‏نمایش پست‌ها با برچسب فرهنگیان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فرهنگیان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اسفند ۲۳, چهارشنبه

تداوم بازداشت محمد حبیبی در بند سپاه اوین / عدم دسترسی به وکیل و محرومیت از حق ملاقات



 ، فعال صنفی و معلم ، از دوازدهم اسفند در بند سپاه اوین تحت بازجویی به سر می‌برد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، محمد حبیبی دوازدهم اسفند ماه از سوی نیروهای امنیتی سپاه بازداشت شده است و اکنون در زندان اوین محروم از حق دسترسی به وکیل نگهداری می‌شود.
این فعال صنفی در طی این مدت از حق ملاقات با خانواده نیز محروم بوده است و مسئولان قضایی در رابطه با اتهامات او پاسخگو نیستند.
محمد حبیبی معلم ۳۹ ساله هنرستان اندیشه در شهریار با هیجده سال سابقه معلمی و از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران است.
ماموران سپاه پاسداران روز دوازدهم اسفند بدون ارسال احضاریه و حتی نشان دادن حکم بازداشت با تهدید سلاح گرم و استفاده از اسپری فلفل، محمد حبیبی را با ضرب و شتم بازداشت کرده‌اند.
وسایل شخصی این فعال صنفی پس از تفتیش منزل از سوی مأموران ثبت و ضبط شده است.
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران با صدور بیانیه‌ای در محکومیت «بازداشت وحشیانه» محمد حبیبی نگرانی خود را درباره وضعیت او چنین ابراز کرد: «مامورانی که در فضای عمومی و مقابل چشم دانش‌آموزان، همکاران و خانواده‌اش چنین وحشیانه او را کتک می‌زنند و بر رویش اسپری و اسلحه مى‌کشند در خلوت بازداشتگاه، می‌توانند جان محمد حبیبی را به خطر بیندازند.»
این تشکل مسئولان قضایی و امنیتی را مسئول حفظ جان و سلامت جسمی و روحی محمد حبیبی دانسته و از وزیر آموزش و پروش خواسته است درباره دستگیری این فعال صنفی موضع‌گیری کند.

۱۳۹۶ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

آزادی رسول بداقی پس از سپری کردن نیمی از محکومیت جدید

رسول بداقی، بازرس کانون صنفی معلمان تهران، پس از گذراندن نیمی محکومیت حبس خود از ندامتگاه تهران بزرگ آزاد شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، رسول بداقی ، فعال صنفی که به اتهام  « تمرد از مأمورین دولت در حین انجام‌ وظیفه » به ۴ ماه حبس محکوم شده بود ، پس از گذراندن دو ماه حبس به‌ صورت مشروط آزاد گردید.
حقوق معلم و کارگر نوشته است؛ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، رسول بداقی که برای دیدار با محمود بهشتی لنگرودی، معلم زندانی، به بیمارستان امام خمینی مراجعه کرده بود، از سوی از طرف ۷ مأمور مورد ضرب و شتم قرارگرفت. مأموران امنیتی پس از ضرب و شتم، رسول بداقی را بازداشت کردند و پرونده جدیدی علیه وی گشوده شد.
این وقایع در حالی رخ داد که تنها یک هفته از آزادی رسول بداقی بعد از ۷ سال زندان می‌گذشت.

۱۳۹۶ مرداد ۵, پنجشنبه

اسماعیل عبدی بازداشت شد



صبح روز جاری، اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان که با تودیع وثیقه به مرخصی آمده بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، صبح روز جاری ، ۵ مرداد ماه ، اسماعیل عبدی ، فعال صنفی ، که روز ۴ تیرماه در پی اعتصاب غذا به مرخصی اعزام شده بود ، قرار بود خود را به زندان معرفی کند که از سوی ماموران امنیتی ، بازداشت شد.
گفتنی است، اسماعیل عبدی که پیش‌تر در اعتراض به عدم استقلال قوه قضاییه در «صدور احکام امنیتی» برای فعالان تشکل‌های صنفی معلمان و کارگران و با درخواست صریح «خروج روند پیگیری پرونده‌اش از حالت امنیتی به عادی» از دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ دست به اعتصاب غذا زده بود، روز ۱۶ خردادماه ۱۳۹۶ پس از سی و هشت روز، به درخواست کانون صنفی معلمان و خانواده اعتصاب غذای خود را متوقف کرد.
اسماعیل عبدی، معلم ریاضیات، پس از آنکه این تشکل صنفی چند تجمع سراسری و مسالمت‌آمیز با هدف بیان خواسته‌های صنفی و همچنین درخواست آزادی چند معلم زندانی با عنوان «تجمع سکوت» برگزار کرد که با حضور پرتعداد معلمان در شهرهای مختلف ایران همراه شد، در ششم تیر ماه ۱۳۹۴ توسطط دادستانی تهران احضار شد و پس از مراجعه به دادستانی در حالی بازداشت شد که یک هفته پیش از آن، هنگامی که قصد سفر به خارج از کشور برایی حضور در هفتمین کنگره سازمان جهانی معلمان در کشور کانادا را داشت، ممنوع الخروج شده بود. دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران پس از نزدیک به ۱۰ ماه بازداشت در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد و ۲۵ اردیبهشت ۹۵ بعد از ۱۶ روز اعتصاب غذا با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
آقای عبدی در دادگاه نخست از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۶ سال زندان محکوم شده و دادگاه تجدیدنظر او در شعبه ۳۶ طی دو جلسه در ۱۲ خرداد و ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ برگزار شد و حکم شش سال زندان این عضو ارشد کانون صنفی معلمان را عیناً تأیید کرد. او روزز نوزدهم آبان ماه ۱۳۹۵ برای تحمل زندان شش ساله‌اش بازداشت شد و در حال حاضر در زندان اوین تهران نگهداری می‌شود

۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه

تاوان معلمی ؛ خاطرات رسول بداقی از دوران حبس



تاوان معلمی، خاطراتی است که رسول بداقی، فعال صنفی معلمان، از روزهای سپری‌شده در زندان به قلم آورده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، بخش‌هایی از این خاطرات که از سوی حقوق معلم و کارگر در نظر منتشر شده در پی می‌آید:
 رسول بداقی
بخش اول:
در سال ۱۳۹۱ در زندان رجایی شهر کرج سالن ۱۲ ما هفت تن بودیم ،که باهم قرار گذاشتیم اعتصاب غذا کنیم،هرکدام خواسته ای که داشتیم،را بیان کردیم،برسر برخی خواسته ها به توافق رسیدیم،و یک بیانیه ی مشترک دادیم،آن موقع سالن ۱۲ هنوز تلفن نداشت،ما حرفها،پیامها وخواسته های خودمان را با خانواده و رسانه های داخلی و خارجی بوسیله ی بچه های زندانی عادی به بیرون میفرستادیم،تنها دریچه ی ارتباطی ما باخودمان بود،و روزهای ملاقات که هفته ای فقط ۲۰ دقیقه با خانواده ی درجه ی یک،پدر،مادر،برادر،خواهر،زن و فرزندان بود،ملاقات ها سه گونه بود،حضوری،کابینی(پشت شیشه،بوسیله ی آیفون)و ملاقات ویژه ،ماحتا با زندانیان عادی هم به سختی تماس برقرار می کردیم،درسالن ۱۲ که مخصوص زندانیان سیاسی،امنیتی، عقیدتی بود،ماکاملا در حالت ایزوله بودیم،حق رفت و آمد وارتباط با زندانبان و زندانیان را نداشتیم،حق رفتن به کتابخانه نداشتیم،دکتر رابه سالن می آوردند،مبادا در طول مسیر ما با زندانیان ارتباط داشته باشیم،بین ما تا زندانبانها،(افسرنگهبانی)که زندانیان اصطلاحا به افسرنگهبانی زیر هشت می گویند،دو درب بسته فاصل بود،برای اینکه ما با زیرهشت،ارتباط ما بازیر هشت(افسرنگهبانی،بوسیله ی یک آیفون انجام می شد.در کل زندان به قانون پادگانی اداره می شود،در روز دو بار آمار گرفته می شود،صبح و عصر،چراغها ساعت ۱۰ شب خاموش می شود،سکوت برقرار است،و۶ صبح بیدارباش است.هر کدام از زندانیان عادی که با ما ارتباطی برقرار می کردند،به شدت مجازات می شدند،لذاما هم نمی خواستیم،برای آنان مشکلی ایجاد کنیم،خلاصه ای از موقعیت زندان رجایی شهرچنین است:
این زندان دارای ۱۰ بند است،و هربند دارای سه سالن می باشد، هر بند از زندان رجایی شهر دارای سه طبقه است،که هربلوک سه طبقه را یک بند می گویند، وهر طبقه یک سالن نامیده می شود،در انتها هر سالن یک نماز خانه ،به ابعاد ۱۵ متر در ۱۰ مترساخته شده،بین نمازخانه و هرسالن یک راه پله برای ورود و خروج و رفتن به هواخوری وارتباط با سالنهای یک بندهست،که در مواقع ضروری برای ورودو خروج وبرای اینکه زندانیان هر سالن با هم روبرو نشوند،از آن استفاده می شود.
درآن سرهرسالن راه پله ی دیگری هست،که ارتباط سالن ها بندهاوزیرهشت(افسرنگهبان ) را باهمدیگر و با راهروهای اصلی ،درمانگاه ،قسمت اداری،سالن ملاقات،درب خروجی زندان،وباسایربندهابرقرارمی کند،بین هر بند،با بند دیگر،فضایی تقریبا۱۰۰۰ متری هست،به عرض ۲۰ وطول ۵۰مترکه زندانیان برای هوا خوری از آن استفاده می کنند،این فضای بین هر بند(۱۰۰۰متری) مخصوص یک بند(هرسه سالن) است،در برخی بندها به خاطر مسائل امنیتی اجازه نمی دهند،که زندانیان هرسالن با هم ازهوا خوری استفاده کنند ،لذا در دو یا سه نوبت از ساعت ۸ بامداد(پس از آمارگیری صبح)تا ۵عصر (پس از آمارگیری عصر) نزدیک به ۹ ساعت به نوبت از هواخوری استفاده می کنند،درب فروشگاه نیز داخل راهروی سالنها است،و زندانیان برای خرید باید وارد هواخوری شده و با استفاده از پنجره ای که در داخل هواخوری هست خریدشان را انجام بدهند،آنهم فقط در ساعتی که در هوا خوری هستند،می توانند خرید کنند.زندانیان حق همراه داشتن پول نقد را ندارند،فقط باید از کارت پاسارگادبرای خریداستفاده کنند، وجه رایج بین زدانیان باهم سیگار ویا کالا است.
در خرداد ۹۱ ما هفت تن(منصور اسانلو،عیسی سحر خیز،حشمت الله طبرزدی،مجید توکلی،مهدی محمودیان،کیوان صمیمی،رسول بداقی)به خاطر خواسته های خود در اوایل خرداد دست به اعتصاب غذا زدیم،این اعتصاب غذا به خاطر اینکه به زندانبان ها خبر ندادیم،هیچکدام احضار نشدیم،فقط در رسانه ها درج شده بود،۵روز از اعتصاب غذای ما گذشت،من به خاطر برخی ملاحظات،راهم را از سایرین جداکردم،طی نامه ای به رئیس زندان نوشتم که به خاطر این خواسته ها ( حقوق پایمال شده ی دانش آموزان و معلمان،در اعتراض به نظارت استصوابی و…… )دست به اعتصاب غذا میزنم،آقای محمد مردانی رئیس زندان رجایی شهر که به تازگی به جای حاج کاظم بر مسند،قدر تکیه داده بود،برخلاف همیشه،ظرف ۲۰ دقیقه از نوشتن این نامه ،مرا احضار و از من خواست راهی انفرادی شوم.
بخش دوم:
در زندان اصطلاحات خاصی هست،که فقط زندانیان با سابقه معانی این اصطلاحات را می دانند،برای نمونه ” زندانی زیقی ” معنای خاص خود را دارد،(یعنی زندانی ای که پرونده اش سبک است،حکم زندانش زیر ۵ سال است) وقتی به من خبر دادند که به زیر هشت(افسرنگهبانی) احضار شده ای،فهمیدم ،که مرا به انفرادی خواهند برد.چون خودم نامه ای داده بودم که در اعتصاب غذاهستم.
نزد زندانیان، افرادی که زیاد به زیر هشت (افسرنگهبانی )رفت و آمد دارند،دیگرزندانیان به آنها مشکوک می شوند،و آنهاراطرد وگاه به شدت تنبیه واز سالن اخراج می کنند،زیرا تصور براین است که ” آدم فروشی ” می کنند(آدم فروش یعنی کسی که اسرار زندانیان را به زندانبان می فروشد،و در قبال آن امتیازی مانند مرخصی،سیگار،گوشی موبایل،سیم کارت یا امتیازات دیگری می گیرد.)هنگامی که من راهی انفرادی بودم،برخی از دوستان توی راهرو صدا زدند :” بداقی کی تورا فروخته تا حالشو بگیریم؟” می دانستم که به خاطراعلام اعتصاب غذا است،رادیوی کوچک یک موج،بطری جای نوشابه برای گرفتن آب،لباس مورد نیاز،مقداری قند برای درست کردن آب قند،دفتر، خودکارویک عدد پتورا روی دوش انداختم ،و راهی انفرادی شدم(کسی که اعلام اعتصاب غذای ” تر”کرده است ،برای اینکه چشم ها و کلیه هایش خراب نشود،و قلبش از کار نایستد،باید روزانه یک و نیم لیتر آب ویا آب قند بخورد،برخلاف اعتصاب غذای خشک که فرد اعتصاب کننده نباید هیچ چیزی بخورد،حتی
آب.در اعتصاب غذای تر ،اعتصاب کننده ،بین ۶۰ تا ۷۰۰ روزبیشتر زنده نخواهدماند،اما در اعتصاب غذای خشک،فقط۱۵ روزمی تواند زنده بماند.)
سالن یک از( بند یک ) که طبقه ی همکف بود،مخصوص زندانیان شروری بود ،که در داخل زندان آدم کشته و یا درزندان درگیری درست کرده اند،سلولهای این سالن انفرادی بود،تمام سلولهای زندان رجایی شهر۶ متری هستند،یعنی دو مترعرض وسه مترطول دارند،این زندان در اواخر حکومت پهلوی طراحی شده است ،اما در زمان جمهوری اسلامی در برخی بندهاهر دو سلول را به یک سلول تبدیل کرده اند،ودر هر ۱۲ متر نزدیک به ۱۲تا ۱۴ زندانی نگهداری می شود،درب سلولهای انفرادی دریچه ای به اندازه ی ۱۵ در۱۵ سانتی متردارد،که از آن برای ارتباط با زندانبان،گرفتن غذا و…. استفاده می شود،قفل در و دریچه ی ۱۵ در ۱۵ آن کلا از بیرون بسته و باز می شود.تمام در های زندانهای دنیا قفلش ازبیرون هست،فقط زندانهای انفرادی است که دارای در می باشند،ورودی سلولهای سایر سالنهادرب ندارند،زندانیان حق زدن پرده هم ندارند،در همه ی زندانها (غیراز انفرادی)فقط سالنهادرب دارند،درهمه ی سالنهای زندان رجایی شهرزندانیان در داخل راهروی ۴۰ در۳متر آزادانه رفت و آمد می کنند. اما حق بیرون رفتن از سالن راندارند،زیرا در سالن ازبیرون قفل است،مگر برای درمانگاه وبا اجازه ی زنداانبان .یا برای چند ساعت هوا خوری.
سالن ۲ از(بند یک )آن زمان مخصوص تهرانی ها وکرجی ها بود، و سالن ۳ (ازبند یک) در آن زمان مخصوص کردها و لرها بود،کردها و لرها (سالن ۳) با تهرانی ها و کرجی ها(سالن ۲)درگیری خونین داشتند،هر کجا باهم روبرو می شدند،بدون هیچ توضیح و پرسش و پاسخی،بزن بزن می کردند،و همدیگر را به قصد مرگ میزدند،گاه با تیزی ،قمه وگاه باشیشه پاره و هرچیزی دم دستشان بود.
گاه اتفاق افتاده بود که به خاطردرگیری درسالنهای ۲ و ۳ چهل تن زخمی و چند تن کشته شده اند.حتی در سال ۸۸ خبر این درگیری از تلویزیون ج.ا هم پخش شد. البته موضوع دشمن تراشی ها بین (کرد و لرها) با( تهرانی و کرجی ها) به قصدتفرقه و کارعمدی زندانبانها بود.که برای کنترل راحت ترزندانیان ،این کار را می کردند،که با رفتن حاج کاظم و آمدن مردانی رئیس جدید زندان این تنشها بسیار کمرنگ شد.وآشتی ملی اعلام شد.
من کوله بارم را بستم ،با همراهی یکی از ماموران بند ۴ زندان راهی انفرادی شدم،مامور بند ۴۴ برگه ی تحویل مرا به امضای رئیس بند ۱ رساند و مرا تحویل داد و برگشت،افسرنگهبان بند ۱(گودرزی) نامه ی انتقال مرا خواند،وبه من نگاهی انداخت،از من پرسید: لرهستی؟ این راگفت وخنده ی تلخی ازسرناراحتی کرد،ازلهجه اش فهمیدم او هم لر است،وسایلی راکه با خودم آورده بودم،باززرسی کرد،تلاش کرد که مرا از اعتصاب غذا منصرف کند،بسیار ناراحت شد،دلش نیامد وسایل را از من بگیرد،با ناراحتی رو به من کرد و گفت: گرچه خلاف قانون است،که این وسایل را با خودت ببری ،و می دانم ،میایند و آنهارا از تو میگیرند،امابا خودت ببر،به من هم ایراد گرفتند،اشکالی ندارد.
 وارد سلول انفرادی شدم،فقط به هدفم می اندیشیدم،(معیشت فرهنگیان،مدارس دولتی،مدارس استاندارد،سالن ورزشی برای دانش آموزان و معلمان،کتابخانه ی مدارس،هنر در مدرسه،مسابقات علمی و ورزشی بین دانش آموزان ،بین معلمان،ورزشگاههای رایگان،گردش علمی برای دانش آموزان و معلمان،بودجه ی آموزش محور،آموزش و پرورشی که محور توسعه باشد.و… )به این می اندیشیدم که آیا مرگ من کمکی به رسیدن به این اهداف خواهد کرد یاخیر؟ اگر اینگونه می شد ،به مرگ خودم راضی بودم،وارد سالن شدم،سالن بوی مرگ می داد،شعله های آتش کینه و عقده وناکامی از درون سلوهای سیاه زبانه می کشیدم.
مامور زندان (کولیوند)بود …
عاطفه ای حس کردنی ،هم بین ما بود،
محبت ،عشق ومهربانی هم بود،
اما پنهان وخفته،
سرکوب شده،
فقط به خاطر نان،
من این را ازنگاههای زندانبان ،
ازسنگینی دستهای پرازاندوهش،
که برای گشودن در،اورا نفرین می کردند.
دانستم.
سنگینی دستانش فریادمیزد،که من وتو هموطنیم،
چشمانش التماس کنان به فریاد می گفت:
که ای زندانی،
مرا خائن نپندار،
من گروگان لقمه ای نانم،برای کودکانم.
در کنج تاریک زندان با خود اندیشیدم، آیا زنده از این در بیرون خواهم رفت ،یامرده؟ اگربمیرم برسر کودکانم چه خواهدآمد؟ مادرم ……! خواهر و خواهرزادهایم….؟برادرزاده هایم…!
این خیالات فقط درهنگام فراموشی آرمانهایم ،به من هجوم می آورد،بسیار زودهم ازخاطرم می گریختت.
من بودم و معلمها و دانش آموزان وامید و آرمانهای ارزشمندی که بهانه ی زندگی ام بودند.بهانه ی مبارزه ام بودند،تربیت سفیدی که امید رادر هیات لبخندی بر لبم، در تنهایی انفرادی مرا زنده نگه می داشت.
من آنجا بازمزمه هایم زندگی می کردم:
تربیت سفید که باشد،مرگ شیرین است.
مرگ را تربیت تعریف خواهدکرد،خوب یا بد!
مرگِ تلخی نیست،
مگر زندگانی تلخی، در پیش چشمان اختاپوس فقراقتصادی وفرهنگی .
زندگی در سایه ی فقر وبی فرهنگی ،هرروز وهر ثانیه لیسیدن مرگ است،به جای زندگی،به نام زندگی !
با اندوه پدری چه باید کرد،که دست خالی وسرافکنده ،به خانه برمی گردد؟نگاه پراز حسرت کودکان ،به دست خالی پدر چه می شود؟راستی در خیال کودکان،گرسنه چه می گذرد؟! راستی سنگ به شکم بستن افسانه است؟ ولی به شرافتم سوگند،دزدانه باچشمان خود دیدم ،مرد بیکار همسایه ی ما،از گرسنگی سنگ به شکم بسته بود،پس چگونه فریاد نزنم؟! به شرافتم سوگند معلم باشرافتی رامی شناختم ،که از ۲۵ هرماه فقط نان خالی بر سفره داشت !ومن برایش گریستم!!
من فریادم را سر خواهم داد،
از شما خفته ای چند،
چه کسی می آید بامن فریاد کند؟

۱۳۹۶ فروردین ۱۶, چهارشنبه

وکیل اسماعیل عبدی : ضابطین قضایی با صدور مرخصی برای وی مخالف هستند.



حسین تاج وکیل اسماعیل عبدی گفت: “به دلیل وجود منع قانونی و همچنین مخالفت ضابطین قضایی با مرخصی نوروزی اسماعیل عبدی موافقت نشد.”
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، حسین تاج، وکیل اسماعیل عبدی (فعال صنفی معلمان) در گفتگو با ایلنا در ارتباط با مخالفت با مرخصی نوروزی این فعال صنفی گفت: مرخصی دادن به زندانی منوط به شرایطی است که موافقت مسئولان زندان و مقامات دادستانی از جمله این شرایط است؛ در ارتباط با اسماعیل عبدی دادستانی می‌گوید بایستی چهار ماه از مرخصی قبلی سپری شده باشد که هنوز این مدت قانونی سپری نشده.”
وی افزود: “در عین حال ضابطین قضایی هم با مرخصی دادن به اسماعیل عبدی مخالف هستند.”
تاج با بیان این که حکم قطعی موکل در دادگاه تجدیدنظر صادر شده و براساس این حکم، باید حدود ۵ سال را در زندان بگذراند، ادامه داد: “تقاضای اعاده دادرسی خواهیم کرد و امیدواریم در اعاده دادرسی، این فعال صنفی که تنها به جرم دفاع از حقوق معلمان و پیگیری مطالبات صنفی به زندان محکوم شده، تبرئه شود.”
پیش از این خانواده اسماعیل عبدی در گفتگو با خبرنگار ایلنا از ندادن مرخصی نوروزی به او و همچنین انتقال عبدی به بند ۳۵۰ زندان اوین و قطع تماس‌های تلفنی او خبر داده بودند.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی که در روز سه شنبه نوزدهم آبان ماه بدون ارائه حکم در منزلش بازداشت شده بود، ۲۲ آبان ماه از قرنطینه زندان اوین به بند  هشت این زندان انتقال یافت.
دبیرکل کانون صنفی معلمان پیش‌ازاین به مدت ۱۱ ماه در بازداشت به سر برده و در دادگاه بدوی در بهمن‌ماه ۹۴ با ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال زندان محکوم‌شده بود.
در مهر ماه سال جاری شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان را تأیید کرد.
آقای عبدی با اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی به‌قصد اخلال در نظم عمومی» و «تبلیغ علیه نظام»، موضوع مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی محاکمه و مصداق این اتهامات، فعالیت‌های صنفی او به‌عنوان دبیر کل کانون صنفی معلمان و سازماندهی و شرکت در تجمعات عنوان‌شده بود.
این فعال صنفی پیش تر نیز در تابستان ۸۸ بازداشت شده و مدت ۴۴ روز را در زندان اوین گذرانده بود. پس از آزادی به قید وثیقه، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی در هشتم تیرماه ۱۳۹۰ اسماعیل عبدی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با دول متخاصم» به ده سال حبس محکوم کرد که به مدت ۵ سال تعلیق شد. مصاحبه‌های این فعال صنفی با رسانه‌های خارجی دربارهٔ وضعیت آموزش‌وپرورش مصداق این اتهامات عنوان‌شده بود.

۱۳۹۵ اسفند ۱۵, یکشنبه

بازداشت دو معلم در همدان به دلیل فعالیت در شبکه‌های مجازی



کانال کانون صنفی معلمان از بازداشت دو معلم در همدان در پی فعالیت در برنامه پیام‌رسان تلگرام خبر داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، دادگاه انقلاب دو معلم دبیرستان‌های همدان را احضار و پس تفهیم اتهام و بازجویی، قرار بازداشت آنان را صادر کرد.
آقایان بالازاده و انصاری، دبیران دبیرستان‌های ناحیه‌ی ۲ همدان، به اتهام همرسانی مطالب دیگران در شبکه‌ی مجازی تلگرام، امروز، یک‌شنبه، ۱۵ اسفند ۹۵، با حضور در محل دادگاه انقلاب همدان، قرار بازداشت اشان صادر و روانه‌ی بازداشتگاه گردیدند.
گفتنی است انصاری رزمنده و از جانبازان جنگ دهه ۶۰ است و بنا بر شنیده‌ها، محتوای مطلب همرسان‌شده به دست ایشان، انتقاد از پیامدهای حادثه‌ی ساختمان پلاسکو بوده است.
از اتهام رسمی وارده به این دور معلم اطلاعی در دست نیست.

۱۳۹۵ بهمن ۱۷, یکشنبه

بیانیه هزار کارگر، معلم و فعال مدنی: به امنیتی کردن فعالیت های صنفی پایان دهید


 Image result for ‫بیانیه  عظیم زاده و عبدی،‬‎



هزار کارگر و معلم و فعال مدنی در بیانیه متحدانه ای با حمایت از عظیم زاده و عبدی، دو فعال کارگری و معلمان، خواهان پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی شدند. متن کامل این بیانیه در ادامه می آید.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران، جعفرعظیم زاده، از فعالین و مدافعین حقوق کارگری در تاریخ ۵ بهمن از سوی مراجع قضایی و امنیتی به منظور بازگشت به زندان، تحت تعقیب قرار گرفت.

