم مهر و پس از پنجاه روز، با وخامت حال و به درخواست خانواده و فعالان سیاسی و کارگری، به صورت مشروط از اعتصاب غذای خود دست کشید.
فعال کارگری سندیکای شرکت واحد با وخیم خواندن وضعیت جسمی رضا شهابی پس از پنجاه روز اعتصاب غذا، گفت مقامات قضایی از اعزام این فعال کارگری به بیمارستان خودداری می‌کنند و شرط اعزام به بیمارستان را پذیرش دستبند و پابند اعلام کرده‌اند، شرطی که رضا شهابی نپذیرفته است.
ماده ۲۳۵ آئین‌نامه سازمان زندان‌های ایران استفاده از دستبند وپابند هنگام اعزام محکومان را جز در موارد ضروری و به تشخیص رئیس زندان و در جرائم مشخص، غیرمجاز دانسته است.
سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه یکی از قدیمی ترین تشکل های صنفی و کارگری در ایران و عضو رسمی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل است. طی سال های گذشته رهبران و اعضای این سندیکا با اشکال مختلف سرکوب مواجه بوده اند که به اخراج از کار، بازداشت و زندانی شدن تعدادی از آنان از جمله رضا شهابی، داود رضوی، ابراهیم مددی انجامیده و منصور اسانلو، از رهبران سابق این تشکل صنفی نیز پس از چند سال تحمل زندان مجبور به ترک ایران شده است.

کودک‌ آزاری در سمنان ؛ دختربچه پنج ساله به بیمارستان منتقل شد



روز چهارشنبه ۲۶ مهرماه، دختربچه پنج ساله‌ای که آسیب‌های جسمانی بسیاری بر بدنش دیده می‌شد به بیمارستان امیرالمؤمنین سمنان منتقل شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران ، این کودک پنج ساله دچار خونریزی داخلی و مغزی شده و ۱۳۷ مورد جراحت ، جای سوختگی ، ضرب‌ دیدگی و آزارهای دیگر بر بدن وی دیده می‌شود.
بر اساس گزارشی که به دست رادیو فردا رسیده است، والدین او متهم شده‌اند که کودک خود را مورد ضرب و شتم طولانی قرار داده‌اند اما آنها این اتهام را رد کرده‌اند.
این کودک در حال حاضر در بخش آی سی یوی بیمارستان امیرالمونین بستری است و سطح هوشیاری کمی دارد.
در ماه‌های اخیر موارد مختلفی از کودک ٱزاری در ایران گزارش شده است.
رئیس مرکز فوریت‌های اجتماعی سازمان بهزیستی در هفته‌های گذشته ضمن اشاره به اینکه در سال گذشته ۸۶ درصد کودک‌آزاری‌ها توسط والدین صورت گرفته، گفت که، ۱۶۴۲ مورد از این کودک‌آزاری‌ها توسط پدر اتفاق افتاده است.

فرهاد سلمانپور ظهیر از یک ماه پیش در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می‌برد



فرهاد سلمانپور ظهیر، فعال مدنی، پس از گذشت یک ماه همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شود.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران ، فرهاد سلمانپور ظهیر در تاریخ ۲۷ شهریور ماه بازداشت شده و برای مدت یک ماه است که در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی قرار دارد.
این فعال مدنی از حق ملاقات با خانواده محروم و در خصوص فعالیت‌هایش برای زندانیان سیاسی از سوی مأموران وزارت اطلاعات تحت بازجویی است.
گفتنی است؛ فرهاد سلمانپور ظهیر پیش‌تر در اسفندماه سال ۹۵ بازداشت و پس از تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی در خردادماه سال جاری از اوین آزاد شد. اتهامات مطروحه برای آقای سلمانپور ظهیر طی دوران بازجویی «اقدام علیه امنیت ملی، داخلی و خارجی جمهوری اسلامی»، «اجتماعی و تبانی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» بوده است.
فرهاد سلمانپور ظهیر که سابقه دستگیری متعددی دارد، نخستین بار در دی‌ماه ۱۳۸۸ بازداشت و در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به اتهامات «اقدام علیه امنیت کشور»، «افشای اسناد محرمانه مربوط به سپاه پاسداران»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» جمعاً به ۲۶ سال حبس تعزیری حبس تعزیری و ۲۰ سال تبعید به شهرستان شیروان-چرداول پس از اتمام حبس به مدت ۲۰ سال و نیز محرومیت دائمی از حق عضویت در نهادهای انقلابی نظیر نیروی مقاومت بسیج و همچنین انفصال دائم از خدمات و مشاغل دولتی» محکوم شده بود.

