‏نمایش پست‌ها با برچسب ماهنامه‌ی خط صلح. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ماهنامه‌ی خط صلح. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۳, پنجشنبه

ملاحظاتی درباره چالش های زنان و اقتصاد در ایران/ الهه امانی



ماهنامه خط صلح – در جهش ناگهانی از عشق
درخیزی از نفرت
پس مانده های پایمال شده به هم درآمیخته اند
به توده ای سوزان و آتشفشانی
جوشان و راز آمیز، بدل شده اند.
بخشی از سروده ارنست فیشر- اول ماه مه
الهه امانی
اول ماه مه ۲۰۱۸ فرا می رسد. این روز یادآور تقابل خونین پلیس شیکاگو با کارگرانی است که در پی اعتصاب سال ۱۸۸۶، منجر به کشته شدن ۴ نفر از تظاهرکنندگان، ۷ پلیس و زخمی شدن تعداد کثیری شد. کارگران، شهروندان و نهادهای هوادار حرمت کار، عدالت اقتصادی، احترام به حقوق انسانی و اقتصادی کارگران با اجتماعات و تظاهرات وسیع این روز را ارج می گذارند و بر حقوق انسانی افراد به کار و مقابله با استثمار که درجای جای مناسبات قدرت کار و سرمایه قرار دارد، تاکید می ورزند.
زنان به مثابه نیمی از جامعه بشری به طور روزافزونی در نیروی کار جوامع مختلف حضور دارند. آن ها که نه تنها ستم طبقاتی، بلکه ستم جنسی-جنسیتی را در چنگال کار و سرمایه، نظامی گری لجام گسیخته و واپسگرایی مذهبی هر روز بیش از پیش تجربه می کنند، در این روز در سراسر دنیا به فضای عمومی می آیند که نه تنها برای برابری جنسیتی بلکه رهایی از تمام لایه های ستم به مبارزات خود ادامه دهند.
واقعیت آن است زمانی که زنان سهم بیش تری در نیروی کار جامعه دارند، اقتصاد رشد فزون تری خواهد داشت. برابری جنسیتی و مشارکت اقتصادی زنان رابطه ای متقابل و دیالکتیکی با یکدیگر دارد. برابری جنسیتی، زمینه های مشارکت اقتصادی گسترده تری را فراهم می آورد و نه تنها به استقلال اقتصادی زنان منجر می شود، بلکه به توانمندی و باورمند بودن آن ها به حقوق و کرامت انسانی شان قوت می بخشد.
در تحقیقی که در بین ۲۱۹ کشور جهان در سال ۲۰۱۵ توسط سازمان مکنزنی Mc Kinsey)) صورت گرفته، چنین بر آمد شده که چنانچه حضور زنان در بازار کار رسمی برابر با مردان گردد، ۲۸ تریلیون دلار یا ۲۶ درصد تولید ناخالص جهانی بیش تر می شود.
ارتقاء سطح تحصیلات زنان نیز عامل و شاخص مهم دیگری در توانمندی اقتصادی و سلامت و اعتلای جامعه است. در پژوهشی که توسط  سازمان ملل در ۲۱۹ کشور جهان در خلال سال های ۲۰۰۹-۱۹۷۹ صورت گرفت چنین نتیجه گیری شد که در ازای هر یک سال تحصیلات زنان و دختران جوان (از سن بلوغ تا بزرگسالی)، ۹٫۵ درصد مرگ و میر کودکان کاهش می یابد. تحصیلات زنان و دختران می تواند نتایج چشمگیری در توانمندی اقتصادی زنان و توسعه پایدار داشته باشد. شکاف جنسیتی تحصیلات اگرچه در دوره دبستانی به طور عموم بسته شده است، اما هم چنان در دوران متوسطه وجود داشته و آهنگ رشد آرام تری دارد.
در سطح جهان، به طور کلی تعداد روزافزونی از زنان وارد بازار کار می شوند. این روند نه تنها در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی از ۳۳ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۴۲ درصد در سال ۱۹۹۰ و سپس با افت اندک به ۳۹٫۲ درصد در سال ۲۰۱۷ غالب است، بلکه در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی نیز که پایین ترین میزان مشارکت اقتصادی زنان را دارد نیز به چشم می خورد. برای مثال میزان مشارکت اقتصادی زنان در کشورهای شورای همکاری خلیج (عربستان، کویت، امارات متحده، قطر، بحرین و عمان) در سال ۲۰۱۶، ۲۶٫۹ درصد بود. این رقم تقریباً نیمی از میزان مشارکت اقتصادی زنان در جهان است که ۵۱٫۷ درصد برآورد شده است. نکته قابل تذکر آن است که از این تعداد ۸۰ درصد در بخش خصوصی شاغل هستند. حتی در این کشورها که حضور زنان در بازار کار کم تر است، در خلال دهه ۲۰۰۱- ۲۰۱۰، ۱٫۵ میلیون زن وارد بازار کار شده اند و تعداد کل زنان شاغل را به ۳٫۳ میلیون از ۲۳٫۵ میلیون نیروی کار این کشورها رسانده اند.
نیروی کار زنان به طور عموم از نظر اقتصادی ارزان ترین نیروی کار جهان ما است و از این رو بسیاری از کمپانی های چند ملیتی و یا نهادهای اقتصادی کلان، با نیت حداکثر نمودن سود، خط تولید خود را به کشورهایی که نیروی کار ارزان تری دارند منتقل می کنند.
شکاف جنسیتی کار بدون دستمزد
علاوه بر کار زنان در بازار کار رسمی، بخش قابل توجهی از کار زنان «کار بدون دستمزد» است که تنها از نظر اقتصادی «ارزش مصرف» داشته و در تولید ناخالص ملی به حساب نمی آید. شکاف جنسیتی کار بدون دستمزد دربرگیرنده کارهای خانگی، نگهداری از فرزندان، افراد مسن، بیماران، کارهای داوطلبانه اجتماعی و غیره است و در کشورهای گوناگون متفاوت است. به طور متوسط، در بررسی ۸۳ کشور جهان -که در برگیرنده ۵۲ درصد از جمعیت دنیا است-، در سال ۲۰۱۵، میزان کار بدون دستمزد زنان به طور متوسط سه برابر مردان است.
