۱۳۹۶ بهمن ۱۳, جمعه

تنبیه بدنی دانش‌ آموز قهرمان تکواندو در مدرسه



دانش آموز سیزده ساله که دارای عناوین برتر آسیایی و کشوری در رشته تکواندو است در مدرسه مورد تنبیه بدنی معلمش قرار گرفت و از ناحیه صورت مجروح شد. این در حالی است که بارها مسئولین آموزش و پرورش بر غیرقانونی بودن برخورد فیزیکی با دانش آموزان تاکید کرده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از عصر ایران، ظهر ۱۲ آذر امسال، علی‌اکبر با صورت زخمی از مدرسه اش در شهرک والفجر تهران به خانه برگشت. خواهرش به محض دیدن او، متوجه شرایط ویژه پیش آمده شد و برادرش را به بیمارستان رساند.
پزشکان خون روی صورت علی‌اکبر را پاک کردند و ابرویش را بخیه زدند. مادر این پسر سیزده ساله با بیان اینکه فرزندش در جلسه امتحان مورد تنبیه بدنی معلم علوم قرار گرفته بود، گفت: «علی‌اکبر از دانش آموزان ممتاز کلاس هشتم است و آن روز امتحان علوم داشت. پسرم یک لحظه سرش را برگردانده تا از دوستش خودکار بگیرد اما معلم تصور کرده حرف نامربوطی بین آنها رد و بدل شده است برای همین به پسرم اعتراض کرده و گفته آن‌جا چه می‌گویی؟ مرا مسخره می‌کنی؟ پسرم تا آمده بگوید قصدش گرفتن خودکار بوده، معلم ۶۲ ساله، دسته کلیدش را به سمت او پرتاب کرد.
کلیدها به صورت پسرم خورده و خون سرازیر شده است. علی‌اکبر همراه مبصر کلاس به دستشویی مدرسه رفته و چشمش را شسته اما خونریزی ادامه داشت. مدیران مدرسه هم بدون این‌که به ما خبر بدهند، تنها او را به خانه فرستادند.»
وی با بیان اینکه با تماس دخترش از ماجرا باخبر شد و خودش را به بیمارستان رساند، افزود: «دسته کلید به ابروی سمت راست صورت علی‌اکبر خورده بود اما پزشکان گفتند نزدیک بود چشم پسرت کور شود. آن‌ها چهار تا بخیه زدند و کارهای ترخیص علی‌اکبر را انجام دادند. همان‌موقع معلم علوم به بیمارستان آمد. از او پرسیدم چرا به سمت پسرم کلید پرتاب کردی؟ گفت از سر دلسوزی این کار را کردم! می‌خواستم کلید را به شکمش بزنم اما به صورتش خورد. پرسیدم نگفتی ممکن است نابینا شود؟ با خنده جواب داد معذرت می خواهم و همه هزینه‌های بیمارستان را پرداخت می‌کنم.»
هزینه درمان علی‌اکبر ۵۰۰ هزار تومان شد اما خانواده آن را پرداخت کرد. مادر وی با تاکید بر این‌که در دادسرا از معلم شکایت کرده است، بیان کرد: «مدیر و معلم علوم از پسرم خواسته بودند به ما بگوید خودش زمین خورده و این اتفاق برایش افتاده و وعده داده بودند که در عوض نمره امتحانش را ۲۰ می دهند. در حالی‌که پسرم جز دانش آموزان ممتاز مدرسه است و نیازی به ارفاق ندارد. چند وقت پیش هم در مسابقات تکواندوی نوجوانان آسیا در تایلند، مقام سوم را کسب کرد. در کشور هم رتبه آورده است.»
این در حالی است که معلم علوم با تایید پرتاب دسته کلید، اتفاق رخ داده را کوچک دانست و گفت: «روز قبل از حادثه مشغول تدریس بودم که متوجه شدم علی‌اکبر ادای مرا درمی آورد. روز حادثه هم این اتفاق افتاد و من در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و عصبانی شدم. می‌خواستم کلید را به سمت شکمش پرتاب کنم اما سرش را پایین آورد و به چشمش خورد.» وی ادعای مادر علی‌اکبر مبنی بر “دادن نمره ۲۰ در ازای مخفی کردن ماجرا از خانواده” را رد کرد و افزود: «من به هیچ عنوان این حرف را به علی‌اکبر نزدم. او در دو امتحان پایانی نمرات خوبی نگرفته بود و جز دانش آموزان ممتاز کلاس من هم نیست. زمان حادثه از طرف این دانش آموز مورد توهین قرار گرفتم و کنترلم را از دست دادم. البته همان موقع با پدرش تماس گرفتم و دلجویی کردم. این اتفاق آنقدر بزرگ نبود که بخواهند شکایت کنند. قرار هم نبود این کار را انجام دهند.»
مادر علی‌اکبر در تولیدی پوشاک کار می کند و همسرش راننده نیسان است. او با بیان اینکه معلم ۶۲ ساله هنوز در مدرسه درس می‌دهد، گفت: «الان بیشتر از یک ماه از حادثه می‌گذرد اما هنوز جای بخیه ها روی صورت پسرم مانده. معلم هم دوباره به او گفته خودت باعث شدی کلید را به سمتت پرتاب کنم! پسرم دیگر سر کلاس حرفی نمی‌زند و در پرسش و پاسخ ها هم شرکت نمی‌کند.»
وی افزود: «وقتی علی‌اکبر در مسابقات مقام آورد، یکی دیگر از معلمان همین مدرسه به او گفت فکر کردی کار بزرگی انجام داده‌ای؟ چهار تا جفتک انداخته‌ای دیگر! این حرف باعث شده بود علی‌اکبر از تکواندو بدش بیاید و دیگر این ورزش را ادامه ندهد. چرا باید چنین اتفاقاتی در مدرسه بیفتد؟ من حتی به آموزش و پرورش منطقه هم رفتم اما آن‌ها گفتند شما حاشیه‌سازی می‌کنید و ما چیزی روی صورت پسرتان نمی‌بینیم!» به گفته وی، علی‌اکبر یک‌بار برای بررسی میزان صدمات به پزشکی قانونی منتقل و پرونده‌ای برای تحقیق درباره حادثه در دادسرای تهران تشکیل شده است.