۱۳۹۶ مهر ۲۶, چهارشنبه

یورش به بند امنیتی ۳۵۰ اوین و انتقال تمامی زندانیان سیاسی این بند



بند امنیتی ۳۵۰ اوین که محل نگهداری زندانیان سیاسی بود، طی دو روز اخیر با یورش گارد امنیتی زندان تعطیل و تمامی زندانیان محبوس در آن به بندهای دیگر منتقل شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران ، در پی انتشار عکس‌ هایی از زندانیان سیاسی در هواخوری بند ۳۵۰ اوین ، گارد زندان روز گذشته به بند ۳۵۰ یورش برده و ضمن ضبط گوشی‌های تلفن ، تمامی زندانیان سیاسی را از این بند خارج و به بندهای دیگر و یا زندان رجایی شهر منتقل کرده‌اند.
آرش صادقی در پی این یورش به زندان رجایی شهر تبعید شده است و سهیل عربی نیز در حال حاضر دربند هشت اوین به سر می‌برد.
سایر زندانیان سیاسی این بند نیز به قرنطینه بند چهار اوین انتقال یافته‌اند.
 احمد دانشپور، محسن دانشپور، علی زاهد، عبدالفتاح سلطانی، حسن سی سختی، سهیل عربی، آرش صادقی و اسماعیل عبدی اسمامی شماری از زندانیانی است که تا روز گذشته در بند ۳۵۰ اوین محبوس بودند.
بند امنیتی ۳۵۰ در پی وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ به زندانیان سیاسی اختصاص یافت. در پی حمله گارد زندان به این بند در ۲۸ فروردین‌ماه سال ۹۳ شماری از زندانیان سیاسی از این بند منتقل و خط‌ های تلفن از این بند خارج شد.

« وضعیت حقوق بشر در زندان‌ها تغییر نکرده ! چرا؟ » نامه زندانیان سیاسی رجایی شهر



زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر طی نامه‌ای وضعیت نامساعد کنونی خود را در این زندان شهر داده‌اند و اعلام کردند : « از همه نهادهای حقوق بشری و کشورهای عضو جامعه ملل و دبیر کل ملل متحد می‌خواهیم که شرط رعایت حقوق بشر را در مراودات تجاری و دیپلماتیک با این رژیم مطلقاً جدی و حیاتی تلقی گردد.»
متن نامه این زندانیان سیاسی که برای انتشار در اختیار تارنگار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، در پی می‌آید:
«وضعیت حقوق بشر در زندان‌ها تغییر نکرده! چرا؟
به طور متوسط هرکدام از ما زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج بیش از یک سال را در زندان بوده‌ایم، پیش‌ازاین معترض بوده‌ایم که چرا از همان شرایط و امکاناتی که زندانیان عادی برخوردار هستند از قبیل امکان تلفن، مرخصی، تسهیلات پزشکی-دارویی و امکانات دیگر زندان محروم هستیم (که علت آن هم نفساعتراض به شرایط و اطلاع‌رسانی راجع به وضعیت زندان بود) حال اوضاع به‌گونه‌ای شده که حتی همان حداقل شرایط را هم از ما گرفته‌اند و حتی با وجود تغییر مدیریت و قول و قرارها، بهبودی حاصل نشده است، الا این که حال حتی از هوایی برای تنفس هم محروم شده‌ایم و بند سیاسی را تبدیل به قفس آهنی کرده‌اند و با بستن کوچکترین منافذ ورود هوا، تنها مدخل ورود هوا بعد از چند مرحله را تبدیل به محل جمع‌آوری زباله‌های بند، آلوده و ناسالم کرده‌اند.
بعد از مصادره و به یغما بردن حداقل امکانات زندگی مثل ظرف و ظروف و … به خاطر کینه‌توزی‌های سازمان زندان‌ها (و شخص محمد مردانی، رئیس زندان) نه تنها هیچ‌چیز به زندانیان بازگردانده نشده و شکایت‌ها هم گوش شنوایی پیدا نکرد، حال زندانیان را وادار می‌کنند که با گرفتن چند قلم جنس و لباس مکتوبا اعلام کنند که وسایلمان پس داده شده و دیگر شکایتی نداریم و متاسفانه هیچ وکیلی هم تا کنون حاضر به پیگیری این مسئله نشده است (به خاطر تهدید قوه قضاییه و سازمان زندان‌ها) کتاب و روزنامه کماکان ممنوع است و به ازای هر شصت نفر یک تلویزیون، امکانات برگشتی معرفی شده است آن هم وسط راهرو محل تردد که محل اسکان تعدادی دیگر از زندانیان هم هست که هم به دلیل کمبود جا و هم اعتراض به وضعیت بند، در کف راهروی بند ساکن شده‌اند… با تنها دو پتو و یک متکا … به ردیف در راهروی بند می‌خوابند، می‌نشینند و غذا می‌خورند … چون جای دیگری نیست … حتی ظرف غذای آنها هم پس داده نشده و لباس‌ها هم به آنها برگردانده نشده است. این روش قوه قضاییه و سازمان زندان‌هاست برای به ستوه آوردن زندانیان سیاسی … کماکان هیچ زندانی سیاسی از امکان داشتن وکیل موردنظر، مطلع شدن از محتوای پرونده و حتی دانستن تاریخ دادگاه و اینکه در نقل و انتقالات به کجا می‌برند، محروم‌اند. هیچ زندانی‌ای موقع فراخوانده شدن از مرجع فراخوانده، علت و چگونگی … به هیچ وجه مطلع نمی‌شود، درحالی که این حداقل حقوق یک متهم است …
با این مقدمه مختصر است که ما زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج از همه‌ی نهادهای حقوق بشری و بهویژه از همه‌ی دولت‌های دموکراتیک جامعه ملل و دبیر کل ملل متحد می‌خواهیم که رعایت موازین حقوق بشری و حداقل حقوق و کرامت انسانی را شرط روابط و مناسبات خود با این حکومت قرار دهند.
طبعاً حکومتی که هیچ حق و حقوق و امکانی برای مطالبه آن حتی برای شهروندان خود قائل نیست، بعید است که حقوق جامعه بین‌الملل را به رسمیت شناسد.
حکومتی که به خاطر قتل‌عام‌های زندانیان در سال ۶۷ هیچ‌گاه مورد مواخذه جدی قرار نگرفته، بعید است که از موج اعدام‌های فعلی و فشار بر زندانیان سیاسی هم دست بردارد.
از حکومتی که جان انسان‌ها (شمار اعدام شهروندانش) اساساً دغدغه خاطرش نیست و به عنوان ارعاب آنها بهکار می‌برد، نباید انتظار داشت که تنها با مذاکره و بدون هیچ اهرم فشار جدی به رعایت اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر تن دهد (و یا دیگر تعهدات بین‌المللی) این انتظار و توقع مثل کار ارشادی و توضیحی برای گرگ و انتظار تأثیرگذاری و ترتیب اثر او در دریدن گوسفندان است … لذا مجدداً از همه نهادهای حقوق بشری و کشورهای عضو جامعه ملل و دبیرکل ملل متحد می‌خواهیم که شرط رعایت حقوق بشر را در مراودات تجاری و دیپلماتیک با این رژیم مطلقاً جدی و حیاتی تلقی گردد …
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج
۱۷ مهر ۱۳۹۶»

