۱۳۹۴ بهمن ۷, چهارشنبه

محمدرضا خاتمی: علمای دینی در برابر بداخلاقی‌ها سکوت نکنند



کلمه – گروه خبر: محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و فعال سیاسی اصلاح‌طلب می‌گوید که کسی از تخریب به جایی نمی‌رسد، اما در این میان فقط یک خطر وجود دارد و آن، این است که مردم به خصوص جوانان از این حرکات تندروها این موضوع برایشان سئوال شود که نکند دین واقعی همین است که این افراد انجام می دهند و تعریف دین در ذهن این افراد عبارت شود از دروغ گفتن، اتهام زدن و حق را ناحق جلوه دادن.
او تصریح می‌کند که نکته قابل تامل در برابر این بدعت گذاری‌ها و تخریب‌ها، سکوت دردناک علمای دین است که در این میان تعجب‌برانگیز است. کسانی که حاضر نیستند در برابر این مسائل نقش خودشان را ایفا کنند.
خاتمی بر این عقیده است که این بی‌اخلاقی‌ها مردم را از دین دور می کند؛ چرا که عده‌ای با بهره‌برداری از مفاهیم دینی دست به رفتارهایی می زنند که توجیه‌ناپذیر است.
آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت‌وگوی محمدرضا خاتمی با جماران است.
این روز ها اتفاقات زیادی در فضای سیاسی کشور که البته متاثر از فضای انتخاباتی است، رقم می خورد و متاسفانه شاهد تخریب هایی نیز در فضای سیاسی کشور هستیم. البته عده ای تعابیر مختلفی برای سیاست به کار می برند. برخی سیاست را “پدر سوخته” و برخی “بی پدر و مادر” و برخی دیگر آن را “بازی بزرگان” می دانند. نظر شما درباره اخلاق سیاسی و تعابیر سیاسی اخلاق چیست؟
مسئله اخلاق در هر حرفه ای و الزاما نه سیاست آنقدر روشن و واضح است که گاهی اوقات تعجب می کنیم که چرا باید از اخلاق و شرایط حرف زده شود. اخلاق نیاز جامعه بشری ست. اگر یک جامعه دچار بی اخلاقی شود چیزی در آن نمی ماند و اخلاق سلیقه ای و مبهم نیست. بر خلاف دیدگاه های سیاسی، فرهنگی و عقیدتی به نظرم اخلاق آنقدر مرزهای مشخصی دارد که از بدیهیات حساب می شود، اما متاسفانه ما در کشور شاهدیم که حتی این بدیهیات هم رعایت نمی شود و حتی خارج از حدود شرعی یک سری اقدامات و حرف ها و رفتارهایی را می بینیم که این سوال به وجود می آید که کسانی که این حرف ها و رفتارها را انجام می دهند آیا معتقد به هیچ دین و آئینی هستند؟ به نظر من صرف اینکه مطامع مادی و منافع خاص افراد و گروه ها باعث این می شود که ما به این موضوع روی بیاوریم، این موضوع احتیاج به آسیب شناسی دارد.
ریشه این بی اخلاقی ها را شما کجا می بینید؟
اگر بخواهیم ریشه یابی کنیم می بینیم که این نوع تفکر در یک سری افکار ارتجاعی ریشه دارد که برای این بد اخلاقی و بی اخلاقی های خودشان هم می خواهند پاپوش شرعی درست کنند و به موضوعاتی چنگ می زنند که اندیشه علمای دینی آن ها را نفی کرده است. در حقیقت فراتر از این بد اخلاقی ما شاهد یک بدعت در ارزش های دینی هستیم. بدعتی که سبب این می شود که دین تخریب و نسل جدید ما از دین روی گردان شوند. عده ای مسلمات دینی را کنار کذاشته و به یک سری موهوماتی توسل می جویند که بر اساس آن کلاه شرعی درست کنند و رفتار های خودشان را توجیه و به هر حرکتی دست بزنند. در تهمت ها، افترا و تخریب هایی که الان صورت می گیرد شاهد این مساله هستیم و متاسفانه ما در این میان نمی توانیم فقط به انجام دهنده این حرکات ایراد بگیریم. نکته قابل تامل در برابر این بدعت گذاری ها و تخریب ها، سکوت دردناک علمای بزرگ دین است که در این میان ما را تعجب زده می کند. کسانی که وقتی خصوصی با آن ها صحبت می کنید از این وضعیت نه تنها تبری بلکه ابراز نگرانی هم برای آینده دین خدا می کنند. اما حاضر نیستند در برابر این مسائل نقش خودشان را ایفا کنند. اگر ما برای یک عالم دینی یک وظیفه بخواهیم بشناسیم آن وظیفه مبارزه با بدعت است. متاسفانه جوامع دینی ما آنچنان دچار خمودگی شدند که این رسالت و وظیفه خودشان را از یاد برده اند و طبعا در این فضا که بزرگان ورود نمی کنند راه برای افترازنندگان و هتاکان باز می شود.
