۱۳۹۵ مرداد ۸, جمعه

سه بازداشت دیگر؛ موج بازداشت معترضان ترک (آذری) ادامه دارد


bazdasht

درپی برگزاری تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف استانهای آذربایجان و اردبیل در واکنش به مطلب منتشره در روزنامه طرح نو و تداوم این اعتراضات، موج بازداشت فعالان ترک (آذری) در شهرهای مختلف از جمله تبریز و اردبیل با بازداشت دست‌کم سه شهروند دیگر ادامه داشت. همزمان یک شهروند در ارومیه به اداره پلیس امنیت احضار شده و در تبریز ماموران امنیتی برای بازداشت دو شهروند اقدام ناموفق داشتند. در کنار تداوم موج بازداشتها پنج تن از بازداشت شدگان پرتعداد روزهای گذشته امروز آزاد شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، موج بازداشت معترضان ترک (آذری) به مطلب منتشره در روزنامه طرح نو با بازداشت و احضار تعدادی شهروند دیگر ادامه دارد.
امروز در شهر تبریز خانم نسیم صادقی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. هم‌چنین ماموران جهت بازداشت حجت مختارزاده و داوود شیری در منازل‌شان اقدام کردند که به دلیل عدم حضور این دو شهروند در منزل اقدام نیروهای امنیتی ناکام ماند.
بر اساس گزارشات دریافتی هرانا، حمید ادیب شفق وعلى خلیل‌زاده نیز روز گذشته در شهر اردبیل بازداشت شده اند.
از ازومیه نیز گزارش می رسد، امیر اسمعیل یار به اداره پلیس اطلاعات و امنیت عمومی این شهر احضار شده است.
با اینحال در کنار موج گسترده بازداشت شهروندان که گمان می رود نزدیک به ۵۰ شهروند را در بر گرفته باشد، تعدادی در مراحل مختلف آزاد شدند، در آخرین این موارد گزارش میشود مرتضی کریمی در شهر مراغه، ابولفضل ایمانی به همراه فرزند خردسالش در زنجان، وحید صادقی‌فر و ارسلان زنگانلی در شهر اردبیل آزاد شدند.
هرانا پیش تر گزارش کرده بود اعتراضات شهروندان ترک (آذری) به انتشار مطلبی با محتوای توهین نژادی در روزنامه طرح نو در شهر تبریز و ارومیه، تعداد زیادی از شهروندان بازداشت شدند که از این میان ۱۵ تا ۲۵ شهروند بازداشت شده با قید ضمانت و بعضا تعهد آزاد شدند و همچنان دست‌کم ۷ تن هنوز در بازداشت به‌سر می‌برند.
با تداوم این اعتراضات در روز گذشته، موج بازداشت فعالان ترک (آذری) در شهرهای مختلف از جمله تبریز، ارومیه، خوی، مراغه، زنجان، اردبیل و تهران با بازداشت ۲۴ تن دیگر ادامه یافت.