برای مثال در اوگاندا زنان ۱۸ درصد بیش تر از مردان کار بدون دستمزد انجام می دهند، در حالی که در هند زنان ۱۰ برابر مردان کار بدون دستمزد انجام داده، در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی شکاف جنسیتی کار بدون دستمزد، چشمگیر بوده و زنان به طور متوسط در روز، ۵ ساعت در برابر یک ساعت برای مردان کار بدون دستمزد انجام می دهند.
کار بدون دستمزد در سراسر جهان از جمله کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی یکی از دلایل و چالش های عدم مشارکت اقتصادی زنان است. در بررسی جامعی در کشورهای اروپایی، ۲۵ درصد از زنان در مقابل تنها ۳ درصد از مردان عدم اشتغالشان را به علت مسئولیت های خود در خانه و نگهداری از فرزندان قید کرده اند.
شکاف جنسیتی، بازار کار و اقتصاد کار رسمی و غیررسمی
یکی دیگر از روندهای غالب در جهان در زمینه اشتغال زنان آن است که اکثریت زنان جهان در اقتصاد غیررسمی به کار مشغول هستند. در آسیای جنوبی ۸۰ درصد کارهای خارج از بخش کشاورزی زنان در بخش غیر رسمی اقتصاد است. درحالی که در آمریکای لاتین و کارائیب قریب ۵۴ درصد از زنان در بخش غیررسمی اقتصاد به کار مشغول هستند.
کار در بخش غیررسمی اقتصاد در برگیرنده کار در واحدهای اقتصادی کوچک، کارگاه هایی که خدمات و کالا را برای فروش ارائه می دهند، زنانی که مشاغل آزاد دارند، در خانه کار می کنند، دست فروش هستند و کسانی که از کودکان و افراد مسن نگهداری کرده و کارهایی از قبیل تمیزکردن خانه ها را دارند، است. اگر زنانی که در بخش کشاورزی کار می کنند هم در اقتصاد غیررسمی به حساب آوریم، شکاف جنسیتی بازار کار رسمی و غیررسمی به مراتب فزون تر خواهد بود.
دراوگاندا ۹۴٫۵۱ درصد بازار کار رسمی را زنان تشکیل می دهند، درحالی که در یونان ۳۰٫۶۴ درصد این بخش از اقتصاد را زنان دارند.
شکاف جنسیتی مزد برابر در مقابل کار برابر
در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان، زنان مزد کم تری در مقابل کار برابر دریافت می کنند و به طور متوسط دستمزد زنان ۷۵- ۶۰ درصد دستمزد مردان است. البته این آمار عمومی شکاف جنسیتی عدم دریافت مزد برابر در مقابل کار برابر است. تبعیضات نژادی، قومی، مذهبی، جنسیتی، توانمندی فیزیکی و غیره، هر کدام لایه های فزون تری برای دریافت مزد برابر محسوب می شوند. در آمریکا اگرچه قانون مزد برابر در برابر کار برابر در سال ۱۹۶۳ به تصویب رسید و همواره یکی از مطالبات جنبش زنان بوده اما -به ویژه برای زنان رنگین پوست- هنوز این برابری به طور چشمگیری میسر نشده است.
در خلال سال های۲۰۱۵-۱۹۸۰(۳۵ سال)، شکاف جنسیتی در این زمینه برای زنان سفیدپوست ۲۲ سنت کمتر شده است. یعنی اگر در سال ۱۹۸۰، در مقابل یک دلار مرد سفید پوست، زن سفید پوست ۶۰ سنت دریافت می نمود این میزان در سال ۲۰۱۵ به ۸۲ سنت تغییر مثبت داشته است. اما در خلال همان برهه زمانی این شکاف برای زنان سیاه پوست تنها ۹ سنت تغییر مثبت نموده و از ۵۶ سنت به ۶۵ سنت رسیده است. برای زنان آمریکای لاتین تبار این تغییر تنها ۵ سنت برآورد می شود؛ یعنی حقوق آنان از ۵۳ سنت در مقابل یک دلار مرد سفید پوست در سال ۱۹۸۰ به ۵۸ سنت در سال ۲۰۱۵ تغییر نموده است.
شکاف جنسیتی امنیت شغلی
زنان بیش تر از مردان در کارهای نیمه وقت- قراردادی، کم دستمزد، بدون حمایت اتحادیه های کارگری و بدون امنیت شغلی به کار مشغول اند. در بررسی های سال ۲۰۱۳ در جهان، ۴۹٫۱ درصد زنان شاغل، از امنیت شغلی برخوردار نبوده اند؛ رقمی که در برابر ۴۶٫۱ درصد از مردان قرار می گیرد. ۳۳٫۲ درصد این رقم مربوط به زنان خاورمیانه ای است؛ رقمی که در برابر ۲۳٫۷ درصد از مردان قرار گرفته است.
شکاف جنسیتی در زمینه محدودیت های اشتغال
در بررسی ۱۴۳ کشور، ۹۰ درصد کشورها حداقل یک مورد محدودیت قانونی برای فرصت های شغلی برابر زنان وجود داشته اند. از این تعداد، در ۷۹ کشور، زنان فرصت های شغلی برای کار در تمام رشته هایی که مردان در آن شاغل هستند، نداشته و در ۱۵ کشور مردان خانواده و شوهران می توانند «حق کار» را از زنان خود سلب کنند.
دلایل و چالش های مشارکت اقتصادی زنان
درحالی که زنان شاغل با چالش های عدیده ای در جامعه مواجه هستند، دلایل عدم حضور فعال زنان در بازار کار در سطح جهانی نیز قابل تامل است.
۱- عدم وجود برابری جنسیتی، حق زن بر بدن خود، تصمیم گیری در مورد تعداد فرزندان و باروری که در کمیت ساعات کار بدون دستمزد زنان تاثیر مستقیم دارد.
۲- عدم وجود امکانات اجتماعی برای زنان شاغل که با تکیه بر آن بتوانند از «کار بدون دستمزد» به کاری که «ارزش مبادله» داشته و از نظر اقتصادی ارزشمند باشد، حقوق و مزایا و بازنشستگی و سایر فرآیندهای مستقیم و غیرمستقیم اشتغال را دارد، گذر کنند.
