۱۳۹۵ آذر ۱۲, جمعه

وکیل عالیه مطلب‌زاده خطاب به وزیر اطلاعات: اتهام موکلم همچنان نامشخص است


عالیه مطلب‌زاده

عالیه مطلب‌زاده، عکاس و فعال حقوق زنان که در بازداشت به سر می‌برد، پنج روز پس از بازداشتش برای دومین‌بار با خانواده خود تماس گرفته و از ادامه بازداشتش در بند ۲۰۹ (زیر نظر وزارت اطلاعات) خبر داده است. او همچنان از اتهام خود بی‌خبر بوده است.
به گزارش تارنگار حقوق  بشر در ایران به نقل از زمانه، بازداشت عالیه‌ مطلب‌زاده بدون مشخص شدن مورد یا موارد دقیق اتهامی او باعث شده است تا امیرسالار داودی که وکالت خانم مطلب‌زاده را بر عهده دارد نامه‌ای خطاب به محمود علوی، وزیر اطلاعات بنویسد و از او بخواهد تا به این موضوع رسیدگی کند.
عالیه مطلب‌زاده نیز خود پیش از بازادشت نامه‌ای برای وزیر اطلاعات نوشته بود تا به ورود غیر‌قانونی مأموران این وزارتخانه به خانه‌اش و وسایل غیر‌مرتبط ضبط شده رسیدگی کند که به گفته صدرا عبداللهی، همسر خانم مطلب‌زاده، این نامه به جای قانونی کردن روال ماجرا، باعث تهدید بیش‌تر شده است.
ح‍الا اما امیر‌سالار داودی، وکیل دادگستری، به نام عدالت برای وزیر اطلاعات نامه نوشته است و با شرح آن‌چه بر موکلش، عالیه مطلب‌زاده گذشته، خواستار رسیدگی او به موضوع شده است.
داودی با معرفی خانم مطلب‌زاده به عنوان یک فعال مهم حوزه حقوق بانوان، با ابراز تأسف و ناخشنودی از بازداشت او به فاصله یک روز از روز جهانی منع خشونت علیه زنان، از محمود علوی خواسته است تا دستور دهد مقامات تحت فرمانش، «حقوق شهروندی و دفاعی» عالیه مطلب‌زاده را تمام و کمال مراعات کنند.
او ضمن تأکید بر بی‌اطلاع بودنش از اتهام موکل خود نوشته است که این بی‌اطلاعی در حالی‌ است که ضابطین قضایی و مقامات قضایی می‌بایست در اسرع زمان ممکن پس از بازداشت فرد، او را تفهیم اتهام کنند: «متأسفانه در خصوص موکل اینجانب چنین استاندارد قضایی‌ای تا‌کنون معمول نگردیده است یا اگر هم معمول گردیده است، اینجانب بی‌اطلاع هستم و این بی‌اطلاعی البته به واسطه عدم امکان موکلم در برقراری تماس است.»
امیرسالار داودی همچنین این سوال را مطرح کرده است که اگر اتهامی متوجه موکلش بوده، چرا از روز اول بازداشت نشده است: «از طرفی همچنان یک سوال به وجهی جدی مطرح است و آن این‌که چنانچه بانو مطلب‌زاده اتهامی متوجه‌شان بوده است، چرا همان بار اول که همکاران شما به منزل ایشان ورود کرده‌اند یا چند روز بعد او را ملاقات نموده‌اند، اقدام به بازداشت ایشان نکرده‌اند؟»
متن این نامه در پی می‌آید:
وزیر محترم اطلاعات دولت یازدهم،
جناب آقای دکتر محمود علوی،
با سلام و تحیات…
احتراما، همان‌طور که استحضار دارید، بانو عالیه مطلب‌زاده، از فعالان حوزه حقوق بانوان و در سطحی اعلی حقوق بشر، چند روز پیش از سوی نیروهای تحت فرمان جنابعالی به بهانه استرداد وسایل توقیف کرده از مشار الیها به مقر اصلی اداره اطلاعات تهران احضار و متعاقبا بازداشت و روانه دادسرای امنیت (شهید مقدس ـ دادسرای ناحیه ۳۳ ) گردیده و علی‌الظاهر با قرار بازداشت مواجهه شده و هم اکنون در مکانی نا‌معلوم اقامت دارد.
چه این‌که حدود یک ماه پیشتر نیز نیروهای عملیاتی وزارت متبوع جناب عالی به منزل موکله‌ام یعنی بانو مطلب‌زاده وارد و منزل ایشان را تحت بازرسی و تجسس قرار داده و سپس ضمن این‌که برخی وسایل ایشان و همسرشان را با خود می‌برند، تأکید می‌کنند که چند روز بعد بانو مطلب‌زاده به مقر اصلی وزارت اطلاعات مراجعه نماید که البته این اتفاق رخ داده و بانو مطلب‌زاده با مراجعه به محل تعیین شده با همکاران شما گفت‌و‌گو کرده و سر آخر، بعد از چند ساعت موکله‌ام همان روز به منزل باز می‌گردد ….
علی ای حال نظر به معروضات پیش گفته متعاقب سپری شدن سه روز از عدم بازگشت بانو عالیه مطلب‌زاده، نگرانی‌های اینجانب از وضعیت ایشان متزاید گردیده است و خاصه این‌که همچنان از دلیل یا دلایل بازداشت این بانوی فعال و مصلح و ارزشمند بی‌اطلاع هستم و خود او نیز در تنها تماس برقرار کرده‌اش مقارن انتقال به دادسرای امنیت از دلیل یا دلایل بازداشتش بی‌اطلاع بوده است.
این بی‌اطلاعی در حالی است که ضابطین قضایی و مقامات قضایی می بایست در اسرع زمان ممکن پس از بازداشت فرد، او را تفهیم اتهام نمایند که متأسفانه در خصوص موکله اینجانب چنین استاندارد قضایی‌ای تا‌کنون معمول نگردیده است و یا اگر هم معمول گردیده است، اینجانب بی‌اطلاع هستم و این بی‌اطلاعی البته به واسطه عدم امکان موکله‌ام در برقراری تماس است ….
از طرفی همچنان یک علامت سوال به وجهی جدی مطرح است و آن این‌که چنان‌چه بانو مطلب‌زاده اتهامی متوجه‌شان بوده است، چرا همان بار اول که همکاران شما به منزل ایشان ورود کرده‌اند و یا چند روز بعد او را ملاقات نموده‌اند، اقدام به بازداشت ایشان نکرده‌اند؟!
در انتها ضمن ابراز ناخشنودی از بازداشت موکله‌ام به عنوان یک فعال مهم حوزه حقوق بانوان و منع خشونت علیه بانوان به فاصله یک روز از روز جهانی منع خشونت علیه بانوان، رجاء واثق دارم تا در اعجل زمان ممکن دستور فرمایید تا مقامات تحت فرمان شما حقوق شهروندی و دفاعی موکله‌ام را تمام و کمال و همان‌طور که از جنابعالی به عنوان احدی از وزرای خوشنام دولت یازدهم انتظار است، مراعات نمایند.
با تجدید احترام
امیرسالار داودی،
وکیل دادگستری

