۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

هشدار قریب‌الوقوع‌بودن اعدام ۲۷ زندانی سنی‌مذهب در زندان رجایی‌شهر


zendaniyan-sunni

روز گذشته رئیس بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج با حضور در سالن ۱۰ این بند به زندانیان سنی مذهب محکوم به اعدام اعلام کرد حکم همه آنان به اجرای احکام رفته‌است و احتمال اجرای حکم‌تان بسیار زیاد است. اگر نامه عفو می‌خواهید زودتر بنویسید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، مسئول بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج، آقای شجاعی، با حضور در سالن ۱۰ این زندان که ۲۷ زندانی سنی‌مذهب با حکم‌های تایید شده اعدام نگهداری می‌شوند اعلام کرده است “حکم همه به اجرای احکام رفته‌است و احتمال اجرای حکم‌تان بسیار زیاد است. اگر نامه عفو می‌خواهید بنویسید زودتر انجام دهید. نمی‌خواهم بعدا عذاب وجدان داشته‌باشم.”
این زندانیان اهل سنت از سوی دستگاه قضاییه با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروه‌های سلفی”، “افساد فی‌الارض” و “محاربه” به اعدام محکوم شده اند و درباره جزئیات و فعالیت های آنان از سوی مسئولین و ارگان های قضایی شفاف‌سازی نشده است.
اکثر این زندانیان در سال‌های ۸۸ تا ۹۰ در کُردستان توسط مأموران وزرات اطلاعات بازداشت شده و پیش از محاکمه، بدون دسترسی به وکیل و یا ارتباط با خانواده، برای چندین ماه در سلول انفرادی نگهداری می‌شده‌اند و این نگرانی وجود دارد که آنها در این دوران شکنجه شده و یا مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند.
بر اساس اطلاعاتی که در اختیار هرانا قرار گرفته، اکثر متهمین اتهام شرکت در مبارزات مسلحانه را رد کرده و گفته اند تنها به دلیل اعتقادات خود و فعالیت‌هایی همچون شرکت در جلسات مذهبی و پخش مطالب مذهبی دستگیر شده‌اند.
گفتنی است که دست کم یک زندانی در این لیست به نام برزان نصرالله زاده در زمان دستگیری کمتر از هیجده سال داشته است.
اسامی ۲۷ زندانی اهل سنت محکوم به اعدام در زندان رجایی‌شهر کرج:
۱. ﮐﺎﻭﻩ ﻭﯾﺴﯽ
۲. ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ
۳. ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ
۴. ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ
۵. ﮐﺎﻭﻩ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۶. ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۷. ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ
۸. ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ
۹. ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ
۱۰. ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ
۱۱. ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ
۱۲. ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ
۱۳. ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ
۱۴. ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ
۱۵. ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ
۱۶. ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۷. ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۸. ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۹. ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ
۲۰. ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ
۲۱. ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ
۲۲. ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ
۲۳. ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ
۲۴. ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ
۲۵. ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۲۶. ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ
۲۷. ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ

در روز معلم؛ علی اکبر باغانی به زابل تبعید شد


ali akbar baghani

 امروز و همزمان با بزرگداشت روز معلم در ایران، علی اکبر باغانی نایب رئیس کانون صنفی معلمان ایران که اخیرا از زندان آزاد شده بود در ادامه تحمل محکومیت خود برای اجرای حکم ۱۰ سال تبعید به شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان تبعید شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی اکبر باغانی، نایب رئیس کانون صنفی معلمان ایران که در رابطه با پرونده سال ۸۹ خود از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک‌سال حبس تعزیری و ۱۰ سال تبعید به شهرستان زابل محکوم شده بود به این شهر اعزام شد.
دبیرکل کانون صنفی معلمان با پایان حکم زندان در آخرین روزهای اسفند‌ماه سال گذشته از زندان آزاد و بنابر نظر دادستانی عمومی تهران تاقبل از اعزام به تبعیدگاه با قرار وثیقه در مرخصی کوتاه مدت بود. حکم تبعید به شهرستان زابل وی امروز به اجرا درآمد.
علی اکبرباغانی نایب رییس هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران، چهارم خرداد ماه سال گذشته پس از حضور در دادسرای زندان اوین، بازداشت و برای اجرای حکم به زندان رجایی شهر منتقل شد.
گفتنی است در سال هشتاد و نه و پس از نشست شورای مرکزی، آقایان اسماعیل عبدی در اداره آموزش و پرورش اسلامشهر، محمود بهشتی لنگرودی و علی اکبر باغانی در تهران دستگیر و روانه ی بازداشت در بند ۲۰۹ اوین شدند، هر یک حدود دو ماه در زندان اوین بند ۲۰۹ به شکل انفرادی گذراندند. و پس از آن با قرار وثیقه هایی سنگین آزاد شدند.
محکومیت قبلی وی در خصوص اعتراضات سال ۱۳۸۵ معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی که در آن به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود نیز با تائید محکومیت پرونده سال ۸۹ در دادگاه تجدید نظر به حبس تعزیری تبدیل شده و وی در مجموع دو پرونده می‌بایست شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال تبعید به شهرستان زابل را تحمل می کرد.