نهادهای نگهداری و مراقبت کودکان، نگهداری کودکان دبستانی بعد از ساعات مدرسه، نگهداری از  افراد مسن، امکانات رفاهی چنانچه با هزینه های کم و یا به صورت رایگان وجود داشته باشد، زنان می توانند زمینه مساعدتری برای مشارکت اقتصادی داشته باشند. با این حال، حتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی که چنین مراکز و نهادهایی وجود دارد، هزینه آن ها در بسیاری از موارد از حقوق و دستمزد زنان -به ویژه در مشاغل آزاد و یا کارهایی با حداقل دستمزد-، امکان پذیر نیست.
۳- امکانات رفاهی و وسایل زندگی مدرن، برقی و اتوماتیک چون ماشین لباسشویی، جاروبرقی و ماشین ظرفشویی می تواند ساعات «کار بدون دستمزد» زنان را کاهش داده و شرایط مساعدتری برای حضور آنان در بازار کار فراهم آورد.
۴- عوامل فرهنگی، ارزش ها و باورهای اجتماعی -به ویژه درکشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی-، یکی از برجسته ترین موانع مشارکت اقتصادی زنان است. نقش های جنسیتی، محدود نمودن فضاهای عمومی برای حضور زنان، کدهای رفتاری فرهنگ سنتی غالب بر جامعه، انگاره هایی ذهنی چون «زن خانه و مرد بیرون»، تفکیک جنسیتی فضاهای عمومی و خصوصی و سیاست های تحمیلی بر جامعه برای محدود نمودن زنان به فضای خصوصی خانه تحت لوای «سلامت جامعه»، سنت، مذهب و فرهنگ، همه و همه نقش بازدارنده ای از حضور زنان در بازار کار دارد.
۵- قوانین و مقررات تبعیض آمیز برای اشتغال زنان، عدم پاسخگویی دولت در برابر تبعیضات جنسی-جنسیتی، عدم پاسخگو دانستن بخش خصوصی توسط دولت، تبعیضاتی که زنان در محیط کار تجربه می کنند، عدم پیگیری و اجرای عدالت در تعرضات جنسی-جنسیتی محیط کار به ویژه پاسخگو ندانستن بخش خصوصی در این امر، مهندسی جنسیتی نیروی کار و سیاست های زن ستیزانه برای محدود کردن حضور زنان مجرد در اقتصاد رسمی و ایجاد شرایط تشویق کننده برای عدم بازگشت زنان بعد از مرخصی زایمان، می تواند در راستای کاهش حضور زنان در بازار کار محسوب شود.
زنان و حقوق کار
علاوه بر اسناد بین المللی و استانداردهای حقوق و شرایط کار توسط سازمان بین المللی کار(ILO)، سند نهایی کنفرانس پکن، کنوانسیون رفع هرگونه تبعضی علیه زنان و کنوانسیون های منطقه ای از جمله کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر در سال ۱۹۶۹ به طور ویژه بر حقوق کار زنان و عدالت جنسی جنسیتی در محیط کار تاکید دارند.
هدف شماره ۵ اهداف توسط هزاره سازمان ملل، چالش های برابر جنسیتی و توانمندی زنان را در راستای «کار بدون دستمزد» زنان مورد توجه قرار داده است. در ماده ۴ این هدف و برنامه عمل جهانی قید شده است که دولت های عضو سازمان ملل باید با به رسمیت شناختن و ارزش  نهادن بر کار بدون دستمزد زنان، با حمایت های اجتماعی و تشویق فرهنگ مشارکت مردان در کارهای بدون دستمزد خانواده، گام بردارند.
ایران، زنان و کار
بیش از ۱۱ درصد از جمعیت کارگران ایران را زنان تشکیل می دهند. علی رغم آن که اکثریت دانش آموختگان جامعه ایران را زنان تشکیل می دهند و ۶۲ درصد از دانشجویان دانشگاه ها زنان هستند، اما شکاف جنسیتی عظیمی (که چه بسا بالاترین در سطح جهان باشد) در زمینه اشتغال زنان دانش آموخته وجود دارد. خبرگزاری تسنیم به نقل از مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان کشور از نرخ مشارکت اقتصادی کم تر از ۱۶ درصدی زنان در ایران خبر می دهد. شکاف ۴۶ درصد بین اشتغال زنان تحصیل کرده در واقع عدم  بهره مندی جامعه از نیروی بالقوه ای است که می تواند در رشد و توسعه اقتصادی پایدار نقش مهمی ایفا نماید. وی تاکید می کند که «زمانی که محدودیت ها و گروه های جدی مربوط به بخش فرهنگی زیرساختنی و عدم برخودباوری در زنان گشوده شود، نیاز به زن و مرد کردن نیست».موآ
این اظهارات سیاست های کلان مهندسی جنسیتی بازار کار و عدم اراده دولت در زمینه برداشتن موانع مشارکت اقتصادی زنان را نادیده می گیرید.
زنان زحمتکش و کارگر ایران که در کارگاه ها و کارخانه ها به کار مشغولند با تبعیضات گوناگونی نسبت به مردان مواجه هستند. براساس آمارهای بانک جهانی در سال ۲۰۱۷، تنها ۳۲٫۵ درصد از مردم ایران در صنایع مشغول به کار بوده اند. هم چنین زنان بخش عمده نیروی کار غیر رسمی را تشکیل می دهند. کارها و حرفه های موقتی که امنیت شغلی ندارند نیز در ایران عمدتاً توسط زنان انجام می شود. در خلال دهه ۲۰۱۶- ۲۰۰۵، میزان مشاغل موقت از ۶ درصد به ۱۰٫۳ درصد افزایش یافته است. نرخ بیکاری در بین جوانان و زنان تحصیل کرده به ویژه در استان های غربی ایران بسیار بالا است. نرخ بیکاری در بین جوانان این ناحیه ۶۳-۵۰ درصد است و برای زنان تحصیل کرده ۷۸-۶۳ درصد برآورد شده است.
به عبارتی از ۳٫۲ میلیون فرد بیکار در ۲۰۱۷- ۲۰۱۶، ۱٫۳ میلیون یا ۴۲ درصد دارای مدرک دانشگاهی بوده اند. بسیاری از زنان به علت فشارهای اقتصادی با دستمزدهای بسیار کم -و حتی یک سوم مردان-، به کار مشغول اند. مشارکت اقتصادی زنان در ایران، یکی از پایین ترین کشورها در جدول مشارکت اقتصادی زنان جهان است.