سهیل عربی از بند امنیتی ۳۵۰ به بند هشت اوین منتقل شد



سهیل عربی، زندانی عقیدتی، روز جاری به دستور مسئولین زندان اوین از بند امنیتی ۳۵۰ اوین به بند هشت این زندان منتقل شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سهیل عربی که به‌ تازگی در پی انتقال به بند ۳۵۰ اوین به اعتصاب غذای خود پایان داده بود ، امروز ۲۶ مهرماه به بند هشت اوین منتقل شد و در حال حاضر بر خلاف اصل تفکیک جرائم در این بند به سر می‌برد.
گفتنی است، هم‌اکنون تعداد زیادی از زندانیان سیاسی-عقیدتی برخلاف اصل تفکیک جرائم در بند هشت زندان اوین و در کنار مجرمین غیرسیاسی و بعضاً خطرناک نگهداری می‌شوند.
تعدادی از زندانیان قدیمی بند هشت اوین را «بدترین بند و تبعیدگاه زندانیان سیاسی» توصیف کرده‌اند.
گفتنی است که آٰرش صادقی نیز روز جاری به زندان رجایی شهر منتقل شده است.
در هفته جاری سهیل عربی در پی انتقال به بند امنیتی ۳۵۰ اوین، پس از ۶۰ روز به اعتصاب غذای خود پایان داد. اعتصاب سهیل عربی در اعتراض به فشارهای نیروهای امنیتی بر خود و خانواده‌اش و پرونده‌سازی‌های صورت گرفته بود.
سهیل عربی، زندانی عقیدتی، در دی‌ماه ۱۳۹۲ با اعلام‌جرم قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر و به مدت دو ماه در بند سپاه در زندان اوین تحت بازجویی و فشار قرار گرفت. او تاکنون در دادگاه‌های متعددی به دلیل محتوای مطالب منتشرشده در صفحه فیس‌بوک خود و سایر صفحاتی که به همراه دیگران، ادمین (سرپرست) آن‌ها بوده، محاکمه شده است.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب سهیل عربی را به دلیل «توهین به رهبر جمهوری اسلامی و تبلیغ علیه نظام» به سه سال حبس تعزیری و شعبه ۱۰ دادگاه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت، او را به دلیل «توهین به مقامات» به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم کرده‌اند.
وی هم‌چنین به اتهام «سب‌النبی» از سوی شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان به اعدام محکوم شد که این حکم طی اعاده دادرسی به ۹۰ ماه زندان و دو سال تحقیقات مذهبی برای اثبات پشیمانی تبدیل گشت.