ماموران امنیتی با مراجعه به منزل نامبرده با اعمال فشار روحی و روانی بر خانواده و تهدید و ارعاب فرزند ارشدش،فشار برایشان و فعالین کارگری را تشدید کردند.

عظیم زاده که همواره دغدغه خویش را تضیع حقوق کارگر و طبقه مزد بگیرمانند معلمان اعلام نموده است ،در اردیبهشت سال ۹۵ همراه با اسماعیل عبدی ،اعتصاب غذای خود را با هدف برداشته شدن اتهامات امنیتی از پروندهای فعالین کارگری /معلمی آغاز نمود.
پس از در دستور کارقرارگرفتن لایحه اصلاح قانون کار توسط مجلس ،عظیم زاده به همراه سایر فعالین و تشکل‌های کارگری اعتراضات خود را در قالب تجمع های مختلف اعلام نمودند که منجر به مسکوت  ماندن لایحه مذکور بطور موقت گردید ودرنتیجه با تلاش های بی وقفه ایشان و سایر فعالین ، کارگری به توفیقی مهم دست یافت وتعرض سرمایه داران را به عقب راند.
اصلاحات مد نظر درلایحه اصلاح قانون کارکه از سوی سرمایه سالارهای متکی به قدرت حمایت میشود ،عملا کارگر را به بی حقوق ترین و ارزانترین کالا در خدمت نظام سرمایه داری تبدیل میکند و شرایط فلاکت بار تری را به سطح معیشت کل جامعه تحمیل مینماید.
این تلاشها امنیت و منفعت سرمایه داران را به مخاطره انداخته و درنتیجه فشار بر فعالان صنفی و اجتماعی ازجمله جعفرعظیم زاده واسماعیل عبدی را بعنوان یک راهبرد اساسی جهت جلوگیری از بیداری و آگاهی کارگران  و مزد بگیران ، مد نظر دستگاههای امنیتی و قضایی قرارداده است.

لذا، ماجمعی از فعالین صنفی معلم و کارگری و مدنی ضمن اعلام حمایت از جعفرعظیم زاده و  تلاشهای مستمر ایشان در جهت رفع اتهامات امنیتی ازپرونده های  فعالین کارگری، ومعلمی خواستار رفع این اتهامات واهی و بی ربط از پرونده های فعالین کارگری ومعلمان شده و  خواهان آزادی بی قید وشرط آنان هستیم…

