‏نمایش پست‌ها با برچسب اسیدپاشی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسیدپاشی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ تیر ۱۲, دوشنبه

گفت‌ وگو با دو قربانی اسید پاشی « نمی‌توانیم ببخشیم »



معصومه عطایی، در جریان اسیدپاشی بینایی‌اش را از دست داده، اما زندگی را از دست نداده، سفالگری یاد گرفته و آن را آموزش هم می‌دهد، محسن مرتضوی هم معرق کار می‌کند. هر دو به زندگی و آینده امیدوارند، به رسیدن روزهایی که در آن وضعیت قربانیان اسیدپاشی در کشورمان بهتر باشد و این جرم دیگر در هیچ جا و به هیچ بهانه‌ای اتفاق نیفتد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، گفت‌وگوی کافه خبر با این قربانیان اسیدپاشی و دکتر فروتن، جراح پلاستیک را در ادامه بخوانید:
همین حالا که ما این گفتگو را انجام می‌دهیم، خبری از اسیدپاشی آمده ، اسیدپاشی روی صورت یک زن. اتفاق تلخی که شما تجربه‌اش را دارید. خانم عطایی ، خیلی‌ها شرح حال شما را می‌دانند ، اما برای آنها که شاید کمتر خبرها را پیگیری کرده باشند ، توضیحی درباره اتفاق تلخ اسیدپاشی که درباره‌تان افتاد بدهید.
عطایی: بعد از جدایی از همسرم ، خانواده او حق ملاقات پسرم را داشتند ، تقریبا یک سال و نیم از طلاق ما گذشته بود و آنها که هنوز حاضر نبودند این جدایی را بپذیرند نسبت به من کینه داشتند. تا این که یک روز پدر شوهرم به بهانه هدیه دادن آمد منزل پدرم و جلوی در اسید را به صورتم پاشید. بعد از آن بینایی چشم‌هایم را از دست دادم و وارد مراحل درمانی و جراحی پلاستیک شدم.
چند سال از این قضیه می‌گذرد؟
عطایی: حدود هفت سال از این موضوع می‌گذرد اما همچنان برای من زنده است. این اتفاق آنقدر تلخ است که هر بار با شنیدن هر خبری از اسیدپاشی دوباره آن روزها برایم یادآوری می‌شود.
پیگیری قضایی این موضوع به کجا رسید؟
عطایی: مجازات‌ها در این زمینه ناعادلانه است، قوانین در این زمینه قدیمی و ناکافی است و خلاء قانونی وجود دارد. کسانی هم که دست به این اقدام می‌زنند می‌دانند که مجازات ناکافی است و آنطور که باید، به سزای عملشان نمی‌رسند. من تقاضای قصاص کردم، یعنی تنها چیزی که در این قانون برای چنین کاری وجود داشت اما در شرایط خاصی قرار گرفتم و به خاطر گرفتن حضانت پسرم از قصاص صرف‌نظر کردم. اگر حضانت پسرم نبود،‌ تا پای قصاص می‌رفتم ولی ترجیح دادم گذشت کنم و حضانت پسرم را بگیرم.
پس چه مجازاتی برای پدر همسرتان تعیین شد؟
عطایی: پنج سال زندانی بود به عنوان حکم عمومی، اما بعد از یک سال و نیم عفو گرفت و از زندان بیرون آمد. درواقع نمی‌شود گفت آن شخص مجازات شده است.
آقای مرتضوی، چه شد که این اتفاق برای شما افتاد؟
مرتضوی: سال ۱۳۹۱ بعد از تعطیلات عید بود که رفتم سر کار، یک نظافتچی داشتیم که دچار سوءتفاهم، حسادت و مشکلات شخصی و روحی بود، روز پانزدهم فروردین با چهار لیتر اسید از پشت سر من را صدا کرد و اسید را روی من ریخت، اینطور که پزشکی قانونی هم تایید کرده شانزده ضربه چاقو هم به من زد. مدتی بیمارستان و در کما بودم، بعد هم که مراحل درمانی و جراحی‌های دیگر شروع شد.
با چه انگیزه و دلیلی روی شما اسید پاشید؟
مرتضوی: خودش دلایل مختلف و متناقضی را گفته است. یک بار گفته از قیافه‌اش خوشم نمی‌آمد، یک بار می‌گوید رییسم بود و دوستش نداشتم، یک بار دیگر گفته مزاحم تلفنی او بوده‌ام. وقتی قاضی به او گفته چرا اسید ریختی؟ جواب داده چون در روزنامه خوانده‌ام که هرکس اسید می‌ریزد در نهایت بخشیده می‌شود یا مجازات زیادی ندارد.
برایش چه حکمی صادر شده؟
مرتضوی: سه سال زندان، شش ماه زندان هم به دلیل خروج غیرقانونی از مرز؛ یعنی جمعا سه سال و نیم. حدودا پنج یا شش نفر دیه انسان کامل هم باید بدهد و قصاص چشم راست و گوش راست.
این مجازات‌ها اجرا شده؟
مرتضوی: حکمی که درباره پرونده من صادر شده یک سال و نیم است در اجرای احکام است و هنوز اجرا نشده. دیه را که ندارد بدهد، قصاص را هم گفته‌اند زیاد درباره‌اش چیزی نگو تا انجام شود. همین می‌شود که افراد بیشتری دست به ارتکاب این جرم می‌زنند. مجازات اسیدپاشی با بزه برابری نمی‌کند. قانون اسیدپاشی مربوط به سال ۱۳۳۹ است، در این قانون تنها به مواد سوزاننده اشاره شده و نامی از اسید نیامده، ممکن است شامل بنزین، نفت، آهک یا هر مورد دیگری باشد و تنها سه سال زندان برای یک اسیدپاش در نظر می‌گیرند. به شدت نیاز است قوانین مربوط به اسیدپاشی بازنگری شود.
