۱۳۹۶ اسفند ۱۱, جمعه

آزادی و بازداشت مجدد پوریا نوری ، عکاس خبری و از دراویش گنابادی بازداشت شده در حوادث گلستان هفتم



 عکاس خبری و از   بازداشت‌ شده در حوادث گلستان هفتم ، به دلیل وضعیت وخیم جسمی و نیاز فوری به عمل جراحی (به دلیل شکستگی گونه و فک و چند دندان) روز گذشته با تودیع قرار کفالت آزاد شد ولی این آزادی چند ساعت بیشتر دوام نیاورد و با مراجعه‌ی مأموران و به بهانه‌ی تکمیل پرونده آزادی این درویش ، وی را به اوین منتقل کردند و گفتند که آقای نوری را پس از تکمیل اوراق اداری به منزلشان باز خواهند گرداند که این اتفاق نیفتاد و پس از چند ساعت پوریا نوری طی تماسی که با یکی از بستگان خود برقرار کرده اطلاع داده که قرار کفالتش از ۲۵ میلیون تومان به ۱۲۵ میلیون تومان وثیقه افزایش یافته و او را از اوین به زندان فشافویه منتقل کرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مجذوبان نور، کمیته پیگیری دراویش زندانی اعلام کرده که وضعیت جسمی پوریا نوری وخیم و نیاز فوری به عمل جراحی (به دلیل شکستگی گونه و فک و چند دندان) دارد.
پوریا نوری برادر کسری نوری (از مدیران بازداشت‌شده‌ی مجذوبان نور در حوادث گلستان هفتم) است که به همراه دیگر برادرش امیر نوری و مادرش شکوفه یداللهی در بازداشت به‌سر می‌برند.
کسری نوری
کمیته پیگیری دراویش زندانی در آخرین  گزارش خود از وضعیت دراویش گنابادی اعلام کرد که نزدیک به ۴۰۰ تن از دراویش در زندان‌های فشافویه، قرچک و اوین در بازداشت به سر می‌برند که به دلیل وضعیت نامناسب بهداشتی این زندان‌ها و عدم رسیدگی پزشکی و ادامه مداوای مجروحان، امکان وخیم‌تر شدن وضعیت این دراویش وجود دارد.
پیش از این “سازمان گزارشگران بدون مرز” با انتشار بیانیه‌ای نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت سلامت شماری از شهروندخبرنگاران که در شامگاه ۱ اسفند ۱۳۹۶ در درگیری‌های پلیس و دراویش گنابادی بازداشت شدند، اعلام کرده بود.
از نیمه‌شب ۱۴ بهمن‌ماه سال جاری حضور پر تعداد نیرو های امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نور علی تابنده با واکنش منفی سایر دراویش مواجه شد، دراویش گنابادی در حمایت از قطب خود تجمعاتی اطراف منزل دکتر تابنده تشکیل دادند، این تجمعات با دخالت نیروهای انتظامی و لباس شخصی به خشونت کشیده شد؛ این در حالی بود که پیش‌تر در شامگاه چهارشنبه مورخ ۴ بهمن‌ماه نیز مامورین امنیتی در اقدامى مشابه در همین مکان حضور یافتند که موجى از نگرانى‌ها در میان دراویش را رقم زده بود.
پیش از این فرهاد نوری، فعال حقوق دراویش ایران، اعلام کرده بود که حداقل ۵۰۰ درویش گنابادی بازداشت شده‌اند و وب سایت مجذوبان نور نیز نام بیش از ۳۰۰ درویش بازداشت شده را منتشر کرده بود.
هرانا پیش از این در خبری از انتقال سه تن از دراویش بازداشت‌شده به نام‌های رضا انتصاری، کسری نوری و سخاوت سلیمی خبر داده بود.
هرانا در گزارشات قبلی خود نیز نوشته بود “بند ۳ زندان قرچک ورامین که محل نگهداری حدود ۴۶ زندانی بود تقریبا خالی شده زیرا که ۷۰ زندانی زن درویش قرار است به آن محل منتقل شوند. به زندانیان گفته شده تلفن‌های این بند نیز قطع خواهد بود”.