نگاهی به ۵ سال اخیر؛ ٣۶ جان که فدای مدرسه شد


 marge moalem

با کمی جست‌وجو در سایت‌های خبری، می‌شود آماری ثبت‌نشده از مرگ معلمانی را رقم زد که در راه مدرسه یا در خود مدرسه به دلا‌یلی جان باخته‌اند. با یک حساب سرانگشتی و جست‌وجو در اینترنت می‌شود رقم ٣۶ نفر را در این پنج سال مکتوب کرد.
به گزارش هرانا به نقل از شرق، مطابق صحبت‌های معلمان و فعالان صنفی معلم، دست کم ۳۶ معلم در حین خدمت جان خود را در اثر وقایع مختلف از دست دادند، این تعداد تنها بخشی از آمار ثبت‌شده است و چه بسا معلمان بسیار دیگری باشند که به دلیل دوری‌شان از پایتخت و عدم دسترسی به وسایل ارتباطی نحوه مرگ آنها ثبت نشده باشد.
در فروردین ٩٢ یک فرهنگی در بروجرد، دی ماه سه نفر در سبزوار، آذرماه پنج نفر در لردگان در تصادف جاده‌ای و در راه مدرسه جان باخته‌اند. در سال ٩٣، آبان یک نفر، دی‌ماه دو نفر، بهمن‌ماه پنج نفر و اسفندماه چهار نفر از فرهنگیان در جاده و  سه نفر نیز در استان سیستان‌وبلوچستان و در ترور جان باخته‌اند. به آمار این سال باید محسن خشخاشی را نیز افزود. در سال ٩۴ یک نفر در خردادماه، حسن امیدزاده در اردیبهشت، شهریورماه سه دانشجو معلم، آذرماه یک نفر در تصادف و علی نوروزی؛ آموزگاری که در راه بازگشت از مدرسه عشایری به خانه یخ زد و دی‌ماه نیز سه نفر در دو تصادف جاده‌ای جان خویش را از دست دادند. این ٣٢ آموزگار، با دو آموزگار جان‌باخته در سال ٩۵، کسانی هستند که در جست‌وجوی گوگلی یافت شدند و این جدا از کسانی هستند که جان‌باختن‌شان یا رسانه‌ای نشده یا به گونه‌ای جان باخته‌‌اند که در جست‌وجوی واژه‌های «معلم» و «کشته» یافته نشدند.
محمدرضا نیک‌نژاد، آموزگار و فعال صنفی معلمان درباره معلمان و حوادثی که منجر به فوت آنها شده، می‌گوید: “در مدتِ بیست و چند سال آموزگاری شاهد سکته چندین همکار در کلاس، از سر استرس و فشار کاری بوده که دست‌کم دو نفر از آنها جان باختند. بی‌گمان باید آنها را نیز به جمع فرهنگیان جان‌باخته در راه آموزش افزود”.