روایت پرستو فروهر از پیگیری پرونده دستبرد به خانه‌ی فروهرها


فروهر

پرستو فروهر که به تازگی از آلمان به تهران سفر کرده است، روز شنبه ششم آذر ماه به مجتمع قضایی ولیعصر، جهت رسیدگی به پرونده ی دستبرد به خانه ی داریوش و پروانه فروهر، مراجعه کرده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، منزل مسکونی داریوش و پروانه فروهر، رهبران کشته‌شده حزب ملت ایران در تهران، برای دومین بار در بهمن ماه سال ۹۴ مورد دستبرد قرار گرفت. دادگاه رسیدگی به پرونده این واقعه، روز شنبه ششم آذر ماه، با حضور پرستو فروهر تشکیل شده است.
روایت این دادگاه را به نقل از پرستو فروهر در پی می خوانید:
روز شنبه ششم آذر ماه در مجتمع قضایی ولیعصر، پشت پارک شهر تهران، دادگاهی تشکیل شد برای رسیدگی به پرونده‌ی دستبرد دوم به خانه پدرومادرم، که در پایان آذرماه سال پیش اتفاق افتاده بود.
پیش از جلسه بخش‌هایی از پرونده‌ی پیگیری را از وکلایم در این پرونده، نسرین ستوده و آرش کیخسروی، گرفته و خوانده بودم. پیگیری‌ها شامل بازجویی از چند مظنون بود، که یکی از آن‌ها با پذیرش جرم مدعی شده بود که دستبرد را به تنهایی انجام داده است. با اینکه در پرونده توضیح‌های کتبی من در مورد ابعاد گسترده‌ی تخریب و دستبرد موجود بود، که بی‌شک کارآگاهان پیگیری‌کننده هم آن نوشته‌ها را خوانده بودند، اما انگار هیچ تردیدی در اعتراف‌های «متهم» نکرده بودند؛ هیچ پرسشی از او درباره‌ی چگونگی انجام یک‌تنه‌ی چنین عملیاتی در پرونده موجود نبود. از «متهم» پرسیده نشده بود که چگونه یک‌تنه در کوچه‌ی باریکی با بافت فشرده‌ی خانه‌ها، در آهنی ورودی حیاط را، که قفل‌های ایمنی به آن خورده بود، با پتک تخریب کرده، چگونه یک‌تنه با استفاده از دستگاه فرز نرده‌های آهنی در ورودی ساختمان را بریده، چگونه یک‌تنه درون ساختمانی سه‌طبقه چنان اقدامی به تفتیش و تخریب کرده که حتی یک گوشه‌ی خانه دست‌نخورده نمانده و حتی شیرهای آب و چراغ‌های دیواری و اف‌اف‌ها را کنده و به زمین ریخته است. از او پرسیده نشده بود که چطور یک‌تنه فهرست بلندبالایی از اشیاء بزرگ و کوچک را از خانه خارج کرده و با چه وسیله‌ی نقلیه‌ای همه‌ی آن‌ها را با خود برده است.
در پرونده اما علاوه بر این دستبرد ردپای جرم دیگری نیز مشهود است. «متهم» با سرقت سندهای مالکیت خانه، که درون گاوصندوق بوده‌اند، قصد «سندسازی» و فروش خانه را داشته است. اگرچه او برای اجرای این نقشه همدستانی داشته که بازجویی‌هایی از آن‌ها نیز در پرونده موجود است، اما دست‌آخر به تنهایی متهم این جرم شناخته شده است. با نهایت قدردانی از پیگیری‌هایی که سبب جلوگیری از اجرای این طرح پلید شده است، اما هرچه خوش‌دلی به خرج دهم هم نمی‌توانم باور کنم که «متهم» به تنهایی این نقشه را برای چنین خانه‌ای کشیده و تا مراحل نهایی پیش برده است.