یک دیوار جدید برای بهایی های ایران در هارلم



«رسالت من و هیولاها این است که دور دنیا پایکوبی کنیم و با همه مهربان باشیم.»  این را «پچ ویسکی»، هنرمند ۳۷ ساله می گفت که رو به روی دیوارنگاری ایستاده بود که با «گوستبرد»، همکار ۳۲ ساله اش، در نیویورک در حال اجرای آن هستند. 
لبخند گرم و دل‎پذیری زد و گفت: «ما آدم های خوبی هستیم!» 
این هنرمند مقیم کارولینای جنوبی و همکارش گوستبرد، این روزها در نیویورک به سر می برند تا به کمپین «#جرم نیست» برای دفاع از حقوق بهاییان در ایران کمک کنند. این دو هنرمند اثر خود را بر دیوار آجریِ ساختمان «فابکو شو» در شرق «هارلم» اجرا کرده اند. در این کار، هیولایی را می بینیم به نام «آفتابگردان رنگین کمان» (Rainbow Daisy) که با رنگ های شاد و زنده ای نقاشی شده و مشغول خواندن کتابی است که روی جلد آن قفلی دیده می شود و انگار قفلِ کتاب همین لحظه باز شده است. کمی آن سو تر، بالن هایی دیده می شوند با رنگ هایی سرزنده و شاد که در حال حرکت هستند. 
کمپین «#جرم نیست» که در همه جای دنیا، از جمله در آفریقای جنوبی، برزیل، استرالیا و بریتانیا به هنرمندان مختلفی سفارش کار می دهد، این تابستان به هارلم رفته است. این کمپین، دیوارنگاری ها را در آستانه اجلاس عمومی سازمان ملل متحد که در ماه سپتامبر برگزار می شود، اجرا می کند. مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران و سران ۱۵۰ کشور دیگر جهان برای شرکت در این اجلاس به نیویورک خواهند رفت. 
هدف این کمپین آن است که درباره وضعیت بهاییان ایران اطلاع رسانی کند. آن ها از حقوق بنیادی خود، از جمله حق تحصیل و تدریس در دانشگاه محروم هستند. بهاییان که بزرگ ترین اقلیت مذهبی ایران را تشکیل می دهند، مدام با بازداشت های خودسرانه، احتراق های عمدی و بسیاری اعمال خشونت آمیز دیگر رو به رو می شوند. 
پچ ویسکی در توضیح اهداف خود از اجرای این دیوارنگاری، به «ایران‎وایر» می گوید: «هیولاهای من از این راه می توانند بخشی از جامعه بشوند تا به انسانیت و همسیاره ای های خود در زمین کمک کنند.» 
گوستبرد نیز می گوید: «وقتی به سرکوب آموزش در ایران و چیزهایی از این قبیل فکر می کنید، یاد امریکا هم می افتید.» 
می گوید کمپین «#جرم نیست» او را یاد دوران مبارزه برای حقوق شهروندی در امریکا و مبارزات مشابه دیگری می اندازد که تا امروز نیز ادامه دارند:«ما این چیزها را قبلاً در سال های دهه ۱۹۶۰ در امریکا دیده ایم، برایش مبارزه کرده ایم و این مبارزه ای است که تا امروز هم ادامه دارد. تمام تلاش ما این است که مطمئن شویم مسأله برابری و عدالت را جدی بگیرند و به رسمیت بشناسند.» 
گوستبرد به وضعیت بهاییان در ایران و موقعیت آن ها و وضعیت خودش در امریکا فکر می کند: «به هیچ وجه نمی شود در جهانی زندگی کرد که در آن دانش و شناخت آدم توسط افراد دیگری محدود می شود.» 
او به اینترنت اشاره می کند و از این می گوید که اکثر امریکایی ها به راحتی، به دانش و اطلاعات دسترسی دارند. 
پچ ویسکی با صحبت های گوستبرد موافق است و اضافه می کند که همیشه توانسته در زندگی خود به هر نوع کلاس و آموزشی که می خواسته است، راه یابد؛ از کلاس های آموزش هنر و موسیقی گرفته تا سرک هایی که به دنیای باستان شناسی زده است. او در حالی که به خیابان نگاه می کرد، گفت: «راستش، هضم این مسأله برایم سخت است که در این دوره زمانه، هنوز هستند کسانی که این فرصت ها از آن ها دریغ می شود.»
این دو هنرمند اظهار امیدواری می کنند که پروژه هایشان نقش خود را در کمپین بزرگ تری ایفا کنند که هدف آن واداشتنِ حکومت ایران به حمایت از حقوق بنیادین بهاییان است. 
گوستبرد می گوید: «آن ها [بهاییان] نیز این حق اساسی بشر را دارند که یاد بگیرند و آموزش ببینند چراکه دانستن یعنی قدرت و قدرت عامل تعیین کننده ای است.» 
پشت سر گوستبرد، «آفتابگردان رنگین کمان» مشغول خواندن کتابی است که قفل آن باز شده و انگار جلوه بصری حرف های گوستبرد است.
پچ ویسکی توضیح می دهد که این هیولا دارد چیزی را می خواند که قرار نیست بخواند: «فکر کنم [این هیولا] از خواندن خوشش می آید ولی من این را تا همین هفته پیش نمی دانستم.» 
این دو هنرمند درباره وضعیت بهاییان در ایران نیز تا همین اواخر چیزی نشنیده بودند؛ یعنی درست تا وقتی که مدیر برگزاری(کیوریتور) این پروژۀ کمپین «#جرم نیست» و «آنارشی هنر خیابانی» (Street Art Anarchy) که یک سازمان غیرانتفاعیِ هنر خیابانی در نیویورک است، به آن ها پیشنهاد همکاری دادند. 
پچ ویسکی می گوید این هیولا حالا دیگر حسابی اهل خواندن شده است. شاید این اشاره ای است به بهاییان ایران که به شکلی مخفیانه در دانشگاهی زیرزمینی تحصیل می کنند. 
عابرانی که از جلوی کار رد می شوند، ظاهراً به طور شهودی پیام این نقاشی را متوجه می شوند. «پریسچه»، خانم ۵۲ ساله ای که سر راه خانه اش، از کنار این دیوارنگاری رد می شد، گفت: «شاید این کلید و قفل یک راز باشند.» 
او به «آفتابگردان رنگین کمان» که کلاه فارغ التحصیلی سیاهی به سر گذاشته است، اشاره کرد: «کتاب و کلاه نماد فارغ التحصیلی هستند؛ نشانه تحصیلات عالی.» 
«کریستینا» ۲۴ ساله که همراه دو نفر از دوستانش بود، گفت: «از این کار خوشم می آید چون در یک فضای شهری، مردم را به خواندن و تحصیل دعوت می کند.» وقتی نظر او را درباره قفلِ روی کتاب پرسیدیم، گفت: «شبیه دفتر خاطرات روزانه است. قفل موفقیت با خواندن و آموزش باز می شود.» 
او به «ایران‎وایر» گفت عاشق این نقاشی شده و به ویژه خیلی از این نکته خوشش آمده که در منطقه شرق هارلم اجرا شده است. بعضی از ساختمان های این منطقه متروک مانده اند با پنجره هایی شکسته که رو به خیابان باز می شوند. 
«عتیق»، عابر ۴۲ ساله ای که در یک مغازه خرده فروشی در همین حوالی کار می کند، می گوید: «انگار این دیوارنگاری می خواهد بگوید خواندن مقدس است.» 
پچ ویسکی به «ایران‎وایر» می گوید که خبرِ این کمپین برای دیوارنگاری در بین هنرمندان خیابانیِ نیویورک پیچیده است. او اظهار امیدواری کرد که این کمپین حقایقی را درباره وضعیت بهاییان در ایران روشن کند: «[گوستبرد] همین آخر هفته مدام می گفت قدرت در اعداد است. بفرمایید، ۱۵ دیوارنگاری دیگر هم در راه هستند.» 
قبل از پایان تابستان، کمپین «#جرم نیست» ۱۵ دیوارنگاری دیگر را در هارلم اجرا خواهد کرد. پچ ویسکی می گوید: «خیلی کار بزرگی است. مردم در مورد آن حرف می زنند و حرفِ آن در شهر پیچیده است. بنابراین، حتماً اثرگذار خواهد بود.» 
بعد، کمی آن طرف رفت تا یک لایه رنگ دیگر به بدن «آفتابگردان رنگین کمان» اضافه کند. 