در سال ۲۰۱۴، تنها در ۶ کشور مشارکت اقتصادی زنان کم تر از ایران برآورد شده است. با این حال نیز، حتی شش کشوری که شامل فلسطین، اردن، عراق، سوریه، الجزایر و افغانستان می شوند، هیچ کدام پتانسیل و خواست اجتماعی و جمعی زنان ایران را برای حضور فعال در جامعه و شهامت و جسارت در طرح مطالبات خود ندارند. فلسطین، عراق، سوریه و افغانستان کشورهایی هستند که در حال جنگ بوده و طبیعتاً اقتصاد این کشورها تحت تاثیر فرآیندهای مختلف ناشی از جنگ اعم از عدم امنیت سیاسی، اقتصادی است.
چالش های زنان شاغل و آنان که فرصت های شغلی ندارند در ایران، به مانند سایر کشورهایی است که امروزه بلایای نئولیبرالیستی غرب بر سلامت اقتصادی آنان سایه افکنده است. خصوصی سازی نهادهای دولتی، اقتصاد مقاومتی و هدفمندی یارانه ها، از جمله استراتژی هایی است که بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به کشورهای جهان ارائه می دهد و ایران نیز همان الگوها را دنبال کرده و امروز مصائب شدید تعمیق شکاف فقر و ثروت و قطبی شدن طبقه متوسط شهری با کاهش قدرت خرید اکثریت شهروندان و به خط فقر نزدیک شدن آنان را تجربه می کند.
رشد قابل توجه زنان سرپرست خانواده و این امر که اکثریت آن ها مشاغل مناسبی ندارند، فصل دیگری از زنانه شدن فقر و چالش های اقتصادی زنان در ایران است. شهریور ماه سال گذشته، خبرگزاری ایرنا گزارش کرد که بیش از ۷۰ درصد از زنان سرپرست خانواده شغل مناسبی ندارند. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، در مجموع ۲۱ میلیون خانوار در ایران وجود دارد که در ۸۸ درصد، مردها سرپرست خانواده اند و در ۱۲ درصد زنان. تعداد زنان سرپرست خانواده قریب به ۳ میلیون نفر است. زنان به طور عمده در بخش غیر رسمی اقتصاد به کار مشغول اند. امنیت شغلی به غایت کم تری از مردان دارند، در بسته شدن واحدهای تولیدی و خدماتی زنان نخستین افرادی هستند که کار خود را از دست می دهند، مزد برابر در مقابل کار برابر دریافت نمی کنند؛ با این حال ۳ میلیون از زنانی که با چنین چالش هایی مواجه هستند، سرپرست خانواده نیز هستند.
سیاست های مهندسی جنسیتی در زمینه اشتغال زنان، محدودیت های شغلی برای زنان مجرد، کاهش ساعات کار زنان، بازنشستگی های زودرس و افزایش مرخصی زایمان بدون تضمین بازگشت به کار، به صورت هدفمند حضور زنان در عرصه اشتغال و فعالیت های اجتماعی را محدود کرده است. به علاوه، زنان ایران عمده ترین نیروی انسانی کار در بخش خاکستری «غیررسمی» هستند که هیچ گونه نظارت و حمایتی از جانب دولت ندارد.
در فراخوان اجتماع ۸ مارچ زنان در برابر وزارت کار به درستی اشاره گردیده که:
«بیش از نیمی از زنان بدون قرارداد یا با قراردادهای موقت و دستمزدهای بسیار اندک مشغول به کار اند و از حداقل حقوق قانونی محروم هستند. بخش زیادی از این کارگران غیر رسمی را مهاجران تشکیل می دهند که در مقابل روابط بهره کشانه کار آسیب پذیرند. زنان شاغل در بخش رسمی نیز با عدم امنیت شغلی، نظارت های نفس گیر بر پوشش و رفتار خود، محدود کردن خدمات عمومی- نظیر مهد کودک پس از بارداری و موانع سرسخت بر سر راه پیشرفت شغلی شان مواجه اند».
این فراخوان هم چنین به نرخ ۲ برابر به بالای بیکاری زنان نسبت به مردان اشاره نموده است. در این فراخوان قید شده است که «راه رهایی زنان از سلطه مردسالاری، سرمایه داری و انواع سلطه های دیگر بسیار طولانی است».
آری، این راه طولانی است و پر از فرازهای کوچک و نشیب های کلان برای زنان جامعه ما بوده است. اما زنان و مردان برابری طلب، آنان که  در جهت حقوق انسانی، عدالت اجتماعی و جنسی-جنسیتی گام بر می دارند، هم چنان استوار و آرام به راه خود ادامه می دهند تا فردایی بهتر، روزهایی روشن تر و رهایی از سلطه مردسالاری، سرمایه داری و انواع سلطه های دیگر را به ارمغان بیاورند.
پانوشت ها:
هندی، رعنا، مشارکت اقتصادی زنان در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، دانشگاه قطر، ۱۹ می ۲۰۱۶
اسپینا، استبان، و تزتکوبا، سندرا، کار زنان: حقایق کلیدی و روند مشارکت اقتصادی زنان، وبسایت دنیای ما در آمار، ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶
آمار و ارقام: توانمندسازی اقتصادی، وبسایت کمیسیون زنان سازمان ملل متحد
سالیر، کریستین، شکاف نژادی دستمزد در ۳۵ سال تغییر نکرده است، مجله تایم، ۱ جولای ۲۰۱۶

۱۳۹۶ آذر ۱۴, سه‌شنبه

گزارشی پیرامون اجلاس سالانه زنان ، صلح و امنیت سازمان ملل / الهه امانی





در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷ ، اجلاس سالانه مذاکرات شورای امنیت سازمان ملل پیرامون امر زنان ، صلح و امنیت ” به ریاست نماینده فرانسه در سازمان ملل برگزار گردید. این مذاکرات در آستانه هفدهمین سال تصویب قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت در سال ۲۰۰۰ و قطعنامه های متعاقب آن در زمینه نقش زنان در پیشگیری از منازعات بین المللی و اهمیت حضور زنان در مذاکرات صلح و بازسازی پس از جنگ است.