از میان تمام آنچه از خانه برده شده است، تنها همین سندهای خانه را به همراه یک جلد قرآن و یک گلیم به ابعاد سی در چهل سانتی‌متر به من بازگردانده‌اند. متهم در اعتراف‌های خود مدعی شده است که تمامی اشیاء دیگر را، از جمله چند قالیچه و گلیم و یک فرش و ظرف‌ها و تابلوها و لباس‌ها، و نیز یادگارهای تاریخی و گرانقدری مانند آن عصایی که پدرم به هنگام مرگ در دست داشته است، دست‌بافت‌های هم‌بندی‌های او در زندان، هدیه‌های پشت‌نویسی‌شده‌ی همراهان سیاسی پدرومادرم به آن‌ها و …، در میدان شوش فروخته است. حالا تصویر آن یادگارهای گرانقدر در بازار مال‌خرهای میدان شوش برای من کابوسی شده است در امتداد قتل آن دو عزیز و غارت خانه‌شان، در امتداد حذف و تحمیل فراموشی.
روز شنبه که در دادگاه حاضر شدم، متهم روبروی من نشسته بود. مردی درشت هیکل در آغاز میان‌سالگی که هر آنچه را در بازجویی نوشته بود کتمان می‌کرد. به اصرار می‌گفت که کتک‌اش زده‌اند. می‌گفت وادار به اعتراف شده است و آنچه در پرونده نوشته نادرست و زیر فشار بوده است. می‌گفت «حقیقت» این است که روزی سوار موتور بوده و از کوچه‌ی ما می‌گذشته تا در خیابان هدایت، که جای فروش وسایل یدکی یخچال است، لاستیک عایق برای در یخچال خانه‌اش بخرد. می‌گفت در خانه باز بوده است. می‌گفت داخل حیاط رفته و دیده است که نرده‌های فلزی ورودی ساختمان بریده شده‌اند و در ساختمان باز است. می‌گفت درون ساختمان همه‌چیز به هم ریخته و آشفته بوده است. می‌گفت سه جلد سند روی زمین، روی تلنبار کاغذهایی که از قفسه‌ها بیرون ریخته بودند، افتاده بوده است و او تنها «از سر کنجکاوی» سندها را به همراه چند شیء کوچک با خود برده است. می‌گفت هرآنچه برده را بی‌کم‌وکاست پس داده و حالا بی‌دلیل در حبس است.
دوستی می‌گفت در زبان فارسی واژه‌ای داریم به نام «گردن‌گیر». این واژه را نمی‌شناختم و نمی‌دانم آیا نوظهور و برآمده از زمانه‌ی ماست یا ریشه در گذشته دارد. اما از آن روز شنبه که به دادگاه رفتم این واژه در ذهنم می‌چرخد و از خود می‌پرسم که حقیقت چه مفهوم و سرگذشتی دارد آنجا که کسی جرمی را به گردن می‌گیرد تا کسان دیگری از پاسخگویی در امان بمانند و سرنخ‌ها کور شوند و آن‌ها که وظیفه‌ی کشف حقیقت را دارند به بهانه‌ی این گردن‌گیری از ردیابی و افشای حقیقت معاف شوند.
در پرونده شواهد و اعتراف‌های غریب دیگری نیز آمده است که چون دادرسی هنوز به پایان نرسیده از بیان آن‌ها در اینجا پرهیز می‌کنم به این امید که با رأی قاضی، این پرونده مختومه نشود تا شاید پیگیری به سرانجام درستی برسد.
شاید هم امیدواری من در این مورد از جنس همان گردن‌گیری آن مجرم باشد؛ در هردوی این موقعیت‌ها تصنعی هست که از «واقعیت» موجود بسیار دور می‌نماید.
پرستو فروهر، یازدهم آذر ۱۳۹۵، تهران

تجاوز به دختر ۱۳ ساله توسط بستگان نزدیک


 Image result for ‫تجاوز به دختر ۱۳ ساله‬‎

یک دختر ۱۳ ساله توسط داماد خانواده (شوهر خواهر) مورد تجاوز قرار گرفت و باردار شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، پزشکان پس از معاینه متوجه شدند این دختر نوجوان بدون اینکه بداند باردار است و وقتی بررسی کردند از یک رابطه سیاه که در آن دختر ۱۳ ساله از سوی مرد آشنایی فریب خورده بود پرده برداشتند.
چندی پیش مادرو دختری به بیمارستانی رفتند و ادعا کردند دخترنوجوان شکم درد دارد و امانش بریده شده است وقتی این دختر معاینه شد همه پی بردند که وی باردار است و نوزاد زودتر از موعد متولد خواهد شد. این درحالی بود که این دختر اصرار داشت با هیچ پسری رابطه ای نداشته است.
دختر ۱۳ ساله باز اصرار داشت با کسی دوستی نکرده تا اینکه مادرش گفت او باردار است و بچه حتما پدری دارد دخترنوجوان با شنیدن این ماجرا به گریه افتاد و درحالیکه خجالت می کشید و می ترسید، فاش کرد دامادشان-شوهرخواهر – او را فریب داده و با وی ارتباط پنهانی داشته است.
بنابه این گزارش، پس از تولد نوزاد که سالم نیز بود سرنوشت این دختر ۱۳ ساله به حراست بیمارستان گزارش شد و با مخابره به پلیس و دستگاه قضایی، داماد خانواده تحت تعقیب قرار گرفت.

مرگ ۴ کودک در پی کودک‌آزاری والدین/ افزایش کود‌ک‌آزاری در سال ۹۵


کودک‌آزاری

رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور از مرگ ۴ کودک در پی آزار و اذیت والدین خود طی ۶ ماهه اخیر خبر داد و گفت: آمار کودک‌آزاری در سال ۹۵ به نسبت سال ۹۴ افزایش یافته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از میزان، حسین اسد‌بیگی با اشاره به آمار کودک‌آزاری در ۶ ماه گذشته سال ۹۵ گفت: تاکنون مسئولان ۱۱ استان کشور گزارش‌های دریافتی مبنی بر کودک‌آزاری در ۶ ماهه نخست سال جاری را به اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور ارسال کرده‌اند.
وی افزود: یزد، خراسان رضوی، اصفهان، همدان، گلستان، قم، گیلان، کرمان، تهران، البرز و قزوین استان‌هایی هستند که آمار کودک‌آزاری خود را اعلام کرده‌اند.
رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با ارائه آماری از تعداد افراد زیر ۱۸ سالی که طی بازه زمانی ۶ ماهه مورد آزار قرار گرفته‌اند اظهارکرد: بر اساس آمار، ۱۰۲ دختر و ۱۰۷ پسر در سنین مختلف از نوزادی تا قبل از ۱۸ سالگی از سوی والدین خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند که از این تعداد ۱۰۴ نفر، نوزاد بوده‌اند.
اسدبیگی ادامه داد: از آمار ۲۰۹ نفره کودک‌آزاری، ۱۲۹ مورد از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به بهزیستی کشور ارجاع داده شده بودند که بعد از بررسی‌های متعدد از سوی قضات، ۱۱۰ نفر به خانواده‌های خود ارجاع و ۸۷ کودک به سازمان بهزیستی سپرده شده و سرپرستی ۸ کودک نیز به اقوامشان سپرده شد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا کودک‌آزاری‌ها طی ۶ ماهه اخیر منجر به فوت کودکی شده است یا خیر؟، گفت: از میان آمار ۲۰۹ کودک‌آزاری صورت‌گرفته، ۴ مورد منجر به فوت کودکان شده و بیشترین آمار کودک‌آزاری‌ها متعلق به تهران بوده است.
رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به دلایل شناسایی کودکانی که در شهر تهران مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، خاطر‌نشان کرد: نخست جمعیت بالای پایتخت و دوم فعال بودن سازمان‌های حمایت کننده از مادران و کودکان در تهران منجر شده تا کودکان شناسایی شوند و در نهایت مورد حمایت قرار گیرند.
وی به همکاری وزارت بهداشت و تعامل این وزارتخانه با سازمان بهزیستی و اورژانس اجتماعی اشاره کرد و گفت: جلسات متعددی با مسئولان این وزارتخانه برگزار شده که در نهایت منجر به ابلاغ بخشنامه‌ای از سوی وزارت بهداشت به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی جهت همکاری بیشتر با بهزیستی شده است.
اسد‌بیگی افزود: طبق بخشنامه وزارت بهداشت، مراکز درمانی و بیمارستانی موظف شده‌اند تمامی مادرانی که باردار بوده و فرزند معتاد به دنیا می‌آوردند و دچار مسمویت مواد هستند را بستری و تحت درمان قرار دهند.
رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور اضافه کرد: نسبت کودک‌آزاری در ۶ ماه سال جاری نسبت به زمان مشابه سال گذشته افزایش داشته است.

مرگ یک کارگر دانشگاه براثر حادثه کار


مرگ کارگر

بهنام قشلاقی، از نیروهای خدماتی دانشگاه شهید بهشتی که ماه گذشته بر اثر حادثه کار مصدوم شده بود، روز سه‌شنبه، نهم آذرماه در بیمارستان طالقانى درگذشت.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، مرحوم قشلاقی حدود سه هفته قبل در حین انجام کار به دلیل نبود امکانات ایمنی به داخل چاهی که در محوطه دانشگاه قرار دارد سقوط می‌کند.
گفتنی است نیروهای خدماتی دانشگاه، تنها ملزم به انجام امور بهسازی فضا هستند اما به دنبال سرد شدن ناگهانی هوا از آن‌ها خواسته می‌شود تا برای پراکندن و جمع‌آوری سگ‌هایی که از بیرون به داخل دانشگاه آمده بودند اقدام کنند. در جریان این کار، یکی از نیروهای خدماتی شاغل در دانشگاه شهید بهشتی با نام بهنام قشلاقی اهل روستای خمس شهرستان خلخال، در اثر سقوط به داخل چاه دچار آسیب و به بیمارستان طالقانی منتقل می‌شود.
اگرچه در نتیجه پیگیری‌های انجام‌شده، هزینه‌های درمان و بستری شدن این کارگر مصدوم توسط پیمانکار پرداخت می‌شود اما در نهایت پس از سه هفته کارگر مصدوم جان خود را از دست می‌دهد.

۱۳۹۵ آذر ۱۱, پنجشنبه

بستری شدن مهدی رجبیان در بیمارستان/ مخالفت با تمدید مرخصی درمانی


مهدی رجبیان

دستگاه قضایی به مهدی رجبیان، هنرمند زندانی که هم اکنون در در مرخصی درمانی به سر می برد، اعلام داشته است که روز یکشنبه چهاردهم آذر ماه، جهت سپری کردن باقیمانده حبس، خود را به زندان اوین معرفی کند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مقامات قضایی با تمدید مرخصی درمانی مهدی رجبیان، موزیسین ایرانی، مخالفت به عمل آورده و وی می بایست روز یکشنبه چهاردهم آذر ماه، برای تحمل محکومیت خود به زندان اوین مراجعه کند. این درحالی است که این هنرمند دربند به دلیل عوارض ناشی از یک ماه اعتصاب غذا، هم اکنون در بیمارستان بستری و تحت درمان و رسیدگی پزشکی می باشد.
شایان ذکر است، مهدی رجبیان بنا به دستور پزشک معالج، برای جلوگیری از بروز یک بیماری خود ایمنی، نیازمند رسیدگی پزشکی در خارج از زندان و انجام تزریقات دارویی به صورت ماهیانه می باشد.
مهدی رجبیان که در اعتراض به محرومیت از حق مرخصی درمانی و محرومیت از حق ملاقات با خانواده و وکیل خود، از روز جمعه هفتم آبان‌ماه دست به اعتصاب غذا زده‌ بود، روز یکشنبه هفتم آذرماه به مرخصی درمانی اعزام شد.
حسین رجبیان، برادر این زندانی که همزمان و با دلایل مشابه اقدام به اعتصاب غذا کرده بود، علیرغم وضعیت وخیم جسمانی همچنان در زندان اوین به سر می برد.
این دو هنرمند ایرانی که پیش‌تر در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام “تبلیغ علیه نظام” هرکدام به شش سال زندان محکوم شدند، در شانزدهم خردادماه جهت اجرای حکم راهی زندان اوین گشتند.
حکم صادره از سوی شعبه۵۴ دادگاه انقلاب اسلامی، برای هرکدام به سه سال حبس تعزیری، سه سال حبس تعلیقی و پرداخت ۲۰ میلیون تومان جریمه تعیین و به اجرای احکام دادسرای زندان اوین ارسال‌ شده بود.
این دو در جریان برگزاری دادگاه از حق داشتن وکیل محروم بوده‌اند و محاکمه‌شان تنها یک ربع طول کشیده است. یک منبع آگاه می‌گوید: «آن‌ها در حین بازجویی وکیل نداشته‌اند. در دادگاه هم وکیل نداشته‌اند، چون گفته‌ شده که پرونده‌شان به شکلی است که خودشان باید توضیح بدهند.»
مهدی رجبیان سال ۹۲ تدوین و ضبط آلبومی به نام «تاریخ ایران به روایت سه‌تار» را آغاز کرد که به نظر می‌رسد بیانیه‌ و توضیح او درباره این آلبوم و اعلام خبر پخش آن در سایت برگ‌ موزیک، از جمله دلایل بازداشتش بوده است. در این آلبوم تمام جنگ‌های ایران با سه‌تار روایت شده است.

بی خبری از وضعیت عماد ملازهی پس از بازداشت


عماد الدین ملازهی

با گذشت ۱۰ روز از بازداشت عماد ملازهی٬ وزارت اطلاعات به وی اجازه تماس با خانواده نمی دهد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین فعالین بلوچ٬ عماد ملازهی که در ۱ آذر ماه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود٬ با گذشت ۱۰ روز هنوز اجازه تماس و رابطه با خانواده نیافته است
این زندانی سیاسی سابق بلوچ ۱ آذر پس از سفر به سراوان بازداشت شده و خانواده وی از علت بازداشت مجدد وی اظهار بی اطلاعی کردند.
پیش از این٬ عمادالدین ملازهی به مدت ۵ سال به طور بلاتکلیف در زندان به سر می برد که از این مدت ۱۵ ماه ابتدایی در سلول های انفرادی وزارت اطلاعات زاهدان تحت شکنجه بود.
نامبرده فروردین ماه سال جاری از کلیه اتهامات چون ( حمل و نگهداری سلاح و گروگان گیری) تبرئه و با وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.