۱۳۹۴ بهمن ۱۶, جمعه

بصیر ابراهیمی از دانشگاه اخراج شد



به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز بصیر ابراهیمی از دانشگاه علامه محدث نوری اخراج شد.
بنابرگزارش بهایی نیوز این دانشجو به دلیل اعتقاد به دیانت بهایی از ادامه تحصیل محروم شد و اجازه تحصیل در رشته معماری در مقطع کارشناسی این دانشگاه را به دلیل بهایی بودن از دست داد.
به گفته این دانشجوی محروم از تحصیل پس از گذراندن ترم اول و در ماه چهارم حضور در دانشگاه از سوی حراست دانشگاه به عنوان یک بهائی شناسایی شده و پس از آن از دانشگاه اخراج شد.
دانشگاه علامه محدث نوری واقع در شهر نور مازندران می باشد.
بنابراطلاع مجموعه بهایی نیوز در روزهای اخیر تعدادی از شهروندان بهایی که اجازه حضور در دانشگاه ها را نیز پیدا کرده بودند پس از شناسایی آنها از دانشگاه اخراج شده اند.
اولین اعلامیه حقوق بشر جهانی در۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ حق تحصیل را برای همه انسانها فارغ از نژاد، رنگ، عقیده، مذهب و جنسیت برابر می‌داند.
در سال‌های گذشته، اعلام "نقص در پرونده" داوطلبان بهایی ورود به دانشگاه‌ها در ایران معادل محرومیت از تحصیل آن‌ها بوده به نظر می‌رسد که این روند، در سال جاری نیز ادامه پیدا کند.
محرومیت از تحصیل بهاییان در دانشگاه‌های ایران با استناد به مصوبه‌ی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” صورت می‌گیرد که بهاییان را علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌کند.
بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبت نام بهاییان در دانشگاه‌ها جلوگیری به عمل آید بلکه چنان‌چه هویت بهایی فردی بعد از ثبت نام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.
محرومیت شهروندان بهایی پس از انقلاب اسلامی و اعلام انقلاب فرهنگی در ایران به صورت سیستماتیک اجرا شده است.