بیست و هشتمین روز از اعتصاب غذا؛ امتناع بهداری از رسیدگی به وضعیت رسول حردانی


۵رسول حردانی

رسول حردانی، زندانی امنیتی، در بیست و هشتمین روز از اعتصاب خود در وضعیت وخیم جسمانی و محروم از رسیدگی درمانی به سر می برد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، رسول حردانی، زندانی امنیتی که در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده و جلوگیری از آزادی وی، دست به اعتصاب غذا نا محدود زده است، به دلیل خودداری مسئولین زندان از دریافت نامه اعتصاب غذای این زندانی، از حق درمان و رسیدگی در مراکز درمانی و بهداری زندان رجایی شهر محروم می باشد. بهداری زندان به وی اعلام داشته است که تا زمان فک اعتصاب هیچ گونه درمان و رسیدگی پزشکی برای او صورت نمی گیرد.
گفتنی است که مسئولین زندان به وی اعلام کرده اند، به دستور دادستان زین پس هیچ نامه اعتصابی از سوی زندانیان دریافت نمی گردد. این درحالی است که با گذشت ۲۸ روز از اعتصاب غذا مقامات قضایی همچنان از رسیدگی به وضعیت این زندانی امنیتی خودداری می کنند.
رسول حردانی در سال ۷۹ به اتهام هواپیماربایی بازداشت و در دادگاهی به همراه خالد حردانی به اعدام محکوم شد که حکم صادره در دادگاه تجدیدنظر با یک درجه تخفیف به حبس ابد تقلیل یافت. این زندانیان که هم‌اکنون شانزدهمین سال حبس را در زندان رجایی سپری می‌کند در هنگام بازداشت کمتر از ۱۸ سال سن داشته است.
لازم به ذکر است که این زندانی امنیتی می بایست در ۳۰ مرداد ۹۴ از زندان آزاد می شد اما تا کنون از آزادی وی جلوگیری شده است.