۱- محمد حسن پوره  ۲-  رسول بداقی ۳- سید هاشم خواستار ۴- تهمینه خسروی ۵- شاپور خسروی ۶- پروین محمدی ۷- ناهید خداجو ۸- شاپور احسانی راد ۹- شیث امانی ۱۰- نسرین جوادی ۱۱- فاطمه مرادی۱۲- نسرین بهمن پور۱۳- سارا سیاهپور ۱۴- شهناز هاشمی ۱۵- شهین مقامی۱۶- زینب سپهری ۱۷- سعید رضایی ۱۸- محمد ساکی ۱۹- منصورکاتوزیان ۲۰- ناهید شریفی ۲۱- بهرام گرگان ۲۲- حمید پرویز ۲۳-سکینه مرادی ۲۴-رحمان عابدینی ۲۵- زهرا آجرلو ۲۶- صفیه بسیم ۲۷- مهدی جباری ۲۸- وحیده جوهر چی ۲۹- افشین مبارکی ۳۰- علی فروتن ۳۱- اکرم نصیریان ۳۲- النا محمدی ۳۳- نسرین چراغی ۳۴- پروین حیدر ۳۵- جواد معصومی راد ۳۶- مهین خیر خواه۳۷- فرشته میرزایی ۳۸- عبدالرحمان ایران نژاد ۳۹- شهین طالب زاده ۴۰ – عبدالرضا پاک سرشت ۴۱- لیلا ملکی ۴۲-ابوالفضل جلیلوند ۴۳- محمد علی زحمتکش ۴۴- منصوره کاشانی ۴۵-امجد محمدی۴۶-کاوه اورکی ۴۷- جمال فرهادی ۴۸-  شهربار رستمی ۴۹- مهرداد آرامش ۵۰- حامد صفایی ۵۱-عادل نصرتی ۵۲-هادی کاوه ۵۳-شریف آخوندی ۵۴-شرافت قطبی ۵۵-یاور دوستی ۵۶-فرهاد بابا سلجی ۵۷-مراد وردی ۵۸-محمد قطبی ۵۹- خسرو امانی ۶۰- قادر حسینی ۶۱- بهرام خدری ۶۲-مجتبی خدری ۶۳-حسین خانی ۶۴-محمود عندلیب ۶۵–مریم حسینی ۶۶- مسعود نسیمی ۶۷-شیوا بابایی ۶۸- منصور احسن ۶۹-نسرین کمانگر ۷۰–صادق پرهام ۷۱-اشرف مدرسی ۷۲-داود بهشتی ۷۳- ملیحه سلیمانی ۷۴-آرش ابراهیمی ۷۵- سارا اشراقی۷۶- رضا حکیم الهی ۷۷-منصور حسن پور ۷۸- مریم رنود ۷۹- منصوره عرفانیان ۸۰- حسن یوسفی ۸۱- ناصر مرادپور ۸۲-عدنان ویسی ۸۳- شهناز رهسپار۸۴- بهرام ندیمی۸۵- فرهاد هادی۸۶- جلال محمدی۸۷- اصغر محمدی۸۸- رسول قوامی۸۹- مهناز جوپانی ۹۰- کیومرث خدایی۹۱- خالد چوپانی۹۲- پوپک صفدری۹۳- نرت جوادی۹۴- مونا طراوتی۹۵- حسین فریدونی۹۶- عرفان چوپانی۹۷-برهان ستوده۹۸- نسترن ملاحت۹۹- جمیل اشتیاق۱۰۰- افسانه فدایی۱۰۱-اکبر مدبر۱۰۲- شکوفه امامی ۱۰۳- هادی سلیمانی ۱۰۴-  فریده محمدی ۱۰۵- عبدالرحمان فتخی ۱۰۶- رحمان سلیمانی۱۰۷- بهمن سلیمانی ۱۰۸-  امید ملایی۱۰۹- فخرالدین سلیمانی۱۱۰- جمال سلیمانی۱۱۱- کمال سلیمانی۱۱۲-هیوا احمدی۱۱۳۳۴- هیرش احمدی۱۱۴- روف امجدی۱۱۵- سلمان امجدی۱۱۶- رزگارسلیمانی۱۱۷- سامان محمدی۱۱۸-شورش مرادویسی۱۱۹- یداله مرادویسی۱۲۰- حسن احمدی۱۲۱- امید سلطان ابادی۱۲۲-رحمان رحمتی۱۲۳- اشکان رحمتی۱۲۴- سیوان کرمی۱۲۵- سیروان کرمی۱۲۶- بهمن کرمی۱۲۷- خیات کریم ملایی۱۲۸- شیرکوپرویزی۱۲۹- حامدهاشمی ۱۳۰- ایوب هاشمی۱۳۱- کیوان خالدی۱۳۲- سامان خالدی۱۳۳- صباح محمدی۱۳۴- صاحب محمدی۱۳۵- دانیال سلیمانی۱۳۶-سیامک حمی ۱۳۷- آرشام پرند ۱۳۸- سیامک حمیدی ۱۳۹- سیوان احمدی ۱۴۰- جمیل محمدی ۱۴۱-خالد سلطان ابادی۱۴۲-حیدر سلطان ابادی۱۴۳-مهدی رحیمی۱۴۴-اوات محمدی۱۴۵ – قدرت موسوی ۱۴۶-عادل محمدالماسی۱۴۷-نادرمحمدی۱۴۸-شیرین الماسی۱۴۹-الهام الماسی۱۵۰-حسین خدری۱۵۱-حسن خدری۱۵۲-رضا محمودی۱۵۳-جمشیدمحمد۱۵۴-شکوفه پرویزی۱۵۵-ولی لطیفیان۱۵۶-سعیده محمدی۱۵۷-ساکار محمدی۱۵۸-یاسر شریفی۱۵۹-رضاشریفی۱۶۰-ازادسلیمانی۱۶۱-لیلابهمنی۱۶۲-رویابهمنی۱۶۳-سمیه شهریسوند ۱۶۴-شکوفه جعفری ۱۶۵-عثمان فتاحی۱۶۶-هانیه سهرابی۱۶۷-فرج اله غلامی۱۶۸ -اسفندیار پوریا ۱۶۹-رعنا سمیعی۱۷۰-وحید یوسفی۱۷۱-پارسا فروغی۱۷۲- شهریار عظیمی ۱۷۳-آهو محدثی۱۷۴-ثریا پاک نهاد۱۷۵-شیرین محدثی۱۷۶-کیوان پویا۱۷۷-شهرام غفاری۱۷۸-نورالدین سبحانی۱۷۹-نوید زرین کمر۱۸۰-شهاب یصربی۱۸۱-هدایت ذوقی۱۸۲-اختر لطفی۱۸۳-سهیلا اردلان۱۸۴-خبات لطفی۱۸۵-عنایت بهرامی۱۸۶-یاسر بهاری۱۸۷-عارف تیمن۱۸۸-انسیه خرمالو۱۸۹-شوقیه زارع۱۹۰-احسان لهراسبی۱۹۱-رشاد آورزه ۱۹۲-محسن نباتی۱۹۳-مجید نباتی۱۹۴-قدسیه خدیور۱۹۵-محبت رحمانی۱۹۶-آسیه فلاحت ۱۹۷-نسیم فاطمی۱۹۸- شاهرخ عدالت۱۹۹- فاطمه چهاری۲۰۰- رستم فارابی۲۰۱- حیران اقایی۲۰۲- نسترن مدیر۲۰۳- یاسین نعمتی۲۰۴- هوشیار گرجی۲۰۵- سامان گرجی۲۰۶- ادیب هنرمند۲۰۷- یدالله نوروزی۲۰۸- جلال آراسته ۲۰۹- رویا آراسته۲۱۰- شاهین رحمتی۲۱۱- بدیع نوری۲۱۲- حامد رحمتی۲۱۳- علیرضا شریفی۲۱۴- فرح حدادی۲۱۵- نسیم شریفی  ۲۱۶- نسترن مدیر ۲۱۷- یاسین نعمتی۲۱۸- هوشیار گرجی۲۱۹- سامان گرجی۲۲۰- ادیب هنرمند۲۲۱- یدالله نوروزی۲۲۲- جلال آراسته ۲۲۳- رویا آراسته۲۲۴- شاهین رحمتی۲۲۵-  بدیع نوری۲۲۶- حامد رحمتی  ۲۲۷- علیرضا شریفی۲۲۸- فرح حدادی۲۲۹- نسیم شریفی۲۳۰- زینب آقایی۲۳۱- حسین فتحی۲۳۲- اوات مبصری۲۳۳- سارا آذرگشسب ۲۳۴- لیلا عظیم زاده۲۳۵- فرح حاتمی۲۳۶- شهریار طوفانی۲۳۷- حدیث شجاعی ۲۳۸- نسرین شجاعی۲۳۹- خسرو پرند۲۴۰- صدیق مبصری۲۴۱- نادر عدالت۲۴۲- عدنان پرهام ۲۴۳- فرهاد خدادادی۲۴۴- نوری شیبانی ۲۴۵- حسن محبی۲۴۶- فاروق حسینی۲۴۷- اسعد پناهی ۲۴۸- آزاد پناهی۲۴۹- پدرام قربانی ۲۵۰- عادل فدایی ۲۵۱- سلیم مدرسی۲۵۲- فریاد برهانی۲۵۳- مهتاب برهانی۲۵۴- لیلا اراسته۲۵۵- هوشمند شجاعی۲۵۶- خالد عنبی۲۵۷- برهان قداست۲۵۸- نعیم اخوندی۲۵۹- احمد دیوارگر۲۶۰- بابک نوری۲۶۱- یاسین نوری۲۶۲- فهمیه اردلان۲۶۳- حیدر فخاری۲۶۴- مظفر شرافت۲۶۵- شریف بهارلو۲۶۶- فرخنده قربان۲۶۷- مهین کاظمی۲۶۸- زیبا عطاری۲۶۹- اسکندر مختاری۲۷۰- محمد کاظمیان۲۷۱- فاطمه سرلک۲۷۲- بابک اسماعیلی۲۷۳- حبیب عزیزی۲۷۴- منیژه آزادی۲۷۵- معصومه الهی۲۷۶- پروین ذبیحی۲۷۷- حسین شاهپری۲۷۸- رحمان بیگی۲۷۹- تقی نوربخش ۲۸۰- مریم حق شناس۲۸۱- نسرین چیت ساز۲۸۲- رضا همتی ۲۸۳- نیوشا منطقی۲۸۴- اسد براتی۲۸۵- مختار آریا ۲۸۶- پرهام سروش ۲۸۷- مستوره ندیمی۲۸۸- بهنام صدیقی۲۸۹- آرش فداکار۲۹۰- نسرین محبی۲۹۱- اردشیر غفاری۲۹۲- اردوان غفاری ۲۹۳- شیدا مدبر۲۹۴- آرزو شیدایی۲۹۵- محبوبه توانا۲۹۶- یاور بهمنی۲۹۷- عبدالله تورانی۲۹۸- مازیار حسنی۲۹۹- مهرداد صدارت۳۰۰- عطا الله یوسفی۳۰۱- شهرام صادقی۳۰۲- محسن براتی۳۰۳- پروین کرامتی ۳۰۴- ماهان مبصری۳۰۵- نیوشا بهرامی۳۰۶- بهمن داداشی۳۰۷- سارا محسنی۳۰۸- شراره فخاری۳۰۹- تیمورخرسند۳۱۰- ماریا پورعلی۳۱۱- رامین رستگار۳۱۲- شهره مهریاری۳۱۳- احسان محمدبیگی۳۱۴- منیره کاظمی۳۱۵- ارسلان شریفی۳۱۶- رسول جمشیدی۳۱۷- حسین محمدنژاد۳۱۸- کامران پسند۳۱۹- خیرالله لطفی نژاد۳۲۰- زهره رستمی۳۲۱- امید زمان زاده ۳۲۲- کتایون خجسته۳۲۳- ناهید سلیمانی۳۲۴- مهراب زمان زاده۳۲۵- پوریا خرسند۳۲۶- مهسا خرسند۳۲۷- ایرج خرسند۳۲۸- حمیرا رمضانی۳۲۹- محمد جواد محمدی۳۳۰- کریم ایراندوست ۳۳۱- سهراب ظفرمند ۳۳۲- حنانه کرمی۳۳۳- امیرمسعود مجد ۳۳۵- تقی رمضانی۳۳۶- سالار حکیمی۳۳۷- میترا مرادزاده۳۳۸- شهرام نامدار۳۳۹- مهرداد محمدبیگی۳۴۰- بهنام محمدنژاد ۳۴۱- منصور رستمی۳۴۲- آزیتا پورعلی۳۴۳- فرزاد نظریان۳۴۴- بهروز قربان زاده ۳۴۵- سیاوش پور بابا۳۴۶- فرشید هکی۳۴۷- علی رضا علم شاه بیگی۳۴۸- نرگس محمدیان۳۴۹- اشرف مسعودی۳۵۰- فرنوش احمدی۳۵۱- احترام شکوری۳۵۲- آفاق شکوری۳۵۳- مستانه آژیر۳۵۴- مصطفی موسوی۳۵۵- اقدس موسوی۳۵۶- اشکان کاوه۳۵۷- پروانه آشتیانی۳۵۸- غلام حسنی۳۵۹- ایرج رستمی ۳۶۰- نعمت آریا۳۶۱- فریدون مرادی۳۶۲- مهناز فرخی ۳۶۳- شهناز فرخی۳۶۴- بهاره کاوه۳۶۵- زیبا  فرهمند۳۶۶- محمد فرهمند۳۶۷- الهه شوقی۳۶۸- نوید صارمی۳۶۹- حدیث صارمی۳۷۰- توران فرهمند۳۷۱- فریباصارمی۳۷۲- صابر کریمی۳۷۴- مینو کیخسری۳۷۵- مهرنوش  حیدزاده ۳۷۶- رحیم امیری۳۷۷- فاطمه سلیمانیان۳۷۸- علی پیروز۳۷۹- گودرز شفیعیان۳۸۰- جلیل رحمانی۳۸۱- افسانه قربانی۳۸۲- زاهد قربانی۳۸۳- سردار رحمانی۳۸۴- خلیل رحمانی۳۸۵- سعدی قربانی۳۸۶- عبد الله رحمانی۳۸۷- جعفر شادی۳۸۸- سالار محمدی۳۸۹- عثمان شادی۳۹۰- سیف الله شادی۳۹۱- ادریس شادی۳۹۲- سیروس شادی۳۹۳- برهان امینی۳۹۴- مرتضی سیدی۳۹۵- رئوف قربانی۳۹۶- مهرداد قربانی۳۹۷- ابولحسن  قربانی۳۹۸- علی فتحی۳۹۹- عبدالله قربانی۴۰۰- نظیر قربانی۴۰۱- حسن قربانی۴۰۲- حسین قربانی  ۴۰۳- یدر قربانی۴۰۴- الیاس قربانی۴۰۵- محمد قربانی۴۰۶- مظفر قربانی۴۰۷- دانا کریمی۴۰۸- جهانگیر کریمی۴۰۹- فتح الله کمانگر۴۱۰- یدالله کمانگر۴۱۱- عبدالله یوزی۴۱۲- آرمان قربانی۴۱۳- فرشاد شادی۴۱۴- سلام قربانی۴۱۵- شورش خاطری۴۱۶- تیمور قربانی۴۱۷- عباس محمودی۴۱۸- ابراهیم قربانی۴۱۹- سیروس شاپوری۴۲۰- حشمت فرستاده ۴۲۱- على کامیاب۴۲۲- قربان پوره۴۲۳- علی پوره۴۲۴- محمدحسین بیات۴۲۵- منصور بیات۴۲۶- رسول بیات ۴۲۷- کریم مهدوی۴۲۸- کریم سرلک۴۲۹- احمد توکلی ۴۳۰- محمود گودرزی۴۳۱- احمد پورمند۴۳۲- عباس میر امینی۴۳۳- حمید میرزایی ۴۳۴- احمد جان بزرگی۴۳۵- بهمن پهلوانی۴۳۶- زهرا قاسمی۴۳۷- علی رضا سالاروند۴۳۸- عباس ساکی۴۳۹- محسن ساکی۴۴۰- حجت نصیری۴۴۱- ناصر رمضانی۴۴۲- ناهید خلیل نژاد۴۴۳- نوراله برخوردار۴۴۴- محمد خاکساری۴۴۵- علی لکی زاده ۴۴۶- حیدر قربانی۴۴۷- ادریس قربانی۴۴۸- الیاس قربانی۴۴۹- حسن قربانی۴۵۰- گلاله قربانی۴۵۱- ثریا قربانی۴۵۲- زهرا قربانی۴۵۳- ارش محمدی۴۵۴- یونس کریمی۴۵۵- نصرالله اسیابی۴۵۶- راحله ذوقی ۴۵۷- حسین محمد زاده۴۵۸- حشمت مرشد لو ۴۵۹- درخشان فعا۴۶۰- حسین رضایی۴۶۱- جوانمیرمرادی۴۶۲- فوزیه خالصی۴۶۳- پرویز الهیاری۴۶۴- گوهر الهیاری۴۶۵- حشمت امیری۴۶۶- رضا حق نظری۴۶۷- محبوبه هرباسیان۴۶۸- محسن هرباسیان۴۶۹- بهرام علیزاده ۴۷۰- امین رحیمی۴۷۱- ایرج سرلک۴۷۲- محمود لونی۴۷۳- نورمراد نظری۴۷۴- نادر عبدالوند۴۷۵- بهمن جودکی۴۷۶- غلامرضا محمدی۴۷۷- اکبر قاسمی۴۷۸- مجید جوادی۴۷۹- پروین ذبیحی۴۸۰- شکوفه امامی ۴۸۱- منصور فیروزکوهی ۴۸۲- جلال موسوی۴۸۳- عبدالله خرم( ماها)۴۸۴- مسعودنظر۴۸۵- عشرت بسنحانی۴۸۶- حسین دانشوران۴۸۷- علی سطوتی قلعه۴۸۸- نگار مسعودی۴۸۹- سما آوریاد۴۹۰- محمدکریم آسایش۴۹۱- واله زمانی۴۹۲- سهیلا ممتحنی۴۹۳- لادن کرمی۴۹۴- سمانه محبی۴۹۵- حسن اعظمی۴۹۶- شادی عروجی۴۹۹- فرزانه زهدی۵۰۰- آرمان نقشی۵۰۱- بهروزنقشی۵۰۲- احسان پیام۵۰۳- داریوش فدوی۵۰۴- نسترن آسایش۵۰۵- حمید رویگری۵۰۶- نازیلا آسایش۵۰۷- سروه فرخی۵۰۸- مظفر فرخی  ۵۰۹- کاوه تابان۵۱۰ -فریدون بلاغت۵۱۱- هیوا درخشنده۵۱۲- سارا معتمد۵۱۳- قربانعلی معتمد ۵۱۴- محمدتورانی۵۱۵- شاهدعلامی۵۱۶- تراب احسن۵۱۷- شرافت احسن۵۱۸- وحید احسن۵۱۹- یاوردانش۵۲۰- مستانه فدایی۵۲۱- شریف صدیقی ۵۲۲- لاله براتی۵۲۳- شادی قنواتی۵۲۴- مارال هادی ۵۲۵- پوران صداقت۵۲۶- هاشم صداقت ۵۲۷- شیوا صداقت۵۲۸- مصطفی هادی۵۲۹- پیمان روشن۵۳۰- عزت دولت آبادی ۵۳۱- سردار شمس آوری ۵۳۲- پروین توکلی۵۳۳- آرمان نقشی۵۳۴- مجیدجعفری۵۳۵- فاطمه علیزاده ۵۳۶- غلام ساکی۵۳۷- محمد حسن پودینه