بیانیه حزب اتحاد ملت زنجان در ارتباط با بازداشت پریسا رفیعی



حزب اتحاد ملت ایران اسلامی نسبت به بازداشت  فعال مدنی و دانشجوی دانشگاه زنجان که در تاریخ ۶ اسفند ماه بازداشت شده است بیانیه ای صادر کرد ، در این بیانیه با اشاره به نداشتن حق وکیل طی زمان بازپرسی ، به لزوم داشتن حق اعتراض بر رفتارهای ناروای حاکمان و عملکردهای غیر قانونی برخی از نهادها تاکید شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حزب اتحاد ملت ایران اسلامی نسبت به بازداشت “پریسا رفیعی” فعال مدنی و دانشجوی دانشگاه زنجان که در تاریخ ۶ اسفند ماه بازداشت شده است بیانیه‌ای صادر کرده و نسبت به بازداشت وی ابراز نگرانی کرده است؛ در این بیانیه با اشاره به نداشتن حق وکیل طی زمان بازپرسی، به لزوم داشتن حق “اعتراض” بر رفتارهای ناروای حاکمان و عملکردهای غیر قانونی برخی از نهادها تاکید شده است؛ متن این بیانیه به شرح زیر است:
“به‌نام خدا
“الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم”
حکومت با کفر بر پا می‌ماند امّا با ستم هرگز.
همشهریان و هموطنان گرامی
در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۹۶ دانشجوی نخبه زنجانی و فعال مدنی خانم پریسا رفیعی فرزند جناب آقای مهندس رفیعی از فعالان سیاسی نجیب اصلاح‌طلب هنگام خروج از دانشگاه تهران، بدون دریافت هرگونه احضاریه‌ی قبلی بازداشت شده است؛ پس از بازداشت از جانب نهاد بازداشت کننده هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی لازم به خانواده ایشان صورت نگرفته و به جز پنج دقیقه دیدار کوتاهی که با اصرار پدر ایشان در روز دوشنبه بین پدر و فرزند آن هم در میان سه مامور در محل دادسرای اوین انجام شده، هیچگونه ارتباطی (اعم از ملاقات حضوری و تماس تلفنی) با خانواده‌ی نگران خود نداشته است.
متاسفانه باید گفت حقوق قانونی متهم و خانواده‌ی ایشان بنا بر آنچه در آیین دادرسی کیفری آمده نادیده گرفته شده است.

این در حالی است که خانواده ایشان حق دارد بداند پریسا رفیعی را چه نهادی با چه عنوان و یا عناوین اتهامی بازداشت کرده و طبق قانون مدت بازداشت موقت چند ساعت و یا روز است و ایشان در کجا نگهداری می‌شوند و وضع سلامتی‌شان چگونه است؟

متهم از زمان تحت نطر قرار گرفتن می‌تواند از وکیل برخوردار شود که باز متاسفانه این حق تا به امروز به لطایف الحیلی از ایشان دریغ شده است.
چهار دهه قبل در چنین روزهایی ملّت ایران بر علیه ستم و تحقیر و برای استقرار “آزادی” و رعایت “حقوق بشر” به پا خواست و نظام حکومتی پادشاهی ۲۵۰۰ ساله را به کناری نهاد.
آیا نه چنین بود که رنج سرکوب و خفقان و مصایب سالیان سال، بر دل و جان ملّت آنچنان انباشته شده بود که آنان را به ایستادگی در برابر رژیم شاه کشاند و انقلاب ۵۷ را رقم زد؟

هم‌اکنون در دوره‌ی بلوغ نظام جمهوری اسلامی انتظار می‌رود که حاکمیت شکیباتر از این باشد و با مدارای بیشتری با فعالان صنفی، مدنی، سیاسی و دگراندیشان رفتار نماید.

با صراحت می‌گوییم که ما به آرمان‌های اصیل انقلاب که همان “آزادی و عدالت و حقوق ملّت” بود باور داریم و “اعتراض” بر رفتارهای ناروای حاکمان را حقّ ملّت می‌دانیم و به این جهت اعتراض شدید خود را به عملکردهای غیر قانونی برخی از نهادها اعلام می‌داریم و ضمن دعوت نهادهای حاکمیت به رعایت “قانون اساسی و حقوق شهروندی” از ایشان می‌خواهیم که با آزادی خانم پریسا رفیعی و تمامی کوشندگان مدنی، صنفی، سیاسی و دگراندیشان و به رسمیّت شناختن حقوق آنان و با رفتارهای موافق قانون، آرامش و امنیّت را به خانواده‌های نگران ایشان باز گردانند، چرا که کشور و ملّت، این زمان بیش از هر زمان دیگر به بردباری، رفتارهای مسالمت‌آمیز و عدالت نیازمند است.
حزب اتحاد ملّت ایران اسلامی
شورای منطقه زنجان ۱۱ اسفند ۱۳۹۶”
هرانا پیش از این در گزارشی از تداوم بازداشت پریسا رفیعی، فعال صنفی و دانشجوی دانشگاه تهران خبر داده بود.
پریسا رفیعی فعال صنفی و دانشجوی هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فرزند سلطان‌علی رفیعی عضو شورای منطقه حزب اتحاد در تاریخ ۶ اسفند ماه مقابل درب قدس دانشگاه تهران توسط توسط افرادی که خود را نیروهای امنیتی معرفی کرده بودند بازداشت شد، پس از گذشت ۶ روز کماکان اطلاعی از سرنوشت وی در دست نیست و همین امر موجب نگرانی خانواده وی شده است،
پیش از این پدر این دانشجوی بازداشتی در چهارمین روز بازداشت دختر خود طی یادداشتی کوتاه نوشته بود:

“از ارگان/نهاد بازداشت‌کننده‌ی او بی‌اطلاعیم. به طور شفاهی و از این طرف و آن طرف شنیده‌ایم که اطلاعاتِ سپاه او را بازداشت کرده اما به طور رسمی با ما تماس گرفته نشده و بیان نشده کجا و برای چه اتهام یا اتهاماتی او را بازداشت کرده‌اند؟!