۱۳۹۴ بهمن ۱۵, پنجشنبه

صدوربیانیه, در پی اعتصاب غذای مجدد محمد علی طاهری از طرف مادر ایشان


به گزارش اخبار اقلیت های مذهبی ایران در پی اعتصاب غذای مجدد محمد علی طاهری بنیان گذار عرفانحلقه  به دلیل عدم آزادی از زندان,عزت طاهری مادر ایشان بیانیه ای به شرح زیر صادر کردند.
بسم الله الرحمن الرحيم
لایحب الله الجهر بالسؤ من القول الا من ظلم و کان الله سمياعلبما (نسا ١٤٨) 
در پی شایع شدن خبر اعتصاب مجدد و ناگزیر عارف دلسوز و فرزند مظلوم من محمد على طاهرى درست در روزهایی که بی تاب آزادی اش هستیم از مجاری مختلف درباره صحت و سقم خبر تحقیق کردیم. خبرهای موثق نشان می دهد که متاسفانه او از روز شنبه ۱۰بهمن در اعتصاب غذای تر بسر می برد. 
همه ما از جمله فرزند مظلوم من شیعیان حسین بن علی(ع) هستیم و مسوُلان محترم جمهوری اسلامی هم همین داعیه را دارند پس اگر چنین است به فرمایش مولای مان ما حتی اگر دین هم نداشته باشیم باید آزاده باشیم. ما اگر مسلمان و موحدیم باید بدانیم خدای بزرگ شنوا و ناظر و حی و حاضر است و اگر انسانیم عاطفه انسانی ویژگی ممتاز انسان است. پس در محضر خداوند و مولای مان و در محضر وجدان از مسیولان جمهوری اسلامی می خواهم در برابر سلب ازادی ناحق یک انسان و شرایط سختی که برخلاف قوانین خودتان سال هاست به فرزندم تحمیل شده بی تفاوت نباشید.
او نه اختلاس های میلیاردی دیگران از بیت المال را داشته نه قتلی مرتکب شده نه جرمی داشته و حداکثر این است که عقاید متفاوتی از شما داشته است که خودش این را هم قبول ندارد و همواره گفته است من همان عقاید عرفای ایرانی اسلامی را به زبانی دیگر بیان می کنم. البته او امروز معتقد است اگر دیروز وظیفه ای برای ترویج عرفان سنتی داشته تا جوانان به دام عرفان های نوظهور و وارداتی نیفتند امروز این تکلیف از او ساقط است و می خواهد به خانواده اش برگردد اما ای مسیولان ایا می دانید اگر این رویه ماندگار شود که هر کسی را بخاطر نظرات متفاوت زندانی کنند چه بلایی بر سر این ملک و ملت و اسلام و حتی بر سر خود شما و فردای تان خواهد امد؟
به عنوان مادری دلسوز و سالخورده که افتاب لب بام است .
نگران فرزندم و شما و ایرانم و اسلام عزیز هستم و خواهش می کنم بنیانگذار سنت سییه ای نشوید که به قول رسول گرامی اسلام هر کس سنت سییه ای را بنیان نهد تا قیامت گناه ارتکاب ان توسط دیگران هم به پای او نوشته خواهد شد.
فرزندم اگر مجرم هم بود به پنج سال زندان محکوم شد و اگر مجرمان دیگر با گذراندن یک سوم حبس ازاد می شوند و ایام حبس را هم در بند عمومی با تسهیلات ان بسر می برند فرزند من پنج سال کامل را در زندان بسر برد و نهادهای رسمی که دیگران را بخاطر نقض قانون؛ مجازات می کنند خودشان در این پنج سال همه قوانین خودشان را در محاکمه و زندان فرزندم زیر پا گذاشتند اما بازهم ما شکایتی نکرده ایم و به خدای بزرگ واگذار کردیم.
پس دست کم حالا که پنج سال حبس با اعمال شاقه تمام شده و در هجدهم بهمن ماه که سالگرد انقلاب اسلامی است که برای ازادی و برای پایان دادن به روش های نادرست رخ داد و حالا که در آستانه بهار و سال نو هستیم که همیشه در سنت ما ایرانیان خوشحالی را به خانه ها می بردند شما هم فرزند مرا آزاد کنید و مطمین باشید همانطور که خودش متعهد شده است فعالیتی نخواهد داشت هیچ ضرر و خطری متوجه شما نخواهد بود. او کشورش را دوست دارد. او هیچ وقت کنشگر سیاسی نبوده و عارفی مقید به تکلیف بوده است و امروز برای خود تکلیفی جز بودن در کنار خانواده اش نمی بیند. بگذارید او و هزاران نفر مانند او بخاطر اغراض شخصی و کینه های فرقه ای کسانی که مصلحت ایران و نظام و اسلام را رعایت نمی کنند به وادی های دیگری سوق داده نشوند. 
با خیالی آسوده او را در زمان پایان زندانش آزاد کنید تا پیش از وداع من با این دنیای پر رنج پس از سال ها فراغ ، فرزندم را ببینم و در آزادی ببینم و او که به دلیل عدم اعتماد به بعضی نهادها فکر می کند كه از قانون تخلف کرده و مانع آزادی اش خواهند شد با کسب اطمینان از جانب شما برای آزادی اش اعتصاب خود را پایان دهد و بیش از این صدمه نبیند.
مسیولان محترم جمهوری اسلامی و خصوصا مسؤلان قضایی شما هم مادر، همسر،فرزند، خواهر و برادر دارید پس بیایید به اخرین خواهش های این مادر غمزده و پیر گوش فرا دهید و گرهی را که با دست باز می شود با دندان باز نکنید.
به امید آنکه در بهار انقلاب 
اسلامی و بهار طبیعت شیرینی آزادی فرزندعزیزم محمدعلی طاهری را به کام هزاران هزار بریزید و دیوارهای بی اعتمادی را خراب کنید و ایران مان را با تدبیرهای درست خود در راه رستگاری ببرید 
مادر چشم به راه
عزت الملوك طاهرى