چکیده ای از اهداف این مذاکرات که با حضور جامعه مدنی و نمایندگان سازمان های زنان -به ویژه از کشورهایی که درگیر اختلافات و تصادمات جنگی هستند-، از طرف نماینده فرانسه در اختیار اعضای شورای امنیت قرار گرفت. نکته حائز اهمیت که در این مذاکرات به جنبه های مختلف آن پرداخته شد، شکاف عظیمی است که میان این مصوبات و قطعنامه ها و کارنامه عمل دولت ها در زمینه اجرای تعهدات بین المللی است که امضای خود را در پای آن نهاده اند.
در حالی که آگاهی عمومی و جمعی در سطح جهانی نسبت به اهمیت حضور زنان و نقش ویژه ای که آنان می توانند در امر صلح پایدار داشته باشند ارتقاء یافته، اما هنوز موانع جدی در زمینه مشارکت زنان در سطوح گوناگون، حفاظت و مسئولیت در زمینه امنیت زنان و مقابله با خشونت هایی که مبنای جنسیتی داشته و مدیریت فرآیندهای سهمگین فضای جنگی، تهدید به اشغال نظامی، دخالت نظامی و سایر جنبه های اختلافات بین المللی بر زنان دارد، وجود دارد.
در این مذاکرات به این امر به کرات اشاره گردید که چگونه تحت لوای سیاست های مبارزه با تروریسم و سیاست های جنگی، جامعه مدنی و سازمان های زنان تضعیف و “فضای جامعه مدنی” هر روز محدودتر گردیده است. مدیر اجرایی برنامه زنان صلح طلب (Women Peacemaker Program) به این امر اشاره نمود که گرچه پیشرفت های قابل توجهی در خلال ۱۷ سال گذشته صورت گرفته، اما هنوز نقش زنان در زمینه صلح و امنیت جهانی نتوانسته از بالقوه به بالفعل گذر نماید؛ زیرا جنبش فمنیستی و مدافعان صلح فمنیستی هر روزه با حملات سیستماتیک و تهدید های گوناگون مواجه می شوند و جامعه مدنی در گفتمان صلح و امنیت جهانی حضور پررنگی ندارد. هم چنین در حالی که بودجه های کلان نظامی، جامعه بشری را گام به گام به ورطه تصادمات جنگی نزدیک می کند، امنیت جامعه مدنی کاهش یافته، مدافعان حقوق زنان و فعالان صلح فمنیستی مورد اذیت و آزار، زندان و حتی سوءقصد قرار می گیرند.
در این مذاکرات هم چنین به ادبیات غنی که در زمینه نقش زنان برای صلح و امنیت جهانی وجود دارد، اشاره شد. تحقیقات اجتماعی نشان می دهد زمانی که زنان در مذاکرات صلح حضور دارند، توافق نامه های صلح، ۳۵ درصد شانس بیش تری دارند که حداقل برای ۱۵ سال تداوم یابند. هم چنین پژوهش ها بر این امر تکیه دارند که زنان در گام برداشتن فراسوی شکاف ها و اختلافات مذهبی، قومی و سیاسی موفق تر بوده و به عنوان گروه اجتماعی که تحت ستم های گوناگون قرار دارند، نمودهای خشونت و اختلافات را زودتر از گروه های دیگر اجتماعی در می یابند. هم چنین به علت محدودیت هایی که برای زنان در حوزه عمومی وجود دارد، زنان در یافتن راهکارها زیر پوست فضای عمومی موفق تر بوده اند. تحقیقات نهادهای بین المللی به علاوه بر این تاکید دارد که چه در امر توسعه، چه استقرار صلح و رفع آسیب های جنگی، زنان به طور موثرتر از کمک های بشر دوستانه برای جامعه و محیط خود استفاده می کنند و کانالیزه کرده این کمک ها به سوی نهادهای زنان، سرمایه گذاری بهتر و موثرتری در امر توسعه و جبران صدمات جنگی است.
اما علی رغم این ادبیات، پژوهش های نهادهای آکادمیک و سازمان های جهانی زنان از فرصت مشارکت محروم بوده و سر میز مذاکرات حضور ندارند.
در بیش از ۵۸۵ توافق نامه صلح در خلال سال های ۱۹۹۰-۲۰۱۰، فقط در ۹۲ مورد اساساً موضوع “زنان” مطرح گردیده است. از سال ۲۰۱۱-۱۹۹۲ زنان کمتر از ۴ درصد امضاکنندگان توافق نامه های صلح بوده اند و کمتر از ۱۰ درصد از زنان در میز مذاکرات حضور داشتند. در واقع زمانی که تصمیمات کلیدی مربوط به امنیت و اجرای عدالت برای زنان، جوانان و کودکان -که ۸۰ درصد از ۶۵ میلیون نفر آوارگان جنگی و اختلافات محلی را شامل می شوند- گرفته می شوند، نیمی از جامعه بشری حضور ندارند.
قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت چه اهمیتی دارد؟
قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت در سال ۲۰۰۰ به تصویب رسید. تصویب این قطعنامه توسط شورای امنیت، چهارچوب جهان شمولی در زمینه نقش زنان در حفظ صلح و امنیت بین المللی است. این قطعنامه سند بین المللی مهمی در زمینه اهمیت و کلیدی بودن نقش زنان، اهمیت حضور و مشارکت زنان در فرآیند تحقق صلح و امنیت، ارائه کمک ها و اقدامات بشر دوستانه و فعالیت های مربوط به بازسازی صلح و دادخواهی برای کسانی که مورد خشونت های جنسیتی قرار گرفته اند، است.
متعاقب تصویب این قطعنامه، قطعنامه های دیگری از طرف شورای امنیت برای تدقیق این قطعنامه صادر شد تا کاستی های قطع نامه سال ۲۰۰۰ برطرف گردد. لازم به یاد آوری است “برنامه عمل پکن” که سند نهایی کنفرانس جهانی زنان در پکن است، به ۱۲ اولویت برای زنان در سطح جهان می پردازد. قطعنامه ۱۳۲۵ و یکی از این اولویت ها، زنان و صلح و امنیت است، فرآیند تلاش بی وقفه نهادهای مدنی، سازمان های زنان و فمنیستی و مدافعان حقوق بشر در زمینه زنان صلح و امنیت جهانی و دادخواهی از زنان خشونت دیده است که بعد از پکن در دستور کار قرار گرفت.