وزارت بهداشت ایران : آمار دقیقی از آزار جنسی در محیط کار نداریم



مدیرکل دفتر سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت گفت که یکی از مسائلی که در محیط کار دنبال می‌کنیم ، آزار جنسی است ، اما آمار دقیقی در این باره وجود ندارد.
گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، احمد حاجبی ؛ مدیر کل دفتر سلامت روانی ، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در نشست خبری هفته سلامت روان با اشاره به اقدامات وزارت بهداشت در این زمینه گفت : “فعالیت‌های وزارت بهداشت مطابق هر سال همراه و هم‌گام با مسائل روز دنیا در حال انجام است و شعار سازمان جهانی بهداشت را ملاک فعالیت‌های خود قرار دادیم. شعار امسال ، « سلامت روان در محیط کار » است که آن را به همه دستگاه‌ها نیز ابلاغ کردیم”.
او ادامه داد: “یکی از مسائلی که در محیط کار دنبال می‌کنیم ، آزار جنسی است اما آمار دقیقی در این باره وجود ندارد و معمولا اگر این مسائل به وجود بیاید به مراجع قضائی ارجاع داده می‌شود و وزارت بهداشت نیز این موضوع را پیگیری می‌کند”.
حاجبی افزود: “وزارت بهداشت وظیفه دارد شرایط سلامت روان را در محیط کار فراهم کند بنابراین در محیط کار دو رویکرد داریم. اولین رویکرد، پیشگیری است که همه تلاش‌مان را انجام می‌دهیم تا مشکلات حوزه روان در محیط کار کاهش پیدا کند”.
مدیر کل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت گفت: “تمرکز ما بر توانمندسازی و آموزش افراد است، زیرا یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در محیط کار، استرس‌های شغلی است. طبق آمار در ایران۲۳.۶ درصد، دچار درجاتی از اختلالات روان هستند که از این میزان ۱۲.۷ درصد افسردگی و ۱۵.۶ درصد اختلالات اضطرابی دارند”.
حاجبی با تاکید بر اینکه وظیفه وزارت بهداشت تامین سلامت روان است، گفت: “رویکرد اول ما پیشگیری است تا میزان مشکلات روانشناختی را کاهش دهیم. ۶۷ درصد افرادی که دچار اختلال روان ‌هستند، تصور می کنند خود به خود خوب می شوند و از همین رو، خدمتی دریافت نمی کنند. بیمه‌ها باید برای پوشش خدمات سلامت روان پیشقدم شوند و این مسئله با کمک وزارت بهداشت و بیمه‌ها پیگیری شود و کاهش پیدا کند”.

آرش صادقی از اوین به رجایی شهر منتقل شد



ساعاتی پیش آرش صادقی، زندانی سیاسی، از بند امنیتی ۳۵۰ اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران ، آرش صادقی روز جاری ۲۶ مهرماه پس از یک سال و چهار ماه نگهداری در زندان اوین از بند امنیتی ۳۵۰ اوین به زندان رجایی شهر انتقال یافت.
تا زمان انتشار این خبر از شرایط این زندانی و بند نگهداری وی اطلاعی بدست نیامده است.
گفتنی است که بند زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر از مردادماه سال جاری امنیتی شده و برخلاف آئین‌نامه زندان‌ها، مجهز به چهل دوربین مداربسته و شصت و چهار سیستم شنود است.
شرایط زندانیان سیاسی در این زندان نیز نامساعد گزارش شده و مسئولین زندان رسیدگی به وضعیت آنان خودداری می‌کنند.
آرش صادقی آبان ماه سال گذشته در اعتراض به نقض مکرر قانون در روندپرونده خود و گلرخ ایرایی و همچنین بازداشت همسرش دست به اعتصاب غذا زد.
مقامات قضایی، پس از ۷۲ روز اعتصاب غذای آرش صادقی و فشارهای بین‌المللی اعلام کردند که همسرش، گلرخ ایرایی، آزاد و خود او برای درمان به بیمارستان منتقل خواهد شد؛ بااین‌حال، علاوه بر عملی نشدن وعده درمان این زندانی سیاسی، همسر وی پس از ۱۹ روز آزادی موقت از سوی مأموران سپاه ثارالله مجدداً بازداشت شد.
آرش صادقی نزدیک به یک سال است که از رسیدگی درمانی محروم مانده و مقامات امنیتی از بستری شدن وی در بیمارستان خودداری می کنند؛ این اقدامات مسئولین و ضابطین سپاه در حالی صورت گرفته است که به دلیل عوارض ناشی از اعتصاب غذای طولانی‌مدت، خطر مرگ این زندانی سیاسی را تهدید می‌کند.
آرش صادقی، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی به همراه همسرش گلرخ ابراهیمی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و یکم دی‌ماه سال جاری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه غیرقانونی» و همسرش به اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به ترتیب به پانزده سال حبس و شش سال حبس محکوم شدند. حکم آرش صادقی با احتساب چهار سال حبس در پرونده قبلی به ۱۹ حبس افزایش پیدا کرد و در خرداد ۹۵ اجرا گشت.
پیش‌تر نیز در جریان مراجعه مأموران امنیتی به خانه مادر آرش صادقی برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹، مأمورین با واردکردن ضربه‌ای به سر مادر وی باعث خونریزی مغزی شده که مادر این فعال دانشجویی پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت. لازم به توضیح است، پزشک بیمارستان علت مرگ را ایست قلبی تشخص می‌دهد اما با گذشت چهار ماه پس از مرگ، پزشک قانونی علت مرگ را «اصابت سر به شی‌ء سخت» اعلام کرده است که باعث خونریزی داخلی و بعد ایست قلبی شده است.