بی‌اطلاعی و نگرانی از وضعیت محمد مهدوی‌ فر؛ فعال مدنی اهل آران و بیدگل



 محمد مهدوی‌ فر فعال مدنی اهل آران و بیدگل که روز یکشنبه ۲۴ دی ماه ، در شهر مشهد توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شده و در تاریخ ۲۶ دیماه به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده بود ، از زمان انتقال هیج گونه اطلاعی از وضعیت و سرنوشت او حاصل نشده است. پیگیری نزدیکان آقای مهدوی فر برای کسب اطلاع از وضعیت وی تاکنون بی نتیجه مانده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد مهدوی‌فر که روز یکشنبه ۲۴ دیماه، در شهر مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در ۲۷ دیماه طی تماسی با خانواده خود خبر از انتقالش به زندان مرکزی اصفهان داده بود، از زمان انتقال هیچ تماس دیگری با نزدیکان خود نداشته است این بی خبری موجب نگرانی خانواده این فعال مدنی شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده آقای مهدوی فر در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: “آقای مهدوی‌فر روز ۲۴ دی ماه (۱۸ روز پیش) توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و  در ۲۶ دی به اصفهان منتقل شد و از زمان انتقالش به اصفهان هیچ خبری از وی نداریم”.

این منبع در ادامه افزود: ” هیچ ارگانی پاسخگو نیست. حتی خانواده وی با اداره اطلاعات اصفهان که تماس گرفتند تا شماره‌ای جهت گفتگو دریافت کنند گفتند که شماره‌ای نیست تا زنگ بزنید و خبر بگیرید، هر موقع که وقتش شد خودشان خبر می دهند”.