آقای دکتر، شما چند سال است به عنوان جراح پلاستیک با قربانیان اسیدپاشی در ارتباط هستید؟
فروتن: حدود پانزده سال است که این افراد را درمان می‌کنم. ضایعات مختلف پوستی در قربانیان اسیدپاشی وجود دارد که من و همکارانم به درمان آنها اقدام می‌کردیم ولی این کار به صورت تشکل‌یافته و منسجم نبود.
چه شد که تصمیم گرفتید انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی را تاسیس کنید؟
فروتن: تصمیم برای تشکیل این انجمن بعد از اکران فیلم «لانتوری» گرفته شد که در حضور آقای درمیشیان، تعدادی از قربانیان اسیدپاشی و همچنین پزشک‌ها پیشنهاد تشکیل این انجمن را دادم و مورد استقبال و موافقت قرار گرفت. فکر کردم اگر یک تشکلی ایجاد شود که بتوانیم از این افراد حمایت‌های مختلف درمانی، اجتماعی و قانونی را داشته باشیم خیلی خوب است. درواقع دیدیم این افراد احتیاج دارند مامنی را داشته باشند که کنار هم جمع شوند،‌ بتوانند از مشاوره‌های لازم بهره‌مند شوند و بتوانیم روندی را ایجاد کنیم که بتوانند به زندگی برگردند. حدود دو ماه است این انجمن به ثبت رسیده و دنبال این هستیم جایی را داشته باشیم که مامنی برای این افراد باشد.
می‌توانید بگویید در سال‌های اخیر تعداد موارد اسیدپاشی افزایش داشته یا کاهش؟
فروتن: این روند افزایشی بوده و سال به سال تعداد قربانیان افزایش داشته. سال ۱۳۹۴ در یک بیمارستان سوانح سوختگی، حدود ۵۰ مورد اسیدپاشی بود و در سال ۱۳۹۵ این افراد حدودا هشتاد نفر بودند یعنی با سرعت زیادی افزایش پیدا کردند. یکی از کارهایی که در نظر داریم انجمن انجام دهد این است که در کنار حمایتی که از افراد قربانی انجام می‌دهیم، بتوانیم کاری کنیم که افراد کمتری دچار این اتفاق شوند.
چطور می‌خواهید این کار را انجام دهید؟
فروتن: از مهمترین کارهایی که باید انجام شود و مد نظر داریم این است که خرید و فروش اسید تحت شرایط خاصی انجام شود، یعنی مشخص باشد که چه فردی آن را فروخته، چه کسی خریده و چه مقدار و به چه منظوری آن را تهیه می‌کند که این افراد قابل پیگیری باشند. اگر بتوانیم این کار را از مسئولان بخواهیم اتفاق بسیار خوبی است. دومین کاری که می‌خواهیم انجام دهیم این است که مجازات اسیدپاش را افزایش دهند. این مجازات خیلی کم است و همانطور که اشاره کردند چند سال زندان برای چنین جرم بزرگی کافی نیست و در عین حال لازم است روند رسیدگی در دادگاه هم تسریع شود. این تسریع در رسیدگی باعث می‌شود تا اخبار این موضوع داغ است، شخص به سزای عملش برسد و بازدارندگی بیشتری وجود داشته باشد نه این که به فراموشی سپرده شود.
این انجمن چه اولویت‌هایی را مد نظر قرار می‌دهد؟ مهمترین حمایتی که بعد از این اتفاق باید برای قربانیان اسیدپاشی انجام شود چه کارهایی است؟
عطایی: بعد از این اتفاق، بحران‌های زیادی وجود دارد که شخص به تنهایی نمی‌تواند آنها را مدیریت کند. مهمترین کار اقدامات درمانی است. متاسفانه هزینه عمل‌های جراحی بالاست و بیمه این عمل‌ها را پوشش نمی‌دهد، من با کمک مردم و خیریه‌ها توانستم هزینه‌های جراحی را بپردازم. از طرف دیگر قربانی اسیدپاشی در همان زمان درگیر مراحل قانونی و دادگاه هم می‌شود در حالی که نمی‌تواند هزینه وکیل را بپردازد، هرچند بسیاری از وکلا به صورت رایگان در این زمینه کمک می‌کنند اما شاید دسترسی به آنها برای این افراد کار ساده‌ای نباشد. فردی که مورد اسیدپاشی قرار گرفته، احتیاج به مشاوره‌ها و حمایت روانی و اجتماعی هم دارد و همچنین مهارت‌آموزی تا بتواند کاری داشته باشد. همه اینها کاری است که یک انجمن می‌تواند در این زمینه انجام بدهد و با تعداد زیادی که این افراد در کشورمان دارند جای خالی چنین انجمنی احساس می‌شد.
مرتضوی: اسیدپاشی جرمی است که اغلب توسط افراد آشنا و اعضای خانواده انجام می‌شود. در چنین شرایطی، فردی که این اتفاق درباره‌اش رخ داده شاید نتواند حمایت کافی را از خانواده بگیرد بنابراین وجود چنین انجمنی می‌تواند بسیار موثر و کارآمد باشد. وقتی خانواده‌ای بیمار یا معلول داشته باشد مورد حمایت خانواده قرار می‌گیرد اما وقتی شخصی توسط نزدیکانش قربانی اسید شده باشد چه حمایتی می‌تواند از آنها بگیرد؟ در چنین شرایطی انجمن می‌تواند نقش خانواده‌ را برای این افراد بازی کند.
بیشترین علتی که برای اسیدپاشی مطرح می‌شود چه مواردی است؟ 
فروتن: ما پزشکان خیلی کنکاش نمی‌کنیم که به چه علتی این اتفاق افتاده چون گاهی یادآوری این موضوع می‌تواند افراد را آزار دهد اما اینطور که به نظر می‌رسد بیشترین دلیل، موارد خانوادگی و مسائل عاشقانه است.