شما می فرمایید این افراد به هر روشی برای تخریب استفاده می کنند. آیا فکر می کنید مردم هم این حرکات و رفتار ها را قبول و حرف این افراد را باور می کنند؟
فکر نمی کنم عده ای از این موضوع به جایی برسند، برای اینکه مردم آگاه و روشن هستند و در فضای اطلاع رسانی به این صحبت ها گوش نمی دهند و فریب نمی خورند. اما در این میان فقط یک خطر وجود دارد و آن، این است که مردم به خصوص جوانان از این حرکات تندروها این موضوع برایشان سئوال شود که نکند دین واقعی همین است که این افراد انجام می دهند و تعریف دین در ذهن این افراد عبارت شود از دروغ گفتن، اتهام زدن و حق را ناحق جلوه دادن و نکند عده ای با یک سیاست ماکیاولیستی، برای به دست آوردن خواسته های خودشان از هر ابزاری استفاده کنند.
آیا فضای گفت و گوی جریانات سیاسی نمی تواند این موضوع را بهبود ببخشد که از فضای تخریب خارج شویم؟
ما متاسفانه شاهد این فضا هستیم که رسالت اول آن وظیفه عالمان دینی است و نمی دانم این افراد چه زمانی می خواهند در برابر این تندروی ها واکنش نشان دهند. فعالان سیاسی نمی توانند اثر گذاری لازم در این زمینه را داشته باشند. زمانی که ما به عنوان فعال سیاسی این موضوعات را بیان می کنیم این طور برداشت می شود که چون ما در رقابت با یک جناح سیاسی هستیم این حرف ها را می زنیم و حرف ما کاربرد لازم خود را در نگاه های سیاسی از دست می دهد و همین موضوع باعث می شود ما را محدود کنند. شاید زیان و ضرر اصلی را متحمل به اصل دین و انقلاب کند که به نظرم این موضوع ۱۸۰ درجه با چیزی که امام خمینی(س) می خواستند تفاوت دارد. در حقیقت انقلاب ما که قرار بود یک انقلاب فرهنگی باشد را به انقلابی ضد فرهنگی تبدیل می کند.
آقای خاتمی! موضوع دیگری که این روزها مطرح می شود استفاده یک جریان سیاسی خاص و تفسیر به رای سخانان امام و رهبری است. به نظر شما چرا این اتفاقات و این تفسیر به رای ها در فضای سیاسی کشور اتفاق می افتد و عده ای برای رسیدن به خواسته های جناحی خود به تحریف و تقطیع سخانان بزرگان دست می زنند؟
عده ای که صلاحیت و شایستگی ندارند و روی پای خود به این جایگاه و مقام فعلی نرسیدند، فکر می کنند اگر این راه را نروند دیگر جایگاه، پایگاه و مناصبی ندارند و لذا حب دنیا آن ها را وادار به تفسیر به رای و تحریف سخنان بزرگان می کند.