آقایی۵۳۸- صمد پورمند۵۳۹- علی لک ۵۴۰- محمود هیودی ۵۴۱- محمود رمضانپور۵۴۲- حاجی رضا میرزایی ۵۴۳- محمود بسحاق ۵۴۴- ولی قاسم زاده ۵۴۵- محمود حسینی۵۴۶- سهیلا مقدم ۵۴۷- جمشید زمانی ۵۴۸- حسین عجمی۵۴۹- غلامعباس کریمی ۵۵۰- محمود اسدالهی۵۵۱- غلامعباس اسدالهی۵۵۲- حسن دهفولی۵۵۳- سکینه باقری معلم باز نشسته۵۵۴- سپیده باقری دانشجو۵۵۵- بهاران باقری دانشجو۵۵۶- یداله باقری۵۵۷- کمال کریوند۵۵۸- مجید زارعی ۵۵۹- ولی کوهشاری۵۶۰- فرج زارع۵۶۱- حبیب ورمزیار۵۶۲- مصطفی ساکی۵۶۳- مناف ساکی۵۶۴- عبدالرحیم ساکی۵۶۵- حسین مددی۵۶۶- محمد تقی فراهانی۵۶۷- حسین واشقانی فراهانی۵۶۸- معصومه خلجی۵۶۹- فرح گودرزی۵۷۰- روح اله مهدی پور۵۷۱- محمدعلی الهی۵۷۲- اسرا پاکزاد۵۷۳- کبری خوند ۵۷۴- مرتضی خلیلی۵۷۵- نادر زند۵۷۶- حسین میر امینی ۵۷۷- محمد گرجی۵۷۸- امیر علی عیسوند۵۷۹- تیمور بهمنی۵۸۰- خدیجه کلهر۵۸۱- زهرا بهمنی۵۸۲- معصومه حسن آبادی۵۸۳- خیرالله درویشی ۵۸۴- عزت الله هنرمند ۵۸۵- نادره حق جو ۵۸۶- عزیزالله حق جو ۵۸۷- حجت ورمزیاری۵۸۸- سیف الله صادقی۵۸۹- حمید لک ۵۹۰- سعید لکی ۵۹۱- حجت الله لکی۵۹۲- تقی غلامی۵۹۳- الناز غلامیان۵۹۴- اسدالله یونصفهانی۵۹۵- پژمان خالدیان۵۹۶- سیروس محمد زاده۵۹۷- آرمین قیم امانی۵۹۸- امید اصفهانی۵۹۹- حبیب اله امیری۶۰۰- سیروان زارعی۶۰۱- جمال احمد زاده۶۰۲- بهزاد محمدی۶۰۳- شیرکوه محمدی۶۰۴- زانیار سیفی۶۰۵- سید امید نوری۶۰۶- آرمان ساعد پناه۶۰۷- رحیم جوانمردی۶۰۸- خلیل سیفی لاله۶۰۹- شهاب خالدیان۶۱۰- نورا صفی زاده۶۱۱- پرستو حیدری۶۱۲- فرهنگ نادری۶۱۳- نادر سلیمان۶۱۴- کوهستان خالدیان۶۱۵- هاوژین مبارکی۶۱۶- صبا موسوی۶۱۷- رضا رشیدی۶۱۸- سحر اقا خانی۶۱۹- شادمان کریمی۶۲۰- ناصر ناصر آبادی۶۲۱- فرزاد شیری۶۲۲- فرهاد شیری۶۲۳- افسانه عظیم زاده ۶۲۴- شهرام بهرامی۶۲۵- انسیه مکتوبی۶۲۶- محراب ایازی۶۲۷- عطااله بهرامی۶۲۸- باران دشتی۶۲۹- فریبا خرسندی ۶۳۰- الهیار بهشتی ۶۳۱- قاسم علیخانی۶۳۲- ثریا محمودی۶۳۳- شکار روشنکار ۶۳۴- هدیه ایازی ۶۳۵- شهرام آقاسی ۶۳۶- دلارام رستمی۶۳۷- حمیرا نقاس ۶۳۸- هیوا رستمی۶۳۹- مهدی نقاش۶۴۰- نعمت خداد۶۴۱- فاروق افراشته۶۴۲- مسعود خدیور۶۴۳- هاشم رستمی۶۴۴- صادق خوش رفتار۶۴۵- ابرهیم شاه پسند ۶۴۶- غلام مومنی۶۴۷- بهرام عطایی۶۴۸- فایزه قداست ۶۴۹- نرمین شاهویی ۶۵۰- یوسف محرمی۶۵۱- نوید قاسمی  شاهرخ مددی۶۵۲- افسانه مددی ۶۵۳- نسرین مدبر۶۵۴- مهدی نوبری ۶۵۵- بیان عدالت ۶۵۶- شهناز دشتی ۶۵۷- محرم طالبی ۶۵۸- علی طالبی ۶۵۹- سراج خدادوست۶۶۰-  ناصر برهانی۶۶۱- محترم چراغی۶۶۲- مریم وطن دوست۶۶۳- یاشار منطقی۶۶۴- حمید بهمنی۶۶۵- زینب محسنی۶۶۶- محمد نادری۶۶۷- نریمان الیاسی۶۶۸-  نطیفه یاری۶۶۹- احسان خدابنده ۶۷۰- مهدیه بداقی۶۷۱- مریم محمدی۶۷۲- محمد دهقانی۶۷۳- سهیلا مرادی۶۷۴- احمد خدابنده۶۷۵- ناصرخسروی۶۷۶- آرش سیف۶۷۷- اکبریزدی۶۷۸- حسین میر بهادری۶۷۹- صادق رضایی۶۸۰- صادق رضایی۶۸۹- مرضیه دورود ۶۹۰- پیر مراد نظری۶۹۱- محسن میر نظیری۶۹۲- حمید لک۶۹۳- اسماعیل حموله ۶۹۴- محمودرضا ستوده ۶۹۵- حسن فلاحی۶۹۶- کریم جان بزرگی۶۹۷- سودابه میر نظیری ۶۹۸- کبری قدیمی۶۹۹- رقیه حق دادی ۷۰۰- سارا پیر مراد۷۰۱- تقی سگوند۷۰۲-  سامان بیرانوند۷۰۳- رضا بیرانوند ۷۰۴-  ارسلان طالبی پور۷۰۵- رضا شفیعی۷۰۶- خیرالله میرزایی۷۰۷-  امیر مرادی بیجار۷۰۸- رضا روحی۷۰۹-  نزهت نیستانی۷۱۰- دلشاد مجیدی۷۱۱- نگار نوری۷۱۲- سهیلا مرادی۷۱۳- احمد خدابنده۷۱۴- ناصرخسروی۷۱۵- کاظم قربانی۷۱۶- قباد صفایی مقدم۷۱۷- هادی نوری۷۱۸- احمد صفایی مقدم۷۱۹- بشیر نوری۷۲۰- محمود رمضانی۷۲۱- فواد محمدی۷۲۲- شاهد صادق۷۲۳- احمد قربانی۷۲۴- فاتح قربانی۷۲۵- فیروز قربانی۷۲۶- سعیده قربانی۷۲۷- عرفان شاکری۷۲۸- ابوبکر قربانی۷۲۹- بهمن قربانی۷۳۰- امید شادی۷۳۱- رحمان پشابادی۷۳۲- مریم جلالی۷۳۳- مهین زینبی۷۳۴- شیوا الهی۷۳۵- لیلا زاهدی۷۳۶- پریسا کشوری۷۳۷- حمید جعفری۷۳۸- خسرو زرگریان۷۳۹- احمد صبوری۷۴۰- علی سجادی۷۴۱- رحیم عبدی۷۴۲- شیرکو عبدی۷۴۳- خالد امینی۷۴۴- فایق سلیمی۷۴۵- برهان سلیمی۷۴۶- جلیل فتحی۷۴۷- منوچهر فتحی۷۴۸- شیدا رحیمی۷۴۹- عیسی پرویزی۷۵۰- عادل پروین۷۵۱- علی پروین۷۵۲- بختیار محمدیان۷۵۳- سعدی محمدیان۷۵۴- کامیل محمدیان۷۵۵- شب گیر حسینی۷۵۶- رحمان رستمی۷۵۷- شورش قیومی۷۵۸- بهمن قیومی۷۵۹- سحرشیری۷۶۰- رامین سلیمانی۷۶۱- خالد محرابی۷۶۲- شفیع الماسی۷۶۳- یزدان محمدی۷۶۴- محمد مفاخری۷۶۵- عادل زارعی۷۶۶- ایوب ولی زاده۷۶۷- زهرا کارورزی۷۶۸- خالد جوانمردی۷۶۹- جبار الماسی۷۷۰- سیامک حبیبی۷۷۱- وریا غفوری۷۷۲- کیوان قبادی۷۷۳- حمید رشیدی۷۷۴- صادق محمدی۷۷۵- قیاس کولیوند۷۷۶- میلاد پورعزیزی۷۷۸- الیاس کیانفر۷۷۹- رضا جایدری۷۸۰- ایرج سعیدی۷۸۱- آرمان ساعد پناه۷۸۲- ملیحه کیانوش۷۸۳- معصومه کشاورز۷۸۴- سامان صادق۷۸۵- زانیار ملایی۷۸۶- مریم براتی۷۸۷- منوچهر اکبری۷۸۸- فاطمه باید رحمت۷۸۹- مسلم سیدی۷۹۰- مومن سیدی۷۹۱- پیمان احمدی نیاز۷۹۲- مینو تواضعی۷۹۳- سید محمد مجیدی۷۹۴- سیروس کریمی۷۹۵- امبر عطاری۷۹۶- اسوه قلی زاده۷۹۷- مهدی گنجه ای۷۹۸- زهره عشایری۷۹۹- مریم عشایری۸۰۰- خلیل عشایری۸۰۱- خالد دادرسی۸۰۲- مهدی دادرسی۸۰۳- هادی دادرسی۸۰۴- عیسی باسامی۸۰۵- مهدی شفیعی۸۰۶- هیوا اتشبار۸۰۷- رزگار  اتشبار۸۰۸- کمال ابراهیم۸۰۹- فرهاد باسامی ۸۱۰-  محمد  شریف ۸۱۱- جلال شریف۸۱۲- محمود شریف۸۱۳- جمشید عشایری۸۱۴- رضا عشایری۸۱۵- کمال عشایری۸۱۶- سونا مروت۸۱۷- شاهو شاهمرادی۸۱۸- علیرضا شاهمرادی۸۱۹- مظفر احمدی۸۲۰- غلام محمدی۸۲۱- اقبال محمدی۸۲۲- ماهرخ سار مروت۸۲۳- مسعود مروت۸۲۴- مهدی زولفی۸۲۵- مهدی رمضانزاده۸۲۶- کیوان شکری۸۲۷- الناز کاشف۸۲۸- مخمد صدیق نوری۸۲۹- نرگس نوری۸۳۰- آبتین رضایی۸۳۱- سودابه تبریزی۸۳۲- حسین ترکاشوند۸۳۳- نوید رضایی۸۳۴- احسان محمد خانی۸۳۵- نرگس درودیان۸۳۶- کیوان مرادی۸۳۷- دنیا مرادی۸۳۸- حبیب الله مرادی۸۳۹- سارا صالحی۸۴۰- سمانه خاکپور۸۴۱- اسفندیار باجلانی۸۴۲- حسین باجلانی۸۴۳- فواد باتمانی۸۴۴- بهنام باتمانی۸۴۵- فوزیه مروت۸۴۶- خسرو اسدی۸۴۷- الهام زمانی۸۴۸- علیرضا رحیمی فرد۸۴۹- الناز جولانی۸۵۰- مریم جولانی۸۵۱- فتانه عباس زاده۸۵۲- صدیقه عباس زاده۸۵۳- مریم طاهری۸۵۴- محسن فتاحی۸۵۵- ساناز شفیقی۸۵۶- سینا پاکزاد۸۵۷- سارا پاکزاد۸۵۸- هادی عبدالهی۸۵۹- محمد صدیق پرورش۸۶۰- انور مرادی۸۶۱- صلاح الدین شگرف۸۶۲- نامدار حیدریان۸۶۳- وریا احمدی۸۶۴- سحر ساعدموچشی۸۶۵- ثریا امینی۸۶۶- احمد طاعتی۸۶۷- امید خیر اندیش۸۶۸- حسن خدا مرادی۸۶۹- حبیب الله کریمی۸۷۰- فواد امیدیان۸۷۱- محمود لطفی۸۷۲- محمود محمدی۸۷۳- شهریارمحمد پناه۸۷۴- ژاله ثروتمندیار ۸۷۵- ایران زمانی۸۷۶- مهدیه خطیری۸۷۷- مینا مرادی۸۷۸- مسعود نوری۸۷۹- عزیز محمد حسنی۸۸۰- ریزان بهرامی۸۸۱- شادی بهرامی۸۸۲- فریدون صدیق وزیری۸۸۳- سید امید صلواتی۸۸۴- میلاد زندی۸۸۵- رویا ملک نژاد۸۸۶- فرشاد تیموری۸۸۷- امیر فیض اللهیاری۸۸۸- توفیق ساعدی۸۸۹- افشین رضایی۸۹۰- بهزاد بی نیاز۸۹۱- محمد رعوف مرادی۸۹۲- حبیب الله کریمی۸۹۳- بهرام بدرکرده۸۹۴- ماشالله صمدی۸۹۵- عماد تیموری۸۹۶- خلیل محمدی۸۹۷- غفار پرویزی۸۹۸- محمد حسن رحمتی۸۹۹- اشرف قربانیان۹۰۰- رضاعلیخانی۹۰۱- لادن ابراهیمی۹۰۲- سودابه بهمنی۹۰۳- لطیفه یونسی۹۰۴- مریم شباب پور۹۰۴- اقبال قاسمی۹۰۵- پویا رشیدی۹۰۶- اسدالله حسینی۹۰۷- جمال معرفت۹۰۸- زاهد کریمی۹۰۹- سید نجم الدین صالحی۹۱۰- محمد بهمن دستخوش۹۱۱- ناصر گودرزی۹۱۲- فرزاد حسنی۹۱۳- فایق ارشدی۹۱۴- شفیع مرادی۹۱۵- طهمورث برازی۹۱۶- محمد ناصر خانزاده۹۱۷- دانش یوسفی۹۱۸- احمد ساعد موچشی۹۱۹- عیسی نگهدار۹۲۰- پیمان اندرزا۹۲۱- علی امجدی۹۲۲- محمد کریم داوود پور۹۲۳- رشید کاکایی۹۲۴- عباس خدارحمی۹۲۵- نگار ارشدی۹۲۶- جمشید شریعتی۹۲۷- سید علی صالحی۹۲۸- بهاالدین حبیبی۹۲۹- خالد صید مرادی۹۳۰- محمدسیف پناهی۹۳۱- رضا ضیائی۹۳۲- حمید سلطانیان۹۳۳- عابد حسین پناهی۹۳۴- طارق شیخ الاسلامی۹۳۵- فرهاد ویسانی۹۳۶- سعیدباقری۹۳۷- مرید سازور۹۳۸- محبوبه فرحزادی۹۳۹- شریفه اقبالی۹۴۰- مصطفی برخوردار۹۴۱- فاتح رسول زاده۹۴۲- طراوت نیایش۹۴۳- فریدون افراشته۹۴۴- حسین مدبر۹۴۵- قاسم کمانگر۹۴۶- صالح شهیدی۹۴۷- رعنا شهیدی۹۴۸- علی اکبر مهدی پور۹۴۹- میترا مهدی پور۹۵۰- عرفان رستمی پور۹۵۱- کیا علیزاده۹۵۲- نجمه اسدی۹۵۳- کیوان اسدی۹۵۴- منصور خانی۹۵۵- مرتضی حسنی۹۵۶- پیمان محمدی۹۵۷- عبدالله محمدی۹۵۸- مصطفی محمدی۹۵۹- سروه محمدی۹۶۰- سیران کریمی۹۶۱- سونیا بهرامی۹۶۲- ریزان سوره بومه ی۹۶۳- پیمان سوره بومه ی۹۶۴- علی اکبر مروت۹۶۵- بصیره قوامی۹۶۶- سلامه قوامی۹۶۷- محمد قلری۹۶۸- یونس قلری۹۶۹- سمانه لطفی۹۷۰- آمنه لطفعلیان۹۷۱- نرگس محمدی کانی سواران۹۷۲- شیلام محمدی کانی سواران۹۷۳- زهرا زمانی دادانه۹۷۴- سونیا حاتمی۹۷۵- علیرضا رحیمی۹۷۶- پویان علیخانی۹۷۷- حسین زمانی دادانه۹۷۸- فرخ لقا بهرامی۹۷۹- مهدیه سیاه منصوری۹۸۰- فرشته خبازان۹۸۱- اکبر افراسیابی۹۸۲- لیلا بور بور۹۸۳- عبدالکریم منشاد۹۸۴- عباس مهریزی۹۸۵- فریدون شمس۹۸۶- زیبا ابطحی۹۸۷- طاهره حاجی۹۸۸- ثریا فولادوند۹۸۹- سعید کرد بچه۹۹۰- محمد عظیم بارونی۹۹۱- لیلا نجم۹۹۲- نرگس زهتاب۹۹۳- روح الله فرج زاده۹۹۴- نحید تاجیک۹۹۵- مرتضی شیبانی۹۹۶- ویدا کلهر۹۹۷- محمد نوید میرزایی۹۹۸- حامد قصابان۹۹۹- هادی صالح پور۱۰۰۰- مدینه جوادی۱۰۰۱- کیامرز سادات جوادی۱۰۰۲- اسدالله لطف پور۱۰۰۳- منصوره فرح زادی۱۰۰۴- عنایت وثوقی
جمعی از معلمان و کارگران:
بدینوسیله با سپاس و قدردانی از کارگران و معلمان و فعالین مدنی که بیانیه حمایتی از جعفر عظیم زاده و  اسماعیل عبدی را امضا کردند، امید آن داریم تا  این حرکت اعتراضی متحدانه در ادامه اعتصاب مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده، راه را بیش از پیش برای اتحاد معلمان و کارگران و دیگر مزد بگیران زحمتکش باز کند. تلاش برای پیوستن تعداد هر چه بیشتری از کارگران و معلمان به یک بیانیه مشترک، آنهم بدون فراخوان سازماندهی شده و بدور از رسانه ای کردن گسترده آن در سایتها و خبرگزاری ها در مدت ۴۸ ساعت، اولین تجربه جمع کوچکی از ما معلمان و کارگران بود. ما با پایان این تلاش ۴۸ ساعته و در تداوم حرکت خود برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی، این بیانیه را در سایتها و خبرگزاریها منعکس و افکار عمومی را در جریان اعتراض متحدانه خود قرار خواهیم داد.