اجازه داده نشده وکیلش او را ببیند و وکالتنامه را به امضایش برساند؛ در جریان اتهام یا اتهاماتش قرار بگیرد و نکات لازم را یادداشت نموده و ارائه کند.
حق قانونی اوست که از اولین دقایق تحت نظر قرار گرفتن و یا بازداشت شدن درخواست وکیل کند. وکیل داشته باشد و با خانواده‌اش تماس بگیرد و بازداشتش را به اطلاع خانواده برساند اما مظلومانه از این حقوق مسلم خود محروم شده و شده‌ایم.
ما اعتراض شدید داریم به این روند و مانده‌ایم که شکایتمان را به کجا ببریم

سکته علیرضا گلی پور در زندان اوین و تداوم بی توجهی مسئولین



 علیرضا گلی پور زندانی امنیتی محبوس در زندان اوین در زندان دچار سکته خفیف شده است. رئیس بهداری زندان وضعیت قلبی او را وخیم  ارزیابی کرده است. در صورت موافقت دادیار زندان اوین این زندانی بیمار میتواند از مرخصی استعلاجی بهره مند شود با اینحال مسئولین زندان کماکان بی توجهی نسبت به سلامت او پیشه کرده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آزیتا قره بیگلو وکیل علیرضا گلی پور زندانی امنیتی محبوس در زندان اوین، طی گفتگویی با گزارشگر هرانا آخرین وضعیت موکلش را نامناسب توصیف کرد و گفت “علیرضا در زندان دچار سکته‌ی خفیف شده، خوشبختانه خطر به طور موقت رفع شده است”.

خانم قره بیگلو وکیل علیرضا گلی پور تاکید کرد: “بنا به گفته‌ی رئیس بهداری زندان اوین، موکلم آقای گلی پور باید از مرخصی درمانی استفاده کند و روند درمانی وی هرچه سریع‌تر در بیمارستانی خارج از زندان انجام شود، متاسفانه تا به امروز با این مرخصی موافقت نشده است؛ این درحالی‌ست که وضعیت ایشان بسیار وخیم است و هر چه سریع‌تر باید آنژیو، اکو و اسکن قلب شود.”