برای سومین بار قرار بازداشت موقت دو روحانی اهل سنت تمدید شد


bazdasht rohani dar shahr sarbaz

با گذشت هشت ماه از بازداشت دو روحانی اهل سنت در شهر سرباز این دو زندانی همچنان در بلاتکلیفی به سر می برند.
 مولوی امان الله بلوچی و حافظ عبدالرحیم کوهی دو روحانی سنی مذهب همچنان در زندان مرکزی زاهدان در بلاتکلیفی به سر می برند.
یک منبع مطلع در این باره گفت: “این سومین بار است که بعد از انتقال مولوی امان الله و حافظ عبدالرحیم به زندان مرکزی زاهدان بازداشت موقت آنها تمدید می شود”.
این منبع ادامه داد: “مولوی امان الله در ملاقات با خانواده خود گفته است، هر زمان که از بازپرس پرونده پرسیدیم چرا ما را به دادگاه نمی برید در جواب گفتند (هنوز در حال تحقیق هستیم)”.
این دو زندانی در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ از بازداشتگاه سپاه به زندان مرکزی زاهدان منتقل شدند.
این دو زندانی که توسط سپاه بازداشت شده اند با اتهامات امنیتی “ترور و بمبگذاری” رو به رو شده اند که توسط خود آنها رد شده و از سوی خانواده ها نیز در مورد نحوه بازداشت و “اخذ اعترافات اجباری” از آنها “ابراز نگرانی” شده است.

بازداشت چهار هنرمند عرصه موسیقی؛ بی خبری از وضعیت هشت تن دیگر


4-honarmand

 روز یکشنبه سوم مرداد ماه، علی مبین، آرش کامیاب، شهاب شریفی و میلاد یزدی، چهار هنرمند عرصه موسیقی در شرق تهران با «برخوردی توهین آمیز» بازداشت شدند. همزمان خانواده‌های ۸ شهروند تهرانی دیگر فعال در تهیه کلیپ‌های موسیقی‌ که خرداد ماه امسال در تهران دستگیر شدند در بی خبری و نگرانی از سرنوشت بستگان بازداشت شده خود به سر می برند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی مبین، آرش کامیاب، شهاب شریفی و میلاد یزدی، روز یکشنبه سوم مرداد ماه ۱۳۹۵ در منطقه نارمک در شرق تهران توسط ماموران لباس شخصی بازداشت و به مکان نامعلوم منتقل شدند.
یک منبع نزدیک به این هنرمندان با بیان این‌که بازداشت آن‌ها با «برخورد اهانت آمیز و خشن» از سوی ماموران همراه بوده به گزارشگر هرانا گفت: “ادوات صوتی-تصویری و سازهای موسیقی این هنرمندان نیز ضبط و توسط ماموران به خودروهای ون منتقل شد.”
این منبع هم‌چنین تاکید کرد: “از وضعیت و محل بازداشت این هنرمندان هنوز اطلاعی در دست نیست و مراجعات خانواده های آنان به پلیس امنیت تهران نتیجه ای در بر نداشته است.”
شایان ذکر است، از وضعیت ۸ شهروند تهرانی دیگر که در تهیه کلیپ‌های موسیقی‌ فعالیت داشتند و خرداد ماه امسال در تهران دستگیر شدند، خبری در دست نیست.
یک منبع نزدیک به خانواده این شهروندان در این‌باره به گزارشگر هرانا گفت: “بستگان این افراد نسبت به سرنوشت آن‌ها ابراز نگرانی می کنند. اگرچه جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران گفته بود که پرونده این افراد در دادسرای فرهنگ و رسانه مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما وضعیت آنان همچنان نامعلوم است.”
طی سالهای گذشته و به ویژه ماههای اخیر، فشار و اِعمال محدودیت برای هنرمندان و تولیدکنندگان آثار هنری در ایران افزایش یافته و علاوه بر لغو و برهم زدن تعداد زیادی از کنسرت های موسیقی –حتی مجاز- طیف وسیعی از هنرمندان، شاعران، خوانندگان و سرایندگان نیز، مورد احضار و تهدید و بازداشت قرار گرفته اند.
موسیقی زیرزمینی که تحت فشار نهادهای امنیتی، انتظامی و قضائی قرار دارد، طیفی از موسیقی – گاها با مضامین اعتراضی- است که به دلیل عدم ارائه مجوز توسط نهادهای ذیربط، ناچارا در استودیوهای خانگی به صورت مخفیانه تولید می‌شود. از مهم‌ترین ویژگی‌های این نوع موسیقی قابلیت جذب مخاطبان پرشمار است.