راهکاری برای جلوگیری از این تحریف و یا تقطیع و مصادره به مطلوب وجود دارد؟
این موضوع ریشه در نفسانیات دارد و به نظرم راهکار حل این مسائله باز کردن فضای اندیشه ورزی است. ما نمی توانیم جلوی برداشت های دیگران از سخنان دیگران را بگیریم حتی در عالم سیاست نمی توان جلوی این امر که شخصی از سخن بزرگی مصادره به مطلوب کند را بگیریم. این موضوعات طبیعی است. در صورتی ما می توانیم در برابر این سو برداشت‌ها بایستیم که همه صاحبت نظران و اندیشمندان بتوانند نظر خودشان را بدون ترس و لکنت زبان بگویند و در حقیقت این تقابل اندیشه ها باشد که به مردم بینش و آگاهی تشخیص سره از ناسره را بدهد، اما اگر این فضا بسته شود، سخنان سواستفاده گران به گوش مردم می رسد. البته این را هم بگویم که در بلند مدت این افراد نمی توانند موفق شوند، اما چهره دین و امام و انقلاب را خراب می کنند و تنها راه حل این مسئله این است که کسانی که به اندیشه های امام و انقلاب پایبندی دارند از پای ننشینند و رسالت خودشان را تبیین درست این اندیشه ها انجام دهند. مطمئنا فطرت خدا جوی مردم از این حرف ها استقبال خواهد کرد.
عده ای از یاران امام معتقدند که رسانه های جمعی لازم برای تاثیر گذاری عمومی و رساندن اندیشه و گفتمان انقلاب اسلامی وجود ندارد. با این موضوع چه باید کرد؟
حضرت امام ۱۵ سال هرگونه ارتباط مستقیمش را با مردم بستند. ایشان روزنامه، تریبون و تلویزیون نداشت، اما چون اندیشه و حرفشان حق بود ماندگار شد و سرانجام هم پیروز شد. ما نباید از این محدودیت ها ناامید شویم. تلاش کنیم انشاالله خدا به ما کمک خواهد کرد.
شما در مصاحبه ای با جماران عنوان کردید که «جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد» و این موضوع محل بحث زیادی شد و در آن مصاحبه این موضوع را بسط ندادید که شرایط لازم برای رسیدن به این فضا چیست. اگر امکان دارد این موضوع را بسط دهید.
اینکه جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد به این معنی نیست که تا ابد ماندگار خواهیم بود. اینکه «آلترناتیو ندارد» به لحاظ سازمان های سیاسی منظور من بود. سازمان های سیاسی زیادی وجود دارد که همگی اعتقاد به نظام دارند هر چند سلیقه های این افراد متفاوت است و خط و مشی های متفاوتی برای ادامه کار دارند که کلیت نظام را تشکیل می دهند. نیروهایی که مخالف جمهوری اسلامی و نظام هستند، هیچ پایگاهی در درون کشور ندارند و سازمان عده و عُده ای هم که بتوانند با نظام مستقر جمهوری اسلامی در بیفتند ندارند اما این به این معنا نیست که این وضعیت تا ابد باقی خواهد ماند. اگر راه بر مخالفت‌های و انتقادهای قانونی و دگراندیشی قانونی و در یک کلمه راه را بر اصلاح ببنیدم آن زمان وضعیت فرق می کند. البته باز هم در آینده ای که من نگاه می کنم یک آلترناتیو سیاسی که در ایران بتواند جانشین جمهوری اسلامی شود وجود ندارد. البته به این معنا نیست که ما دچار گرفتاری های اجتماعی، ناهنجاری های سیاسی، اقتصادی نیستیم. در ۸ سال گذشته فسادی که در ارکان بالای دولتی اتفاق افتاده است بی سابقه بوده است این باعث افتخار نیست. نمی توانیم در جمهوری اسلامی به این افتخار کنیم و این را باید یک لکه ننگ ببینیم. اگر این موضوع در همه سطوح گسترده شود من فکر نمی کنم جمهوری اسلامی چیزی نباشد که همه کسانی که به پای این انقلاب و کشور شهید و جانباز شدند و فداکاری کردند از آن دفاع کنند.