امیرحسین پور جعفر ، کودک - متهم ، جهت اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل شد



امیرحسین پورجعفر که به اتهام قتل ستایش قریشی به اعدام محکوم شده، جهت اچرای حکم اعدام به سلول انفرادی در زندان رجایی شهر کرج منتقل گشته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، امیرحسین پور جعفر ، کودک - متهم ۱۷ساله ، قرار است فردا ۲۷ مهر ماه در زندان رجایی شهر اعدام شود و مسئولان زندان رجایی شهر او را روز جاری به قرنطینه زندان منتقل کرده‌اند.
امیرحسین پور جعفر متهم است فروردین ماه سال گذشته زمانی که تنها ۱۶ سال سن داشته مرتکب تجاوز و قتل دختر خردسالی به نام «ستایش قریشی» شده است.
دادگاه در حکم نهایی خود اظهار داشته که حکم اعدام علیه امیرحسین پورجعفر با در نظر گرفتن «توقعات آحاد جامعه و اذهان عمومی» صادر شده است.
عفو بین‌الملل هفته گذشته با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد مقامات ایران باید فوراً برنامه اعدام این پسر ۱۷ ساله‌ را متوقف کرده و حکم اعدام او را به زندان تبدیل کنند.
باوجود تاکید صریح کنوانسیون حقوق کودک مبنی بر اینکه افرادی که زیر سن ۱۸ سال مرتکب جرم می‌شوند نباید به مجازات غیرقابل بازگشت محکوم شوند، پیش‌تر مقامات قضائی ایران برای اعدام کودکان تا رسیدن ایشان به سن ۱۸ سالگی صبر می‌کردند.
این روش هرچند به قصد فریب جامعه جهانی و اجرا نکردن کنوانسیون حقوق کودک صورت می‌گرفت، به نظر می‌رسد اینبار همان نیز قرار نیست اجرا شود.
زید رعدالحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز حدود یک ماه پیش در گزارش خود به شورای حقوق بشر اعلام کرد که ایران از معدود کشورهایی است که به اعدام کسانی کهزیر سن قانونی مرتکب جرم شده‌اند، ادامه می‌دهد.

۱۳۹۶ مهر ۲۵, سه‌شنبه

رشت ؛ مرگ کودک سه ساله پس از تجاوز ناپدری



کودک سه ساله‌ای در رشت پس از مورد تجاوز قرار گرفتن از سوی ناپدری جان خود را از دست داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از گیل نگاه، روز یکشنبه ۲۳ مهرماه همسایگان با پلیس ۱۱۰ تماس گرفته و ماموران با شکستن در وارد خانه شده و کودک غرق در خون به بیمارستان منتقل می‌شود. بعد از انتقال کودک خردسال با خونریزی از ناحیه  دهان ، بینی ، مقعد و … به یکی از بیمارستان‌های رشت ، موضوع به‌ عنوان کودک‌ آزاری به شعبه ۱۰۶ جزایی رشت ابلاغ می‌شود. کمی بعد خبر می‌رسد که کودک زجر دیده توان مقاومت در برابر آسیب‌های جسمی وارده را نداشته و جانش را از دست‌ داده است.
بعد از احضار مادر کودک به دادگاه او اعلام می‌کند که از همسر دومش که باعث مرگ کودکش شده شکایتی ندارد! اما به دلیل مرگ کودک، قاضی، پدر اهورا و ناپدری‌اش را احضار کرد و سپس برای بررسی‌های بیشتر برای مادر و ناپدری حکم جلب به جرم قتل عمد و زندان صادر کرد.
به دلیل آن‌که موضوع پرونده از کودک‌آزاری به قتل تغییر کرد شعبه ۱۰۶ جزایی رشت ماجرا را به دادسرا ارجاع داد تا این ماجرا در یکی از شعبات این دادسرا بررسی و سپس موضوع به دادگاه کیفری استان ارجاع شود.
براساس اطلاعات غیر رسمی رسیده مادر اهورا سال گذشته از همسرش جدا شد و با مرد دیگری که باعث قتل اهورا شد ازدواج کرد و زندگی آن‌ها زیر یک سقف دریکی از کوچه های خیابان لاکانی رشت آغاز شد. همچنین اخبار تایید نشده از درگیر بودن قاتل اهورا با مواد مخدر حکایت دارد. در روز حادثه که ۲۲ مهرماه اعلام‌شده، کودک با ناپدری در خانه تنها بود که از سوی او مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد.
به گفته همسایگان این خانواده، آن‌ها بعد از شنیدن فریادهای اهورا به در خانه می‌روند و با زدن زنگ درصدد اطلاع از فریادهای دلخراش کودک برمی‌آیند اما پدرخوانده اهورا در را به روی کسی باز نمی کند. کمی بعد آن‌ها با پلیس ۱۱۰ تماس گرفته و ماموران با شکستن در وارد خانه شده و کودک غرق در خون به بیمارستان منتقل می‌شود.