قطعنامه ۱۸۲۰ که در سال ۲۰۰۸ به تصویب رسید، اولین قطعنامه ای است که خشونت های علیه زنان را که مبنای جنسی یا جنسیتی دارد، به عنوان یک ابزار، تاکتیک و شیوه نظامی منع نموده است. در این قطعنامه برای اولین بار رابطه مستقیم خشونت های جنسی جنسیتی زنان در دوران جنگ یا صلح و امنیت جهانی تاکید شده است.
قطعنامه ۱۸۸۸ شورای امنیت در سال ۲۰۰۹ روی موارد خشونت های جنسی جنسیتی علیه زنان، فرای تجاوز و تعرض جنسی اشاره دارد و به مصائب خشونت های روانی، اجتماعی، اقتصادی علیه زنان و افزایش آنها در شرایط جنگی می پردازد.
قطعنامه ۱۸۸۹ شورای امنیت در سال ۲۰۰۹ تاکید مجددی بر مفاد قطعنامه ۱۳۲۵ بوده و بستر و جریان سازی (Mainstreaming) و نهادینه نمودن مشارکت زنان در فرآیند صلح و امنیت بین المللی تاکید دارد.
قطعنامه ۱۹۶۰ شورای امنیت در سال ۲۰۱۰ به تصویب رسید که تاکید بر پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری در زمینه ارتکاب خشونت های جنسی-جنسیتی علیه زنان است.
قطعنامه ۲۱۰۶ شورای امنیت، در سال ۲۰۱۳ به طور دقیق تر و مشروح تر موارد ارتکاب خشونت های جنسی-جنسیتی و دادخواهی این خشونت پرداخته است.
قطعنامه ۲۱۲۲ شورای امنیت، در سال ۲۰۱۳، بر نقش زنان در فرآیند تحقق صلح و دوران پس از جنگ تا کید دارد و لزوم به وجود آمدن یک گروه کاری توسط سازمان ملل در زمینه مصائب و خشونت های که در خلال جنگ بر زنان تحمیل می شود و ارائه کمک ها و حمایت های بشر دوستانه برای ترمیم خسارات وارد آمده بر زنان خشونت دیده، تاکید می نماید.
نا مه سرگشاده سازمان های جامعه مدنی به نمایندگان شورای امنیت
در مذاکرات اکتبر۲۰۱۷، نهادهای مدنی و فعالان فمنیستی و زنان حضور چشمگیری داشتند.
سازمان های غیر دولتی در یک نامه سرگشاده که به امضای ۳۹۰ نهاد مردمی از ۹۸ کشور رسیده بود، توجه اعضای شورای امنیت را به مطالبات جامعه مدنی و فعالان صلح و امنیت مبذول نمودند. در این نامه سرگشاده اشاره می شود که “برابری جنسیتی، توانمندی زنان و حمایت از حقوق زنان امری کلیدی در امر توسعه، صلح پایدار و پیشگیری از تصادمات و تعارضات جنگی، حل اختلافات، استقرار صلح، رفرم های سیاسی و امنیتی و صلح پایدار است”. در این نامه تاکید شده است که “علی رغم ۸ قطعنامه متعاقب، قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت و مذاکرات سالانه گروه کاری زنان، صلح و امنیت و وجود گنجینه ای پربار از شواهد و دلایل اهمیت مشارکت زنان در استقرار صلح و امنیت، اجرای این تعهدات توسط دولت کمرنگ تر گردیده” و به طور مستمر عرصه حضور و مشارکت زنان توسط مداخلات سیاسی، رشد افراط گرایی مذهبی و نیروهای واپسگرای مذهبی ، میلیتاریسم و رشد گرایشات به غایت راست سیاسی در کشورهای غربی مورد تحدید قرار می گیرد. در این نامه سرگشاده به موارد عینی نیز اشاره شده است.
برای مثال در افغانستان ” برنامه عمل ملی” (National Action Plan)، در ماه جولای ۲۰۱۵ تصویب شد ولی هنوز گامی در جهت اجرای آن برداشته نشده است. و این امر با مشکلات عدیده ای مواجه است.
در شرایط کنونی تنها ۱۱ کرسی از ۷۰ کرسی اعضای شورای عالی صلح در افغانستان را زنان دارند؛ در حالی که سال گذشته کشتار و سوء قصد به جان زنان کار آمد، موثر و نقش آفرین در فضای عمومی -از جمله مدافعان حقوق زنان-،۲۵ درصد افزایش یافته است.
در این نامه سرگشاده هم چنین یادآور شده است که در سال ۲۰۱۷، زمانی که مجوز فعالیت های هیات اعزامی سازمان ملل در افغانستان تمدید گردید، تبصره های مربوط به حقوق زنان و مشارکت آنان در امر صلح و همچنین آموزش دختران حذف شده است.
یکی دیگر از کشورهایی که شرایط تکان دهنده آن در نامه سرگشاده سازمان های مدنی به شورای امنیت آورده شده، یمن است. در یمن به واقع شرایط اسفناکی وجود دارد. اختلافات و منازعات در این کشور و نقض حقوق انسانی، فاجعه بشری دیگری برای مردم یمن رقم زده است. زنان و دختران یمن ۶۲ درصد از ۴ میلیون نفری هستند که در معرض کمبود مواد غذایی شدید قرار دارند. هم چنین تعداد گزارشات و موارد ثبت شده در زمینه خشونت های جنسی-جنسیتی از مارچ ۲۰۱۵ (آغاز جنگ داخلی یمن)، ۶۵ درصد افزایش یافته و زنانی که در حوزه عمومی فعال هستند و در حیات اجتماعی نقش دارند، جانشان در معرض خطر قرار دارد و از امنیت کافی برخوردار نیستند. این عدم امنیت فرآیند باورهای واپسگرایانه نیروهایی است که می کوشند تا نقش های جنسی-جنسیتی زنان را به حوزه خصوصی محدود نمایند. اما به هرحال زنان یمن در صف مقدم حفظ بافت اجتماعی و امر صلح هستند. آن ها در سطح محلی و در خانواده خود، از کارهای بشر دوستانه و کمک ها و پشتیبانی های لازم از دیگر شهروندان فروگذار نکرده و با رهبران شبه نظامیان مذاکره نموده تا زندانیان جنگی را آزاد نمایند. زنان یمن در شرایط محاصره در یافتن راهکارهایی برای حل اختلافات و ادامه زندگی کوشا هستند  اما در پروسه تلاش های رسمی برای صلح حضور ندارند. تنها ۷ زن برای مذاکرات صلح سازمان ملل که در سال ۲۰۱۶ در کویت برگزار شد، به عنوان ناظر حضور یافتند.