 وکیل این زندانی امنیتی محبوس در اوین پیش‌تر نیز درباره‌ی وضعیت موکل خود به گزارشگر هرانا گفته بود: “علیرضا گلی پور در شرایطی به سر می‌برد که علاوه بر داشتن عدم تحمل کیفر و مرخصی درمانی متاسفانه دادیار هیچ توجهی به وضعیتش ندارد و همچنان در بلاتکلیفی با شرایط وخیم بیماری‌اش تحمل حبس می کند، موکلم در حال حاضر تنها با تزریق آمپول مرفین قادر به تحمل درد است.
آقای دکتر همتی متخصص نورولوژی در بیمارستان تجریش و آقای دکتر رحمانی که دکتر زندان اوین هستند هر دو نفر شرایط علیرضا را وخیم اعلام کرده اند، اما متاسفانه نه با مرخصی درمانی موافقت شده است و نه با عدم تحمل کیفر موکلم.
در هر زندانی طبق آیین‌نامه، زندانیان قانونا حق استفاده از مرخصی را دارد و می تواند سه روز در ماه از مرخصی استفاده کند، آقای گلیپور نزدیک ۵ ماه است که در زندان به سر می‌برد و من از تاریخ ۲۴ دی‌ماه سال جاری درخواست مرخصی موکلم را ارائه کرده‌ام، اما متاسفانه دادستان تهران تاکنون موافقت نکرده است، آقای گلیپور طی این ۵ ماه که برای بار دوم به زندان رفته است ۵ مرتبه به بیمارستان تجریش منتقل شده که ۸ روز هم در پرونده پزشکی اش سابقه ی بستری شدن دارد و داروهای جدیدی هم به جمع داروهای قبلی اش اضافه شده است که باعث شده هزینه ی تهیه داروها بسیار بالا برود.
مادر علیرضا ۱۶ سال است که تحت تکفل وی قرار دارد و در حال حاضر هم بیماری قلبی دارد و مبتلا به دیابت عصبی است که بنا به گفته ی دکتر متخصص به علت سیاهی پا نیاز مبر به عمل جراحی دارد که متاسفانه مادر موکلم در نبود پسرش اجازه عمل جراحی را نمی دهد و شرایطش اصلا مساعد نیست و در خواست دیدن پسرش را قبل از رفتن به اتاق عمل دارد، ما بارها این مشکلات از جمله وضعیت بد بیماری و مشکلات خانوادگی علیرضا را به صورت حضوری و مکتوب به دادستان ارائه داده ایم که متاسفانه هیچ ترتیب اثری داده نشده است.
آقایان دکتر همتی و دکتر رحمانی بارها در مورد موکلم و شرایط وخیمش به عدم تحمل کیفر اشاره داشته اند و تشخیصشان این بوده است که نور و استرس باعث تحریک بیماری اش می شود، متاسفانه جدیدآ موکلم در یک روز سه بار تشنج شدید میکند که به زمین می خورد و از ناحیه کتف دچار دررفتگی می شود و امروز ۱۲ روز است که آتل بسته است به دستش، همچنین حین زمین خوردن چشم راست وی دچار ضرب خوردگی می شود، من خیلی تلاش کردم تا جهت جهت درمان به بیمارستان طالقانی منتقل شود که هنوز ترتیب اثر نداده اند، بیشتر برای علیرضا مرفین در زندان تزریق می شود تا درد را کمر احساس کند.
زمان‌هایی بوده است که من وقتی به آقای حاجی مرادی دادیار مراجعه کرده ام و مشکلات و بیماری موکلم را به ایشان گفته ام خیلی راحت به من گفته اند که علیرضا از من و تو سالم تر هست، حتی زمانی که علیرضا در بیمارستان بستری بود به من گفتند بیمار است که بیماره، یا خوب می شود یا میمیرد از این دوحالت خارج نیست ما چیکار کنیم؟ متاسفانه اصلا جان بچه های سیاسی امنیتی هیچ ارزشی برای ایشان ندارد. این موضوع برای زمانی هست که خیلی تلاش کردم پرونده پزشکی موکلم را ببینم و ایشان خیلی مخالفت میکردند و گفتم موکلم عدم تحمل کیفر دارد و همچنین شش ماه مرخصی درمانی که دادیار در جواب گفتند نه اصلا این چنین نیستش و من گفتم به عنوان وکیل حق دیدن پرونده پزشکی را دارم که ایشان مخالفت کردند”.”
خانم قره بیگلو در مورد بیماری موکلش نیز گفته بود: “آقای گلیپور دچار بیماری صرع است و خیلی در این مدت تشدید شده است، همچنین دچار ناراحتی قلبی و عفونت غدد لنفاوی هستند، این سه بیماری که با اعتصاب غذایی که چندی پیش داشتند بسیار تشدید شد و هر روز هم بدتر می شود.
من به عنوان وکیل اقای گلیپور بارها اعلام کردم که موکلم شرایط تحمل کیفر را ندارد و حتی دکتر زندان اوین و دکتر متخصص بیمارستان تجریش نیز بارها این مسئله را عنوان کرده اند، اما متاسفانه هیچ توجهی به وضعیت ایشان نشده است و همچنان با بی توجهی مسئولین هر روز شرایطش وخیم تر می شود، آقای دکتر رحمانی در بیمارستان اوین به من گفته است که موکلم واقعا هزینه است برای این زندان و واقعا تحمل کیفر را ندارد. از دیگر مشکلات موکلم به دیر رسیدن داروها هم می شود اشاره کرد، داروهایی که فرضآ باید امروز مصرف شود و به دستش برسد با تاخیر سه الی چهار روزه به دستش می رسد، این شرایط برای یک بیمار سم است و تنها به تشدید بیماری اش منجر می شود. لازم به اشاره است که همچنان هیچ حکمی روی عدم تحمل کیفر موکلم صادر نشده و موکلم همچنان بلاتکلیف در حال تحمل حبس است”.
در همین رابطه جمعی از زندانیان زندان اوین با نگارش نامه‌ای که نسخه‌ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفته است خواستار توجه مسئولین زندان به شرایط وخیم علیرضا گلیپور شدند.
در قسمتی از این نامه آمده است “جان کندنمان آسان تر و راحت تر است از مشاهده مرگ خاموش تحمیلی و معلولیت عمدی تدریحی بر عزیز تر از جانمان “علیرضا” که ذره ذره در حال آب شدن و خدایی نکرده از دست رفتن است. درحالی که دستمان بسته است و پایمان در بند و دلهایمان را غباری فرا گرفته است، سخت دشوار و غیر قابل وصف، جز فریاد و دادخواهی از این همه بی عدالتی چه باید کرد؟ دوست و همبندیمان آقای علیرضا گلیپور در یک روز سه بار تشنج کرد و افتاد، ما مردیم و زنده شدیم تا با تزریق چندین آمپول به هوش آمد، ما شدیدآ نگران احوالتش هستیم، مادر ۷۱ ساله اش برای قطع انگشت واجب است که به بیمارستان برود و گرنه حیاتش به جد در خطر است. مادر خواهان همراهی یگانه پسرش علیرضا در اتاق عمل است و این درخواست به حق تاکنون عملی نشده است، با به تاخیر انداختن مرخصی این همبند بیمار ما جان مادر و پسر را به خطر انداخته است. ما دوستان و همبندیان گلیپور خواستار رسیدگی به وضعیت وی هستیم و امیدواریم این امر محقق گردد.”
علیرضا گلی پور، متولد ۱۳۶۵، ساکن تهران و دانشجوی مخابرات و کارمند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در مهرماه ۱۳۹۱ توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر و تیرماه ۱۳۹۴ به اتهام “جاسوسی به نفع اجانب و به طور مشخص کشور آمریکا ” توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۳۹ سال و ۹ ماه حبس تعزیری و ۱۷۰ ضربه شلاق محکوم شد که این حکم با اعمال ماده ١٣۴ و تخفیف به ۱۲ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
لازم به یادآوری است علیرضا گلی‌پور، عضو بنیاد ملی نخبگان کشور و دانشجوی دکتری رشته مهندسی برق در آلمان، از سال ۹۱ به خاطر جرائم امنیتی در زندان اوین به سر می برد.

آخرین اخبار از وضعیت دراویش ؛ نزدیک به ۴۰۰ تن در زندا‌ن های فشافویه ، قرچک و اوین



کمیته پیگیری دراویش زندانی در گزارشی از آخرین وضعیت دراویش گنابادی اعلام کرد که در حال حاضر نزدیک به ۴۰۰ تن در زندان‌های فشافویه ، قرچک و اوین در بازداشت به سر می‌برند که به دلیل وضعیت نامناسب بهداشتی این زندان‌ها و عدم رسیدگی پزشکی و ادامه مداوای مجروحان ، امکان وخیم‌ تر شدن وضعیت این دراویش وجود دارد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مجذوبان نور، طبق اعلام کمیته پیگیری دراویش زندانی آخرین گزارشات رسیده طی سه روز گذشته به به شرح زیر است:
“تعداد دراویش بازداشت‌شده تاکنون توسط نهادها و رسانه‌های داخلی ایران به‌صورت رسمی اعلام نشده است و طبق گزارشات رسیده به این کمیته، نزدیک به ۴۰۰ درویش گنابادی در حال حاضر در زندان‌های فشافویه، قرچک و اوین در بازداشت به‌سر می‌برند و منتظر طی شدن مراحل قانونی و رسیدگی به پرونده قضایی‌شان هستند. از میان صدها درویش بازداشت‌شده پس از اتفاقات تلخ هفته‌ی گذشته در منطقه پاسداران تهران، نزدیک به ۲۰۰ درویش در ساعات و روزهای اولیه آزاد شدند. کمیته پیگیری دراویش بازداشت‌شده مستقلاً نمی‌تواند این آمار را تأیید کند.
جراحات دراویش زخمی در حوادث تلخ هفته گذشته عبارت است از: شکستگی دست، پا، دنده، سر و صورت، زخم‌های عمیق و ضرب و کوفتگی نواحی مختلف بدن؛
این دراویش مجروح به بیمارستان‌های امام خمینی، امام سجاد، خاتم‌الانبیاء، بقیهالله و لبافی‌نژاد منتقل شده‌اند که وضعیت تعدادی از آنان وخیم گزارش شده است؛ تا لحظه‌ی تهیه این گزارش، ۳ درویش گنابادی در بخش مراقب‌های ویژه نگهداری و ۱۰ درویش نیز به دلیل اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای و پارگی چشم و موارد اورژانسی تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند؛ تاکنون مقامات قضایی ایران کشته شدن یک نفر را تأیید کرده‌اند ولی هویت این شخص اعلام نشده است.

خانواده‌های دراویش بازداشت‌شده با اعلام وضعیت نامناسب بهداشتی زندان‌های فشافویه و قرچک، ضمن ابراز نگرانی از سلامتی افراد منتقل‌شده به این زندان‌ها، اعلام کردند که اکثر دراویش زخمی پس از رسیدگی سرپایی در بیمارستان‌ها به زندان منتقل و پس از گذشت نزدیک به یک هفته، هیچ رسیدگی پزشکی برای ادامه مداوای آنان صورت نگرفته و با توجه به شکستگی و زخم‌های وارده به این دراویش و وضعیت بهداشتی زندان‌ها، امکان وخیم‌تر شدن وضعیت این دراویش زندانی وجود دارد.

هنوز از سرنوشت تعداد زیادی از دراویش بازداشت‌شده اطلاعی در دست نیست”.

پیش از این “سازمان گزارشگران بدون مرز” با انتشار بیانیه‌ای نگرانی عمیق خود را از وضعیت سلامت شماری از شهروندخبرنگاران که در شامگاه ۱ اسفند ۱۳۹۶ در درگیری‌های پلیس و دراویش گنابادی بازداشت شدند، اعلام کرده بود.

از نیمه‌شب ۱۴ بهمن‌ماه سال جاری حضور پر تعداد نیرو های امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نور علی تابنده با واکنش منفی سایر دراویش رو به رو شد، دراویش گنابادی در حمایت از قطب خود تجمعاتی اطراف منزل دکتر تابنده تشکیل دادند. این تجمعات با دخالت نیروهای انتظامی و لباس شخصی به خشونت کشیده شد؛ این در حالی بود که پیش‌تر در شامگاه چهارشنبه مورخ ۴ بهمن‌ماه نیز در اقدامى مشابه مامورین امنیتی در همین مکان حضور یافتند که موجى از نگرانى‌ها در میان دراویش را رقم زده بود.