تنبیه دانش آموز از سوی ناظم منجر به پاره شدن پرده گوش وی شد



پرده نواختن سیلی بر گونه دانش آموز یکی از مدارس شوش به شنوایی وی آسیب وارد کرده است.
به گزارش تارنگار تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان ، پدر این دانش آموز گفت « ۲ روز پیش پسر ۱۲ ساله ام هنگامیکه در صف صبحگاه مدرسه از همکلاسی خود خواسته بود جایش را با وی عوض کند از سوی ناظم مدرسه با نواختن سیلی تنبیه شد.»
رحیم عبدالخانی افزود « ناظم مدرسه بدون هیچ گونه تذکری و در حالی که فرزندم در صف بود به وی سیلی زده و این اقدام باعث پارگی پرده گوش پسر ۱۲ ساله ام شده است.»
وی ادامه داد: «با وجود آسیب وارده به گوش فرزندم و نیز سرخ شدن صورت وی مدیر مدرسه موضوع را به ما اطلاع ندادند.»
پدر این دانش آموز شوشی افزود: «طبق تائید پزشک متخصص و مدارک پزشکی موجود پرده گوش سمت راست فرزندم بر اثر نواختن سیلی پاره شده است.»
وی ضمن انتقاد از نحوه برخورد ناظم مدرسه با دانش آموزان گفت:به دلیل آسیب وارده به فرزندم شکایتی برای دادگستری و بازرسی آموزش و پرورش شوش تنظیم شده و در حال پیگیری است.
قبل از آن نیز گزارش‌هایی درباره تنبیه بدنی دانش‌آموزان در استان‌های زنجان، تهران، سیستان و بلوچستان، گلستان و کرمان منتشر شده بود.
مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش، اعلام کرده که در سال ۹۴ و ۹۳ هزار و ۹۲۴ شکایت درباره تنبیه بدنی دانش‌آموزان در مدارس ثبت شده که هزار و ۲۷۴ شکایت «به حق» بوده است.

عیسی سحرخیز ممنوع‌ الخروج شده است



عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، روز جاری به دلیل با ممانعت مأموران امنیتی در فرودگاه از سفر بازماند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران ، مأموران امنیتی امروز ۲۵ مهرماه با اعلام ممنوع‌ الخروجی عیسی سحرخیز ، پاسپورت وی را هنگام سفر به آلمان ضبط کردند و مانع از سفر وی گشتند.
عیسی سحرخیز ، خبرنگار و فعال رسانه‌ای که سابقه حبس و بازداشت متعددی دارد ، آخرین بار همراه با چهار روزنامه‌نگار دیگر درجریان برخورد با پروژه « نفوذ » در آبان ماه ۹۴ بازداشت و به حبس محکوم شد.
آقای سحرخیز در حال حاضر نیز چند پرونده مفتوح در دادگاه انقلاب دارد که در حال بررسی و تجدیدنظر است.

دادستان تهران « نامه‌ نگاری دیوید کامرون درباره نازنین زاغری نشانگر ارتباط او با دولت انگلستان است.»



عباس جعفری دولت‌آبادی ، دادستان تهران اظهار داشته که ارسال نامه از سوی دیوید کامرون ، نخست‌ وزیر سابق بریتانیا ، برای آزادی نازنین زاغری نشان‌ دهنده ارتباط این زندانی امنیتی با دولت انگلستان است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، جعفری دولت‌ آبادی با اشاره به تابعیت مضاعف خانم زاغری و همچنین بریتانیایی بودن همسرش گفت که او « در سیستم آن کشور فعالیت می‌کرد» و « مسئول آموزش خبرنگاری آنلاین بی.بی.سی فارسی بود».
دادستان تهران از جمله آموزش‌های نازنین زاغری در دوره خبرنگاری آنلاین را شامل «چگونگی استفاده از ایمیل‌ مستعار، پسوردهای پیچیده و طولانی، ذخیره سازی پسوردها و استفاده از نرم‌افزارهای رمزنگاری» ذکر کرد.
دولت‌آبادی افزوده که ارسال نامه از سوی دیوید کامرون، نخست‌وزیر سابق بریتانیا، «مؤید ارتباط وی با دولت انگلستان و اهمیت این متهم برای آن کشور» است.
مدیر بی.بی.سی جهانی پیش از این اعلام کرده است که خانم زاغری هرگز با بخش فارسی این رسانه همکاری نداشته است.
نازنین زاغری، کارمند بنیاد توماس رویترز از سوم آوریل (پانزدهم فروردین‌ماه ۱۳۹۵) هنگام خروج از ایران به همراه گابریلا فرزند ۲۲ ماهه خود در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت شد. سپاه پاسداران استان کرمان دو ماه پس‌ازاین بازداشت اعلام کرد که نازنین زاغری به اتهام «مشارکت در پروژه‌های براندازی» دستگیر و به کرمان منتقل شده است. پاسپورت بریتانیایی گابریلا دخترخانم زاغری که متولد بریتانیاست نیز ضبط‌شده و او نمی‌تواند از ایران خارج شود و والدین خانم زاغری از او نگهداری می‌کنند.
این شهروند ایرانی-بریتانیایی ۳۷ ساله با بنیاد رویترز همکاری داشته و مشغولیت اصلی او فعالیت با نهادهای خیریه بوده است.
خانم زاغری به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال زندان محکوم شده است.
ریچارد رتلکیف، همسر خانم زاغری به رسانه‌ها گفته است در مدت زندان انفرادی در کرمان همسرش را “به امضای اعتراف دروغین مجبور کرده‌اند.”
هم‌اکنون گیسو، دختر دو ساله نازنین جدا از والدین خود و نزد خانواده مادرش زندگی می‌کند.