۱۳۹۵ بهمن ۱۶, شنبه

رد اعاده دادرسی اسماعیل عبدی، فعال صنفی محبوس در زندان اوین



درخواست اعاده دادرسی اسماعیل عبدی، دبیرکل کانون صنفی معلمان که هم اکنون در زندان اوین به سر می برد، در دیوان عالی کشور رد شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سمانه اسدخانی، وکیل اسماعیل عبدی اعلام کرد: “برای حکم شش سال حبس که در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر درخواست اعاده دادرسی داده بودیم؛ این درخواست در شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور در قم، رد شد. برای رد درخواست دلیل خاصی نیاورده اند و تنها بیان شده که رای اولیه مطابق قانون صادر شده و اعاده دادرسی مردود است.”
گفتنی است که اسماعیل عبدی، فعال صنفی که در روز سه شنبه نوزدهم آبان ماه بدون ارائه حکم در منزلش بازداشت شده بود، ۲۲ آبان ماه از قرنطینه زندان اوین به بند  هشت این زندان انتقال یافت.
دبیرکل کانون صنفی معلمان پیش‌ازاین به مدت ۱۱ ماه در بازداشت به سر برده و در دادگاه بدوی در بهمن‌ماه ۹۴ با ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال زندان محکوم‌شده بود.
در مهر ماه سال جاری شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان را تأیید کرد.
آقای عبدی با اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی به‌قصد اخلال در نظم عمومی» و «تبلیغ علیه نظام»، موضوع مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی محاکمه و مصداق این اتهامات، فعالیت‌های صنفی او به‌عنوان دبیر کل کانون صنفی معلمان و سازماندهی و شرکت در تجمعات عنوان‌شده بود.
این فعال صنفی پیش تر نیز در تابستان ۸۸ بازداشت شده و مدت ۴۴ روز را در زندان اوین گذرانده بود. پس از آزادی به قید وثیقه، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی در هشتم تیرماه ۱۳۹۰ اسماعیل عبدی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با دول متخاصم» به ده سال حبس محکوم کرد که به مدت ۵ سال تعلیق شد. مصاحبه‌های این فعال صنفی با رسانه‌های خارجی دربارهٔ وضعیت آموزش‌وپرورش مصداق این اتهامات عنوان‌شده بود.

۱۳۹۵ دی ۱۹, یکشنبه

پایان مرخصی اسماعیل عبدی؛ بازگشت به زندان اوین



اسماعیل عبدی، فعال صنفی، روز جاری با پایان مرخصی به زندان اوین بازگشت.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، اسماعیل عبدی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران که یازدهم دی ماه بهمرخصی آمده بود، امروز ۱۹ دی ماه با پایان مرخصی به زندان اوین  مراجعه کرد.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی که در روز سه شنبه نوزدهم آبان ماه بدون ارائه حکم در منزلش بازداشت شده بود، ۲۲ آبان ماه از قرنطینه زندان اوین به بند  هشت این زندان انتقال یافت.
دبیرکل کانون صنفی معلمان پیش‌ازاین به مدت ۱۱ ماه در بازداشت به سر برده و در دادگاه بدوی در بهمن‌ماه ۹۴ با ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال زندان محکوم‌شده بود.
در مهر ماه سال جاری شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان را تأیید کرد.
آقای عبدی با اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی به‌قصد اخلال در نظم عمومی» و «تبلیغ علیه نظام»، موضوع مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی محاکمه و مصداق این اتهامات، فعالیت‌های صنفی او به‌عنوان دبیر کل کانون صنفی معلمان و سازماندهی و شرکت در تجمعات عنوان‌شده بود.
این فعال صنفی پیش تر نیز در تابستان ۸۸ بازداشت شده و مدت ۴۴ روز را در زندان اوین گذرانده بود. پس از آزادی به قید وثیقه، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی در هشتم تیرماه ۱۳۹۰ اسماعیل عبدی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با دول متخاصم» به ده سال حبس محکوم کرد که به مدت ۵ سال تعلیق شد. مصاحبه‌های این فعال صنفی با رسانه‌های خارجی دربارهٔ وضعیت آموزش‌وپرورش مصداق این اتهامات عنوان‌شده بود.

۱۳۹۵ دی ۱۱, شنبه

اسماعیل عبدی به مرخصی آمد



اسماعیل عبدی، فعال صنفی، روز جاری با قرار وثیقه به مرخصی اعزام شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران و ساعاتی پیش با قرار وثیقه به مرخصی آمد.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی که در روز سه شنبه نوزدهم آبان ماه بدون ارائه حکم در منزلش بازداشت شده بود، ۲۲ آبان ماه از قرنطینه زندان اوین به بند هشت این زندان انتقال یافت.
دبیرکل کانون صنفی معلمان پیش‌ازاین به مدت ۱۱ ماه در بازداشت به سر برده و در دادگاه بدوی در بهمن‌ماه ۹۴ با ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال زندان محکوم‌شده بود.
در مهر ماه سال جاری شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان را تأیید کرد.
آقای عبدی با اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی به‌قصد اخلال در نظم عمومی» و «تبلیغ علیه نظام»، موضوع مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی محاکمه و مصداق این اتهامات، فعالیت‌های صنفی او به‌عنوان دبیر کل کانون صنفی معلمان و سازماندهی و شرکت در تجمعات عنوان‌شده بود.
این فعال صنفی پیش تر نیز در تابستان ۸۸ بازداشت شده و مدت ۴۴ روز را در زندان اوین گذرانده بود. پس از آزادی به قید وثیقه، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی در هشتم تیرماه ۱۳۹۰ اسماعیل عبدی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با دول متخاصم» به ده سال حبس محکوم کرد که به مدت ۵ سال تعلیق شد. مصاحبه‌های این فعال صنفی با رسانه‌های خارجی دربارهٔ وضعیت آموزش‌وپرورش مصداق این اتهامات عنوان‌شده بود.

۱۳۹۵ آذر ۴, پنجشنبه

نامه کانون صنفی معلمان به وزیر آموزش و پرورش در خصوص بازداشت عبدی


 Image result for ‫نامه کانون صنفی معلمان به وزیر آموزش و پرورش در خصوص بازداشت عبدی‬‎

کانون صنفی معلمان تهران به وزیر آموزش و پرورش در مورد بازداشت اسماعیل عبدی نامه نوشت. این نامه با تاکید بر «وجود کمترین مستندات محکمه پسند» در محکومیت شش سال حبس آقای عبدی، خواستار آزادی وی شده است. هم‌چنین در این نامه از وزیر خواسته شده برای «لغو حکم تبعید ناعادلانه ی معلم بازنشسته علی اکبر باغانی» و «برداشتن فشار از محمود بهشتی برای بازگشت به زندان» اقدام نماید.
متن کامل این نامه را به نقل از “حقوق معلو و کارگر” در ادامه بخوانید؛
“به نام خداوند جان و خرد
جناب فخرالدین دانش آشتیانی، وزیر محترم آموزش و پرورش
پیش از هر چیز بر خود بایسته می دانیم که انتخاب تان به عنوان وزیر آموزش و پرورش را به شما تبریک بگوییم؛ امیدواریم که با همراهی دولت و مجلس،بتوانید در راه استیفای حقوق از دست رفته فرهنگیان، گام هایی مفید و موثر بردارید. بی شک بر شما پوشیده نیست که آموزش و پرورش این کشور سال هاست که از مشکلات عدیده ای در رنج است و بهسازی آن نیاز به عزمی استوار و اندیشه ای روشن دارد. ما امیدواریم در دوره وزارت شما شاهد حرکت در راستای بهبود وضعیت آموزش و پرورش و به ویژه بهبود وضعیت معیشت فرهنگیان باشیم. همینطور رفع کامل نگاه امنیتی به فعالیت‌های صنفی آنان.
فرهنگیان البته سال هاست که به روش های گوناگون، انتقاد و اعتراض خود را به این وضعیت نابسامان آموزش و پرورش بیان کرده و به نمایش گذاشته اند ولی متآسفانه گویا در این کشور عزمی ملی برای پاسخ به این اعتراض های بحق وجود ندارد. در همین راستاست که از حدود ۱۶ سال پیش و در سراسر کشور،برخی نهادهای مدنی و کانون های صنفی معلمان در سراسر کشور شکل گرفتند. کانون های صنفی سراسر کشور،نهادهای قانونی و قانون مداری هستند که در این سال ها،هزینه های بسیاری را متحمل گشته اند اما هیچگاه پا از جاده قانون بیرون نگذاشته اند. در این سال‌ها ،شمار زیادی از فرهنگیان معترض به وضعیت بد معیشتی خود و همچنین ناراضی از مشکلات گوناگون در آموزش و پرورش که کیفیت و کارایی را از این نهاد دور ساخته است، با پرونده های اداری و قضایی متفاوت مواجه شده اند. همچنین به مدت ده سال،به صورت غیرقانونی از برگزاری مجمع های عمومی کانون های صنفی سراسر کشور جلوگیری گردید. خوشبختانه از چندی پیش این رویکرد منفی نهادهای مسئول تغییر کرده است. و شاهد آن بوده ایم که شماری از کانون ها و انجمن های صنفی در برخی استان های کشور،توانسته اند مجمع های عمومی خود را برگزار کنند. ما البته خواستار آن هستیم که این مهم در سایر استان های کشور هم که هنوز موفق به برگزاری مجمع خود نشده اند، اتفاق بیفتد. بی گمان نهادهای مدنی و مستقل فرهنگیان،در بهسازی آموزش و پرورش،نقش مثبت خواهند داشت.
اما همان گونه که بی تردید شما نیز مطلعید،حدود دو هفته پیش،در تاریخ ۱۹ آبان ماه، متآسفانه شاهد این بودیم که اسماعیل عبدی،دبیر کل سابق این کانون،در منزل شخصی خود و در مقابل چشمان وحشت زده کودک خردسال و همسرش دستگیر و برای اجرای حکم شش سال حبس،راهی زندان اوین گردید. اسماعیل عبدی،معلم ریاضی اسلامشهر است که هم اکنون چندین سال است در کنش های صنفی فرهنگیان حضور دارد و با همکاری و همراهی دیگر فرهنگیان،در پی استیفای حقوق از دست رفته این قشر فرهیخته بوده است. عبدی در برخی از گردهمایی های آرام و مدنی سال ۹۳ و ۹۴ فرهنگیان روبروی مجلس شورای اسلامی همانند بسیاری همکاران دیگر خود،حضور یافت. اما هم اکنون این حضور از سوی مقامات قضایی به عنوان “اقدام علیه امنیت کشور” نام گذاری شده است.
فرهنگیان گردهمایی های اعتراضی خود را در حضور ماموران نیروی انتظامی، وگاه با حضور برخی نمایندگان مجلس در کمال آرامش و حتی در سکوت برگزار کردند و بدون هیچگونه اتفاق ناخوشایندی اعتراض مدنی، آرام و صنفی خود را به پایان بردند.
اکتون معلمان از شما به عنوان وزیر آموزش و پرورش انتظار دارند در برابر این مساله بی تفاوت نمانید و از همه توان و اختیارات خود در راستای آزاد کردن اسماعیل عبدی، معلمی که بدون وجود کمترین مستندات محکمه پسند به شش سال حبس محکوم شده است، استفاده کنید.
همینطور برای لغو حکم تبعید ناعادلانه ی معلم بازنشسته علی اکبر باغانی و برداشتن فشار از محمود بهشتی برای بازگشت به زندان اقدام نمایید.
لازم به یادآوری است که جنابعالی در برخی سخنان رسانه ای خود در روزهای پیش از رای اعتماد، قول به مساعدت در رفع مشکلات قضایی کنشگران صنفی معلم داده بودید. چشمان نگران همسر و سه فرزند عبدی و همکاران او، اقدام بدون فوت وقت را از شما می طلبد.
کانون صنفی معلمان”