تکذیب مرگ سلیمان پیروتی؛ آزار خانواده زندانی بیمار با ابلاغ خبر فوت وی


 soleyman-pirouti

سلیمان پیروتی زندانی سنی مذهب زندان رجایی‌شهر کرج که درپی سکته قلبی به بیمارستان منتقل شده بود، دقایقی پیش به زندان بازگردانده شد، این در حالی است که اداره اطلاعات شهر مهاباد ساعتی پیش خبر فوت او در بیمارستان را به خانواده وی اطلاع داده بود. مادر و همسر این زندانی در پی انتقال این خبر ناصحیح همچنان در بیمارستان بستری هستند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سه شنبه شب پنجم مردادماه، سلیمان پیروتی زندانی سنی مذهب از سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی‌شهر کرج درپی سکته قلبی به بیمارستان منتقل شد، فوت او در بیمارستان طی تماس اداره اطلاعات شهر مهاباد با خانواده وی به آنان ابلاغ شد.
یک منبع نزدیک به این زندانی عقیدتی با اعلام این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “اگرچه بعد از سکته قلبی آقای پیروتی در زندان جهت اعزامش اقدام شد ولی نیروهای اداره اطلاعات شهر مهاباد در تماس با خانواده این زندانی گفته اند گویا مراحل اعزام و خروج از زندان طول کشیده و وی دیر به بیمارستان رسید و فوت شد.”
در پی ابلاغ این خبر مادر و همسر این زندانی به سرعت دچار شوک عصبی و افت فشار خون شدند و در مرکز درمانی در شهر مهاباد بستری شدند اما در کمال ناامیدی دقایقی قبل به انان گفته شد که سلیمان پیروتی به بند عمومی بازگردانده شده و زنده است.
نزدیکان این زندانی در گفتگو با هرانا، این تماس تلفنی و ابلاغ خبر اشتباه مرگ زندانی را به نوعی آزار و اذیت تعمدی خانواده و خود زندانی دانستند، آنها بهره گیری از وضعیت بیماری یک زندانی برای افزایش فشار بر او را مصداقی از یک بی اخلاقی خواندند.
هر چند آقای پیروتی به زندان بازگردانده شده با اینحال وضعیت عمومی او مناسب گزارش نمیشود، به گفته منابع مطلع این زندانی همچنان از عوارض سکته و ضعف جسمانی برخوردار است.
شایان ذکر است سلیمان پیروتی از حدود ۲۲ ماه پیش با حکم ۵ سال حبس در زندان نگهداری می‌شود. تاکنون از مرخصی، عفو و آزادی مشروط وی ممانعت بعمل آمده است. وی متاهل و دارای سه فرزند است.

خودکشی ابراهیم عالی‌پور، شاعر نوپرداز


ابراهیم عالی‌پور

عالی‌پور مقابل بیمارستان دانشگاه پزشکی اهواز با اسلحه خود را کشت.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از رادیو زمانه، رضا رفیعی، مدیر روابط عمومی اورژانس اهواز به برخی خبرگزاری‌های داخلی گفته است عالی‌پور در اتوموبیلش مقابل بیمارستان دانشگاه پزشکی اهواز با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد.
کسانی که شاهد این واقعه بوده‌اند گفته‌اند این شاعر اهوازی اتوموبیلش را مقابل بیمارستان پارک کرد، شیشه‌ها را بالا کشید و سپس خودش را کشت. این واقعه روز چهارشنبه ۶ مرداد اتفاق افتاد، اما خبر آن بازتاب چندانی پیدا نکرد.
ابراهیم عالی‌پور متولد ۱۳۶۸ بود. پیش از خودکشی، این شاعر ایرانی در صفحه اینستاگرامش متنی نوشته بود با عنوان «تعطیل شد». متن با این جمله آغاز می‌شود: «شاید آخر بازی‌ست. باید نقش بهتری دست و پا می‌کردم.»
این سطرها از آخرین شعرهای او پیش از اقدام به خودکشی‌ست:
در شلاق‌هایی که فرود می‌آید
در یأس و ترس‌هایم
بتادین بریزید
که در هر زخم باز از من
یک جفت چشم لو می‌رود
لطفاً کسی دست به تقصیر‌هایم نبرد…