مشخص است چه تعداد قربانی اسیدپاشی در کشورمان داریم؟
فروتن: متاسفانه تعداد مشخص و دقیقی از این افراد در دست نیست. یکی از کارهایی که در این انجمن می‌خواهیم انجام دهیم این است که فراخوانی بدهیم و از قربانیان اسیدپاشی دعوت کنیم که در این انجمن عضو شوند، آماری از آنها داشته باشیم و ببینیم چه کمک‌هایی هست که انجمن می‌تواند به آنها ارائه دهد.
یعنی قربانیان اسیدپاشی فارغ از این که چه دلیلی باعث این اتفاق شده، می‌توانند از کمک‌های انجمن بهره‌مند شوند؟
فروتن: کاملا همینطور است، ما به دلایل و روند قضایی این مساله کاری نداریم، تنها کاری که انجام می‌دهیم کمک به این افراد بدون قضاوت شرح زندگی‌شان است.
گفته می‌شود این جرم بیشتر درباره زنان اتفاق می‌افتد. زنان چه درصدی از قربانیان را تشکیل می‌دهند؟
فروتن: بله تقریبا هشتاد درصد قربانیان اسیدپاشی زنان هستند.
عطایی: شاید چون حساسیت روی زیبایی زنان بیشتر است و از بین بردن چهره و بینایی یک زن می‌تواند تاثیر مخربی در زندگی او بگذارد، هدف کسی که می‌خواهد انتقام‌جویی کند همین می‌شود که این چهره را از او بگیرد. درواقع نقش فرهنگ را نباید دست‌کم گرفت در عین حال بعضی قوانین باعث می‌شود که این اتفاق بیشتر درباره زنان بیفتد.
شما به کم بودن مجازات‌ها اشاره می‌کنید، اما عده‌ای از افراد می‌گویند مجازات بیشتر نمی‌تواند بازدارنده باشد، به عنوان مثال می‌گویند مگر مجازات اعدام توانست از قاچاق مواد مخدر کم کند؟
فروتن: من فکر می‌کنم این خیلی منطقی نیست که این موارد را با همدیگر مقایسه کنیم. درباره قاچاق مواد مخدر باید مسیرها بسته شود ضمن این که مجازات‌ها درباره افراد یکسان اعمال و جدی برخورد شود نه این که با یک نفر برخورد شود و با دیگری نه. درباره مبارزه با مواد مخدر قوانین داریم اما باید در اجرای آنها جدیت وجود داشته باشد اما درباره اسیدپاشی اصلا قوانین کافی نداریم. درباره موردی مانند حمل سلاح سرد قوانین سفت و سخت تصویب شده و اگر کسی چاقو همراه داشته باشد مجازات دارد اما اسید که بدتر از چاقو است.
مرتضوی: وقتی قانون برای سلاح سرد اجرا شد، دیدیم که چقدر حمل و حتی فروش آن کمتر شد. درباره اسیدپاشی هم اگر شخص بداند مجازاتی که در انتظار اوست به قدری سخت است که نمی‌تواند به راحتی از آن فرار کند مطمئن باشید که کمتر اتفاق می‌افتد. کسی که با اسید به من حمله کرد چهار روز اسید خریده بود یعنی فکر کرده بود که این کار را بکند و مصمم بود، اتفاقی نبود که در لحظه رخ بدهد اما او می‌گفت با خودم گفتم چند سال زندانی و بعد آزاد می‌شوم.
عطایی: شخصی هم که روی من اسید پاشید، با این که اعتراف کرده بود و جرم ثابت شده بود، دو ماه بعد با یک وثیقه آزاد شد، بارها به این موضوع اعتراض کردیم ولی کسی توجهی نشان نداد. در دادگاه اعتراض کردیم ولی گفتند زندان جا ندارد، چطور زندان برای افراد دیگر جا دارد ولی برای یک مجرم اسیدپاشی جا ندارد؟ وقتی افراد می‌بینند کسی این جرم را انجام داده ولی با وثیقه پنجاه میلیونی بیرون از زندان است، چه نتیجه‌ای می‌گیرند؟ شش سال طول کشید که پرونده به انجام برسد و حکم صادر شود، ایشان هم در این مدت بیرون از زندان زندگی می‌کرد. بعد از شش سال هم به من گفتند می‌توانی قصاص کنی ولی چون تفاوت دیه زن و مرد وجود دارد باید نصف دیه را به ایشان بپردازی. من تازه بدهکار هم شده بودم. گفتند پانزده میلیون به حساب دادگاه بریز تا حکم را اجرا کنیم. طوری رفتار شد که انگار من مجرم بودم!
آقای مرتضوی، اگر موقع اجرای حکم و قصاص برسد، شما این کار را می‌کنید یا می‌بخشید؟
مرتضوی: قطعا قصاص می‌کنم.
عطایی: من هم اگر به خاطر حضانت پسرم نبود، از قصاص گذشت نمی‌کردم. هیچوقت هم نمی‌گویم بخشیدم، می‌گویم مجبور بودم بگذرم، درواقع یک معامله انجام دادم به خاطر قوانینی که درباره حضانت فرزند وجود دارد.
مرتضوی: اصلا نمی‌شود گذشت، ما هر روز و هر لحظه این دردها و سختی‌ها را با خودمان همیشه همراه داریم. تعداد عمل‌هایی که داریم خیلی زیاد است، عمل جراحی جزئی از زندگی روزانه ما شده و این وضعیت غیرقابل گذشت است. ما تعداد کمی از این افراد هستیم که جلوی دوربین حاضر می‌شویم و فعالیت اجتماعی می‌کنیم، خیلی‌ها از خانه بیرون نمی‌آیند.
با این که گفته می‌شود این کار خودش بازتولید خشونت است موافق نیستید؟