۱۳۹۵ آبان ۱۳, پنجشنبه

اتحادیه معلمان بریتانیا خواستار آزادی اسماعیل عبدی شد


 teachers-union

اتحادیه معلمان بریتانیا با محکوم کردن حکم زندان اسماعیل عبدی، دبیر کل انجمن صنفی معلمان ایران (کانون صنفی معلمان تهران) خواستار آزادی وی شد. این اتحادیه محکومیت شش سال حبس آقای عبدی با اتهامات «اجتماع، تبانی و اقدام علیه امنیت ملی» را «ناعادلانه و ساختگی» خواند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اتحادیه معلمان بریتانیا در بیانیه خود نوشت: آقای عبدی درحالی دوباره به حبس کشیده می‌شود که پیش‌از این نیز زندانی و آزاد شده است. در طول بازداشت نخست، آقای عبدی دست به اعتصاب غذا زد. سپس با اعتراض و هم‌دردی کمپین‌‌های معلمان و کارگران در ایران و سرتاسر جهان، وی پس از ۶۳ روز اعتصاب غذا موقتا آزاد شد.
اتحادیه معلمان بریتانیا ادامه داد: این زندانی شدن دوباره در حالی اجرا می‌شود که سیستم آموزشی کشور ایران و شرایط معلمانش در بحران به‌سر می ‌برد. بسیاری از دانش‌آموزان از خانواده‌های کم درآمد، عملا از دسترسی به آموزش محرومند. گزارش‌ها نشان می‌دهد سه‌ونیم میلیون دانش‌آموز از قشر آسیب‌دیده قادر به حضور در کلاس درس نیستند.
این اتحادیه تاکید کرد: علی‌رغم این‌که بسیاری از معلمان ایرانی از حقوق و آزادی‌های اولیه خود محروم هستند، با این حال به تدریس در مدرسه ادامه می‌دهند. سطح درآمد معلمان در ایران اغلب پایین‌تر از خط فقر اعلام شده به طور رسمی است.
در این بیانیه با ذکر این‌‌که تظاهرات معلمان ایرانی در سراسر کشور و اعتصابات آن‌ها در چند سال گذشته، به وضوح نشان‌دهنده مخالفت‌شان با این شرایط است و آن‌ها به طور خستگی ناپذیر برای تغییر سیستماتیک این شرایط غیرانسانی، تبعیض‌آمیز و سرکوب کننده، اعتراض می‌کنند، ابراز نگرانی کرد: حکومت جمهوری اسلامی ایران با سرکوب تظاهرات‌های معلمان و صدور احکام طولانی‌مدت برای نمایندان و فعالان این صنف، در تلاش برای از بین بردن نارضایتی و مطالبات آن‌هاست. این موضوع به وضوح از زندانی شدن آقای عبدی نمایان است.
اتحادیه معلمان بریتانیا با تاکید بر این‌که با اتحاد جهانی در همبستگی و حمایت از کارگران [و معلمان] در ایران ایستاده، بر این حکم زندان ناعادلانه اعتراض کرد. این اتحادیه درپایان تصریح کرد با همکاری فدارسیون بین‌المللی آموزش تا آزادی آقای عبدی مبارزه خواهیم کرد.

۱۳۹۵ آبان ۴, سه‌شنبه

مخالفت با مرخصی یک معلم در زندان سنندج

مسؤلان قضائی و مسؤلان زندان مرکزی سنندج با درخواست مرخصی‌ یک معلم زندانی کُرد مخالفت کردند.
 
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، علی‌رغم درخواست مرخصی “علی حسین پناهی” معلم زندانی ، مسئولان قضائی و زندان مرکزی سنندج بدون هیچ دلیلی مانع از مرخصی وی می‌شوند.
 
یکی از نزدیکان خانواده‌ی آقای حسین پناهی، خبرهایی مبنی بر اذیت و آزار این معلم زندانی را تأیید و به کانون مدافعان حقوق بشر کردستان می‌گوید: که علی حسین پناهی در مدت بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته است.
 
این معلم دهگلانی، روز پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۴، از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و در دادگاه انقلاب شهر سنندج محاکمه شد.
 
«علی حسین پناهی» در دادگاه انقلاب سنندج به اتهام “توهین به علی خامنەای رهبر جمهوری اسلامی ایران” و “ارتباط با یکی از احزاب کُردمخالف حکومت” به تحمل ۶ سال و یک روز زندان محکوم شده است.
 
این معلم زندانی کُرد پس از گفتگوی علنی با مردم، در شهر دهگلان و مسجد دهستان قروچای علیه مسوولان حکومتی، از مردم خواسته بود “در برابر تبعیض مسوولان جمهوری اسلامی در مناطق کُردنشین” ساکت نباشند و پس از این اظهارات و تنها پس از گذشت ۴ روز از آزادی با قید وثیقه، او در سحرگاه پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۴، از سوی ماموران لباس شخصی «وزارت اطلاعات» در منزل پدری خود در دهستان «قروچای» از توابع شهرستان «دهگلان» بازداشت شد.
 
همچنین این معلم کُرد به دستور وزارت اطلاعات پس از ۸ سال تدریس در مدارس «سنندج» و «دهگلان»، “از آموزش و پرورش اخراج شده است.”
 
«علی حسین پناهی» دارای مدرک فوق لیسانس، دبیر عربی و همچنین دارای ۸ سال سابقه کار در «آموزش و پرورش» است. همچنین او پیش‌تر به مدت ۴ سال دهیار دهستان «قروچای» بوده است.
 
پیش‌تر در رسانه‌ها ؤ شبکەهای اجتماعی ویدیویی منتشر شد که در آن این معلم دهگلانی، “رهبر جمهوری اسلامی ایران را مفسد و محارب عنوان می‌کند.”

۱۳۹۵ شهریور ۳۱, چهارشنبه

وضعیت معلمان در دوره اول ریاست جمهوری روحانی؛ از زندان تا اخراج و محدودیت‌های صنفی



اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، فضای سیاسی و اجتماعی شکل گرفته بعد از برجام (توافق نهایی ایران و کشورهای عضو ۵+۱) را امیدوارکننده خواند و گفت: ”دلیل آزادی ها و مرخصی های طولانی مدت(زندانیان) زیر ضرب رفتن دولت در محافل حقوق بشری است و عقب نشینی منطقی دولت هم به دلیل فضای برجام است و هم به دلیل فشاری که در بدنه معلمان به دولت وارد شد یعنی ناگزیر از این بودند که هم ما را آزاد کنند هم اجازه برگزاری مجامع عمومی برای تشکل های صنفی دادند.”
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر، کانون صنفی معلمان ایران، یک تشکل صنفی است که در دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی در سال ۱۳۸۷ تشکیل شد. اهداف این کانون دفاع از حقوق مادی و معنوی همه معلمان اعلام شده و از زمان تشکیل این تشکل صنفی تاکنون مدیران و اعضای ان کرارا دستگیر و به زندان محکوم شده اند. هم اکنون کسی از اعضای کانون صنفی معلمان در زندان به سر نمی برد. برخی از اعضای این تشکل صنفی یا مدت حبس خود را سپری کردند، یا با وثیقه‌های سنگین آزاد هستند.
بررسی‌ها نشان می دهد که از سال ۱۳۸۸ تاکنون دهها معلم و یا عضو کانون صنفی معلمان در ایران برای فعالیت‌های صنفی و یا مدنی و سیاسی، زندانی شده اند، ۴ تا ۱۵ سال حکم زندان گرفته اند و بسیاری از آنها پس از آزادی برای بازگشت به کار حرفه‌ای خود با مشکلات جدی مواجه بوده اند.
معلم‌هایی که در این سال‌ها زندانی شده یا به دلیل اعمال نفوذ دستگاه‌های اطلاعاتی با دشواری‌های زیادی در ادامه فعالیت حرفه‌ای شان مواجه بوده‌اند، دو دسته هستند. دسته‌ای از آنها اعضای کانون صنفی معلمان در شهرهای مختلف ایران هستند و دسته دیگر معلم‌هایی هستند که فعالیت‌های مدنی و سیاسی داشته اند.
طی این مدت حداقل دو تن از این معلمان با اتهامات مرتبط با فعالیت‌های سیاسی و مدنی، اعدام و حداقل هفت تن پس از گذراندن بخشی از حکم خود در زندان، برای سپری کردن بقیه حکم زندان خود تبعید شده اند. این اسامی شامل افرادی است که اطلاعات دستگیری و یا زندانی شدن آنها از طریق وکلا، خانواده‌ها و یا رسانه‌ها منتشر شده است و ممکن است دربرگیرنده همه افرادی که دستگیر و یا زندانی شده اند نباشد.
وضعیت تشکل‌های صنفی معلمان در دولت حسن روحانی
اسماعیل عبدی درباره وضعیت کانون صنفی معلمان ایران گفت: “در حال حاضر ۱۶ تشکل اجازه دارند که مجمع عمومی برگزار کنند و این نشان می‌دهد که دولت مجبور شده -حالا ما نمی گوییم خودش مستقیم خواسته – به هرحال مجبور شده و با آن بخشی از حاکمیت که تشکل های صنفی را به رسمیت نمی شناسد زاویه پیدا کرده است. این درگیری بین دولت و جریانات اقتدارگرا هم کاملا مشخص است. اگرچه وقتی بررسی می کنیم می بینیم که همه وصل به نظام هستند و حیات اصلاح طلبان و کسانی که الان به شکل اعتدال و تدبیر هستند هم وصل به جمهوری اسلامی است، اما به هرحال، در حداقل ها دولت روحانی خیلی بهتر عمل کرده به ویژه مساله برجام و پذیرفتن شرایط بین المللی و پذیرفتن مجامع عمومی، همه اینها مثبت است. در دولت محمود احمدی نژاد اصلا هیچ باب مذاکره ای باز نشد، ده سال پروانه های کانون های صنفی تمدید نشد و به همین حالت ماند. الان به هرحال مجمع عمومی می تواند فضا را به نفع معلم ها تغییر دهد.”
او از رویکرد جدید کمیسیون ماده ۱۰ احزاب و وزارت کشور در قبال کانون صنفی معلمان خبر داد و گفت: “مساله مهم ما تصمیم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب است که برای ۱۶ تشکل صنفی، مجوز صادر کرده اند که مجامع عمومی برگزار شود البته تصمیم گرفته اند که تشکل ها را به حالت استانی دربیاورند یعنی از حالت تشکلی که خود تصمیم گیرنده باشد می خواهند خارج بکنند که مغایر قانون اساسی است طبق اصل ۲۶ قانون اساسی هیچ کسی را نمی توان اجبار کرد به اینکه شما بروید عضو تشکل استان شوید.”
کمیسیون ماده ۱۰ احزاب براساس ماده ۱۰ فعالیت احزاب و جمعیت ها در وزارت کشور ایران تشکیل شده است. براساس قانون قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی وصنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده، این کمیسیون، متشکل از نمایندگان قوای سه گانه(مجریه، مقننه و قضائیه) وظیفه صدور پروانه و نظارت بر فعالیت گروهها و احزاب را برعهده دارد.
دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران درباره استانی کردن تشکل ها گفت: “اگر خوش بینانه نگاه کنیم می خواهند تشکیلات را گسترش داده و در تمام استان ها فعال کنند اما وجه بدبینانه اش هم این است تشکل هایی که قبلا مجمع عمومی داشتند و در شورای هماهنگی حق رای داشتند را معطل بگذارند در یک روند بوروکراتیک طولانی تا یک کانونی در استان ها موجودیت پیدا کند و در هم ادغام شوند.”
اسماعیل عبدی چنین تصمیماتی را ناشی از اعمال نفوذ دستگاه‌های امنیتی به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب دانسته و گفت: ”امیدوارم این برداشت ما درست نباشد چون اگر درست باشد نشان می دهد که دولت روحانی هم لااقل در موضوع معلم ها صداقت ندارد. ضمن اینکه می خواهند وجه کشوری کانون را بگیرند. ما حق داشتیم مثلا فرض کنید در سیستان و بلوچستان یک شعبه تاسیس کنیم. ولی الان با این تصمیمی که وزارت کشور در کمیسیون گرفته و به استان ها ابلاغ کرده وجه کشوری کانون را گرفته و به استان ها محدود می‌کنند. درواقع به شکل جزیره‌ای می شود و الان معلم‌های سیستان و بلوچستان طبق این تصمیم وزارت کشور حق ندارند شعبه ای از کانون مرکز باشند و باید درخواست‌شان را به استانداری سیستان و بلوچستان بدهند. این روند تا طی شود یکی دو سال می گذرد و اینها می خواهند معلم ها را از طریق خارج کردن وجه کشوری کانون، از کانون محروم کنند. من فکر میکنم این کار نیروهای امنیتی است که در دامان وزارت کشور گذاشته اند و خواسته اند چراغ کانون را در شهرستان های دوراز این طریق خاموش کنند.”
اسماعیل عبدی، دبیرکل کانون صنفی معلمان است که ششم تیر ماه ۱۳۹۴ پس از مراجعه به دادستانی در حالی بازداشت شد که یک هفته پیش از آن، هنگامی که قصد سفر به خارج از کشور برای حضور در هفتمین کنگره سازمان جهانی معلمان در کشور کانادا را داشت ممنوع الخروج شده بود. دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران ۲۵ اردیبهشت سال جاری بعد از ۱۶ روز اعتصاب غذا با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
آقای عبدی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۶ سال زندان محکوم شده و دادگاه تجدیدنظر او ۱۲ خرداد ماه امسال برگزار شد اما تاکنون رای دادگاه تجدیدنظر صادر نشده است.
علاوه بر اسماعیل عبدی، یک عضو دیگر کانون صنفی معلمان هم در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است. محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، در سال ۱۳۹۲ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۵ سال زندان محکوم شد. او هم زمان با ابلاغ حکم اش در خرداد ماه ۱۳۹۲ در صفحه شخصی فیسبوک خود نوشت: “آقای صلواتی حکمم را به من ابلاغ کرد. چهارسال زندان به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، یک سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام، با احتساب چهار سال حبس تعلیقی جمعاً می‌شود ۹ سال زندان، به همین راحتی.”
آقای بهشتی شهریور ماه ۱۳۹۴ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد اما از اول اردیبهشت امسال دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذایی که که منجر به ازادی او در ۲۲ اردیبهشت امسال با قرار وثیقه شد.
اخراج دائم یا موقت از کار
از اعضای کانون صنفی معلمان، رسول بداغی از سرشناس ترین فعالین صنفی معلمان در ایران است که از آموزش و پرورش اخراج شده است. او که بیش از ۶ سال در ایران زندانی بود و نهم اردیبهشت امسال از زندان آزاده شده است، به کمپین گفت: “تنها کسی که از اعضای کانون صنفی معلمان، حکم اخراج گرفته، من هستم و برای پی گیری هم مراجعه نکرده ام. من برای برگشت به کار خواهش نمی کنم یا درخواستی که مبنی بر خواهش از مسولین جمهوری اسلامی باشد ندارم. با قلدری و خلاف قانون مرا اخراج کرده اند و حالا ادم می فرستند که بیا درخواست بازگشت به کار بده. در حالیکه باید برای بازگشت من به کار ابلاغیه بدهند و چنانچه ندهند من فعالیت هایم را آغاز می کنم و علیه مقامات جمهوری اسلامی و کسانی که مرا اخراج کرده اند، کسانی که مرا با قلدری ۸ سال بدون مرخصی و بدون ملاقات حضوری زندانی کردند و تنها از پشت شیشه بچه هایم را دیدم به مجامع بین المللی دادخواست خواهم داد و شکایت خواهم کرد.
رسول بداغی، معلم مقطع دبیرستان است که دهم شهریور ماه ۱۳۸۸ پس از احضار به اداره آموزش و پرورش شهرستان اسلام شهر بازداشت شد. او به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” به ۶ سال زندان و ۵ سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی محکوم شد. اقای بداغی در تمام دوران زندان خود از مرخصی و ملاقات حضوری محروم بود و نهم اردیبهشت سال جاری با پایان محکومیت اش از زندان آزاد شد . او زمانی که در زندان به سر می برد از آموزش و پرورش اخراج شد و تاکنون امکان بازگشت به کار خود را نیافته است.
آقای بداغی در زندان به ۳ سال محکومیت دیگر محکوم شده بود که براساس اعلام پیمان حاج محمود عطار، وکیل او در مصاحبه ای با وب سایت روزآنلاین، با تجمیع مدت حبس و با آزادی مشروط آزاد شده است. او خرداد‌ماه امسال هم در بیمارستان هزار تختخوابی تهران بازداشت و متهم به توهین به رهبری شده بود که در دادگاه از این اتهام تبرئه شد.
سه معلم دیگر اما به دلیل فعالیت های مدنی و سیاسی زندانی شده و از آموزش و پرورش اخراج شده بودند که عبارتند از عبدالرضا قنبری، عبدالله مومنی و محمد داوری.
عبدالرضا قنبری معلم ادبیات فارسی در مقطع دبیرستان به دلیل فعالیت های سیاسی خود زندانی و سپس از آموزش و پرورش اخراج شده است. او ۱۴ دی ماه ۱۳۸۸ در محل کار خود بازداشت و به محاربه و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم و از سوی قاضی صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.در حالی که براساس رای وحدت رویه دیوان عالی کشور، صلاحیت رسیدگی به پرونده های محاربه از دادگاههای تجدیدنظر گرفته شده و این پرونده ها در دیوان عالی کشور رسیدگی می شود، پرونده آقای قنبری به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر رفت و قاضی زرگر، رئیس این شعبه، حکم اعدام او را تایید کرد.
در بهمن ماه ۱۳۹۱ پرونده او با پی گیری وکیل اش در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفته و حکم اعدام او نقض شد. آقای قنبری در نهایت به ۱۵ سال زندان در تبعید در زندان برازجان محکوم شد اما اسفند ماه ۱۳۹۴ مورد عفو قرار گرفته و آزاد شد. او در زمانی که در زندان به سر می برد از آموزش و پرورش اخراج شد و همسرش به کمپین گفت که فعلا از نظر روحی در شرایط مساعدی نیست و برای بازگشت به کار پی گیری نکرده است.
عبدالله مومنی، فعال سرشناس دانشجویی در ایران ، معلم علوم اجتماعی در مقطع دبیرستان است که ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۵ سال زندان محکوم شد. اقای مومنی ۲۲ اسفند ماه ۱۳۹۲ با پایان یافتن محکومیت اش از زندان آزاد شد اما علیرغم اینکه هیچ حکم محرومیت قضایی نداشت از آموزش و پرورش اخراج شد. فاطمه آئینه وند، همسر آقای مومنی به کمپین گفت که او دو سال بعد از آزادی و در سال ۱۳۹۴ با پی گیری های فراوان موفق شد به کار خود بازگردد. به گفته خانم آدینه وند او به دلیل زندانی بودن در محل کار خود حضور نیافته بود و به همین دلیل آموزش و پرورش حکم به اخراج او داده بود.
محمد داوری، مشاور و معلم مقطع متوسطه، از دیگر معلم‌هایی است که پس از زندانی شدن و آزادی از ادامه تدریس محروم شد ولی پس از مدتی به کار بازگشت است. این معلم، در ۱۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ در پی یورش ماموران امنیتی به دفتر حزب اعتماد ملی و همچنین دفتر مهدی کروبی بازداشت شد. اواز سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به اتهام اجتماعی و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد و ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ در حالی آزاد شد که ۴۵ روز پیش از آن حکم زندان اش پایان یافته بود.
محمد داوری گفت که بعد از آزادی با حکم اخراج خود از آموزش و پرورش مواجه شده بود اما توضیح داد: “خوشبختانه من حکم بازگشت به کار را گرفته ام و از آبان ماه سال گذشته یعنی ۹۴ مشغول به کار شدم. هیچ ممنوعیت و محرومیتی نداشتم و در حکم اخراج من زده بودند به دلیل غیبت غیرموجه. طبق روال حقوقی اگر کسی استخدام رسمی باشد و اخراج شود باید مراحل هیئت تخلفات اش طی شود یعنی پرونده تشکیل شود و فرصت دفاع بدهند و .. منتهی این مراحل برای من طی نشده بود خود حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش وقت که بالاترین مقام رسمی بود حکم اخراج را برای من بدون طی مراحل تشریفاتی زده بود”.
آقای داوری گفت: “برگشت به کار گرفتم اما سوابق آن ۶ سال از سنوات من حذف شده است ۵ سال زندان و یکسال هم بعد از زندان که اخراج بودم و پیگیر بازگشت به کار، کاملا از سنوات من حذف کرده‌اند”.
تبعید، بازنشستگی اجباری و کسر حقوق
اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران در مصاحبه با کمپین از تبعید و بازنشستگی اجباری و کسر حقوق به عنوان مسائلی که معلمان زندانی پس از آزادی با آن مواجه هستند خبر داد. او گفت: “بیشتر فعالان صنفی که مشکلات و احکام امنیتی داشتند جزو بازنشسته ها هستند. اقایان علی اکبر باغانی، محمود بهشتی، هاشم خواستار و محمود باقری همه بازنشسته هستند هرحکمی هم برای‌شان صادر شود روی مساله معیشتی و کارشان تاثیر مستقیم ندارد. مهدی بهلولی و محمدرضا نیک‌نژاد هم بعد از آزادی با وثیقه توانستند سرکارشان برگردند و تا دادگاه تجدیدنظر برگزار نشود عملا هیچ چیزی نمی‌توان گفت. چون حکم آنها هنوز در دادگاه تجدیدنظر مورد بررسی قرار نگرفته است. آقای باغانی اما در تبعید در زابل است، او بازنشسته است و موضوع برگشت به کار درباره او موضوعیت ندارد”.
علی اکبر باغانی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و دبیر شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسر کشور است که در حال حاضر در شهر زابل در تبعید به سر می برد. او چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ به اداره پیگیری اطلاعات احضار و نهم اردیبهشت ماه با حمله نیروهای امنیتی به منزل مسکونی اش بازداشت شد. آقای باغانی دو ماه بعد با قرار وثیقه سنگین آزاد شد و در دی ماه ۱۳۹۱ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان به اتهام “تبلیغ علیه نظام” محکوم شد. پس از احضار به دادسرای اوین در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۴، آقای باغانی برای سپری کردن مدت محکومیت خود به زندان رجایی شهر منتقل و در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۴ آزاد شد.
او ۱۲ فروردین ماه امسال همزمان با روز معلم برای اجرای حکم تبعید خود به شهرستان زابل اعزام شد و در حال حاضر در این شهرستان در تبعید به سر می برد.
اسماعیل عبدی درباره تبعید اعضای صنفی معلمان گفت: “تبعید درواقع تغییر محل جغرافیایی خدمت شان است و در طی این سالها تعدادی از معلمان دچار چنین مشکلی شده اند یعنی روند تدریس معلمان متوقف نشده اما به استان های دیگر تبعید شده اند”.
علی صادقی، مادر قدیمی، حمید مژیری، حمید رحمتی، نبی‌الله باستان، پیمان مدیریان و اسکندر لطفی از جمله معلم‌هایی هستند که به گفته عبدی طی سال‌های گذشته از محل سکونت و تدریس خود به استان های دیگر تبعید اداری شده اند.
او سپس به بازنشستگی اجباری و کسر حقوق اشاره کرده و گفت: “در این مدت کسر حقوق داشته ایم مثلا اقای هاشم خواستار در مشهد که بازنشسته است کسر از حقوق خورده و یا بازنشگستگی اجباری مثل سیدرضا ابطحی از خمینی شهر که سال ۸۵ در وقایع اعتراضی معلمان نسبت به تاخیر قانون نظام هماهنگ زمان دولت احمدی نژاد شرکت کرد، او در استان اصفهان از معلمان شاخص و به نام است و در مسائل صنفی حرف اول را می زند. ۲۲ روز در زندان اوین بازداشت بود بود و بعد از آزادی متوجه شد که او را بازنشسته اجباری کرده اند. در اعتراض به این مساله تا دو سال از گرفتن حق بازنشستگی خودداری کرد و در نهایت مسولان خانه او رفتند و او را مجاب و راضی کردند که بازنشستگی اش را امضا کند. آقای باغانی و آقای بهشتی هم زیر ۳۰ سال خدمت بازنشسته شدند در ۲۶ یا ۲۷ سال، گفتند بیایید بازنشستگی بنویسید و بروید. یعنی بازنشستگی های پیش از مورد و تقلیل حقوق و انفصال داشتیم اما اینکه کسی را به خاطر مسائل صنفی اخراج کنند فقط در مورد رسول بداغی مصداق داشته”.
قدیمی ترین معلم زندانی
قدیمی‌ترین معلم زندانی اما فهیمه اسماعیل زاده بداوی است که از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر می برد. احمد مددی، فعال صنفی و عضو پیشین کانون صنفی معلمان ایران که در حال حاضر در خارج از کشور سکونت دارد گفت: “فهیمه بداوی در خوزستان، معلم مقطع ابتدایی بود و در ارتباط با بحث های قومیتی بازداشت شده. همسرش اعدام شد اما او همچنان زندان است”.
به گفته آقای مددی، بیش از ۴۵ معلم در رابطه با فعالیت های مدنی و سیاسی شان و نه لزوما صنفی در چند سال گذشته بازداشت و زندانی شدند.
هاشم شعبانی نژاد و هادی راشدی دو معلمی هستند که در سال ۹۲ در اهواز و به دلیل فعالیت های سیاسی و اتهامات امنیتی اعدام شدند.
آقای مددی گفت: “در خوزستان و به خصوص کردستان، فشار روی کانون صنفی معلمان هم بسیار زیاد است. کانون های صنفی کردستان و سنندج و مریوان همیشه تحت فشار بوده اند و به عنوان نمونه ناصر عزیزی ۵ سال از کردستان به سمنان تبعید اداری شده است. این هم به این صورت است که هیات تخلفات اداری به پرونده های معلمان رسیدگی می کند و به صورت اداری تبعید می کند”.
او افزود: “ما چیزی حدود ۷۰۰ مورد اینطوری داشتیم یا تغییر اجباری محل تدریس بود یا قطع حقوق یا تنزل رتبه یا کسر حقوق و مجموعه ای از این برخوردها که همچنان ادامه دارد.”
به گفته مددی، وضعیت فعالان صنفی معلمان نسبت به دوره محمود احمدی نژاد خیلی بهتر شده اما همچنان مشکلات وجود دارد. او گفت: “چیزی که اتفاق افتاده این است که دارند سعی می کنند رویه را از فشار قضایی به فشار نرم امنیتی تبدیل کنند به این معنی که معلم ها را از طرف نهادهای امنیتی یا قضایی یا حراست وزارت آموزش و پرورش احضار و تهدید می کنند و تحت فشار قرار می دهند که از فعالیت های شان کم بکنند یا حواس شان به ارتباط های شان باشد.”