فرهاد نوری، فعال حقوق دراویش ایران، اعلام کرده که حداقل ۵۰۰ درویش گنابادی بازداشت شده‌اند و وب سایت مجذوبان نور نیز نام بیش از ۳۰۰ درویش بازداشت شده را منتشر کرده است.

هرانا پیش از این در خبری از انتقال سه تن از دراویش بازداشت‌شده به نام‌های رضا انتصاری، کسری نوری و سخاوت سلیمی خبر داده بود.

هرانا در گزارشات قبلی خود نیز نوشته بود “بند ۳ زندان قرچک ورامین که محل نگهداری حدود ۴۶ زندانی بود تقریبا خالی شده زیرا که ۷۰ زندانی زن درویش قرار است به آن محل منتقل شوند. به زندانیان گفته شده تلفن‌های این بند نیز قطع خواهد بود”.

کسری نوری و رضا انتصاری
در ادامه‌ی گزارش نیز از انتقال دراویش به زندان‌های اوین و ورامین خبر داده بود. بر همین اساس بازداشت شدگان مرد عمدتا به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شده‌اند ولی کماکان از حق استفاده از تلفن محروم هستند. از سرنوشت تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان  همچنان اطلاعی در دست نیست.
دراویش می‌گفتند که از حضور پرشمار نیروهای امنیتی و لباس شخصی در اطراف خانه آقای تابنده نگران شده‌اند.

بعد از این درگیری‌ها حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران گفته بود: “پلیس، دادستانی و دیگر دستگاه‌های مسئول، هیچ‌گونه برنامه‌ای برای برخورد با دراویش گنابادی در تهران نداشته و ندارند.”

اقدامات حکومت جمهوری اسلامی ایران علیه دراویش گنابادی از سال ۸۴ به شکل گسترده‌ای شدت گرفت، به‌طوری‌که در این سال تخریب گسترده حسینه‌های دراویش گنابادی در شهرهای مختلف ایران آغاز شد و پس از آن تعداد زیادی از دراویش بازداشت شدند.

زخمی شدن دو کولبر در بانه همزمان با کشته شدن یک شهروند در آبدانان



 در پی تشدید شرایط امنیتی در مناطق مرزی مختلف کشور ، دو کولبر توسط نیروهای مرزبانی در بانه زخمی شدند ، همزمان در شهرستان آبدانان نیز یک شهروند در پی شلیک نیروهای انتظامی جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، نیروهای هنگ مرزی در بخش “ننور” شهرستان بانە با شلیک مستقیم به سمت گروهی از کولبران دو کولبر به نام‌های “کاوە” از اهالی روستای سرتزین و “فریدون رحمان” از اهالی روستای کیله زخمی شدند، آنها جهت رسیدگی پزشکی به بیمارستانی در اقلیم کردستان عراق منتقل شده‌اند.
گزارش شده است که در مناطق مرزی مختلف تمهیدات امنیتی شدیدتر شده و کولبران دشوارتر از گذشته به کار خود می‌پردازند.

از ایلام هم گزارش شده است که “ناصر قبادی” فرزند عباس از اهالی روستای سراب نقل از توابع شهرستان آبدانان که روز ۷ اسفند توسط مامورین نیروی انتظامی پاسگاه آب‌انار مورد هدف قرار گرفته بود، در اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان جان خود را از دست داد.

در موارد مذکور، شلیک به افراد به ظن حمل کالای قاچاق صورت گرفته است.

نامه ای از پیمان کوشکباغی ، شهروند بهایی در آستانه سومین سال حبس


 

پیمان کوشکباغی ، و آزیتا رفیع زاده همسر او از جمله شهروندان بهایی هستند که علیرغم داشتن کودکی خردسال همزمان با هم تحمل حبس می کنند. تقاضای آنها از دادگاه برای اینکه به صورت نوبتی تحمل زندان کنند تا بتوانند لااقل از فرزند خود سرپرستی کنند به نتیجه ای نرسید. اکنون که این زوج بهایی در زندان به سر می برند فرزند آنها توسط خانواده دیگری سرپرستی میشود ، آقای کوشکباغی به همین مناسبت در آستانه آغاز سومین سال از حبس خود نامه ای سرگشاده خطاب به خانواده ای که سرپرستی فرزندش را در این روزهای سخت پذیرا شده نوشته و از آنها تقدیر و تشکر کرده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زوج بهایی محبوس در زندان به نام های پیمان کوشکباغی و آزیتا رفیع‌زاده که به دلیل آنکه در حال گذران دوران محکومیت خود هستند مجبور شدند سرپرستی کودک شش ساله خود را به خانواده دیگری بسپارند.