مرتضوی: اتفاقا این کار من شاید بتواند از خشونت‌ علیه افراد دیگر جلوگیری کند. ببینید، می‌دانم که اگر قصاص کنم هم بینایی چشم راست من دیگر برنمی‌گردد، اما این که اشخاص احساس کنند هر کاری می‌‎توانند انجام بدهند و درنهایت بخشیده شوند باعث شده تعداد مجرمان اسیدپاشی بیشتر شود. اینطور نیست که با این کار دلم خنک می‌شود، دل من وقتی خنک می‌شود که تعداد این جرم کم شود، که اسیدپاش‌ها به سزای عملشان برسند و در عین حال فرصت برای فعالیت اجتماعی قربانیان اسیدپاشی فراهم شود.
اگر بخواهید مهمترین خواسته قربانیان اسیدپاشی از مسئولان را مطرح کنید، به چه موردی اشاره می‌کنید؟
فروتن: انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی می‌تواند هم از دولت، اعضای مجلس و شورای شهر و سایر مسئولین کمک بگیرد و هم به آنها کمک کند که راهکارهایی را اجرا کنند که جرم اسیدپاشی کاهش پیدا کند. مشکل اصلی انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی در حال حاضر نداشتن ساختمانی برای فعالیت است. اگر دولت، خیرین یا نهادهایی باشند که اولین قدم را بردارند و مکانی را به این انجمن اختصاص دهند، مشکل بزرگی برطرف می‌شود و در ادامه گام‌های موثری برداشته خواهد شد.
عطایی: من همانطور که اشاره کردم از مسئولان می‌خواهم قوانین جامعی برای اسیدپاشی در نظر بگیرند. کافی است قوانین کشورهای دیگر را در این زمینه بررسی کنند و ببینند در آنجا چه اقداماتی انجام شده که این جرم کمتر شود.
مرتضوی: من از رییس جمهور درخواست ملاقات دارم. در همین ماه رمضان که گذشت اقشار مختلفی با مسئولان دیدار داشتند اما هیچکس به فکر ما نبود. متاسفانه قربانیان اسیدپاشی پناهی ندارند و دیدیم حتی در برنامه‌ای مانند «ماه عسل» چند میلیارد برای زندانی‌ها کمک شد اما ما که کاملا بی‌گناه بودیم و هیچ تقصیری نداشتیم  از طرف هیچکس حمایت نشدیم. بعضی از دوستان ما شامل بیمه سلامت نمی‌شوند چون با اسید سوخته‌اند، بیمه سلامت می‌گوید باید شامل بیماری خاص شوید و از آن طرف می‌گویند شامل بیمه سلامت می‌شوید. این مشکلات وجود دارد که امیدواریم با تشکیل انجمن و مکاتباتی که با مراکز دولتی انجام می‌دهیم آنها را برطرف کنیم. کمک‌های دولتی در کنار کمک‌های مردمی بسیار مهم است چون بر فرض برای جراحی، دکتری قبول کند که جراحی را رایگان انجام دهد، اما هزینه‌های بیمارستان را باید چه کار کنیم؟ یا یک وکیل قبول کند که کارهای قضایی را رایگان انجام دهد، خیلی مهم است که قوه قضاییه هم در تسریع رسیدگی به پرونده ما همکاری داشته باشد یا این که قوه مقننه لازم است در زمینه مجازات‌ها همکاری بیشتری داشته باشد و مجازات اسیدپاشی را بازنگری کند.
عطایی: در کنار مسئولان، هرکسی می‌تواند در این زمینه به ما کمک کند. استاد سفالگری من این هنر را به من آموزش داد و حالا من هم توانستم نمایشگاه برگزار کنم و در اجتماع باشم و هم به افراد نابینا آموزش بدهم. بنابراین حتما لازم نیست که کمک‌ها با مبالغ کلان باشد و ما در انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی از تمام خیران و نیکوکاران با هر نوع کمکی استقبال می‌کنیم. ۰۹۳۰۴۶۹۰۸۳۳ شماره تماسی است که هرکسی بخواهد به ما کمک کند از این طریق می‌تواند با انجمن ارتباط بگیرد و افرادی هم که قربانی این اتفاق هستند با این شماره ارتباط بگیرند و به عضویت انجمن دربیایند.
فروتن: این افراد با علم روز قابل بهبود هستند ولی کافی است که اولا شناسایی شوند، دوما به موقع نسبت به درمان آنها اقدام شود. وقتی بدانند انجمنی وجود دارد که متعلق به خودشان است و توسط افرادی همدرد خودشان اداره می‌شود و کارشناس‌ها و پزشک‌هایی هستند که به آنها کمک می‌کنند، قطعا بهتر و بیشتر می‌توانند به زندگی برگردند.
مرتضوی: ما همه این دردها و تنهایی‌ها و سردرگمی‌ها را کشیده‌ایم ولی می‌خواهیم با این انجمن به دیگران کمک کنیم که کدام مسیرها را برای درمان و دادگاه طی کنند. افراد مختلف جامعه در این زمینه خیلی می‌توانند نقش داشته باشند به عنوان مثال برای این افراد کارآفرینی کنند. کارهایی هست که قربانیان اسیدپاشی می‌توانند انجام دهند همانطور که در هندوستان کافه‌ای هست که در آن تمام قربانیان اسیدپاشی کار می‌کنند و با شعبه‌هایی که ایجاد کرده توانسته این افراد را به جامعه بازگرداند و اجازه ندهد اسیدپاش‌ها که هدفشان منزوی کردن این افراد است به نتیجه برسند. ما هم در کشورمان لازم داریم کاری کنیم که قربانیان اسیدپاشی به زندگی برگردند. هدف اصلی انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی هم ایجاد امید به زندگی در این افراد است.