فرزند و دو شاگرد یک روحانی زندانی بازداشت شدند


خبرگزاری هرانا ـ صبح امروز فرزند محمدرضا نکونام روحانی زندانی و دو تن از شاگردان وی در حالی بازداشت شدند که اواخر دی ماه این مدرس دربند حوزه‌ی علمیه قم به طور ناگهانی از زندان اوین به زندان قم منتقل شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کلمه، ماموران امنیتی و دادگاه ویژه روحانیت امروز با یورش به منزل مهدی نکونام فرزند آقای محمدرضا نکونام وی را بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
ماموران با حضور در منزل آقای نکونام که محل کار او و فرزندش بود، به تفتیش آنجا پرداخته و هر چه از بازرسی های پیشین باقی مانده بود را با خود ببرند. ایجاد فضای رعب و وحشت در خانواده باعث شد که وضعیت جسمی همسر مهدی نکونام بحرانی شده و وی بلافاصله به اورژانس منتقل شود.
همچنین در خبری دیگر گزارش شده که صبح امروز آقای خادمی مدیر سایت «عشق مردم» و برادر همسر وی رضا زارع از شاگردان آقای نکونام نیز بازداشت شده‌اند. سایت «عشق مردم» روز گذشته فیلتر شده بود.
آقای نکونام، استاد حوزه علمیه که از یک سال قبل بدون اعلام دلیل زندانی است، اواخر دی ماه سال جاری بدون اعلام قبلی از زندان اوین تهران به زندان مرکزی قم (لنگرود) منتقل شد.
این روحانی اولین بار در دی ماه سال گذشته، پس از آنکه از مواضع مرجع تقلید مکارم شیرازی علیه اینترنت پرسرعت انتقاد کرد، بازداشت شد. هرچند مکارم چندی بعد، ارتباط خود با این موضوع را رد کرد.
با این حال آیت آقای نکونام بدون شاکی خصوصی و در دادگاهی که هیچ جزئیاتی از آن تاکنون برای افکار عمومی روشن نشده، به دو سال حبس محکوم شده که پس از اعتراض دادستانی، به پنج سال افزایش پیدا کرده است.
وی در پایان سال گذشته، در پی وخامت حالش پس از سکته مغزی از زندان آزاد شد. اما انتشار مطلبی در روزنامه قانون در فروردین ماه به بازداشت دوباره وی منتهی شد.
نکونام از آن زمان در زندان به سر می برد و سختگیری های ویژه ای همچون ممنوعیت گهگاه ملاقات با خانواده و ممانعت از اعزام به مراکز درمانی به بهانه نپوشیدن لباس زندان نیز از سوی مسئولان بر وی اعمال می شود.

نه به اعدام خاموش افشین سهراب زاده

e9fe550ba3c0c201d69e3bc0a455b623_XL

به گزارش اخبار اقلیت ها: افشین سهراب زاده زندانی سیاسی مبتلا به سرطان روده که سە ماه پیش برای معالجه از زندان میناب به تهران منتقل شده بود، بدونه هیچ معالجەی و در حالی که در وضعیت وخیم قرار داشت به زندان میناب باز گردانده شد. «افشین سهراب‌زاده» یکی از زندانیان سیاسی کُرد است. “او به دلیل ابتلا به بیماری سرطان روده و خونریزی داخلی، در معرض خطر جدی مرگ قرار دارد.” مادر این زندانی سیاسی ضمن هشدار در مورد مرگ حتمی فرزندش گفت که “مسئولیت جان افشینم را متوجه آقای خامنه‌ای و تمامی کسانی که مانع از درمان و مرخصی وی هستند، می‌دانم” خانم بابا صفری همچنین از تمامی نهادهای حقوق بشری و مدافع زندانیان خواست که برای نجات جان فرزند بیمارش کاری انجام دهند و مانع از مرگ تدریجی وی شوند. افشین سهراب‌زاده»، اهل کرمانشاه در ۱۸ خردادماه ۱۳۸۹، توسط نیروهای «اداره اطلاعات شهر کامیاران» بازداشت شد و از سوی شعبه دوم «دادگاه انقلاب اسلامی سنندج»، به تحمل ۲۵ سال زندان همراه با تبعید به «زندان میناب» محکوم شد. او اوایل اسفندماه سال ۱۳۹۰، از «زندان مرکزی سنندج» به «زندان میناب» تبعید شد. منابع مطلع از وضعیت این زندانی، شکنجه‌های این زندانی را بی‌رحمانه توصیف کرده‌اند و گفته‌اند: “افشین از ناحیه بینی دچار شکستگی شده است. بر اثر ضربات شدید وارده از سوی شهرام رحیمی مامور اطلاعات، فتق این زندانی سیاسی پاره می‌شود و با همان وضعیت به رجایی شهر کرج فرستاده می‌شود. او پس از ۲۰ روز بدون درمان، دوباره به اتاق‌های بازجویی اداره اطلاعات سنندج بازگردانده می‌شود. هنگامی که این زندانی چندین بار از شدت درد از هوش می‌رود، در یکی از بیمارستان‌های شهر سنندج تحت عمل جراحی فتق قرار می‌گیرد، به صورتی که پس از این عمل، برای نزدیک به ۹ ماه به وی سوند وصل می‌شود.