با توجه به مشکلات تنفسی ناشی از عوارض مجرومیت شیمیایی مربوط به دوران حضور این رزمنده سابق در جبهه، نزدیکان آقای مهدوی‌فر نگران سلامتی‌ وی هستند.

لازم به یادآوری است محمد مهدوی فر فعال اول دیماه سال جاری از بابت یکی از پرونده های مفتوح که رای محکومیت آن در مرحله بدوی صادر شده بود، پس از ارجاع پرونده به دادگاه تجدید نظر از بابت اتهام توهین به بنیانگذار نظام تبرئه و با حذف مجازات تکمیلی (تبعید) به تحمل مجموعا دو سال حبس تعزیری از بابت توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام محکوم شد.
این فعال مدنی که در رسانه ها به “شاعر شعر الفبا” تخلص دارد، مدتی پیش با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان کاشان آزاد شده بود.
دادگاه تجدید نظر بدلیل انکار قاطع متهم و عدم ادله کافی برای اثبات اتهام توهین به آیت الله خمینی و به استناد بند ب ماده ۴۵۵ قانون آئین دادرسی کیفری ضمن پذیرش اعتراض و نقض دادنامه در این خصوص با رعایت ماده ۴ قانون مزبور برائت نامبرده از اتهام توهین به بنیانگذار نظام صادر و رای قطعی شده است.

لازم به یادآوری است مهدوی فر در سال ۹۳ پس از سرودن یک مثنوی ۳۲ بیتی به نام “الفبا” و خواندن آن در انجمن‌های ادبی شهر کاشان، توسط شعبه دو بازپرسی آران و بیدگل (به نیابت از شعبه هم عرض بازپرسی در کاشان) مورد بازجویی قرار گرفت.

آقای مهدوی‌فر از بابت پرونده مفتوحه در سال ۹۴ در شعبه ۱۰۵ کیفری دو دادگستری کاشان محاکمه و به اتهام «نشر اکاذیب» به یک‌سال‌ونیم حبس محکوم شد.
نهایتا، شعبه بیست‌وسوم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به ریاست حمیدرضا امانی حکم یک‌سال‌ونیم حبس وی را از طریق اصلاح اتهام از «نشر اکاذیب» به «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ده ماه حبس تقلیل و با «رعایت بند ب از ماده ۳۳ قانون وصول» مجازات وی را به سی میلیون ریال جزای نقدی تبدیل کرد.
همانطور که اشاره شد مهدوی‌فر کمی بعد مورخ دوشنبه ۲۹ شهریورماه ۱۳۹۵، در منزل شخصی‌اش توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به سلولهای انفرادی زندان اصفهان، تحت مدیریت وزارت اطلاعات منتقل شده بود که پس از تحمل حدود ۴۵ روز بازداشت از زندان مرکزی اصفهان آزاد شد.
آخرین بازداشت این فعال مدنی مورخ ۶ خردادماه سال جاری صورت گرفت.

رضا اکبری منفرد آزاد شد



 رضا اکبری منفرد ، زندانی سیاسی که به اتهاماتی از جمله  هواداری از سازمان مجاهدین خلق به تحمل ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود ، ظهر دیروز با اتمام دوران محکومیت‌اش از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا اکبری منفرد با اتمام دوران محکومیت ۵ سال و ۶ ماهه‌اش ظهر دیروز از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
آقای اکبری منفرد محکومیت خود را در حالی سپری کرد که در تمام سالهای حبس مرخصی شامل حال وی نشد.

این فعال سیاسی در ۲۶ دی‌ماه سال ۹۱ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق در منزل شخصی‌اش بازداشت شد.