۱۳۹۶ تیر ۱, پنجشنبه

مروری بر پرونده چند تن از قربانیان اسیدپاشی

پرونده‌های اسیدپاشی در ایران با جنجال‌های بسیاری روبه‌رو بوده است. البته که تنها برخی از این فاجعه‌ها خبری شده و بسیاری از آنها که ممکن است در مناطق دورافتاده رخ داده باشد، رسانه‌ای نشده‌اند و برخی از خانواده‌ها نیز از خبری‌شدن اسیدپاشی روی فرزندان‌شان ممانعت به عمل آورده‌اند. همچنین مواردی که شدت و وسعت جراحت کم است و مواردی که به دلایل مختلف به درستی گزارش نمی‌شوند. بسیاری از قربانیان اسیدپاشی با وجود این‌که می‌توانستند مجرم را به همان شیوه قصاص کنند، از این کار گذشتند. در این‌جا چند پرونده مطرح اسیدپاشی را مرور می‌کنیم.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، نوشته روزنامه شهروند از چند پرونده مطرح اسیدپاشی در پی می آید:
یک «نه» گفت و «کور» شد
پرونده « آمنه » از جنجالی‌ترین پرونده‌های اسیدپاشی شناخته می‌شود. دختری که تاوان « نه » گفتن به خواستگارش را با از دست‌ دادن زیبایی ، دست‌ و پنجه نرم‌ کردن با ناراحتی‌های روحی و فشار مالی برای درمان خود داد.
آمنه به‌عنوان یک قربانی اسید‌پاشی کینه‌جویانه با گذشت از قصاص مجید که او را کور کرده ‌بود، تحسین همگان را برانگیخت. وی در مورد علت رضایتش چنین گفت: «رضایت دادم تا نام کشورم به‌عنوان کشوری با مردم بخشنده بر سر زبان‌ها بیفتد و مردم خوشحال باشند».
با صدور قرار مجرمیت برای متهم، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شد و قضات شعبه ‌٧١ دادگاه کیفری، در آذرماه‌ سال ‌٨٧ پس از اخذ اظهارات متهم و شاکی، حکم قصاص دو چشم به شیوه‌ مورد درخواست شاکی یعنی ریختن اسید در چشم متهم و پرداخت دیه‌ جراحات وارده پس از پرداخت تفاضل دیه از سوی شاکی را صادر کردند.
این پرونده پس از تایید رأی صادره از سوی دادگاه توسط دیوان عالی کشور، روز ‌٢١اسفندماه ‌٨٧ به واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارجاع داده شد. آمنه که قرار بود صبح روز یکشنبه ٩مرداد ١٣٩٠ چشمان «مجید» را قصاص کند، از قصاص وی گذشت.
پدرشوهر اسیدپاش
معصومه عطایی در شهریور‌ سال ٨٩ از سوی پدرشوهر سابقش مورد اسیدپاشی واقع شد. علت اسیدپاشی مخالفت معصومه در مقابل اصرار پدرشوهر برای بازگشت به زندگی سابق بود. با شکایت معصومه پرونده‌ای تشکیل و جلسه رسیدگی به آن در بهمن‌ماه ١٣٩٠ در شعبه ١٧دادگاه کیفری استان اصفهان برگزار شد.
شعبه مذکور متهم را به قصاص چشم و پرداخت یک‌دوم از ٧٢‌درصد دیه کامل بابت ارش سوختگی صورت، اندام‌های فوقانی، قفسه صدری، نقص زیبایی و تخریب صورت و تحمل ۵‌سال حبس تعزیری محکوم کرد. پس از صدور حکم، معصومه عطایی به میزان دیه درنظر گرفته شده اعتراض داشت و محکوم‌علیه نیز معتقد بود که معصومه نابینا نشده و به همین دلیل پرونده با اعتراض طرفین به دیوان عالی کشور رفت. دیوان عالی کشور نیز با رسیدگی به این پرونده، رأی شعبه ١٧دادگاه کیفری استان اصفهان را به علت نقص تحقیقات نقض کرد و پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه بدوی ارجاع کرد.
مهرماه‌ سال ٩٣ بود که وکیل‌مدافع معصومه عطایی از گذشت موکلش از اجرای حکم قصاص که دادگاه برای متهم صادر کرده بود، خبر داد. این اعلام گذشت از اجرای حکم قصاص در برابر این بود که شوهر معصومه در مقابل حضانت فرزندشان هیچ‌گونه ادعایی نداشته باشد و حضانت فرزند به معصومه عطایی واگذار شود.
اعظم نمی‌داند چرا قربانی شده است؟
اعظم یکی دیگر از قربانیان اسیدپاشی است که با گذشت بیش از ٩‌سال از وقوع حادثه هنوز که هنوز است نمی‌داند برای چه و از سوی چه کسی مورد اسیدپاشی قرار گرفته است. وی در توضیح چگونگی وقوع این حادثه گفت: بهار‌ سال ٨۴ بود که برای شرکت در مراسم عروسی برادرم از شهرستان به تهران آمده بودیم که یک روز پیش از حادثه درحالی‌که قصد داشتم برای خرید به بیرون بروم با بازکردن در خانه، یک دست را دیدم که لیوانی از اسید را روی صورتم ریخت.
قربانی سوءتفاهم
فروردین ‌سال ٩١ محسن قربانی دیگر اسیدپاشی از سوی یکی از همکارانش با سه لیتر اسید مورد حمله قرار گرفت و از ناحیه چشم راست، گوش و بینی دچار آسیب‌دیدگی شدید و حتی چشم راست وی به‌طور کامل تخلیه شد.
جلسه نخست رسیدگی به این پرونده در شعبه ١٠۴١ دادگاه عمومی و جزایی شهید قدوسی به ریاست قاضی علوی برگزار شد که قاضی به دلیل عدم صلاحیت دادگاه عمومی و درخواست قصاص شاکی،‌ پرونده را به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داد.
پرونده در شعبه ٧١دادگاه کیفری استان تهران مطرح شد و شعبه مذکور در بهمن‌ماه ‌سال ٩٢ تشکیل جلسه داد. محسن همچنان در دادگاه بر قصاص عضو تاکید داشت. پس از صدور رأی از سوی شعبه رسیدگی‌کننده، متهم به قصاص چشم راست، گوش راست و پرداخت مبلغ ۶٠٠‌میلیون تومان دیه محکوم شد.
اسیدپاشی‌های گسترده اصفهان
حادثه اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان مربوط به اسیدپاشی‌های پیاپی به ناحیه صورت زنان در شهر اصفهان است که در مهرماه ۱۳۹۳ خورشیدی به وقوع پیوست. در جریان این اسیدپاشی‌ها، حداقل چهار دختر یا زن جوان مورد حمله قرار گرفته‌اند که منجر به مرگ یکی از آنها شده است. برخی گزارش‌ها شمار قربانیان اسیدپاشی در اصفهان را ۱۵نفر اعلام کرده‌اند. خبرهای اسیدپاشی در اصفهان، امنیت مردم شهر را مختل کرد، زنان و دختران شهر کمتر در معابر عمومی پدیدار می‌شدند.
پدر سهیلا جورکش یکی از قربانیان اسیدپاشی‌های اصفهان گفته دونفر که روی یک موتور سوار بوده و در زمان معینی اقدام به اسیدپاشی می‌کرده‌اند از سوی یک خودروی پیکان حمایت می‌شده‌اند.
تاکنون مشخص نیست چه کسانی و با چه انگیزه‌ای دست به چنین اقداماتی زده‌اند، ولی منابع خبری در مورد برخی از احتمالات صحبت کرده‌اند.