افسر نگهبان اوین مانع روند درمان عیسی سحرخیز شد

عیسی سحر خیز
کارشکنی افسرنگهبان وقت زندان اوین (یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۵) مانع اعزام «عیسی سحرخیز»، روزنامه‌نگار منتقد به بیمارستان امام خمینی برای انجام MRI توده مشکوک در غدد فوق کلیوی وی شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از سحام٬ مسئولان زندان اوین از پیش اعلام کرده بودند که توانایی اعزام خودرو برای انتقال سحرخیز از مرکز قلب تهران به قسمت عکس‌برداریبرداری (MRI) مجتمع درمانی امام خمینی را ندارند.
با وجود هماهنگی‌های صورت گرفته از هفتهٔ پیش و به دستور دادستان برای این اقدام مهم در زمان مقرر، افسرنگهبان زندان اوین بر اعزام هر ۳ مأمور مراقب تأکید داشت درحالی‌که آمبولانس بیمارستان جای لازم برای استقرار آنان را نداشت و جلوگیری از استفادهٔ خودروی شخصی برای عزیمت دو مراقب دیگر سبب شد که این عکس‌برداری مهم انجام نشود و استمرار این وضعیت می‌تواند موجب تشدید بیماری سحرخیز شود.
شنیده‌شده که افسرنگهبان وقت حتی حاضر نشده در این خصوص با سحرخیز و به‌صورت تلفنی صحبت کند و تنها به مأموران مراقب دستور داده تا از اعزام به عکس‌برداری خودداری شود و زندانی را به اتاقش بازگردانند.
«مهدی سحرخیز»، فرزند این روزنامه‌نگار دربند در همین باره گفت: «خانواده‌اش شکایتی را تنظیم و تقدیم دادستان تهران خواهند کرد چراکه عدم عکس‌برداری و عقب افتادن تشخیص بیماری پدرش موجب به خطر افتادن جان وی خواهد شد».
وی افزود: «از طرفی وقت گرفتن برای این عکس‌برداری تخصصی، پروسه‌ای طولانی با هماهنگی دادستانی اوین در پیش دارد و ممکن است بازهم مثل این بار و به دلایل نامشخص، این آزمایش حیاتی انجام نشود».
گفتنی است، آزمایش‌های پیشین این روزنامه‌نگار زندانی نشان از تودهٔ بزرگی در غدد فوق کلیوی وی دارد که ممکن است سرطانی باشد و زمان در تشخیص این بیماری‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
سحرخیز پس از دستگیری در آبان ماه پارسال و پس از اعتصاب غذا و مشکلات کلیوی به‌صورت پنهانی به بیمارستان بقیه‌الله اعزام شد و در آنجا آزمایشات مخصوص به‌خاطر بیماری کلیوی از وی گرفته نشد و طولانی شدن روند رسیدگی به بیماری ایشان، سبب تشدید عوارض شد.

خطر اجرای حکم اعدام برزان نصرالله زاده، کودک-متهم سنی‌مذهب


برزان نصرالله زاده

برزان نصرالله‌زاده، کودک-متهم سنی مذهب، باگذشت بیش از پنج سال حبس در زندان رجایی شهر هم‌اکنون با خطر اجرای حکم روبه‌رو می‌باشد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز گذشته مسئول بند چهار زندان رجایی شهر کرج به زندانیان سنی مذهب اعلام داشته است که حکم همه آنان به اجرای احکام زندان ارسال‌شده و احتمال اجرای حکم بسیار زیاد است. برزان نصرالله‌زاده، متولد سال ۱۳۷۱، یکی از زندانیانی است که همراه با سایر زندانیان سنی مذهب دربند چهار زندان رجایی شهر با حکم‌های تأیید شده اعدام نگهداری می‌شود.
این زندانی سنی مذهب در هشتم خردادماه سال ۱۳۸۹ و زمانی که زیر هیجده سال بود، بازداشت و به اتهام «محاربه» از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. این در حالی است که خانواده وی ضمن رد اتهام اعلام داشته‌اند فرزندشان به گروهی وابسته نبوده و دسترسی به اسلحه نداشته است.
برزان نصرالله‌زاده طی محاکمه از حق داشتن وکیل تعیینی محروم بوده و نیز مدت زیادی را در سلول‌های انفرادی و بدون ارتباط با خانواده و وکیل سپری کرده است.
طی اصلاحاتی که در سال ۹۲ در قانون مجازات اسلامی صورت گرفت محکومین، به اتهام محاربه اگر شخصاً اقدام مسلحانه انجام نداده باشند محارب محسوب نشده و باید حکم اعدام آن‌ها لغو شود. همچنین مطابق ماده ٩١ قانون مجازات اسلامی در جرائم موجب حد یا قصاص هرگاه افرادی که به سن مسئولیت کیفری رسیده اما کمتر از ١٨ سال داشته باشند، ماهیت جرم انجام‌شده و یا حرمت آن را درک نکنند و یا در رشد و کمال عقل آن‌ها شبهه وجود داشته باشد، دادگاه می‌تواند مجازات مرگ صادر نکرده و مجازات دیگری را به جایگزینی آن تعیین کند.
برزان نصرالله‌زاده هم‌اکنون در سالن ۱۰ بند چهار زندان رجایی شهر محبوس می‌باشد.
“برزان نصرالله زاده”