این بی اخلاقی ها دامن دولت را هم گرفته است. شما فکر می کنید دولت در برابر این بی اخلاقی ها باید چه رفتاری را داشته باشد؟
به نظرم باید دولت نسبت به تندروی ها صبوری کند. مخالفت حق منتقدان است. مخالفان حق انتقاد دارند و حتی حق دارند تخریب کنند. در همه نظام های سیاسی این موضوع وجود دارد. یعنی کوچکترین اشتباه شما توسط طرف مقابل بزرگ می شود. ما باید ماهیت سیاست را درک کنیم و این موضوع صبوری می خواهد و باید بتوانیم عصبانی نشویم و بدانیم که این ماهیت سیاسی است. البته در ایران این موضوعات با بد اخلاقی هایی هم همراه می شود. البته دولت باید با مردم تماس بیشتری داشته باشد. این دولت باید به مردم بگوید که اگر هم اکنون وضعیت اقتصادی بد است چه چیزی را تحویل گرفته است و چه بر سر مملکت آمده است. حالا که تحریم ها لغو شده، دولت باید بگوید که در سایه این تحریم ها چه رانت هایی به وجود آمده بود. من معتقد به افشاگری نیستم ولی فساد سیستماتیک که در کشور ایجاد شده است، چرا اینگونه بوده و در حقیقت نیاز به شفاف سازی بیشتری داریم. اگر دولت شفاف سازی عمومی را انجام دهد و صبوری لازم را هم داشته باشد و در عین حال از ظرفیت های داخلی استفاده بیشتری کند. درست است که دولت به خاطر مجلسی که وجود دارد نمی تواند کابینه را به دلخواه بچیند، اما همه سازمان اجرایی کشور کابینه نیست. این همه ظرفیت اجرایی در کشور وجود دارد، دولت می تواند برای پیشبرد مقاصد استفاده کند که به نظرم در این مورد کوتاهی شده که امیدورایم در ادامه این کار از این ظرفیت های امید بخش به مردم استفاده کند.

۱۳۹۴ دی ۲۱, دوشنبه

نوکیشان مسیحی‌


بر طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر هر کس حق دارد که از آزادی فکر ،وجدان و مذهب بهره‌مند شود.این حق متضممن آزادی ،تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی‌ و اجرای مراسم دینی است ،هرکس میتواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی‌ برخوردار باشد.
 در ایران آزادی عقیده جرم می‌باشد و هیچ کس حق ندارد دین و یا مذهب خود را آزادانه و بدون هیچ ترسی‌ ابراز کند در غیر اینصورت با حکومت ایران با مشکل روبرو خواهد شد.همچنین در ایران هر روزه فشار بر مراکز مسیحی‌ و کلیساها در حال افزایش است بطوری که نوکیشان مسیحی‌ برای عبادت به کلیساهای خانگی پناه آورده‌اند اما با این وجود این کلیسا‌ها توسط ماموران امنیتی شناسایی و با حمله به این کلیسا‌ها تعداد زیادی از نوکیشان مسیحی‌ را دستگیر و روانه زندان‌ها کرده‌اند این نوکیشان در زمان بازداشت مورد آزار روانی‌ و جسمی‌ و حتا تهدید به اعدام میشوند.
بر طبق گزارش احمد شهید گزارش گر ویژه حقوق بشر ایران در تاریخ ژانویه ۲۰۱۵ حداقل تعداد ۹۲ مسیحی‌ در کشور به دلیل مذهب و فعالیت مسیحی‌ خویش در بازداشت و یا در انتظار برگزاری دادگاه میباشند که به طور مثال می‌توان به کشیش سعید عابدینی کشیش ایرانی‌ -آمریکایی تبار که در سال ۱۳۹۱ برای بازدید از خانواده‌اش و همچنین برای تاسیس یک پرورشگاه به ایران برگشته بود بازداشت و در بهمن ماه همان سال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۸ سال زندان محکوم شد.به طور حتم این تعداد با دستگیریه ماه‌های اخیر در شهر‌های کرج و ورامین و دیگر استان‌های ایران افزایش پیدا کرده است.
امیدواریم که جامعه جهانی‌ نسبت به این دستگیری‌ها و نقص حقوق این افراد بی‌ تفاوت نباشد و با تحت فشار قرار دادن حکومت ایران حمایت خود را نسبت به این افراد و گرفتن حق آنها اعلام کند.