وضعیت بحرانی محمد نظری پس از ۲۴ سال زندان در ایران



 محمد نظری ، یکی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی ایران ، در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولان قضایی به خواست های خود ، از ۱۸ مرداد در اعتصاب غذای تر به سر می‌برد. مسئولان زندان ، تاکنون در چند نوبت به آقای نظری سرم تزریق کرده اند اما او حاضر به شکستن اعتصاب خود نشده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی ، این زندانی متولد ۱۳۵۰ که از ۲۴ سال پیش بدون مرخصی در حبس به سر می برد ، خواستار اعاده داردرسی بر مبنای قانون مجازات اسلامی جدید است که از سال ۱۳۹۲ به مرحله اجرا درآمده.
در متن قانون جدید تصریح شده که این قانون برای محکومانی که احکام آنها قبلا صادر شده نیز قابل اجراست و در صورت اجرای آن ، حکم زندان ابد محمد نظری به ۱۵ سال زندان تبدیل خواهد شد.
با توجه به ۲۴ سالی که آقای نظری در زندان بوده ، رسیدگی مجدد به پرونده او بر مبنای قانون سال ۱۳۹۲ می تواند به آزادی از زندان منجر شود.
در ماده ۱۰ قانون مجازات اسلامی جدید تصریح شده است که حتی در مواردی که به موجب قانون سابق ‘حکم قطعی لازم الاجرا’ علیه یک محکوم صادر شده باشد نیز، باید طبق قانون جدید عمل شود. مطابق این ماده: ‘اگر رفتاری که در گذشته جرم بوده به موجب قانون لاحق [جاری] جرم شناخته نشود، حکم قطعی اجرا نمی شود و اگر در جریان اجرا باشد، اجرای آن موقوف می شود’.
سابقه زندان محمد نظری
محمد نظری، خرداد ۱۳۷۳ به خاطر عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران زندانی شد و هم اکنون در زندان رجایی شهر است. وی با وجود حمایت از این حزب کرد، خود ترک زبان و شیعه است و در برخی مصاحبه ها، به “خانواده شهید” بودن خود نیز اشاره کرده.
وی تاکید دارد که پیش از دستگیری هیچ گاه اقدام مسلحانه انجام نداده و می افزاید مقام های قضایی، تاکنون به بیش از ۱۰ بار به درخواست‌های او برای اعاده دادرسی بی توجهی کرده اند.
به گفته آقای نظری، به دنبال پیگیری های این زندانی و برخی اعضای خانواده اش، حتی در سال ۱۳۹۲ پرونده وی به دادستانی کل کشور رفته و دادستانی دستور بررسی پرونده را به دادگاه مهاباد داده، اما اداره اطلاعات ارومیه جلوی ادامه کار و آزادی او را گرفته است.
خبرگزاری هرانا اخیرا در گزارشی از وضعیت آقای نظری، به نامه ای از او اشاره کرد که سه ماه پیش از شروع اعتصاب غذای خود به این خبرگزاری رسانده و در بخشی از آن گفته مسئولان قضایی، از انجام اقدامات لازم برای درمان بیماری قلبی او هم جلوگیری می کنند.
در این نامه آمده بود: “به خاطر مشکل قلبم بنا بر نظر رئیس بهداری و متخصص قلب زندان رجایی شهر کرج باید به بیمارستان اعزام می شدم، اما دادگاه از صدور مجوز اعزام خودداری به عمل آورد و تا کنون هیچ گونه جوابی نداده است.”
بخشی از این نامه، که اردیبهشت ماه منتشر شد، تصریح داشت: “در سال‌های اخیر با نامه نگاری‌های متعدد به روسای حکومت من جمله رئیس قوه قضائیه، دادستان کل کشور، دادگاه مهاباد و حتی شخص وزیر اطلاعات، تلاش کردم تا از راه قانونی پیگیر وضعیت پرونده ام باشم. اما همگی آنها بی پاسخ ماندند.” محمد نظری می افزود پیگیری‌های خانواده اش معلوم کرده هیچ کدام از نامه های او به مراجع ذی‌ربط ارسال نشده اند و مسئول اجرای احکام نامه ها را “به دلایل مختلف گم کرده است”.