پیمان کوشکباغی در آستانه سومین سال از حبس خود با نگارش نامه ای سرگشاده سعی کرده است مراتب تشکر و قدردانی خود را از خانواده صفاجو بدلیل پذیرش سرپرستی فرزندش ابراز کند.

متن کامل نامه پیمان کوشکباغی را به نقل از هرانا در زیر بخوانید:
“خانواده محترم صفاجو

دو سال گذشت با تمام فراز و فرودهایش, با تمام شیرینی ها و تلخی هایش, با تمام شادی ها و غم هایش, با تمام …

ولی هر چه بود این دو سال با آسودگی خاطر و رضایت گذشت. آسودگی خاطر به این جهت که بشیر تمام هر آنچه یک کودک می بایست داشته باشد را داراست. از امنیت و آرامش گرفته تا عشق و محبت, از حمایت و راهنمایی گرفته تا آموزش و تربیت. همه این آسودگی و رضایت را مدیون زحمات تمام عزیزانی هستم که در این مدت نگران بشیر بودند و در رشد و بالندگی بشیر نقشی ایفا کردند. بی شک پررنگ ترین نقش را شما, خانواده محترم صفاجو داشته اید.

همواره گفته ام که نمی توان با کلمات و زبان از شما تشکر کرد ولی باید اذعان کنم که بابت تمام حمایت های شما چه مالی چه عاطفی, بابت اخلاص بی بدیل, بابت زحمات مضاعفی که برای بشیر می کشید, بابت عشقی که نثار بشیر می کنید, بابت نگرانی هایتان, بابت دقتتان در تربیت بشیر, بابت مشورت فروتنانه تان, بابت پیگیری امور, بابت لطفی که به من و آزیتا دارید و بابت خیلی موارد دیگر که حتی نمی توانم تصور کنم, از شما تشکر می کنم.

آزیتا رفیع زاده به همراه همسر دربندش و بشیر فرزند خردسالش
یکی از فواید زندان این است که فرصت برای تفکر زیاد است. فرشید و شیوای عزیز, باید اقرار کنم که شما سطح دیگری از فضایل و استاندارد های یک زندگی اجتماعی را به من نشان دادید. مفاهیمی چون خدمت, فداکاری, ایثار, مشورت, محبت و … با نگاه کردن به شما یاد این بیت شعر معروف افتادم که:
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

حقیقتا به مقام و منزلت شما نزد حق غبطه می خورم. شما در حال انجام یک امر فرا زمینی هستید. کاری کرده اید که فهم آن نه فقط برای من بلکه برای بسیاری از مردمان مشکل است. خوشا به حال شما. شما تعریف دیگری از فداکاری و صبر, خدمت و محبت را به عالمیان نشان دادید. اگر چه از عهده شکر حق بابت این موضوع بر نمی آیم و توان تلافی محبت های شما را ندارم ولی خوش حالم از اینکه تاریخ قهرمانان دیگری را به برگ های خود اضافه کرد.

اما سخنی با بدیع و الحان. عزیزانم, می دانیم که داشتن خواهر و برادر بزرگتر یکی از مهم ترین مواهبی است که خداوند فقط نصیب فرزند کوچک خانواده می کند, موهبتی که خودم با تمام وجود حسش کردم و در اختیار دارم و همواره از این بابت شکرگزار بوده ام. بشیر بارها به این موضوع اشاره کرده که شما خواهر و برادر بزرگش هستید و از این بابت بسیار خوشحال است. حقیقتا پیشرفت بشیر بدون حضور شما ممکن نبود. از اینکه با صبر و فداکاری مراعات حال بشیر را می کنید از شما سپاسگزارم. امیدوارم در آینده بتوانم ذره ای از محبت های شما را جبران کنم.

و اما حرف آخر, فرشید, شیوا, بدیع و الحان عزیز, فقط حق می تواند پاداشی معادل با کاری که می کنید به شما بدهد. می دانم که در ادعیه نباید از حق چیزی خواست. من دیگر آرزویی ندارم. فقط هر شب در دعاهایم از جمال مبارک می خواهم فضلش را شامل حال شما کند. سربلندی, عزت و افتخار سزاوار شماست. امیدوارم با عدم لیاقت دعاهایم مستجاب شود.

جانتان خوش باد / پیمان کوشکباغی”

در خصوص آقای کوشکباغی لازم به یادآوری است، درخرداد‌ ماه سال ۱۳۹۰ نیروهای اطلاعات به منازل اساتید و مدیران موسسه (BIHE) و همچنین به منزل آقای کوشکباغی نیز هجوم آوردند و تعداد زیادی سی دی، کتاب و جزوات درسی و اعتفادی و همینطور کامپیوتر و لپ تاپ را از منزلشان ضبط کردند.