نویسنده هادی زارع

۱۳۹۴ دی ۱۲, شنبه

نماینده آشوریان و کلدانیان: یک هیئت مذهبی زمین یک کلیسا را در تهران غصب کرده است


خبرگزاری هرانا ـ یوناتن بت‌کلیا، نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس شورای اسلامی، از “تصرف غاصبانه زمین متعلق به کلیسای کاتولیک آشوری کلدانی” در تهران، از سوی “گروهی در لوای هیات مذهبی و به بهانه تاسیس و بنای حسینیه” خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فردا، بت‌کلیا، گفته است: “قریب به دو سال است که گروهی در لوای هیات مذهبی، به بهانه تاسیس و بنای حسینیه، زمین متعلق به کلیسای کاتولیک آشوری کلدانی در خیابان پاتریس لومومبای تهران را به صورت غیر قانونی تصرف کرده‌اند و با وجود مراجعات مکرر و بررسی متعدد مسئولان، به تصرفات غاصبانه خود ادامه داده و ادعای دین‌داری هم می‌کنند”.
نماینده آشوریان و کلدانیان در مجلس شورای اسلامی افزوده که با علی یونسی، دستیار ویژه رییس جمهوری ایران در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، نیز درباره این مشکل صحبت کرده اما آقای یونسی گفته است که “کاری از دستش بر نمی‌آید”.
آقای بت‌کلیا توضیح بیشتری درباره این “هیات مذهبی” نداده که به گفته او زمین کلیسای آشوریان را تصرف کرده است.
اما آن‌گونه که روزنامه شرق نوشته، نماینده آشوریان و کلدانیان در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با این روزنامه از تبعیض‌ها علیه اقلیت‌های دینی در ایران انتقاد کرده است.
بت‌کلیا از جمله به ماده ۸۸۱ قانون مدنی ایران که بر اساس آن «کافر از مسلم ارث نمی‌برد» اشاره کرده و گفته است: «سال‌هاست که ما شاهد هستیم در برخی از خانواده‌های اقلیت‌های دینی، یکی از فرزندان اعلام می‌کند مسلمان شده و به این ترتیب، ارثیه پدری را کاملا تصاحب می‌کند و با استناد به این ماده، هیچ سهمی هم به خواهر و برادر و مادرش داده نمی‌شود. این در حالی ‌است که خیلی از این افراد اعتقادی هم به دین اسلام ندارند و فقط با استفاده از این امکان قانونی، ثروت خانوادگی را تصاحب می‌کنند و بعد هم از کشور خارج می‌شوند».
نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس شورای اسلامی این پرسش را طرح کرده است که “اگر ما کافریم، در این مجلس چکار می‌کنیم؟”
سخنان یوناتن بت‌کلیا درباره غصب زمین یک کلیسا توسط هیاتی مذهبی در حالی بیان شده که او در مصاحبه‌ای با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در اسفند ۱۳۹۲ گفته بود: “وجود کلیساهای متعدد در ایران و حتی در دورافتاده‌ترین روستا‌ها و حراست برخی از آن‌ها توسط برادران مسلمان نشانه برخورداری کامل اقلیت‌های دینی ایران از آزادی و امنیت است”.
وی همچنین گفته بود: “اقلیت‌های دینی رسمی کشور نه تنها هیچ مشکلی از نظر برگزاری آداب مذهبی خود ندارند، بلکه قانون اساسی کشور امتیازاتی برای آن‌ها از جنبه‌های گوناگون از جمله حقوق شهروندی و حقوق دینی مذهبی در نظر گرفته است”.
نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس شورای اسلامی بر همین اساس گفته بود که “مدعیان دروغین حقوق بشر باید بدانند اقلیت‌های دینی ایران پشتوانه بزرگی به نام قانون اساسی دارند و تمامی حقوق آن‌ها در آن درج شده است”.
به نظر می‌آید آن سخنان آقای بت‌کلیا در واکنش به یکی از گزارش‌های احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ایران بیان شده بود که در آن، از تبعیض‌های جمهوری اسلامی علیه زنان و اقلیت‌های دینی و مذهبی، مانند بهایی‌ها، مسیحیان و دراویش انتقاد شده بود.
در قانون اساسی و دیگر قوانین ایران، دین اسلام و مذهب شیعه ۱۲ امامی، تنها دین و مذهب رسمی کشور عنوان شده‌اند اما ایرانیان زرتشتی، مسیحی و کلیمی (یهودی) نیز به عنوان اقلیت‌های دینی به رسمیت شناخته شده‌اند.