۱۳۹۶ خرداد ۲۶, جمعه

سکوت قانون در برابر پدیده اسیدپاشی ؛ اسید پاشان گستاخ شده‌اند



یک جامعه‌شناس جنایی می‌گوید: «متاسفانه برخی پرونده‌های اسیدپاشی‌ که در سیستم عدالت کیفری داریم یا معلق شده و یا اینکه منع تعقیب برای فرد صادر شده است که این موجب گستاخی مجرم شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند، فرد اسیدپاش با عامل بازدارنده مواجه نمی‌شود و کار خود را به راحتی انجام می‌دهد.»
« مرد چهل‌ ساله پس از درگیری با اعضای یک خانواده در پارک فدائیان اسلام به منزل خود رفت، با تهیه یک ظرف اسید به پارک بازگشت و بدون اینکه بداند چه‌کسی مقابلش قرار دارد؛ روی ۱۶ نفر اسید پاشید.» «فردی در کرمانشاه به بهانه اخذ مدارک خودرو به منزل پدری همسر سابق خود مراجعه و پس از درگیری لفظی با مادر همسر سابق خود اسید موجود در داخل قوطی پلاستیکی را که از قبل آماده کرده بود به طرف او پاشید.» اینها خبرهایی است که هفته گذشته به تیتر رسانه‌ها بدل شده بود، البته طی سال‌های اخیر کم نبودند؛ خبرهایی از این دست که تیتر رسانه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند؛ «حادثه اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان که در مهرماه ۱۳۹۳ به وقوع پیوست که در جریان این اسیدپاشی‌ها، حداقل چهار زن جوان مورد حمله قرار گرفته‌اند که منجر به مرگ یکی از آنها شد.» «دختر ۲۹ ساله‌ای که حاضر به زندگی با همسر معتاد خود نبود، از سوی اعضای خانواده‌اش مورد اسیدپاشی قرار گرفت.» «معصومه عطایی در شهریور سال ۸۹ از سوی پدر شوهر سابقش مورد اسیدپاشی واقع شد.علت اسیدپاشی مخالفت معصومه در مقابل اصرار پدرشوهر برای بازگشت به زندگی سابق بود.» «محسن قربانی از سوی یکی از همکارانش با سه لیتر اسید مورد حمله قرار گرفت و از ناحیه چشم راست، گوش و بینی دچار آسیب‌دیدگی شدید و حتی چشم راست وی به طور کامل تخلیه شد، علت این حادثه سوتفاهم اعلام شد.» اینها خبرهای مربوط به جرمی خشن و گاهی خیابانی است که با تعددش و تغییر منفی شکل ابراز خشونت در جامعه بیم آن می‌رود در کشور شایع شود.
در برخی نظریه‌های جامعه‌شناسی ساختار و نهادهای اجتماعی و فرهنگی به عنوان واقعیت‌های اجتماعی علت بروز رفتارهای متفاوت در افراد محسوب می‌شود، اما برخی صاحبنظران نیز شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی را در بروز خشونت‌ها دخیل می‌دانند. اینکه فرد در بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی دچار سرخوردگی شود و با نبود نظارت‌های اجتماعی و نهادهای تامین‌کننده امنیت به رفتارهایی سوق داده شود که مهمترین آن برهم زدن امنیت و نظم اجتماعی است که در سالهای اخیر اسیدپاشی از بارزترین آن به حساب می‌آید.
رفتارهای خشونت‌آمیز در جامعه بدتر شده است
شیرین ولی‌پوری (جامع‌شناس جنایی) در این رابطه می‌گوید: «مشکلات اقتصادی یا شکاف‌های طبقاتی به علاوه ناکامی‌های جنسی در این مسئله دخیل هستند و مجموع اینها باعث شده است که ابراز خشونت و شکل آن تغییر کند.»
باید این مسئله را قبول کنیم که خشونت با آنچه در گذشته رواج داشته، متفاوت شده است. پدیده اسیدپاشی به عنوان یکی از انواع خشونت‌ حمله‌ای است که نه به قصد قتل، بلکه معمولاً برای انتقام و نابودگی زندگی اجتماعی و آینده قربانی انجام می‌شود که در مواردی منجر به مرگ قربانی نیز می‌شود. آنچه مسلم است این است که خشونت ریشه‌های بسیاری دارد، اما در حال حاضر تنها تحقیق عملی که در خصوص آن انجام شده است، به سالهای ۸۳ تا ۸۹ و به مطالعات انجام شده در بیمارستان شهید مطهری برمی‌گردد که شامل بیماری‌های سوختگی ناشی از خشونت است و بعد از آن هیچ تحقیق جامع و علمی در رابطه با خشونت صورت نگرفته است.
سکوت قانون در برابر پدیده اسیدپاشی
او در ادامه تاکید می‌کند: «برای اسیدپاشی هدف خاصی تعریف نشده است و می‌تواند شخصی و جمعی باشد. اهداف شخصی به صورت پرخاشگری فردی جلوه می کند، مثل همان مردی که در هفته گذشته با وجود ۴۰ سال سن اقدام به اسیدپاشی کرد و بنا به گفته او انتقام‌گیری موجب بروز این رفتار شده است. براساس آمار اعلام شده در لیست مجروحان بیشتر  کودک و زنان ۴ تا ۳۶ به چشم می خورند؛ یعنی خشم به اندازه‌ای در رفتار او بروز پیدا کرده است که صرف‌نظر از اینکه اسید را بر روی چه کسانی می‌پاشد، نظم اجتماعی را بر هم زده است.»
این جامعه‌شناس جنایی در رابطه با نقش رسانه‌ها برای پیشگیری از بروز اسیدپاشی می‌گوید: «رسانه در این خصوص نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، رسانه‌ها باید بیش از این درباره عواقب اسیدپاشی به مردم آگاهی دهند تا از بروز رفتارهایی اینچنینی پیشگیری شود.