انتقال یک زندانی زندان رجایی شهر به بیمارستان

 انتقال یک زندانی زندان رجایی شهر به بیمارستان
امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ بابک نظری از زندانیان عادی در اندرزگاه ۱۰ سالن ۳۰ زندان رجایی شهر بعلت مصرف قرص متادون اور دوز کرده و به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شده است.
به گزارش بام، ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی؛ در هفته گذشته قاسم زارع از زندانیان اندرزگاه ۶ زندان رجایی شهر نیز با مصرف قرص دچار وخامت اوضاع جسمانی شده بود و بعلت رسیدگی نشدن به وضعیتش فوت کرد.

بیست و دومین روز اعتصاب غذای حسین غلامی آذر

بیست و دومین روز اعتصاب غذای حسین غلامی آذر
حسین غلامی آذر وکیل بند سابق ویژه روحانیت زندان اوین در حالی در بیست و دومین روز از اعتصاب غذای خود در سلول انفرادی بسر می برد که دچار مشکلات شدید جسمانی شده است.
به گزارش بام، ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی؛ حسین غلامی آذر  که از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شده است، در حال حاضر در انفرادی (سوئیت ۳۳) اندرزگاه ۱۰زندان رجایی شهر دچار مشکلات شدید جسمانی شده است و وضعیت جسمانی وی به شدت وخیم است.
غلامی آذر یک کلیه ندارد و کلیه دیگرش دچار خونریزی شده و چشمانش در انفرادی به دلیل شرایط نامساعد انفرادی و اعتصاب غذا به شدت آسیب دیده است. این زندانی بعلت شکنجه دچار مشکلات جسمی شده است
وکیل بند سابق ویژه روحانیت زندان اوین بعد از تبعید به رجایی شهر و گذراندن مدت زمان قرنطینه به انفرادی منتقل شده است و اجازه هیچ گونه ارتباط با دیگر زندانیان ، هواخوری، درمان و تماس تلفنی با خانواده و نزدیکانش را ندارد.
وی با اتهامات هتک هیثیت روحانیت (سه سال حبس) کلاهبرداری (پانصد و بیست و پنج میلیون تومان جریمه نقدی)  محکوم شده است. نفوذ در مقامات دولتی ، حمل سلاح و خیانت در امانت ازدیگر اتهامات این زندانی است که هنوز رسیدگی نشده و تفهیم اتهام هم نشده است و در حالی که هنوز تفهیم اتهام نشده این اتهام را تبدیل به قرار شده که این امر موجب تعجب کادر ناظر زندان هم شده است.
این زندانی در پیامی که از انفرادی ارسال کرده است عنوان کرده که این اتهامات جدید اضافه شده بر پرونده من تنها برای بردن آبروی من می باشد و هیچ کدام را قبول نداشته و ندارم و چند سوال از مسئولین ویژه دادسرای روحانیت دارم، اول اینکه اگر حق این است که چرا بنده را نگذاشتید وکیل بگیرم و دوم اینکه چرا نگذاشتید از خودم دفاع نمایم؟ سوم اینکه شما سه سال حکم زندان به من داده اید چرا حکم مرا به همراه اتهامات ثبت شده ای که به من نسبت داده اید به من نشان نمی دهید؟ چرا اعتراض من باید نتیجه اش سیاه چال باشد؟ و اینکه شما چه فرقی با ساواک دارید و عملکرد شما مخصوصا عدم اجازه اخذ وکیل و رفتار شما یاداور همان سیستم ساواک است. این چند روز سیاه چال انفرادی شما موجب آسیب شدید به چشمان من شده یک کلیه ندارم و کلیه دیگرم خونریزی کرده است و از نظر اعصاب دچار مشکلات شدید شده ام و در طول شبانه روز از درد نمی توانم راحت بخوابم و هیچ گونه مسکنی هم برای تسکین دردهایم در اختیارم نمی گذارند، انگار زندان هارون الرشید را تجریه می کنم.