با وجود این، چه در قانون اساسی و چه در قوانین عمده دیگر ایران مانند قانون جزا و قانون مدنی، محدودیت‌ها و تفاوت‌های متعددی درباره اقلیت‌های دینی و مذهبی تعبیه شده است.
ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران مذاهبی مانند بهاییت را از اساس به رسمیت نمی‌شناسد و از آنها به عنوان «فرقه ضاله» نام می‌برد.
در سال‌های اخیر همچنین فشارها بر کلیساهای ایران افزایش یافته و نوکیشان مسیحی نیز به شدت سرکوب شده‌اند.
قوانین و رفتار جمهوری اسلامی با اقلیت‌های دینی و مذهبی در ایران همواره با واکنش منفی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی روبرو شده هرچند تهران با رد تمام این انتقادات، می‌گوید که اقلیت‌های دینی و مذهبی با آزادی کامل در ایران زندگی می‌کنند.
از جمله حسن روحانی، رییس جمهوری، که در فروردین ۹۳ گفته بود: “در قانون اساسی ایران بین پیروان اقوام و مذاهب تفاوتی وجود ندارد”.

۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

یک نوکیش مسیحی در اصفهان بازداشت شد


  •   
meysam hojati
گزارش ها از بازداشت نوکیش مسیحی “میثم حجتی” در اصفهان حکایت دارد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از محبت نیوز، همزمان با آغاز ایام جشن های کریسمس و سال نو مسیحی، عصر روز چهارشنبه دوم دیماه ۱۳۹۴، چهار تن از ماموران لباس شخصی طی اقدامی، نوکیش مسیحی “میثم حجتی” که در نزد برخی دوستان با نام “سروش” شناخته می شود را در منزل پدری اش بازداشت نمودند.
این منبع گفته است که این افراد لباس شخصی که خود را از ماموران اداره اطلاعات اصفهان معرفی کرده اند، با نشان دادن برگه ایی  به پدر “میثم حجتی” به او گفته اندکه این برگه حکم تنفیتش و بازرسی از خانه می باشد که پس از آن ماموران وارد خانه شدند”.
ماموران لباس شخصی که چهار نفر بودند در بدو ورود اقدام به بازداشت نوکیش مسیحی “میثم حجتی”  نمودند. ماموران پس از اینکه به دستان میثم دستبند زدند در همان جا و در برابر چشمان نگران پدر و مادرش چند سیلی به صورتش زدند.
ماموران اطلاعات اصفهان همچنین بطور کامل اقدام به تفتیش و بازرسی از خانه نمودند.
این منبع آگاه در ادامه افزود: “ماموران پس از بازرسی، برخی از وسایل شخصی میثم، اعم از تعداد چند جلد کتاب مقدس، سرودنامه مسیحی، برگه هایی از جزوات تعلیمی الهیات مسیحی، و همچنین کامپیوتر و تلفن همراهش را نیز ضبط  و با خود بردند”.
ماموران همچنین حتی درخت کریسمس  را که بمناسبت این ایام، زاد روز تولد عیسای مسیح، آراسته و تزئیین شده بود را نیز ضبط کردند. در حالی که در بسیاری از نقاط ایران در چنین ایامی خرید و فروش درخت کریسمس امری بسیار متداول و جا افتاده است.
لباس شخصی ها همچنین ضمن تهدید پدر و مادر میثم، خواهان عدم خبر و اطلاع رسانی درباره این موضوع توسط آنها شدند و در پی آن اقدام به ضبط تلفن های همراه آنان نمودند.
ماموران اطلاعات همچنین در مقابل پرسش پدر و مادر میثم که وی را به کجا خواهند برد جوابی نداده و فقط به این پاسخ اکتفا نمودند که  میثم خود با شما تماس خواهد گرفت.
علیرغم گذشت شش روز از بازداشت این نوکیش مسیحی هنوز از مکان نگهداری و سلامت “میثم حجتی” خبری تاکنون در دسترس نیست.
لازم به یاد آوری است “میثم حجتی” از جمله فعالان نوکیش مسیحی است که پیش از این نیز سابقه بازداشت و دستگیری در کارنامه خود دارد.