وی با تاکید بر اینکه باید قوای قانونگذار را در رابطه با اسیدپاشی مورد نقد قرارداد، می‌افزاید: «قوانین ما در این زمینه پیشگیری خاصی ندارد، یعنی قانونی نداریم که بازدارندگی ایجاد کند، مگر اینکه از جهت اخلال در نظم عمومی و وحشت و ارعابی که از طرف فرد اسیدپاش ایجاد می‌شود این مسئله را بررسی کرد که در نهایت براساس ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی این مسئله مطرح می شود که محاربه است. متاسفانه از روی استیصال حقوقدان و جرم‌شناس است که اسیدپاشی را به ماده ۲۷۹ ربط دهند، چرا که برای محاربه تعاریف مخصوص به خود را دارد؛ بنابراین در قانون با سکوت در برابر پدیده اسیدپاشی مواجه هستیم.»
پیگیری‌های اجتماعی برای فرد اسیدپاش بازدارنده است
این جامعه‌شناس جنایی در این رابطه می‌گوید: «پیگیری‌های اجتماعی برای فرد اسیدپاش بازدارنده است به طوری که می‌توان اقدامات موثری در این راستا انجام داد تا برای فردی که قصد اسیدپاشی دارد، بازدارنده باشد. باید به او فهمانده شود که اگر این کار را انجام دهد با چه واکنش های قانونی مواجه خواهد شد. متاسفانه برخی پرونده‌های اسیدپاشی‌ که در سیستم عدالت کیفری داریم یا معلق شده است و یا اینکه منع تعقیب برای فرد صادر شده است که این موجب گستاخی مجرم شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند، فرد اسیدپاش با عامل بازدارنده مواجه نمی‌شود و کار خود را به راحتی انجام می‌دهد.»
طبق گفته ولی‌پوری بسیاری از کسانی که فرد اسیدپاش را می‌بخشند، از روی فداکاری ودلسوزی این کار را نمی‌کنند بلکه به دلیل هزینه‌های درمانی بالا و پروسه دادگاه که بسیار خسته‌کننده و طولانی است از این مسئله می‌گذرند، چرا که اولویت آنها درمان است و بسیاری از قربانیان اسیدپاشی ترجیح می‌دهند که به جای رفت و آمد به دادگاه‌ها و در آخر دریافت هزینه ناچیز از فرد اسیدپاش بگذرند.
افراد با مشکلات اقتصادی به هر محرک خارجی واکنش نشان می‌دهند
علی نجفی‌توانا (رییس کانون وکلای دادگستری مرکز) می‌گوید: «وقتی استفاده از اسید توسط رسانه‌ها به عنوان واکنش یک فرد عاشق نشان داده می‌شود به عنوان آموزش به شخص منتقل می‌شود و فردی که نظام عصبی شدیدی دارد از سخت‌ترین وسیله برای ابراز خشم خود استفاده می‌کند. مطالعات مربوط به اسیدپاشی در کشور نشان می‌دهد که افراد در اوج حالت کینه‌ورزی و انتقام جویی اقدام به این کار می‌کنند و در سال‌های اخیر نیز مسائل عقیدتی در این مورد مطرح بوده است. هدف فرد کشتن نیست بلکه تحمیل یک زندگی زجر‌آور برای قربانی است.»
او در ادامه تاکید می‌کند: «در خانواده‌هایی که از نظر اقتصادی، فرهنگی، عاطفی و اجتماعی امکان یک زندگی متعارف و متعادل برای افراد وجود ندارد؛ فرزندان آن خانواده دچار دو حالت می‌شوند؛ نخست خشونت‌پذیر می‌شوند و یا اینکه در خانواده و جامعه اقدام به خشونت می‌کنند. افرادی که دچار مشکلات اقتصادی و اجتماعی هستند با هر محرک خارجی واکنش نشان می‌دهند، چرا که تحریک‌پذیری بیشتری دارند و زمانی که تحریک‌پذیری بالا می‌رود چگونگی واکنش یک انسان باید مورد توجه قرار گیرد.»
نجفی‌توانا می‌گوید: «برخی مدیریت واکنش را برعهده می‌گیرند و سعی می‌کنند تندروی نداشته باشند. برخی واکنش ها نیز کلامی ابراز می‌شود، اما برخی خشونت‌های دیگری را پدید می‌آورند که البته به سطح آموزش و تربیت و فرهنگ و سواد افراد نیز مربوط می‌شود. استفاده از ابزارهای بروز خشونت نیز متفاوت است. ممکن است فقط با استفاده از توانمندی‌های فیزیکی باشد یا اینکه برخی به درجه‌ای برسند که از ابزارهایی استفاده کنند تا تعادل قدرت را برهم زنند مثل اسلحه یا اسید که باید چرایی آنها مورد بررسی قرار گیرد.»
 مقررات جزایی در رابطه با اسیدپاش  طی سه دهه با چالش مواجه بود
نجفی‌توانا در رابطه با واکنش‌های اجتماعی در جامعه‌ای که دچار التهاب‌های سیاسی و کلامی است، می‌گوید: «زمانی که حتی بین جناح های مختلف یک کشور برخوردهای کلامی و گاه توام با خشونت وجود دارد، نمی‌توان از مردم انتظار داشت خشم خود را کنترل کنند و یا در صورت وجود مشکلات اجتماعی و اقتصادی خودکنترلی داشته باشند. التهاب سیاسی موجب التهاب رفتاری و در اشخاص مختلف واکنش‌های مختلف ایجاد می‌کند و مسائلی که تحریک‌پذیری را فعال می‌کند مدیریت  را به حداقل می‌رساند.»
وی می افزاید: «با کم کردن مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌توان آستانه مقاومت مردم را بالا برد. وقتی فرد دغدغه تامین معاش نداشته باشد و احساس امنیت کند، رفتارهای خشونت آمیز کمتر از او سر می زند. همچنین با آموزش مدیریت بحران از طریق مراکز آموزشی بهترین زمینه برای مقابله با خشونت برای فرد فراهم می‌شود، اما در بحث مقررات جزایی در رابطه با اسیدپاشان طی سه دهه گذشته با چالش مواجه بوده‌ایم.»
او در ادامه تاکید می‌کند: «باید در قانون رویه‌ای ایجاد شود که اسیدپاش هزینه‌های درمانی قربانی را به طور کامل پرداخت کند و مجازات حبس برای او تشدید شود که اگر کسی با پاشیدن اسید بر روی دیگری مرتکب جرم شد؛ مجازات حبس بیشتری برای او در نظر گرفته شود و سومین شیوه نیز پیش‌بینی مقابله به مثل یا قصاص با لحاظ شرایط خاص باید باشد.»

۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

اسید پاشی به ۱۶ نفر در تهران



صبح امروز، اسیدپاشی در خیابان‌های جنوب تهران ۱۶ مصدوم برجای گذاشت.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل زا ایلنا، بامداد امروز ، یک موتور سوار به ۱۶ نفر در بلوار فدائیان اسلام اسید پاشیده که این افراد دچار مصدومیت شده‌اند.
در پی اسید پاشی روی شهروندان در خیابان فدائیان اسلام ۴ دستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شد.
۱۶ مصدوم که از نواحی مختلف مورد آسیب قرار گرفته بودند توسط اورژانس به مراکز درمانی منتقل شدند.
تحقیقات ویژه پلیس در این رابطه آغاز شده است.
هنوز نمی‌توان در مورد انگیزه یا تروریستی بودن این حادثه اظهارنظر کرد.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

اسید پاشی روی همسر به دلیل اختلاف خانوادگی



فرمانده انتظامی خراسان رضوی گفت: «مرد جوان در پی اختلاف خانوادگی با پاشیدن اسید روی همسرش متواری شد.»
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، بهمن امیری مقدم روز یکشنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: « در این حادثه که جمعه شب گذشته در شهرستان جغتای و در منزل پدری زن روی داد، مرد جوان که دچار اختلاف جدی با همسرش بود در پی حاضر نشدن زن به طلاق توافقی، اقدام به پاشیدن اسید به روی وی نمود و متواری شد. »
وی اظهار کرد: «خانواده این زن وی را به بیمارستان ولی عصر (عج) جغتای منتقل کردند.»
وی گفت: «زن جوان که از ناحیه سر و گردن دچار سوختگی شده بود تحت مراقبت‌های پزشکی قرار گرفت.»
امیری مقدم افزود: «این زن در تحقیقات اولیه مدعی شد شوهرش که پیش از این نیز وی را به اسید پاشی تهدید کرده بود به مواد مخدر اعتیاد دارد.»
وی اظهار کرد: «تحقیقات برای دستگیری متهم و تکمیل پرونده ادامه دارد.»

۱۳۹۵ اسفند ۲۹, یکشنبه

اسیدپاشی به یک خانواده چهار نفره در شهرضا اصفهان



خانواده‌ای چهار نفره در شهرضا اصفهان به علت اسیدپاشی  مصدوم شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از میزان، معاون امور اجتماعی فرماندهی استان اصفهان گفت: «در حادثه‌ای در شهرضا استان اصفهان، ۴ تن از اعضای یک خانواده مورد اسیدپاشی قرار گرفتند.»
وی افزود: «در این حادثه پدر، مادر و پسر خانواده در منزل، با پاشیده شدن اسید از ناحیه صورت و سر به شدت مجروح شدند و دختر خانواده هم از ناحیه پا آسیب دید.»
معاون امور اجتماعی فرماندهی استان اصفهان با اشاره به انتقال افراد آسیب دیده به مراکز درمانی اظهار کرد: «این خانواده چهار نفره به مرکز سوانح سوختگی امام موسی کاظم علیه السلام اصفهان منتقل شدند.»
جهانگیر کرمی افزود: «پلیس در حال بررسی نحوه وقوع حادثه و شناسایی فرد یا افراد مرتبط با حادثه است.»

۱۳۹۵ اسفند ۲۶, پنجشنبه

اسید پاشی به صورت جوان کوهدشتی



شب گذشته، جوان ۳۲ ساله کوهدشتی، توسط افراد ناشناس، مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفت.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، رئیس شبکه بهداشت شهرستان کوهدشت گفت: افراد ناشناس حدود ساعت ۲۰:۲۰ دیشب در شهرک شهید رجایی کوهدشت بر صورت این جوان؛ اسید پاشی کردند و متواری شدند.
دکتر حسین امین زاده افزود: شخص حادثه دیده ابتدا به یک از بیمارستان های کوهدشت منتقل شد اما به دلیل شدت جراحت، یک ساعت بعد به یکی از بیمارستان های مرکز استان لرستان در خرم آباد اعزام گردید.
وی گفت: این فرد از ناحیه سر، گردن، دست ها و بینایی هر دو چشم آسیب جدی دیده است.
فرمانده انتظامی شهرستان کوهدشت گفت: بر اساس گفته قربانی این حادثه، وی با نامزدش در حال حرکت در خیابان بوده که یک سواری با شیشه دودی رنگ به وی نزدیک شده و اقدام به اسید پاشی کرده است.
یارالله عبدی درباره علت حادثه افزود: در حال بررسی هستیم تا علت واقعی این حادثه را بیابیم اما دلایلی چون اختلافات خانوادگی محتمل است و فرد اسید پاش هنوز دستگیر نشده است.