به گفته آقای نظری، به دنبال پیگیری های این زندانی و برخی اعضای خانواده اش، حتی در سال ۱۳۹۲ پرونده وی به دادستانی کل کشور رفته و دادستانی دستور بررسی پرونده را به دادگاه مهاباد داده، اما اداره اطلاعات ارومیه جلوی ادامه کار و آزادی او را گرفته است.
وی در دی ماه گذشته هم، در مصاحبه ای با سایت کمپین حقوق بشر در ایران گفت: “دست ها و پاهای من بعضی وقت ها واقعا از کار می افتند. متخصصین زندان واقعا نمی دانند درد من چی است یکی می گوید قلبت است یکی می‌گوید دیسک گردن و باید عمل شوی.”
آقای نظری در بخش دیگری از مصاحبه دی ماه خود عنوان کرد: “یک ماه پیش دکتر متخصص دستور اعزام مرا به بیمارستان داد ولی نه [دادگاه انقلاب]کرج به من مجوز می دهد نه [دادگاه انقلاب]تهران. چندین بار هم نامه نوشتیم حتی رئیس زندان نامه نوشت اما متاسفانه هیچ خبری نشد.”
محمد نظری تاکید کرد که حتی پی گیری‌هایش از مقام های قضایی تهران، کرج و مهاباد برای دسترسی به پرونده قضایی خود به بن بست رسیده و نتیجه گرفت: “یعنی پرونده من را یا گم کرده اند یا می خواهند اذیت کنند.”
او در اسفند ۱۳۹۵ هم، در نامه ای که از زندان منتشر کرد آورد: “در سال‌های ۸۰ از من خواستند تا پنج میلیون تومان وثیقه فراهم کنم تا با آزادی مشروط من موافقت کنند ولی من نتوانستم این مبلغ را فراهم کنم. دو نفر از همبندان که پرونده مشابهی داشتند در آن زمان با فراهم کردن وثیقه توانستند به صورت مشروط آزاد شوند.”
آقای نظری در سال ۱۳۷۳ در بوکان بازداشت شد و بر مبنای اعترافاتی که آنها را تحت شکنجه می داند به اعدام محکوم شد، هرچند این حکم بعدا به حبس ابد تغییر یافت.
این زندانی در شهریورماه ۱۳۹۱، در اعتراض به وضعیت خود در زندان اعتصاب غذای تر کرد و لب های خود را به نشانه اعتراض دوخت.
محمد نظری در نامه ای که اردیبهشت ماه منتشر شد نوشت: ‘در سال‌های اخیر با نامه نگاری‌های متعدد به روسای حکومت من جمله رئیس قوه قضائیه، دادستان کل کشور، دادگاه مهاباد و حتی شخص وزیر اطلاعات، تلاش کردم تا از راه قانونی پیگیر وضعیت پرونده ام باشم. اما همگی آنها بی پاسخ ماندند.’ وی افزود پیگیری‌های خانواده‌اش معلوم کرده هیچ کدام از نامه های او به مراجع ذی‌ربط ارسال نشده اند و مسئول اجرای احکام نامه ها را ‘به دلایل مختلف گم کرده است’.
قانون مجازات اسلامی جدید
محمد نظری در جریان اعتصاب غذای اخیر خود که از ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ شروع شده، خواستار اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی جدید در پرونده خود است که می تواند به آزادی او منجر شود.
مطابق این ماده، اگر تعداد جرایم یک محکوم از ۳ جرم بیشتر نباشد، تنها بیشترین مجازات اِعمال می شود و اگر تعداد جرایم بیشتر باشد، بیشترین مجازات به علاوه نصف آن اجرا خواهد شد.
قانون مجازات اسلامی جدید، اگرچه از خرداد ۱۳۹۲ به مرحله اجرا گذاشته شده، ولی به موجب ماده ۷۲۸ آن، کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون در قانون مجازات اسلامی سابق (مصوب سال ۱۳۷۰) باطل شده است.
در ماده ۱۰ قانون مجازات اسلامی جدید تصریح شده است که حتی در مواردی که به موجب قانون سابق “حکم قطعی لازم الاجرا” علیه یک محکوم صادر شده باشد نیز، باید طبق قانون جدید عمل شود.
مطابق این ماده: “اگر رفتاری که در گذشته جرم بوده به موجب قانون لاحق [جاری] جرم شناخته نشود، حکم قطعی اجرا نمی شود و اگر در جریان اجرا باشد ، اجرای آن موقوف می شود.