وی دادگاه انقلاب به تحمل ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. خواهر او مریم اکبری منفرد نیز در  بند زنان زندان اوین نگهداری می شود. وی سابقه بازداشت در دهه ۶۰ را نیز دارد و ۴ تن از اعضای خانواده ی وی به نامهای علیرضا ۲۰ساله، غلامرضا ۲۶ساله در سالهای ۶۰ و ۶۴ و هم چنین رقیه ۳۰ساله و عبدالرضا ۲۳ساله در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ اعدام شدند.

این زندانی در مردادماه سال ۹۳ به همراه ۶ زندانی دیگر از زندان اوین به رجایی شهر کرج تبعید شد.

رضا اکبری منفرد، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که اخیرا با مشارکت در اعتصاب دسته جمعی زندانیان در اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان پس از حدود ۴۰ روز به اعتصاب غذای خود پایان داد با نگارش نامه ای خطاب به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل از افزایش فشارها بر خود و سایر زندانیانی که بخصوص در این دوره اعتراض مشارکت داشته اند سخن گفت. او در این نامه منع ملاقات، محدودیت ارتباطات، محدود کردن دسترسی به مواد غذایی، محروم کردن زندانیان از دسترسی به خدمات پزشکی و کاهش غیرمعمول هواخوری زندان را نمونه هایی از این افزایش فشار ها بر شمرده بود.

۱۳۹۶ بهمن ۱۲, پنجشنبه

گلرخ ایرایی و آتنا دائمی « در صورت عدم بازگشت به اوین اعتصاب غذا می‌کنیم.»



گلرخ ایرایی و آتنا دائمی در دیدار با مسئولان اعلام کردند که در صورت عدم بازگشت به زندان اوین از ۱۴ بهمن‌ماه دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، گلرخ ایرایی و آتنا دائمی که از چهارم بهمن‌ ماه به طور غیرقانونی و برخلاف اصل تفکیک جرائم در زندان قرچک به سر می‌برند ، طی روزهای گذشته با دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی ، حاج مرادی و رییس زندان قرچک ، محمدی ، دیدار داشتند و گفته‌اند که در صورت عدم توجه به درخواستشان مبنی بر بازگشت به اوین از تاریخ ١۴ بهمن اعلام اعتصاب غذا خواهند کرد.
این دو زندانی سیاسی اعلام کردند که این اعتصاب غذا در صورت عدم رسیدگی مسئولان به اعتصاب غذای خشک تبدیل می‌گردد.
شایان ذکر است، آرش صادقی، همسر گلرخ ایرایی، هم اکنون در زندان رجایی شهر در اعتراض انتقال او در اعتصاب غذا به سر می برد و وضعیت جسمانی وی وخیم است.
سهیل عربی نیز در اعتراض به انتقال گلرخ ایرایی و آتنا دائمی از هفته گذشته دست به اعتصاب غذا زده و به صورت «تنبیهی» به زندان بزرگ تهران منتقل شده است.
 گلرخ ایرایی و آتنا دائمی چهارم بهمن‌ماه برای بازجویی به بند دوالف سپاه اوین منتقل و به دلیل خودداری پاسخگویی به بازجویی همراه ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.
گفته می‌شود که در بند دو-الف پنج مرد با اسلحه آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.
برای این دو زندانی سیاسی اخیراً در زندان پرونده جدیدی مفتوح شده است و در تاریخ ۲۷دی‌ماه برای چهارمین بار به دادسرا احضار شده بودند.
گلرخ ایرایی، متولد ۱۳۵۹ نخستین بار در تاریخ ۱۵ شهریورماه به همراه آرش صادقی، همسرش بازداشت و به دو اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام محکوم به شش سال حبس شده است. طبق گفته آرش صادقی، در روز دادگاه گلرخ ایرایی در بیمارستان بستری بوده و مدارک پزشکی او را وکیلش، خانم زهرا مینویی، به دادگاه تحویل می‌دهد اما قاضی صلواتی بدون توجه به عدم حضور او و شنیدن دفاعیاتش حکم شش سال حبس را برای او غیابی صادر کرد و دادگاه تجدیدنظر هم این حکم را عیناً تائید کرد.
این فعال حقوق بشر در سوم آبان ماه ۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی از سوی نیروهای امنیتی سپاه دستگیر و به زندان اوین منتقل شد.
آتنا دائمی نیز روز ششم آذرماه بدون دریافت احضاریه کتبی برای اجرای حکم هفت سال حبس تعزیری از سوی مأموران سپاه ثارالله بازداشت شد؛ بازداشت این فعال مدنی در حالی صورت گرفت که وی تا آن زمان احضاریه‌ای از سوی اجرای احکام زندان دریافت نکرده بود.
این زندانی سیاسی نخستین بار در بیست و نهم مهرماه سال ۹۳ بازداشت و در ۲۶ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ با تودیع وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی از بند زنان زندان اوین (نسوان) آزاد شد.
این فعال مدنی در تاریخ ٢٣ اسفندماه سال ٩٣ در دادگاهی به اتهام «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «توهین به رهبری»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی» و «اختفای ادله جرم»، به ۱۴ سال زندان محکوم شد؛ رأی صادره در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر به هفت سال کاهش پیدا کرد.