درخواست رسیدگی فوری به وضعیت آقای کاظمینی بروجردی

Broujerdi_3

به گزارش اخبار اقلیت ها: جناب دکتر بانکی مون، دبیر کل محترم ازمان ملل متحد جناب دکتر احمد شهید، گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران سازمانها و مدافعین حقوق بشر آقای سید حسین کاظمینی بروجردی تئوریسین دینی ۵۷ ساله، که از اکتبر۲۰۰۶ در حدود یک دهه است که تحت شکنجه های متوالی در زندان، به بیماری های مختلفی دچار شده و جان ایشان در معرض خطر جدی است، نیاز مبرم به پزشک، دارو و مراقبت های پزشکی دارد. علاوه بربیماریهای قبلی ایشان، جدیدا از تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۶ تا کنون بیشتر از دو هفته است که از شدت یافتن بیماری آقای بروجردی می گذرد، ولی تاکنون هیچ گونه رسیدگی پزشکی و دارو و درمان به این زندانی بیمار نشده است. بنابر گزارش های رسیده از داخل زندان و اظهارات خانواده، اخیرا آقای بروجردی به دلایل نامعلوم به طور پیوسته دچار سرگیجه و استفراغ های شدید شده و گهگاهی منجر به بیهوشی وی می شود. لازم به ذکر است که درمانگاه زندان، امکانات مناسب برای تشخیص و درمان بیماری این زندانی عقیدتی و سایر زندانیان را ندارد. از سوی دیگر مسئولین اطلاعات ویژه روحانیت، از انتقال وی به بیمارستانی در خارج زندان برای شناسایی نوع بیماری و درمان لازم جلوگیری می کنند. در این شرایط بحرانی ما نمایندگان آقای کاظمینی بروجردی، به اطلاع شما می رسانیم وضعیت سلامت این زندانی عقیدتی، از منظر تشخصیص بیماری و عوارض موجود، در هاله ای از ابهام است که بیانگر نقض تعهدات بین المللی ایران در عرصه حقوق بشر به علت فراهم نساختن درمان پزشکی مناسب برای ایشان است. لازم به یادآوری است که این عدم رسیدگی هدفمند و آگاهانه به بیماری ایشان، نوعی شکنجه سفید محسوب می گردد که تا کنون منجر به مرگ دهها زندانی در زندان های ایران شده است بنابراین از شما که بالاترین مقام مدافع حقوق بشر را درجهان دارید و همچنین تمامی نهادها و سازمان های مدافع حقوق بشر، اصحاب رسانه و همه وجدان های بیدار مصرانه درخواست می کنیم که به وضعیت درمان پزشکی و سلامتی این زندانی عقیدتی رسیدگی و توجه ویژه نمایند و امکانات انتقال ایشان به بیمارستان مجهز را بعد از ده سال فراهم آورید .
نمایندگان آقای کاظمینی بروجردی ۱۳ بهمن ۱۳۹۴

۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

روزهای پایانی دوره محکومیت محمدعلی طاهری



برگرفته از پیچ کمپین نه به اعدام محمد علی طاهری
در حالی که 6 روز به پایان دوره حبس 5 ساله  #‏محمدعلی_طاهری  باقی مانده است، قضات دادگاه انقلاب هنوز قرار آزادی وی در 18 بهمن را صادر نکرده اند. بنیان گذار  #‏عرفان_حلقه  در اعتراض به این بی اعتنایی قوه قضاییه از روز 10 بهمن دست به اعتصاب غذا زده است.
گفتنی است همزمان با این خبر، جمعی از فعالان حقوق بشر و شاگردان محمد علی طاهری، تحت عنوان«  #‏نهضت_جهانی_اعتصاب_غذای_تر ( نجات)»، اعلام کرده اند، در صورت عدم آزادی وی در روز هجدهم بهمن ماه، مصادف با پایان حکم پنج ساله، دست به تحصن به همراه اعتصاب غذا خواهند زد.
بی شک آزادی محمدعلی طاهری در آن روز، آزمون التزام دستگاه قضا به قانون و حقوق انسانی شهروندان ایرانی است. تصمیم گیری هشیارانه مسوولین قضایی کشور می تواند از بروز یک بحران اجتماعی در روز 18 بهمن جلوگیری کند