فردای آن روز خودش و همسرش را به دفتر پیگیری احضار کردند و مورد بازجویی قرار دادند. در اسفند ماه ۱۳۹۱ برای تفهیم اتهام به دادسرای شهید مقدس اوین احضار شدند. در این جلسه از آنها خواسته شد که تعهد بدهند که با موسسه ای که حیات فکری و علمی و اجتماعی خود را به شدت مدیون آن میدانستند همکاری نخواهند کرد و با ممانعت آنها از امضا نمودن چنین تعهدی به قید وثیقه ای ۵۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شدند.

دادگاه بدوی آزیتا رفیع زاده همسر آقای کوشکباغی در خرداد ۹۳ به ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و حکم صادره این دادگاه ۴ سال حبس تعزیری به اتهام عضویت در تشکلات غیر قانونی بهاییت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزشی (بی ای اچ ای) بود این حکم در دادگاه تجدید نظر در بهمن ۹۳ تایید شد. دادگاه بدوی پیمان نیز در اردیبهشت ماه ۹۴ به ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و او را نیز به همین اتهام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم کردند.

دادگاه تجدید نظر نیز در مهر ۹۴ همین حکم را تایید کرد. آزیتا رفیع زاده در پی تماسهای تلفنی مکرر مسولین و تهدید به ضبط وثیقه ملکی،در تاریخ سوم آبان ۹۴ خود را به زندان اوین معرفی نمود تا ۴ سال حبس خود را بگذراند و فرزند ۶ ساله خود را نزد پدرش گذاشت.

پیمان کوشک‌باغی، شهروند بهایی، روز یک‌شنبه نهم اسفند ماه سال ۹۴ هنگامی که همراه فرزند شش ساله‌اش، بشیر، برای ملاقات همسرش آزیتا رفیع‌زاده به زندان اوین رفته بود، پیش از ورود به سالن ملاقات به وسیله سه فرد لباس شخصی بازداشت و برای اجرای حکم پنج سال حبس تعزیری به زندان منتقل شد.

از آن پس سرپرستی بشیر در غیاب پدر و مادرش به یک خانواده دیگر سپرده شد و از آن پس این کودک خردسال تنها یک ساعت در هفته میتوانست پدر و مادرش را در سالن ملاقات زندان اوین ببیند.

تداوم نگرانی ها ؛ گزارشی از آخرین وضعیت بازداشت شدگان ۱۲ بهمن


 

پس از گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت تعدادی از فعالان مدنی در پرونده موسوم به ۱۲ بهمن ، از وضعیت پرونده بهنام موسیوند ، سعید اقبالی و نادر افشار همچنان خبری در دست نیست ، برای محمود معصومی ، شیما بابایی و داریوش زند قرار وثیقه صادر شده اما همچنان در زندان به سر می‌برند. سعید سیفی جهان دیگر متهم این پرونده در تاریخ ۷ اسفند ماه سال جاری با قرار وثیقه به طور موقت آزاد شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نزدیک به یک ماه از بازداشت ۷ تن از فعالان مدنی در ۱۲ بهمن ماه سال جاری می‌گذرد، سه تن از این فعالان مدنی بازداشت شده همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و برای سه نفر نیز قرار وثیقه صادر شده است.
از وضعیت “بهنام موسیوند”، “سعید اقبالی” و “نادر افشار” همچنان خبری در دست نیست، برای “محمود معصومی”، “سیما بابایی” و “داریوش زند” قرار وثیقه صادر شده اما همچنان در زندان به سر می‌برند و سعید سیفی جهان نیز در تاریخ  ۷ اسفندماه سال جاری با قرار وثیقه به طور موقت آزاد شده است.

با وجود مراجعات مکرر خانوداه‌های اقبالی، افشار و موسیوند به نهادهای قضایی، همچنان وضعیت فرزندان آنان روشن نشده است. خانواده ها این نگرانی را دارند که فرزندانشان برای بیان اعتراف دروغین تحت فشار قرار گرفته باشند.

نزدیکان این افراد در گفتگو با هرانا تاکید کردند “فرزندان آنها صرفا کنشگران مدنی مستقلی هستند که در چارچوب قانون فعالیت می‌کرده‌اند و با هیچ گروه و دسته‌ای مرتبط نبوده و نیستند.”
لازم به یادآوری است در تاریخ ۱۲ بهمن‌ماه سال جاری دست‌کم ۷ تن از فعالین مدنی به نام‌های ”محمود معصومی، سعید اقبالی، نادر افشاری، سعید سیفی جهان، داریوش زند، شیما بابایی و بهنام موسیوند” در نقاط مختلف ایران توسط نیرو های امنیتی بازداشت شده بودند.
از دلایل و جزییات بازداشت هماهنگ این فعالان مدنی کماکان اطلاعی در دست نیست. بااین‌حال می‌توان در نظر گرفت نیروهای امنیتی یک عملیات هماهنگ و سراسری که زنجیره‌ای از فعالان مدنی در اقصی‌نقاط کشور در بر می‌گیرد را رهبری کردند.
با توجه به محل نگهداری این افراد به نظر می‌آید وزارت اطلاعات متولی بازداشت این فعالان است.