موج جدید بازداشت فعالان مدنی



موج جدید بازداشت فعالان مدنی از سوی دولت روحانی امروز ۱۲ بهمن‌ماه نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات دستکم شش فعال مدنی به نام‌های بهنام موسیوند ، سعید اقبالی ، محمود معصومی ، شیما بابایی ، داریوش زند و لیلا فرجامی را بازداشت کرده‌اند.

تأیید حکم ۷ سال و نیم زندان برای منصوره بهکیش از سوی دادگاه تجدید نظر



دادگاه تجدیدنظر حکم ۷ سال و نیم حبس تعزیری برای منصوره بهکیش، فعال مدنی را تأیید کرده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، منصوره بهکیش به دلیل دادخواهی از مسئولان جمهوری اسلامی درباره کشته شدن شش تن از اعضای خانواده‌اش در دهه شصت به هفت سال و نیم زندان محکوم شده و این حکم ۱۳ دی ماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است.
اتهامات وی « تبلیغ علیه نظام » و « اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور » عنوان شده است.
گفتنی است وی در زمان بازجویی از حق داشتن وکیل محروم بوده است.
خانم منصوره بهکیش که شش عضو خانواده‌ی خود را در اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ ازدست‌داده است، پیش تر نیز در سال ۱۳۹۱ به خاطر پیگیری حقیقت در مورد اعدام‌های دهه‌ی ۱۳۶۰، به «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی از طریق تشکیل مادران عزادار» و «تبلیغ علیه نظام» متهم و به چهار سال زندان محکوم شد. سه سال و شش ماه از این مدت تعلیقی و شش ماه تعزیری است.

کولبران در بن‌ بست ؛ دولت یک قدم هم عقب‌ تر گذاشته



 نماینده سردشت و پیرانشهر همچنان درباره کولبران و معابر کولبری از دولت گلایه دارد ؛ دو معبری که چهار ، پنج ماه است که بسته شده و باعث شده تا نان عده‌ای آجر شود. وی با گلایه از دولت گفت « دولت یک قدم هم عقب‌ تر گذاشته و معابر کولبری پیرانشهر و پرویز خان در قصر شیرین بسته شده است. مرزها را باز کردند و معابر هنوز بسته‌اند».
به گزارش خبرگزاری هرانا، «رسول خضری» در گفت‌وگو با «شرق» صحبت‌هایش درباره وضعیت معابر کولبری را با گلایه از دولت شروع می‌کند: «دولت یک قدم هم عقب‌تر گذاشته و معابر کولبری پیرانشهر و پرویزخان در قصرشیرین بسته شده است. مرزها را باز کردند و معابر هنوز بسته‌اند».
او این اقدام را تبعیض توصیف کرد و گفت: «وضعیتی که کولبران دارند بسیار بغرنج است؛ در این وضعیت چهار ماه است که بچه‌هایشان را مدرسه نفرستاده‌اند؛ انگار کسی گوشش بدهکار نیست».
کولبران افرادی هستند که در مناطق مرزی غرب کشور، بار بازرگانان را از آن طرف مرزها به دوش گرفته و از معابری که بعضا صعب‌العبور هم هستند، عبور می‌دهند و وارد کشور می‌شوند. آنها در این راه دچار برخی مشکلات و مصائب می‌شوند.
طرحی برای کولبران
خضری به طرح «ساماندهی کولبران» که در مجلس آمده است، اشاره کرد و گفت: «طرحی برای «ساماندهی کولبران» مطرح شد که مجلس با فوریت آن مخالفت کرد و قرار شد به صورت عادی بررسی شود».
به گفته خضری این طرح ٩ ماده دارد که یکی از آنها «احصا و شناسایی کولبران» است.
او در ادامه درباره برخی مواد دیگر این طرح گفت: «تا شعاع ٢٠ کیلومتری به کولبران شهری و روستایی از طرف وزارت کشور، فرمانداری‌ها و استانداری‌ها کارت و شناسه بدهند. دیگر اینکه سهمیه داشته باشند تا در ماه بتوانند میزان مشخصی را جابه‌جا کنند و نفعشان به خودشان برسد». نماینده سردشت و پیرانشهر افزود: «بحث دیگر، زیرساخت‌هاست؛ یعنی وزارت اقتصاد، صنعت کشور و بقیه پای کار باشند و زمینه را برای اشتغال‌زایی مولد و سالم فراهم کنند که کولبران با این وضعیت این بارها را بلند نکنند و ساماندهی شوند تا بتوانند شغل سالم و ایمن داشته باشند». او ادامه داد: «بازارچه‌های مرزی یک بحث اقتصادی نوپاست و برخی دستگاه‌ها با این مسئله آشنایی کافی را ندارند. ما همین طرح را هشت ماه با وزراتخانه‌ها و دستگاه‌های مختلف به بحث گذاشتیم که عجله‌ای نشود و الان در مجلس است تا ان‌شاءالله بتوانیم کاری کنیم».
دولت که در بحث اشتغال مرزی کار خاصی انجام نداده
این نماینده مجلس همچنین گفت: «اگر می‌خواهند کار درستی کنند، در مناطقی که کولبری وجود دارد، می‌توان با بحث منطقه ویژه اقتصادی یا اعطای مجوز مناطق آزاد تجاری-صنعتی اشتغال‌زایی ایجاد کرد. خوشبختانه مرزهایی مثل پیرانشهر و سردشت صادرات‌محور هستند و ارزآوری دارند». او در پاسخ به اینکه کولبران مگر توانایی مالی دارند که بخواهند صادرات انجام دهند و ارزآوری داشته باشند، گفت: «تجارتی که هست، هم صادرات دارد و هم واردات. مرزهایی مثل پیرانشهر ٩٩ درصد صادراتی هستند. اگر بتوانیم درست برنامه‌ریزی کنیم، هم ارزآوری دارد و هم اشتغال‌زایی». خضری در ادامه دوباره از دولت گلایه کرد و گفت: «دولت که در بحث اشتغال مرزی کار خاصی انجام نداده؛ همین معابر کولبری آب‌باریکه‌ای بوده و حالا که چهار، پنج ماه است بسته شده، بدبختی برای مردم شهرهای مرزی بوده؛ الان درد مضاعفی داریم که تا دیروز از کولبری نان درمی‌آوردند و دولت هیچ برنامه جایگزینی ندارد». او افزود: «دولت می‌گوید می‌خواهیم مرزها را ساماندهی کنیم ولی این ساماندهی چند ماه طول می‌کشد و کار دارد. این هم خیلی وقت است که مطرح می‌شود و فرازونشیب زیادی دارد».
معیشت تأمین شود،  امنیت ملی‌مان بالا می‌رود
او درباره تأثیر بسته‌بودن معابر کولبری بر معیشت مردم منطقه گفت: «الان مرزها در حد بحران‌اند؛ اینها مرزهایی هستند که به عنوان دیوار و حصار امنیتی کشور و حافظ امنیت ملی‌اند. وقتی معیشت و اقتصاد مرزنشینان تأمین شود، به همان اندازه منافع و امنیت ملی‌مان بالا می‌رود؛ سردار جعفری هم گفتند که امنیت مرزها وابسته به معیشت مرزهاست که درست هم می‌گوید».
نماینده سردشت و پیرانشهر درباره اقداماتی که برای حل این مشکل انجام شده است، گفت: «با آقای لاریجانی مکاتبه کردیم، ایشان هم نامه‌ای به وزیر کشور نوشتند؛ وزیر کشور هم گفته که آقای رئیس‌جمهوری گفته مصوبه داشته و آن باید انجام شود؛ خب، تا انجام شود چندین ماه طول می‌کشد!»
کولبری ناشی از بی‌کاری، نبود ‌امکانات و اشتغال است
او ادامه داد: «دولت می‌گوید معابر را ما به گمرک‌ها می‌آوریم و تجارت چمدانی راه می‌اندازیم تا هر کولبر بتواند ۵٠٠هزار تومان در ماه درآمد داشته باشد. این هم پنج، شش ماه طول می‌کشد تا انجام دهند و تا زمانی که انجام دهند همان وضعیت باشد. ضمن اینکه این مورد را ما در طرح در نظر گرفته‌ایم؛ مثل تسهیلاتی که باید برای اشتغال تعلق بگیرد». او با بیان اینکه «اگر کارخانه و صنایع داشتیم که نیازی به این کارها نبود»، کولبری را ناشی از شدت بی‌کاری و بی‌امکاناتی و نبود اشتغال دانست.
او افزود: «زمانی که در هشت سال جنگ مشغول دفاع بودیم، دوستان با دلار ١٠ تومان در برخی شهرها داشتند کارخانه می‌ساختند؛ حالا آنها مدعی شدند که نباید کولبری باشد؛ کولبری را باید برای حمایت از تولید ملی، صادرات، ارزآوری، جذب سرمایه‌گذار و… ساماندهی کنند».
خضری پیش از این نسبت به هزینه‌شدن عوارض پرداختی کولبران در شهرهای دیگر گلایه داشت؛ او درباره این موضوع و نحوه برطرف‌کردن آن، گفت: «معابر جدا از گمرک است و کولبران عوارضی را به هنگ مرزی پرداخت می‌کنند که آن هم برای تهران می‌آید. گفتیم این پول را به شهرستان برگردانند تا صرف توسعه شهری و روستایی شود که دو بند آن طرح همین مورد است».
او ادامه داد: «اقشار آسیب‌پذیر، جاده‌ها، آب شرب، توسعه عمران شهری و… داریم که این پول‌ها باید در شهرهای مرزی سرمایه‌گذاری شود. یکی از بحث‌های مهم اشتغال‌زایی است که کم‌کم کولبران بیایند در صنایع مشغول کار شوند».
او همچنین در پاسخ به اینکه کولبران تا چه عمقی از خاک طرف مقابل وارد می‌شوند و آن سوی مرزها برای آنها مشکلی ایجاد می‌شود یا خیر، گفت: «زیاد در عمق نمی‌روند؛ ١٠٠-١٢٠ متر می‌روند. آنها پاسپورت مهر نمی‌کنند و کارت تردد مرزی است که بین دو مرزبانی هماهنگ است. بارشان را برمی‌دارند و می‌آورند و وارد خاک نمی‌شوند».