وی پیش از این نیز یک بار در اسفند ماه  سال ۱۳۹۰ شمسی “برابر با فوریه  ۲۰۱۲ میلادی” در پی رخداد موج بازداشت جمعی از مسیحیان بشارتی در اصفهان، هم زمان با دستگیری کشیش “حکمت سلیمی” بازداشت شده بود. این نوکیش مسیحی نیز مانند سایرین پس از گذراندن حدود دو ماه در بازداشت، در مورخ ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ با قرار وثیقه بطور موقت آزاد شد.
جمله نوکیشان مسیحی که در آن زمان تعداد آنان حداقل  به ۱۳ تن می رسید، این افراد به اتهام ایمان و باورهای مسیحی، حضور در کلیساهای خانگی، تبلیغ و ترویج مسیحت، نگهداری کتاب مقدس و ارتباط با سازمانهای مسیحی در خارج از کشور، بارها مورد بازجویی قرار گرفتند.

دبیرکل جامعه اصناف و بازار: احمدی‌نژاد خائن است و باید محاکمه شود




چکیده :دبیرکل جامعه اسلامی اصناف و بازار، احمدی نژاد را خائن می‌داند و می‌گوید اگر دادرسی وجود داشته باشد، او باید به خاطر ضربه‌های زیادی که به کشور زد، محاکمه شود. احمد کریمی‌اصفهانی اقدامات احمدی‌نژاد را ظلم به کشور می‌داند که در تاریخ می‌ماند....
دبیرکل جامعه اسلامی اصناف و بازار، احمدی نژاد را خائن می‌داند و می‌گوید اگر دادرسی وجود داشته باشد، او باید به خاطر ضربه‌های زیادی که به کشور زد، محاکمه شود. احمد کریمی‌اصفهانی اقدامات احمدی‌نژاد را ظلم به کشور می‌داند که در تاریخ می‌ماند.
کریمی‌اصفهانی که دبیرکل جامعه اصناف و بازار از تشکل های محوری جناح راست است، درباره حضور برخی وزرای دولت احمدی‌نژاد در ائتلاف اصولگرایان، با تاکید بر اینکه حساب این افراد را از احمدی‌نژاد جدا می داند، گفت: یک گروه احمدی‌نژاد را منهای مشایی می‌خواهند که ما با اینها هم سر جنگ داریم چون اصل ریشه خیانت در مسایل اقتصادی را متوجه احمدی‌نژاد می‌دانیم.
او که با سایت امید ایرانیان گفت‌وگو کرده، تصریح کرده است: باوجود فرصت طلایی که برای کشور به وجود آمد، کشور ضربه‌های زیادی خورد و آن اتفاق‌ها به‌عنوان ظلم در تاریخ می‌ماند و به اعتقاد من اگر دادرسی بود باید به‌خاطر آن اتفاقات او را محاکمه می‌کرد. گروه دیگر هم افرادی هستند که اتفاقا احمدی‌نژاد را با مشایی و امثالهم قبول دارند که این گروه برای ما قابل بخشش نیست.
مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
برخی بر این باورند که جدایی آقای لاریجانی از ائتلاف اصولگرایان ضربه سنگینی به اصولگرایان می‌زند، نظر شما چیست؟
درباره آقای لاریجانی فعلا اظهارنظری نمی‌کنم. زمان همه‌چیز را مشخص می‌کند.
اما اظهارنظرهایی مطرح است مبنی براینکه حضور وزرای آقای احمدی‌نژاد در این ائتلاف یکی از دلایل جدایی لاریجانی و حامیانش در انتخابات مجلس آینده بوده است…
ما در رابطه با وزرای احمدی‌نژاد تفکیک قائل هستیم.
چه تفکیکی؟ همه وزرای یک دولت بوده‌اند…
وزرای یک دولت بوده‌اند اما برخی از این وزرا در مراحل اولیه به خیانت‌های احمدی‌نژاد پی بردند و بعدا هم در جاهای مختلف اظهار ندامت کردند. بنابراین ما این افراد را به حساب احمدی‌نژاد نمی‌گذاریم. اما دو گروه دیگر هم هستند؛ یک گروه که احمدی‌نژاد را منهای مشایی می‌خواهند که ما با اینها هم سر جنگ داریم چون اصل ریشه خیانت در مسایل اقتصادی را متوجه احمدی‌نژاد می‌دانیم. باوجود فرصت طلایی که برای کشور به وجود آمد، کشور ضربه‌های زیادی خورد و آن اتفاق‌ها به‌عنوان ظلم در تاریخ می‌ماند و به اعتقاد من اگر دادرسی بود باید به‌خاطر آن اتفاقات او را محاکمه می‌کرد. گروه دیگر هم افرادی هستند که اتفاقا احمدی‌نژاد را با مشایی و امثالهم قبول دارند که این گروه برای ما قابل بخشش نیست. از طرف دیگر احمدی‌نژاد در زمان ریاستش بارها گفت که من اصولگرا نیستم اما نمی‌دانم که چرا عده‌ای اصرار دارند که او را به اصولگرایان گره بزنند.
فکر نمی‌کنید به این دلیل باشد که در انتخابات سال ۸۴ و ۸۸ از او حمایت کردند؟
اگر هم حمایت کرده باشند به هر صورت او هرگز خود را اصولگرا ندانست و نبود چراکه اصولگرایان به مسایل اعتقادی باور و ایمان دارند و یکی از اصولشان هم پیروی از رهبر معظم انقلاب است. این در حالی است که انحرافی که احمدی‌نژاد به‌عنوان رأس انحراف انجام داد، سست کردن مسایل اعتقادی در جامعه بود. او با مطرح کردن بحث تبعیت از امام زمان در پی سست کردن اعتقادات مردم به ولایت رهبری بود در صورتی که امام زمان هم به این مساله راضی نبود.
حالا چه‌طور و بر چه اساسی شما این وزرا را تفکیک کردید؟ چرا که برخی معتقدند اینها فقط می‌خواهند از سبد رأی اصولگرایان استفاده کنند…
تفکیکش در عمل و هم در گذشت زمان برای ما مشخص شد. همین که این افراد متوجه اشتباهات شدند و رابطه‌ای با احمدی‌نژاد ندارند، نشان می‌دهد که راهشان جداست. این‌طور نیست که ما بر هیچ اساسی اینها را تفکیک کنیم و از خودمان اصولی را درآورده باشیم.
اما چندی پیش آقای داوری از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد گفت که اینها جلساتشان با آقای احمدی‌نژاد به‌صورت مرتب برگزار می‌شود؟
آن چیزی که به ما گفته می‌شود و ما به ظاهر می‌بینیم این است که این افراد رابطه‌ای با هم ندارند.
مساله همین است که چه تضمینی وجود دارد که اینها در عمل هم رابطه‌ای نداشته باشند؟
همان‌طور که گفتم آن چیزی که ما می‌بینیم این است که اینها رابطه‌ای ندارند و متوجه اشتباهاتی که در آن زمان صورت گرفت، هستند بنابراین ما این افراد را به‌عبارتی احمدی‌نژادی نمی‌دانیم.
تکلیف جبهه پایداری چیست؟ چون در ائتلاف اصولگرایان حضور دارند اما هنوز حداقل در افکار عمومی این‌طور شناخته می‌شود که آنها حامیان احمدی‌نژاد هستند…
به هر حال اینها در جلسات ائتلاف حضور دارند. از طرف دیگر هم به‌دلیل سهم‌خواهی ممکن است با هر گروهی کنار بیایند.
اگر پایداری‌ها برای سهم‌خواهی ائتلاف می‌کنند، چرا در ائتلاف اصولگرایان حضور پیدا کرده‌اند؟
من درباره پایداری‌ها چیزی نگفتم.
الان گفتید که به‌دلیل سهم‌خواهی حضور پیدا می‌کنند؟
بحث سهم‌خواهی جداست.
در نهایت فکر می‌کنید که اصولگرایان با چند لیست در انتخابات حاضر می‌شوند؟
اصولگرایان پایگاه اجتماعی خوبی دارند که می‌توانند و باید از آن استفاده کنند. اما به هر حال باید تا انتخابات صبر کرد و دید که چه می‌شود.