در عراق نیز “برنامه عمل ملی” هم چنان اجرا نشده و بدون بودجه باقی مانده است. زنان حتی پس از عقب نشینی داعش، هم چنان در معرض خطر و عدم امنیت، خشونت های جنسی-جنسیتی و استثمار جنسی قرار دارند و از حضور در پروسه های بازسازی عراق محروم هستند. اما سازمان های زنان در عراق هم چنان علی رغم خطرات موجود پیگیرانه تلاش نموده تا اسناد، مدارک و شواهد پیرامون نسل کشی، نقض حقوق بشر به ویژه علی شهروندان جامعه ال.جی.بی.تی (LGBT) و سایر گروه های محروم جامعه گردآوری نمایند. این تلاش در برگیرنده تمام آسیب هایی است که تمام گروه های اجتماعی که با مقابله با جنسی-جنسیتی سنتی برخاسته اند، است.
اختلافات و شرایط جنگی سبب گردیده است که در سطح جهان از ۶۵٫۳ میلیون نفری که آواره محسوب می شوند، ۸۰ درصد را زنان، کودکان و جوانان تشکیل دهند. این امر نه تنها سبب اختلال در امر آموزش کودکان و نوجوانان است، بلکه تخمین زده می شود که از هر ۵ نفر زن و دختری که آواره محسوب می شوند، یک نفر خشونت های جنسی-جنسیتی را تجربه کرده است.
نامه سرگشاده، هم چنین به نقش زنان در اسقرار صلح و خلع صلاح در کلمبیا به مثابه یکی از دستاوردهای جهانی اشاره نموده است. در این مذاکرات به کرات اشاره شد که تجربه کلمبیا یک استثنا نباید باشد و زنان می بایست از جایگاه ویژه خود چون کلمبیا در استقرار صلح و امنیت برخوردار گردند.
یکی از دستاوردهایی که در سال کنونی به یمن فعالیت پیگیر جامعه جهانی –به ویژه زنان- تحقق یافته، منع صلاح های اتمی است که به طور جدی در دستور کار سازمان ملل قرار گرفت و جایزه صلح نوبل به “ICAN” اعطا گردید. این جنبش در دو سطح بسیج مردمی و افکار عمومی برای منع سلاح های اتمی و دیپلماسی از سوی دیگر، پس از سالهای متمادی پیگیری به موفقیت نائل گردید.
ممنوعیت استفاده از سلاح های اتمی توسط سازمان ملل اگرچه چون منع سلاح های شیمیایی نمی تواند به طور جدی مانع استفاده از این سلاح ها توسط دولت هایی که در شرایط جنگی گردد، اما گامی است مثبت در زمینه پاسخگو دانستن دولت هایی که از سلاح های ممنوع استفاده کرده و اهرمی است در دست نهادهای مدنی برای فشار توسط جامعه جهانی.
در گفتمان زنان، صلح و امنیت، مسئله نظامی گری در سطح جهانی یکی از موارد مورد توجه است. بودجه های کلان نظامی نه تنها صلح و امنیت جهانی را به مخاطره انداخته، بلکه رشد این اقلام در بودجه کشورها سبب کاهش بودجه ای است که به خدمات اجتماعی-فرهنگی و توانمندی اقتصاد و توسعه اقتصادی داده می شود.
در سال ۲۰۱۶ کشورهای جهان ۱۶۸۶ تریلیون دلار بودجه نظامی داشته که نسبت به سال ۲۰۱۵، ۰٫۴ درصد افزایش داشته است. آمریکا به طور مداوم در صدر کشورهایی است که بیش ترین بودجه نظامی را دارد و این بودجه در سال ۲۰۱۶ بالغ بر۶۱۱ تربلیون دلار بوده است. این بودجه ۳۶ درصد بودجه نظامی دنیا است و سه برابر بودجه نظامی چین که در رتبه دوم در سطح جهان قرار دارد. در سال ۲۰۱۵ عربستان سعودی در مقام سوم از نظر بودجه نظامی در سطح دنیا بود در حالیکه در سال ۲۰۱۶ مقام این کشور به چهارم نزول کرده است.
موقعیت ایران
ایران در زمینه به اجرا درآوردن قطعنامه شورای امنیت هیچ اقدامی ننموده است. در اکتبر ۲۰۱۶ ایران در مذاکرات سالانه شورای امنیت سازمان ملل در زمینه زنان، صلح و امنیت شرکت جست و بیانیه ای در زمینه پشتیبانی از این مذاکرات صادر نمود؛ اما هیچ گونه مسئولیت و تعهد مشخصی را تقبل ننمود. در سال ۲۰۱۶ ایران ۶٫۳ بیلیون دلار به بودجه نظامی اختصاص داده است. اگرچه ایران مورد تهدید دخالت نظامی از جانب آمریکا قرار گرفته است، اما خود در اختلافات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، در سوریه و یمن نیز حضور دارد. در راستای سیاست های کلان جنسیتی جمهوری اسلامی ایران، زنان نیز در مذاکرات بین المللی از جمله در مذاکرات اتمی ایران و آمریکا حضوری نداشتند؛ در حالیکه طرف مقابل میز مذاکرات در برابر ایران چهار زن بطور موثر و فعال نقش داشتند.
برخورد ایران در مذاکرات پیرامون نقش زنان در صلح و امنیت جهانی و به ویژه مذاکرات سالانه شورای امنیت در تداوم سیاست های جنسیتی جمهوری اسلامی، تحمیل سکوت و تضعیف جامعه مدنی و اذیت و آزار مدافعان حقوق زنان، قوانین نابرابر، نقض حقوق انسانی زنان، و عدم خواست سیاسی برای به کارگیری توان و استعدادهای نیمی از جامعه برای امر توسعه و صلح است. زنان ایران همراه با زنان سایر کشورهای جهان برای مشارکت سیاسی و حضور در فضای عمومی و مشارکت در امر صلح و امنیت جهانی از هیچ کوششی فرو گذار نخواهند کرد.