سالروز حمله به مسجد مکی زاهدان پس از تخریب مسجد شیخ فیض مشهد



نوشته شده توسط  فعال بلوچ
کمپین فعالین بلوچ- پس از تخریب مسجد شیخ فیض مشهد، که شب هنگام در ساعات پایانی 11 بهمن 1372 آغاز و تا بعد از ظهر 12 بهمن ادامه پیدا کرده و به طور کامل تخریب و تبدیل به پارکی به نام "گل نرگس" شد، جامعه اهل سنت ایران به شدت نگران شدند،
و با توجه به ارتباطات نزدیک تر خراسان و بلوچستان، مردم در بلوچستان از شنیدن این واقعه به شدت بر آشفته شده و روز بعد از واقعه تخریب مسجد اهل سنت در مشهد، جمع بسیار بزرگی از مردم در مسجد مکی زاهدان جمع شدند، مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان وقتی احساسات مردم را دیدند تلاش کردند که احساسات آنها را کنترل کنند و گفتند: "الان که مسجد شیخ فیض را تخریب کرده اند نباید اجازه دهیم اتفاقی بیفتد که واقعه مسجد شیخ فیض تحت تاثیر قرار گرفته و فراموش شود" دکتر عبدالرحیم ملازاده که در آن صحنه همراه مولانا عبدالحمید و در دفتر مسجد بودند به این موضوع اشاره می کنند.
ماموران انتظامی  و امنیتی که وضعیت عمومی شهر را سنجیده و انتظار هر نوع واکنشی از سوی مردم داشتند و تجمع مردم در مسجد مکی را دیده بودند کل منطقه را به محاصره در آورده و کنترل می کردند. هنگامی که نماز ظهر روز 12 بهمن روز تخریب مسجد شیخ فیض در مسجد مکی زاهدان اقامه شد دکتر عبدالرحیم ملازاده از بلندگو های مسجد نیروهای انتظامی را خطاب قرار دادند و از آنها پرسیدند که چرا مسلح شده و مسجد را به محاصره در آورده اید؟ که فرمانده نیروی انتظامی در پاسخ گفت: که هدف ما برقراری امنیت است. اما نه از شما بلکه از دست نیروهای دیگر... که به گفته دکتر عبدالرحیم منظور وی نیروهای سپاهی و بسیجی بودند که قصد حمله به مسجد را داشتند.
و همانگونه نیز شد، نیروهای لباس شخصی به مسجد و مدرسه دینی حمله کردند، هلیکوپتر های نظامی از هوا به سمت مسجد تیراندازی کرده و از زمین ده ها نفر نیرو وارد مسجد و مدرسه دینی شده و شروع به شلیک و تیراندازی مستقیم به سمت مردم کردند، به گفته شاهدان عینی تیراندازی ها به سمت مردمی که در به طور مسالمت آمیز در مسجد جمع شده و هیچ چیزی به دست نداشتند کاملا فله ای و خودسرانه بود تا جایی که آمار ها از کشته و زخمی شدن 100 نفر حکایت دارند که بنابر آمار رسمی مسئولان مسجد مکی در این واقعه دستکم 8 نفر کشته و 90 نفر زخمی شدند،  منجمله حافظ عبدالله منگل موذن مسجد مکی که قطع نخاع شد. فرش ها و در و دیوارهای داخلی مسجد و مدرسه دینی مکی پر از خون شده و آثار تیر تا مدتها بر در و دیوار های مسجد و مدرسه دینی و مناره های آن وجود داشتند. و بیش از 300 نفر بازداشت شدند. ماموران امنیتی از زخمی شده ها و خانواده های آنها تعهد گرفت که در این زمینه اطلاع رسانی نکنند و حتی بسیاری از زخمی ها از ترس اینکه بازداشت نشوند به بیمارستان مراجعه نمی کردند.
آن روز یکی از سیاه ترین روزهایی است که جمهوری اسلامی در کارنامه فشارهای خود بر علیه اهل سنت و ایرانیان دارد و میرفت که بسیاری از اهل سنت زاهدان و طلاب و اساتید مکی قتل  عام شوند اما در عین حال که این واقعه یک فاجعه بزرگ و یک جنایت برنامه ریزی شده بود بدلیل ترس و وحشت مردم و نبود رسانه و از آنجا که ماموران امنیتی به مدت نزدیک به دو روز مسجد را تحت کنترل گرفته و آثار تیر اندازی را از داخل مسجد وآثار خون ها را از فرش های مسجد پاک کردند  و همزمان با برقراری حکومت نظامی در شهر زاهدان و اطراف مسجد مکی و برخورد با هر گونه تردد تا جایی که توانست از رسانه ای شدن جزئیات بیشتر این ماجرا جلوگیری کردند. این در حالی است که این واقعه به هیچ عنوان کمتر از واقعه کوی دانشگاه و یا وقایع حمله به معترضان در اعتراضات پس از انتخابات سال 88 نبود.
پس در روز 12 اسفند که همزمانی آن با ایام دهه فجر تصادفی نیست یاد آن کشته شده ها و آن وقایع تلخ را زنده نگه می داریم به امید آنکه حق و حقوق پایمال شده اهل سنت در حکومت جمهوری اسلامی به آنها باز گردد