سیر تکامل قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت و گفتمان داد خواهی برای زنانی که خشونت های جنسی-جنسیتی را تجربه کرده اند، پاسخگو دانستن عاملین این خشونت ها، متعهد دانستن جامعه بین الملل برای بازسازی و ترمیم جوامع در دوران پس از جنگ و رفع آسیب هایی که زنان و دختران از نظر جسمی، روحی، روانی، اقتصادی و اجتماعی تجربه کرده اند و اساساً جریان ساختن و هموار کردن راه برای قبول و به رسمیت شناختن نقش زنان در امر صلح و امنیت جهانی هم چنان ادامه خواهد داشت زیرا بدون برابری جنسیتی صلح پایدار نمی تواند تحقق یابد.
منابع و مطالعه بیش تر:
۱ – Peace and Security, UN Women
۲ – Global Norms and Standards: Peace and Security, UN Women
۳ – Women, Peace and Security: Preventing War and Sustaining Peace, UN Women
۴ – Open Letter to Permanent Representatives to the UN: Recommendations on the Security Council Open Debate on Women, Peace and Security, The NGO Working Group on Women, Peace and Security, 16 October 2017

۱۳۹۵ بهمن ۹, شنبه

شصت و نهمین شماره از ماهنامه‌ی خط صلح منتشر شد



 شصت و نهمین شماره از ماهنامه حقوقی-اجتماعی خط صلح منتشر شد.
پرونده‌‌ ویژه‌ این شماره از خط صلح با عنوان “مردگان زنده به گور” به وضعیت بی خانمان‌ها در کشور می‌پردازد.
از این رو، گفتگویی پیرامون چیستی بی خانمانی و پدیده‌ی گورخوابی با سعید مدنی، جامعه شناس و پژوهشگر ارشد مسائل اجتماعی صورت گرفته است.
آقای مدنی از روند رو به افزایش بی خانمانی و هم‌چنین تقلیل جمعیت بی خانمان‌ها، به معتادان یا اسکیزوفرنی‌ها به عنوان یک خطای تحلیلی و نظری بزرگ سخن گفته است.
در گفتگویی دیگر با خسرو صادقی بروجنی، پژوهشگر در حوزه‌های جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی به مسئله “بهسازی نژادی و عقیم‌سازی زنان یا مردان بی خانمان” پرداخته شده است.
لیلی ارشد، مددکار اجتماعی و رئیس مرکز گذری کاهش آسیب اعتیاد زنان (خانه‌ خورشید) در تهران نیز در گفتگو با خط صلح از وضعیت گرمخانه‌ها و این‌که چرا افراد بی خانمان تمایل چندانی به حضور در آن‌جا ندارند، می‌گوید.
در این شماره همکاران خط صلح به جنوب شرقی تهران(منطقه‌ی ۱۵) رفته اند و ساعتی را با چند بی خانمان در خاوران گذراندند. آن‌ها از بیکاری و وضعیت بد گرمخانه‌های تهران می‌گویند.
همکار دیگر این شماره فاطمه اختصاری، شاعر، فعال حقوق زنان و کارشناس ارشد مامایی است ‌که در یادداشت خود به دنبال پاسخ سئوال “کدام روش پیشگیری برای زنان بی خانمان مناسب‌تر است” می پردازد.
شصت و نهمین شماره از خط صلح همراه است با مطالب و یادداشت‌هایی از حسین رئیسی، عثمان مزین، شاهین صادق زاده میلانی، الهه امانی، اندیشه جعفری، محمد آقازاده، محمد حبیبی و تعدادی دیگر از کنشگران جامعه‌ی مدنی و مدافعان حقوق بشر.
لینک دانلود مستقیم فایل پی دی اف ماهنامه‌ی خط صلح:
http://peace-mark.org/wp-content/uploads/2017/01/69.pdf
وب سایت خط صلح:
http://www.peace-mark.org/

۱۳۹۵ آبان ۵, چهارشنبه

شصت و ششمین شماره از ماهنامه‌ی خط صلح منتشر شد


 khatesolh-66

شصت و ششمین شماره از ماهنامه‌ی خط صلح منتشر شد. پرونده‌ی ویژه‌ی این شماره از خط صلح به “ورزش زنان و چالش‌های پیش رو” در این عرصه اختصاص دارد.
در شماره‌ی پیش رو پروین اردلان، فعال سرشناس جنبش زنان در پرونده‌ ویژه‌ این شماره به بهانه‌ی ‌حاشیه‌های اخیر مسابقات بین المللی شطرنج زنان در ایران به اظهار نظر پرداخته است.
فایل پی.دی.اف را دانلود کنید
فایل پی.دی.اف را دانلود کنید
سولماز شریف، از پیشگامان خبرنگاری ورزش زنان نیز دیگر مهمان این شماره است که از ظرفیت‌ها، موانع و راهکارهای توسعه‌ی ورزش زنان در ایران سخن گفته است.
در گفتگویی دیگر، تونیا ولی اوغلی شناگر پیشکسوت و عضو تیم ملی ایران پیش از انقلاب، شرایط ورزش زنان در ایران پیش و پس از انقلاب را بررسی می‌نماید.
در این شماره همچنین با آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی نام آشنای ساکن تهران، در مورد فتوای اخیر آیت الله خامنه ای در خصوص منع دوچرخه سواری زنان در انظار عمومی گفتگویی صورت گرفته است.
علاوه بر این موارد، کالین اندرسون، از شناخته‌شده‌ترین متخصصان امنیت سایبری به ویژه در حوزه‌ی ایران، از تحرکات و فعالیت‌های سایبری حکومت ایران و پروژه‌ی اینترنت ملی اظهار نظر کرده است.
این شماره همچنین همراه است با مطالب و یادداشت‌هایی از رضا علیجانی، مهدی حمیدی شفیق، فرزانه جلالی، الهه امانی، محمدجواد اکبرین، محسن فرشیدی، علی کلائی و تعدادی دیگر از مدافعان حقوق بشر.
لینک پی.دی.اف دانلود مستقیم ماهنامه‌ی خط صلح:
http://www.peace-mark.org/wp-content/uploads/2016/10/66.pdf
وب سایت خط صلح:
http://www.peace-mark.org
جدول محتوا و لینک های مستقیم مطالب ماهنامه شماره ۶۶: